25-- قسمتی از فلسفه و نظریه درمانی ما ( پاسخ به نامه ) - December 10, 2004 11:17 AM

درپاسخ به نامه دوم آقای دکتر محمدحسین سنائی فرد (مطلب شماره23 ) این ایمیل ارسال شده ملاحظه فرمایید.

همکار ارجمند جناب آقای دکتر سنائی فرد - کالیفرنیا

- فلسفه ما 180درجه با طب داروئی فرق دارد.
- آنچه که باروش ما معالجه شده بسیار متنوع است.
- بدن انسان فعالیت مضره ندارد که با دارو وسم بجنگ آن برویم.
- باعتقاد فلسفه من ، شیمی درمانی عملی اشتباه است.
- درفلسفه من، ویروس و میکرب و تومورسرطانی مقام دیگری دارندتا آنچه طب دارویی میگوید.

از مکاتبه مجدد و لطف شما بسیار سپاسگزارم وآنچه شما تذکر داده اید، ما تاحدی انجام داده ایم و انچه شما در سایت می بینید گوشه بسیار کوچکی است از آنچه واقعا شده است البته حق باشماست که چون در سایت نیست بپرسید ولی باید بدانید که ما در سایت خیلی عقب هستیم و این هم بعلت نا واردی به سایت سازی است ،
مثلاسالهاپیش برای موسسه تحقیقاتی هلند یک پروژه علمی غذادرمانی

موفقیت آمیزی انجام داده ام و مریضان زیادی که گزارشات آنها موجود است و فقط سه نمونه آن در سایت آمده دارم وامیدوارم بزودی بقیه راهم بتدریج وارد سایت کنیم و از آن تاریخ تاکنون هم بیماریهای متنوعی رابا این روش درمان کرده ایم،
انچه که شایان توجه جامعه امریکائی است و ملیونها نفر در جستجوی راه حلی برای آن هستند همانا درمان چاقی و فرار از گوشتهای زائد است که ما با قدرت بخشی به سیستم خوددرمانی بدن،این آرزوی ملیونها مشتاق را میتوانیم برآورده سازیم و اخیرا خانمی 36ساله که مادر هم میباشد در ظرف کمتر از یکماه 24:5 کیلو (معادل 50پوند)ازگوشتهای زائد خودرا آب کرده است و این درحالی است که ایشان اجازه دارند از غذاهای مجاز و متحول کننده سلولها که باو تجویز کرده ام هرمقدار که مایلند بخورند و هیچ محدودیتی ندارد در حقیقت این روش میگوید بخور و خوشگل شو یاسلامت شو ویا خوش هیکل شو (ایشان در جنوب ایران ساکن هستند در برازجان (از استان بوشهر) وبکمک شوهرشان و با کامپیوتر با من درتماس است و حالا چندین مریض مشابه ایشان که از طریق خودایشان با سایت من آشناوتماس گرفتند، مشغول درمان دارم و هر مریضی که با این روش معالجه میشود تمام مریضان در تماس با آنها متقاضی درمان با این روش میشوند.

و یا خانم 54ساله آلمانی که مادر 2 فرزندمیباشد از آلمان برای معالجه نزد من به هلند میامد و بدلیل بیماری پارکینسن Parkinson´s disease (نیمه فلج و رعشه در پاها )وروز اول با دو عصا از ماشین پیاده اش کردند و به زحمت خودش را به کمک دوعصا میکشید و راه میرفت ، وقتی به او گفتم ناراحت نباش یکماه دیگه با هم میریم و میرقصیم شوهرش با خوشحالی گفت دیدی عزیزم گفتم که راه حلی برات پیدا کرده ام و معلومم شد که با تشویق شوهرش که هلندی بود ولی ساکن آلمان، من را پیدا کرده بود ،ایشان در رو ی هردو پاهاش خون مرده زیاد داشت که سیاه و بنفش شده بود و platelets خونش بهم ریخته بود ( وقتی پرسشنامه اش را تکمیل میکردم معلوم بود که چه تلاشهای گسترده ای برای درمان هم کرده بوده که بی نتیجه بوده ،من ریشه این ناراحتی را در مشروبخواری بی حد او از عنفوان جوانی تا کنون میدیدم ونیزمصرف داروهای زیاد و درنتیجه بیرون کشیدن سموم الکل و سم دواها از بدن او ، باروش کنترل غذائی خودم توام با درد را به او گوشزد کردم و او را روحا آماده درد کردم ولی در عمل با درد چندانی روبرو نشد سردرد و ضعف خفیف داشت اما در 16همین روز چنان پاها ورم کرد و بشدت داغ شده بود(ولی بدون درد) که موجب وحشت او شده بود و نیمه شب مرا خبردار کرد و من چقدر خوشحال شدم که او نوامید نشده بود و ترک روش ناشناخته مرا نکرده بود به او گفتم در این روش کنترل غذائی هیچ ریسکی وجود ندارد که نگران بشی تو غذا خورده ای غذایی که همیشه میخوردی ولی اینبار کنترل شده و غیرمتنوع میخوری و سلولها تقویت شده اند حالا سیستم تازه کشف شده من قدرت یافته و میخواهد بیماری را از این ناحیه دفع کند و به این نحو سلول های مهار کننده سموم قدیمی تو را فرمان به استفراق سموم خودشان داده و این سموم آب شده را یکباره وارد لایه های سطحی پای شما ساخته و ورم پیدا کردی و چون سمی هستند سلولهای سفید خون به تلاش بیشتر میپردازند و این ناحیه از بدن شما چنین داغ شده است و چاره اش هم ادامه دادن به همان غذاهای مجازاست که برای شما تجویز کرده ام و شمارا به این روز در آورده است میباشد البته او برای 5روز بکلی قادر به راه رفتن نبود یعنی بظاهر وضع او بدترهم شده بود چون استخوانهای پاهاش درحال ترمیم بوداوصرفا بدلیل اعتقاد شدید من به صحت این راه و اینکه این وضع ناهنجار موقتی میباشد، و نوامیدی و سرخوردگی از راههای دارودرمانی ،تحمل میکرد و الا تمام علائم فلجی شدید را بظاهر با آن روبرو بود و بالاخره درپایان پنجمین روز بستری ، خون مرده پاها پاک شدند و دیگر لکه های خون سیاه و بنفش نداشت وورم پا برطرف شدو بتدریج قادر به راه رفتن صحیح و بدون عصاشد و در حدود 31روز از شروع درمان نگذشته بود که بدون عصا و خیلی عادی راه رفت و فقط دوماه به کنترل غذائی ادامه داد که با او گفتم کافیست و دیگر این مرض برنخواهد گشت .
این از بزرگترین معجزات خداوندیست که چنین قدرتی وچنین سیستم خوددرمانی دربدن موجودات زنده و بویژه انسانها گذاشته است و ما انسانها هزاران سال است به بیراهه میرفتیم و هنوز هم میروند.
نمونه های درمان انواع فراوان دیگر هم داریم از تمر سرطانی مغز سر گرفته تا درمان کلیه های کاملا فاسد ، تا عروق ودرمان انسداد رگهای منتهی به قلب تا سردردها و میگرن ها تا جوشهای صورت و موهای زائد در خانمها و لکه های پوستی تا گلسترول دفع انواع ناهنجاریهای زنانتا درمان انواع زخم های حاد و مزمن ، تنگی نفس و انواع آسم ، ناهنجاریهای کبدی نمونه های بیماران جاری هستند و اصولا هرگونه ناهنجاری را میتوان از طریق متحول کردن سیستم خوددرمانی بدن درمان کرد.
در دارو درمانی دید بر نابود سازی عامل بیماری در بدن بیمار بوسیله دارو است و اصولا دارو( کلمه درواگ به معنی سم) کشنده است و نابود کننده و ازبین برنده است ولی در روش من غذا رساندن به سلولهای کم کار است دیدگاهها 180درجه با هم فرق دارند دارو را مزاحم کارخودم و مزاحم درمان واقعی میدانم من در روش خود معتقدم که بدن هرگز فعالیت مضره ندارد که بخواهیم با دارو بجنگ آن برویم بلکه آنچه بعنوان فعالیت مضره و درد در بدن است و اشتباها نام بیماری به آن داده اند فعالیت همین سیستم تازه کشف شده من است بنام سیستم خود درمانی بدن است و آن فعالیت (که اشتباهابیماری نامیده شده) هم برای دفع سمهای جمع شده میباشد و فعالیت مضره نیست که بخواهیم آنرابا دارو وسم نابود و سرکوب کنیم که چون سمهای خارج شده از سلولها به سطح اعصاب میرسد درد را منعکس میکند این سمها که زیاد جمع بشوند و سلولهای زیادی مامور مهار کردن و زندانی نمودن آنها شوند و از فعالیت ارگانیک خود باز میمانند و آن ارگان از کار می افتد و با دارو این حرکت مفید(دفع سم) سرکوب میشودو درد که مثل زنگ خطر بدن است را مصنوعا از کار می اندازند و حساسیتش را از دست میدهد (وبیمار بظاهرخوشحال میشود) درصورتیکه سیستم انعکاس درد او معیوب شده و غیر حساس ، ناهنجاری های آتی را در بدو شروع منعکس نمیکند و میگذارد که سخت و بغرنج شوند تا منعکس گردد و ارگانها را ازکارمی اندازد و بعد منعکس میشود و تبدیل به یک بغرنج سخت تری میگردد درحقیقت سرکوب حتی سرماخوردگی هم بوسیله دارو میتواند پدربزرگ بیماریهای بغرنج و صعب الاعلاج و پیچیده آتی شود ولی کنترل غذایی به روش من به آن فعالیت کمک هم میرسانیم چون آنها همه فعالیتهای مفیدند و باغذا به حمایت از این فعالیتها میپردازیم وبا تغذیه صحیح به آن وضع (به ظاهربیماری) سرعت بیشتری هم میدهیم تا این سموم از تن خارج گردد و آن سلولهای بظاهر فاسد ومضروبیمار که در اصل و با فلسفه من سلولهای فداکار و انباردار و زندانبان سموم هستند وهمه خوب وهمه مفید ، تمیز میگردند و به مجموعه فعالیت ارگانها باز میگردند و به فعالیت ارگانیک خود میپردازند و بیماری بدینوسیله دفع میگردد(بهمین دلیل من شیمی درمانی را یک عمل اشتباه میدانم) یعنی در روش من و دیدگاه من ویروس و میکرب ،وتومرسرطانی یا غیر سرطانی، جایگاه و مقام دیگری دارد سوای آنچه طب داروی میشناسدو بحث های مفصل دیگر که در کتاب مطالعه خواهید فرمود.

واما موضوع دیگر سئوال شما باید بگویم که با مقامات علمی و سیاسی برخی کشورها درتماس میباشم و انشاالله طبق نظر شما خواهد شد.

نمونه های بیماران درمان شده که مورد نظر شما در نامه قبلی تان بوده درشرف اجرا میباشد و بزودی در سایت میآیدو گویا طراحی اینکه به چه شکل در سایت ظاهر سازند وقتشان را گرفته واینکه تا چه مقدار به ریزه کاری های خصوصی بپردازند که کسل کننده برای خواننده سایت نشود و این کم کاری در سایت نویسی را بحساب کم کاری کل نگذارید.

فتوکپی شده از کتاب قبلی (کشف شگفت انگیز قدرت سیستم خوددرمانی بدن در دفع بیماریها) که مورد نظرتان بود به آدرس شما پست میگردد.

باز هم از مکاتبه شما ممنون هستم و باز هم ما را با نامه های خود خوشحال فرمایید.
ارادتمند حسین خرسند هلند

HomePageصفحه اصلی