درمان سرطان پوست - May 1, 2013 08:28 PM

ed

درمان پوست

باز هم « سیستم دنسروخ بدن » کشف پرفسور خورسند شگفتی آفرید




ویدئـو شفایافتگان و خورسند

بیش از 13 سال زجـر دارو خواری پرهزینه و آزمایشات مختلف و گرانقیمت، نزد متخصصین مختلف و پرفسورهای دانشگاهها، طبق معمول حتی بر سر اسم بیماری هم به یک نظر واحد نرسیدند و همه تیری در تاریکی رها میکنند و از هیولای ناشناخته ئی وحشت دارند و درصدد ساختن داروئی هرچه سمی تر میباشند! نامهائی از سرطان پوست تا اگزما، ازآبسه تا........ و داروهای مختلف،
تا بالاخره کمترازفقط 100 روز در روش پرفسور خورسند سلامتی خودرا بازیافت و بر 13 سال زجر و گوشه گیری نقطه پایان یافت


برای بزرگنمائی، برروی عکسها کلیک کنید.


نویسنده: *** قنبری ( پرواز) از تجربه غذادرمانی از: 2012/11/03 تا 23-04-2013
تقدیم به خوانندگان حقیقت طلب درمانی -
parvaz4@yahoo.com

تلفن* : 0935302

*** (پرواز)
اردیبهشت 1392

عکسها و مدارک پزشکی قبل از غذادرمانی


گوشه هائی از زخمهائی که در سرتاسر بدن و سر و در ابرو ها ولب و داخل بینی و- و - و - همه جام و بوی بدعفونتش تابیش از بیست متریم همه را کلافه میکرد

برای بزرگنمائی بر عکس ها کلیک کنید

عکسها و مدارک پس از « غذادرمانی» و روش « دنسروخ بدن » پرفسور خورسند


04e6d29f70d07a34d7979abdolkerimad080c66aca.jpg
خداراشکر آنچنان سرتارسر پوستم و سرم و لب و دهان وداخل بینی و همه جام خوب شده که نه انگار 13 سال از همه جام کثافت میزده بیرون و بوی بدعفونتش تابیش از بیست متریم را هم کلافه میکرد

به نام خدا
من بیش از 13 سال از عمرم درگیر این بیماری مرموز پوستی و کثیف گذشت و هرچه از طریق دارو
تلاش کردم بیشتر در این کثافات غرق شدم و در نهایت در همه جای . . . . . .

23-04-2013


نویسنده: ***قنبری ( پرواز) از تجربه غذادرمانی از:
2012/11/03 تا 23-04-2013

عکسها و مدارک پزشکی قبل از غذادرمانی



گوشه هائی از زخمهائی که در سرتاسر بدن و سر و در ابرو ها ولب و داخل بینی و- و - و - همه جام و بوی بدعفونتش تابیش از بیست متریم همه را کلافه میکرد





برای بزرگنمائی بر عکس ها کلیک کنید


عکسها و مدارک پس از « غذادرمانی» و روش « دنسروخ بدن » پرفسور خورسند



04e6d29f70d07a34d7979abdolkerimad080c66aca.jpg

خداراشکر آنچنان سرتارسر پوستم و سرم و لب و دهان وداخل بینی و همه جام خوب شده که نه انگار 13 سال از همه جام کثافت میزده بیرون و بوی بدعفونتش تابیش از بیست متریم را هم کلافه میکرد



به نام خدا


من بیش از 13 سال از عمرم درگیر این بیماری مرموز پوستی و کثیف گذشت و هرچه از طریق دارو
تلاش کردم بیشتر در این کثافات غرق شدم و در نهایت در همه جای بدنم گسترده تر شـد و
روزگار برمن سیاه و تنگ کرد.



حدود 13سال قبل ابتدا متوجه یک زخم روی آلت تناسلی ام شده بودم که به پزشک مراجعه کرده بودم
و به من پماد بتامتازون تجویز کردند که بعد از اینکه یک مدت استفاده کردم زخم بظاهر

هم از بین رفته ولی مجددا به سراغم آمد و من نیز هربار به پزشک مراجعه می کردم و هربار
با تجویز همان پمادهای کروتونی فقط برای یک مدت بظاهر و موقت زخم از بین می رفت هر
بار که به پزشک معالج علت زخم را جویا می شدم؛ می گفتند بیماری قارچی هست، تااینکه کم کم

با کمال تعجب در اثر دارو خواری به موقع ، در پس سرم و همینطور روی زانوهایم نیز زخم های مشابه پیدا شد که پزشکهای مختلف با تزریق انسولین و یا کروتونهای قوی تر سعی در برطرف
کردن آن داشتنند که در همین مراجعات یک متخصص پوست با انجام آزمایشهای کشت قارچ بیماری
بنده را پسوریازیس(داءالصدف)تشخیص دادند و گفتند که این بیماری صعب العلاج بوده ( با

به قول پرفسور خورسند مثل همه بیماریها از نظر پزشکان داروئی صعب العلاج میباشند) و باید
تا آخر عمر با آن کنار بیایم و از جمله توصیه های ایشان این بود که سعی کنم خودم را
زیاددرگیر مسائل استرس زا نکنم و سعی کنم همیشه فکر راحت داشته باشم و همینطور غذاهای سودائی نخورم.




من نیز سالها با این شرایط سعی کردم کنار بیایم و در تمام این سالها سراغ بهترین پزشکها و >متخصصین پوست رفتم و هزینه ی زیادی برای درمان پوستم انجام می دادم و از هر شیوه
درمانی نیز استفاده می کردم و این پیگیریهاا برای درمان چندین سال گذشت، رو به روشهای دیگر آوردم،
با طب سنتی آشنا شدم و در دوره های آزاد جهاد دانشگاهی دانشگاه علوم پزشکی

هم شرکت کردم و تحقیقات زیادی در رابطه با طب سنتی انجام دادم و از جمله تحقیقاتم
ریشه یابی این بیماری صعب العلاج یعنی پسوریازیس بوده و از دستورات و توصیه های فراوانی
که در کتب طب سنتی برای درمان پسوریازیس (داءالصدف) توصیه شده بود بهره گرفتم که
از جمله آنها مالیدنیهای مختلف که در این کتب به آن اشاره شده بود، حجامت های مختلف که
بعضی ها بسیار زجرآور بود (چون هدفم خلاصی از این بیماری بود آن زجرها را تحمل میکردم)

و همینطور زالو انداختن در چند مرحله و..... ولی افسوس هرچه تلاشم را بیشتر
میکردمخ نتیجه ام کمتر و صفر بود بسیار نوامیدم میکرد هربار که روشهای درمانی مختلف
نتیجه بخش نبود استرس من نیز بیشتر و بیشتر می شد



از طرفی مشکلات پیرامونی استرس مرا بیشتر و بیشتر کرده بود و زخمهای به سرم زانو هایم مرتب
گسترش پیدا میکر، روی آرنج و بیضه و آلت تناسلی و پس سر من بیشتر و بیشتر می شد و مرا
کاملا کلافه میکرد روزی چندین بار پیراهن عوض میکردم جرئت نداشتم به میهمانی بروم و یا
در سرکار کنار همکاری بنشینم که بوی عفونت بدنم و بوی زخمهای کثیفم همه را از من
فراری میداد زجر پیوسته هلاکم میکرد. گاها زخمها روی پلک چشمها و یا در داخل بینی من
شروع می شد که وضعیت زننده ای برای من داشت و به خاطر همین زخمهای زننده و خارش زیاد که
بیشتر مواقع از شدت خارش زیاد محل زخم خون هم می آمد ناگزیر بودم که در جمع دوستان و
آشنایان نباشم و به گوشه تنهایی پناه برم.

در
حین دوره های آزاد طب سنتی و طب مکمل با آیورودا طب سنتی هند نیز آشنا شدم و با
تشخیص بیماری ها از روی زبان متوجه یک مشکل در کبدم شدم که با انجام آزمایش متوجه آنزیم
های کبدم بالاست و با انجام سنوگرافی کبد من گریدA تشخیص داده شد و من متوجه می شدم که

هر بار کبودی روی زبانم که مربود به ناراحتی کبدم بود بیشتر می شود در آزمایش آنزیمهای
کبدم بالاتر می رود و زخمها نیز بیشتر می شود، و هرچقدر کبودی کمتر
می شد آنزیمهای کبدی
در آزمایشها پائین تر می آمد و زخمها کمتر می شد، این
درگیریهای بالا و پائین شدن و
زخمهای کثیف و گسترده در بدن به جائی رسید که در عین جوانی


دوستان به من میگفتند حتما خودم را بازنشسته پزشکی کنم و به این وضعیت سلامتی ام در
اداره پایان دهم تا شاید کمی از استرسم کاسته شود من هم پیگیر شدم و ولی پزشک معالجم
تمایلی به بازنشستگی من نداشت و در کمسیون پزشکی می گفتند که زخمها باید بالای 90% شود.
پزشک معالجم از من خواسته بود تا ماهی یک بار به او مراجعه کنم من شده بودم نمونه
آزمایشگاهی آنها برای نشاندن بدنم به دانشجویان و هر بار فقط شمار زیادی دانشجوی پزشکی

برای دیدن زخمها جمع می شدند و داروهای مختلف را که عموما شامل بیمه هم نمی شدند و باید
باید آنها را بصورت آزاد و با هزینه بالا تهیه می کردم را بر روی زخمهای من من آزمایش می
کردند و هر بار نیز مرا نا امید و ناامیدتر از گذشته و فقط می گفتند که بیماری من درمانی ندارد


و باید تا آخر عمر با آن سر کنم، خیلی روزگار وحشناکی داشتم. یادم می آید که بار نتیجه
تحقیق خودم در مورد آنزیم کبدی و لکه روی زبانم و مقایسه آن را با زخم ها را به پزشک

معالجم گفتم که خیلی عصبانی شد و با با من برخورد بدی کرد. جدا از تجویزهایی که پزشک
معالجم می کرد مواردی که خودم درگیر آن بودم درمان کبد چربم بود که باید رژیم غذاهای
گرم و تند را انجام می دادم ولی غذاهای گرم و تند زخم های مرا تشدید می کرد و خارش مرا

زیاد می کرد واقعا در دوراهی بدی قرار گرفته بودم کبد چرب باعث اضافه وزن من می شد.

پماد دایونکس، رژودرم و رغن شترمرغ آخرین مالیدنی هایی بود که استفاده می کردم و
متاسفانه در یکی دو سال اخیر شاهد زخمهای جدیدی در پشت دست، روی بازو، روی، روی پا، شکم

و پهلو و جاهی دیگر بدن بودم که پزشکان معالجم اینبار به من فتوتراپی را تجویز کردند.
خلاصه راهی در دنیا نبود که من با این زخمهای پوستی بدنم انجام نداده باشم همه یکی پس از
دیگر رفوزه میشدند و دردها و زخمهای مرا بیشتر میکردند.


ب
ه بیمارستان رازی که ظاهرا تنها مرکز فتوتراپی بود مراجعه کردم چون بیمارستان رازی
بزرگترین و تخصصی ترین مرکز درمان بیماریهای پوستی هست خیلی شلوغ بود،

با یک بدبختی تونستم نوبت بگیرم تا فتوتراپی ام را شروع کنم که متوجه شدم باید 20 الی 30
جلسه فتوتراپی انجام بدهم که تازه انهم صد در صد درمان نمیشود و ممکن است دوباره زخم
ها به سراغم بیاید که امد و بعد که بیشتر بررسی کردم متوجه شدم که عوارض های وحشتناکی
دارد که از جمله آن سوختگی و سیاه شدن بدن و احتمال مشکل چشمی و یا احتمال سرطان پوست
و غیره می باشد و همین عوارض و جلسات زیادی که باید فتوتراپی می شدم مواردی بود که برای ا
انجام این کار دو دل بودم از طرفی واقعا زخمها روز به روز وحشی تر می شدند و امان مرا
بریده بودند و واقعا برای خودم و اطرافیانم نیز غیر قابل تحمل می نمود، تنهائی و دوری از مردم تهنا راهم شده بود.



یک روز با یکی از دوستانم که خیلی دلش برای وضعیت من می سوخت صحبت می کردم که برای
اولین بار از زبان ایشان نامی از پرفسور خورسند برایم تعریف کرد و از درمانهای واقعا
اعجاز انگیز پرفسور گفته بود تعریفهائی که همه بدلم نشست که میگفت مرکز بیماریهای
ناامید مردم شده است و هرچه بیماری سخت تر باشد ایشان زودتر خوب میکنند و خیلی چیزهای دیگر


من هم همان روز تشنه رسیدن به وبسایت ایشان شدم و به سایت پرفسور خورسند به
khorsand.org



مراجعه کردم و تحت درمان ایشان قرار گرفتم.


عجیب انکه روز به روز متوجه بهبودی وضعیت عمومیم می شدم در راستای درمان به نقطه ای
رسیدم که زخمهای بدنم همانطور که جناب پرفسور خورسند در توصیه هاشون پیش بینی می کردند
ابتدا زخمهای خیلی زیاد شده بود و برخی از اطرافیانم فکر می کردند این شیوه درمان عملی

نیست و از من میخواستند که این روش درمانی را رها کنم اما پرفسور خورسند مثل پیامبران
با قاطعیت میگفت خوشحال باش که سیستم دنسروخ بدن تو بیدار شده است و اینها علامتهای خوب
ان است و مرا تشویق مینمودند که نوامید نشوم و ادامه راه دهم که پشت سر این درد سرها و
خروج عفونتهای کثیف سلامتی اساسی میرسد


من به روش درمانی پرفسور خورسند و منطق ایشان ایمان داشتم و به تمام توصیه ها عمل
کردم. و تا آخر که زخمها کاملا از بین رفته با آزمايش كاملی که در خاتمه درمانم انجام
دادم غذادرمانی به روش پرفسورخرسند نه تنها موجب از بین رفتن زخمهایم شده که همه روشها
در دنیای کنونی نتوانستند نجاتم دهند، بلکه مشکل کبد چرب و چربی خون ودیگر مشکلاتی که
داشتم هم با روش پرفسور خورسند همه بر طرف شده است.

بسیار خوشحالم که بدنم بر خلاف گذشته ذره ای به دود سیگار تمایل ندارد .


کاملا از سیگار متنفر شدم و جالب توجه اینکه در این مدت « غذادرمانی» پرفسور خورسند هیچ
گونه بیماریی به سراغم نیامده است. و همه را پیشگیری کرده است و ....خداي بخشنده را
شاكرم كه فرصت دوباره درمان صحيح پروفسور خرسند عزيز را به من عطا فرمود.

آشنايي با روش بي‌نظير غذادرماني ایشان كه هم‌آهنگ با آفرينش خدا است و همچنين درمان اين
بیماری صعب العلاج يكي از بهترين هديه‌هايي بود كه از پروردگار گرفتيم.


جناب پروفسور خرسند بطور علمي ثابت كردند كه خدا درمان همه دردها را از قبل در وجود ما
انسانها برنامه‌ريزي كرده است و ایشان این راز بزرگ را کشف کرده اند و عملا به اثبات هم رسانده اند.


فقط باید مثل پرفسورخرسند درست تشخیص داد که چه چیزی را بیماری بدانیم و چه چیزی را
فعالیت خوب بدن بشناسیم یا بقول ایشان « دگابس» و اشتباها با ان مبارزه نکنیم پروردگار
را شكر از اين اعجازي كه در وجود انسان نهاده است و سپاس از پروفسور خرسند، طبیب
مهرباني كه اين نعمتها را بر ما شناسایی نمودند.


از طرف خودم و خانواده ام امیدواریم روزی افتخار زیارت ایشان و افتخار میزبانی این مرد
بزرگ تاریخ ساز که با کشف انقلابی خود، جان مردم را نجات میدهد، را پیدا کنیم


تقدیم به خوانندگان حقیقت طلب درمانی -



parvaz4@yahoo.com

تلفن* : 0935302

*** قنبری (پرواز)
اردیبهشت 1392


HomePageصفحه اصلی