شغل: خانه دار/ شغل شرپرست: *****(ازطرف ما مخفی شده) زن/: متاهل- قد: 160/وزن : 70 - سن: 57 -از:*:شهر:*****(ازطرف ما مخفی شده) ایران- درمان سرطان -مصرف گوشت قرمز(گاو گوسفند) دارید؟ هرگز(يعني معمولا نميخوريدودوست نداريد)- سردرد ميگرني -وضع ديد چشم؟ : با عينک خوب - فقط براي مطالعه - معرف /علت مراجعه:از طريق وب گردي و درمان سرطان - مصرف گوشت قرمز(گاو گوسفند)دارید؟هرگز- در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - مسكن آرام بخش و گياهي -در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - به جهت بيماري از ميوه آب ميوه و عسل استفاده مي كنم- هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - جراحي براي كيست تخمدان كه تمام تخمدانها و رحم و آپانديس را برداشتند - مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . من از درد شكم و فشار و سنگيني آن كه به تدريج بزرگ شده رنج مي برم- وضعيت پريد ماهانه؟ :- تخمدان ورحم ندارم - چند شکم زايمان داشته ايد؟
============================ ازگزارشات مریض در زمان درمان

------------------ 11-12-2011
7-وضعیت :
- تمامی این هفته به کل از هفته قبل بهتر بودم.
- خدارا شکر فشار شکمم کمتر از قبل شده.
- الحمدالله دردش هم کمتر از هفته پیش شده.
- ولی درد و فشار هنوز در شکمم هست، مخصوصاً موقع ایستادن و راه رفتن و نشستن
؛ - موقع خوابیدن درد و فشار را حس نمکنم یا کمتر حس می کنم.
- خداراشکر که هر روز ورزش کردنم بیشتر شده، تحرکم بیشتر شده،
- کار خانه را هم خودم انجام میدهم وغذا درست می کنم (البته برای خانواده) ظرف می شورم.
- خستگی زودرس هست ، زود خسته می شم .
- خواب دو شب آخر هفته بهتر از شبهای قبل بود.
- بخصوص دیشب خوب خوابیدم.
- تا توانستم به گفته های شما عمل کردم.
- هیچ نوک سوزنی غذای ممنوعه (خارج از توصیه شما)استفاده نکردم .
- بیشتر سالاد مخصوصی که گفته بودید به اضافه شلغم به تنهایی استفاده کردم.
-این هفته خودم احساس می کنم بطور کامل همه چیز نرمال بود.
------------------------------- 20-01-2012
-وضعیت :
- خومشبختانه دیگه حالت تهوع ندارم
- اون روزها وقتی مسواک می زدم حتماً استفراغ هم می کردم الان خداراشکر دیگه اینگونه نیستم
- برعکس قبل خوشبختانه اشتهام به غذا زائد الوصفه
- خیلی گشنمه و هیچ چیز بهم تسلی نمی ده و ته دلمو نمی گیره
- هنوز کمی درد دارم ولی از دردهای شدید و وحشتناک که حتی مسکن هم چاره شان نمیکرد خوشبختانه ندارم.
- قبلا ها شکمم تحت فشاربود و همچون یک وزنه به من آویزان بود ولی الان خداراشکراین گونه نیست هر چند همچنان هنوز هم شکم دارم،
- سنگین ودر قسمت تحتانی سفت شده و آزارم می ده
-چند روزه چشام تار می بینه
-یبوست امانمو بریده بود ولی الان شکمی روان دارم
-پاهام که قبل از غذا درمانی ورم داشت حالا خوشبختانه خوب شد
- قبلا که زبانم بی نهایت می سوخت و بعد در طول دوره غذا درمانی دهانم زخم شده بود که الان دیگه زخم نیست ولی گوشه های لبم همچنان زخمه
- قبلا که فشار در قفسه سینه و اذیت شدن به هنگام بلعیدن غذاداشتم ولی الان دیگه نیست
- قبلا که سینه ام خس خس می کرد و سرفه فراوان داشتم الان ندارم . -از آروغ های فراوان و پی در پی که داشتم خوشبختانه دیگر خبری نیست
-سرم چند مدتی است که درد می کنه، البته بیشتر به علت نوسانات فشار خونمه چون این روزها فشار م مرتب بالا پایین می شه البته دو روزه که آرامه
- قبلا که التهاب در مجاری ادرار امانمو بریده بود، حالا نیست
- الان بی نهایت در قسمت بالا تنه لاغر شده ام و فامیل وقتی منو این جوری می بینند سخت غصه می خورند.
- البته خودمم غصه می خورم بیشتر به خاطر شکم بزرگ و نافرمم
- اون روزا از همه فراری بودم حتی وقتی هنوز این مشکلو نداشتم تمایلی به مهمونی رفتن و مهمونی دادن نداشتم ولی الان سخت مشتاق لحظه ای هستم که بتونم به اون به پردازم .
- در قسمت مری همیشه احساس ناراحتی داشتم و مجبور بودم مرتب از قرص فاموتیدین استفاده کنم، خداراشکرالان اینگونه نیست .
-قبلا و اون روزا نا امیدی و عدم تحرک منو وادار کرده بود که مدام به پشت دراز بکشم و بدین خاطر در قسمت نشیمنگاهم زخم ایجاد شده بود که مرتب از چسب و ژل کامفیل استفاده می کردم الان اینگونه نیست
- قبلا ها واو ن روزا هرچه می خوردم شکمم باد می کرد الان اینطور نیست
- گزگز پاهام همچنان برقراره
- تمام آرزوم اینه که یه روزی صبح که از خواب بیدار می شم ببینم دیگه شکمم کوچک شده است .
------------------------