درمان سرطان ســر گذشـت سـرطانیهای کوچـولـو که با بیدار کردن « سیستم خوددرمانی دنسروخ بدن» هاشان، و با لبخند هاشان، به بیماری خطرناک سرطان گفتند برو که دیگه برنگردی. فاطمه کوچولو          پارسـا کوچولو               عسل کوچولو                   قبلا نوشته بودیم که:سرگذشت پارسا کوچـولـو 05-12-2012 برای بزرگ نمائی بر عکسها کلیک کنید. باز هم خانواده کودک سرطانی دیگری برای نـجـات فرزندشان که از فقط دوسالگی گرفتار دارو و شیمی و . . . به مدت 14 ماه هست و هرروز ضعیف و صعیف تر شده و بطور خیلی جدی جانش در خطر افتاده است، به « غذادرمانی پرفسور خورسـند متوسل شده اند، سرگذشت این کودک کم سن و سال را تعقیب خواهیم کرد و گزارش تهیه خواهیم نمود خلاصه پرسشنامه خانواده کودک که در باره فرزندشان فرستاده اند:مستعار محمد پارسا/:شغل : کودک / سن: 3 سال/قد: 95cm/ وزن : 14/500g کيلوگرم - تهران - معرف /علت مراجعه : از طریق اشنائی با خانواده ( کودک عسل بینار سرطانی شفایافته شما ) امیری و علت مراجعه داشتن دقیقا\" سـرطان همان بیماری که عسل نیز داشته است. ناراحتي هاي ديگر؟: ناراحتی . . . . . . . . . . . . . . خواهشمندیم هر چه زودتر با روش غذادرمانی خود مارا یاری نمائید تا انشاالله بیمار ما شفا یابد . با کشف بزرگ پرفسور خورسند دیگر سرطان آدم نمیکشد دنباله خبر پارسـا کوجـولو رسـید25-12-2012...

ed درمان پوست باز هم « سیستم دنسروخ بدن » کشف پرفسور خورسند شگفتی آفرید بیش از 13 سال زجـر دارو خواری پرهزینه و آزمایشات مختلف و گرانقیمت، نزد متخصصین مختلف و پرفسورهای دانشگاهها، طبق معمول حتی بر سر اسم بیماری هم به یک نظر واحد نرسیدند و همه تیری در تاریکی رها میکنند و از هیولای ناشناخته ئی وحشت دارند و درصدد ساختن داروئی هرچه سمی تر میباشند! نامهائی از سرطان پوست تا اگزما، ازآبسه تا........ و داروهای مختلف، تا بالاخره کمترازفقط 100 روز در روش پرفسور خورسند سلامتی خودرا بازیافت و بر 13 سال زجر و گوشه گیری نقطه پایان یافت برای بزرگنمائی، برروی عکسها کلیک کنید. نویسنده: *** قنبری ( پرواز) از تجربه غذادرمانی از: 2012/11/03 تا 23-04-2013 تقدیم به خوانندگان حقیقت طلب درمانی - parvaz8947@yahoo.com تلفن* : 09363094027 *** (پرواز) اردیبهشت 1392 عکسها و مدارک پزشکی قبل از غذادرمانی گوشه هائی از زخمهائی که در سرتاسر بدن و سر و در ابرو ها ولب و داخل بینی و- و - و - همه جام و بوی بدعفونتش تابیش از بیست متریم همه را کلافه میکرد برای بزرگنمائی بر عکس ها کلیک کنید عکسها و مدارک پس از « غذادرمانی» و روش « دنسروخ بدن » پرفسور خورسند خداراشکر آنچنان سرتارسر پوستم و سرم و لب و دهان وداخل بینی و همه جام خوب شده که نه انگار 13 سال از همه جام کثافت میزده بیرون و بوی بدعفونتش تابیش از بیست متریم را هم کلافه میکرد به نام خدا من بیش از 13 سال از عمرم درگیر این بیماری مرموز پوستی و کثیف گذشت و هرچه از طریق دارو تلاش کردم بیشتر در این کثافات غرق شدم و در نهایت در همه جای . . . . . ....

ed درمان پوست باز هم « سیستم دنسروخ بدن » کشف پرفسور خورسند شگفتی آفرید بیش از 13 سال زجـر دارو خواری پرهزینه و آزمایشات مختلف و گرانقیمت، نزد متخصصین مختلف و پرفسورهای دانشگاهها، طبق معمول حتی بر سر اسم بیماری هم به یک نظر واحد نرسیدند و همه تیری در تاریکی رها میکنند و از هیولای ناشناخته ئی وحشت دارند و درصدد ساختن داروئی هرچه سمی تر میباشند! نامهائی از سرطان پوست تا اگزما، ازآبسه تا........ و داروهای مختلف، تا بالاخره کمترازفقط 100 روز در روش پرفسور خورسند سلامتی خودرا بازیافت و بر 13 سال زجر و گوشه گیری نقطه پایان یافت برای بزرگنمائی، برروی عکسها کلیک کنید. نویسنده: *** قنبری ( پرواز) از تجربه غذادرمانی از: 2012/11/03 تا 23-04-2013 تقدیم به خوانندگان حقیقت طلب درمانی - parvaz8947@yahoo.com تلفن* : 09363094027 *** (پرواز) اردیبهشت 1392 عکسها و مدارک پزشکی قبل از غذادرمانی گوشه هائی از زخمهائی که در سرتاسر بدن و سر و در ابرو ها ولب و داخل بینی و- و - و - همه جام و بوی بدعفونتش تابیش از بیست متریم همه را کلافه میکرد برای بزرگنمائی بر عکس ها کلیک کنید عکسها و مدارک پس از « غذادرمانی» و روش « دنسروخ بدن » پرفسور خورسند خداراشکر آنچنان سرتارسر پوستم و سرم و لب و دهان وداخل بینی و همه جام خوب شده که نه انگار 13 سال از همه جام کثافت میزده بیرون و بوی بدعفونتش تابیش از بیست متریم را هم کلافه میکرد به نام خدا من بیش از 13 سال از عمرم درگیر این بیماری مرموز پوستی و کثیف گذشت و هرچه از طریق دارو تلاش کردم بیشتر در این کثافات غرق شدم و در نهایت در همه جای . . . . . ....

DSC0007113022007030DSC00103 خلاصه دی از پرونده انتدنتی درمانی بیمار دیالیزی سابق
نام: حسین - شغل : آزاد - قد: 158/ وزن : 70 کيلوگرم - سن: 58 - ایران زنجان - معرف /علت مراجعه : سرج در کوکل - درمان بیماری کراتین بالای کلیه - ناراحتي هاي ديگر؟: بدلبل بالا بودن کراتین کلیه طی یک ماه اخیر بالاجبار از دیالیز برای دفع سموم استفاده شده که علت اصلی آن را سابقه داشتن دیابت نوع 2 تشخیص داده اند - وضع فشار خون؟ معمولا بین 10 تا 12 بوده - حساسيت غذايي؟ ندارم - اما به دلیل وجود دیابت و مشکل کلیه از خوردن بعضی غذاها و میوه ها محروم می باشد - سابقه سرگيجه؟ بله - گهگاه بعد از مشکل کلبه به وجود آمده
وضع پوست بدن؟ : خوب - در طی بک ماه کاهش وزن به مقدار 13 کیلو بوده به همین دلیل تغییراتی در پوست شده ولی بیماری پوستی ندارد
وضع موي سر؟ : خوب - در طی بک ماه کاهش وزن به مقدار 13 کیلو گرم بوده به همین دلیل تغییراتی در ظاهر مو شده ديد چشم؟ : با عينک خوب -
وضعيت دندانها؟ : غيراصلي -

در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - furosemid 40- metoral50-v هر 12 ساعت از هرکدام یک عدد - newbet0.5- plavix75- ASA80-فولیک اسید - B6-هر 24 ساعت یک عدد البته هرهفته 4 یا 6 بار دیالیز میشوم

آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟

در حال حاضر تمامی داروهای فوق الذکر بنا به تجویز پزشک معالج استغاده می شود و هر هفته سه نوبت و هر نوبت به مدت چهار ساعت دیالیز می شود
در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - کم چرب و کم نمک قبل از دیالیز به هیچ وجه حبوبات و گوشت استفاده نمی شود بعد از دیالیز گوشت ازاد و میوه 2 عدد متوسط اسفاده میشود حبوبات اصلا اسفاده نمی شود

هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - به دلیل داشتن کیست هداتیک .طی سه نوبت جراحی سنگین روی کبد و جگر انجام شده است که تقریبا 2 الی 3 عدد کیست مرده هم داخل قفسه سینه و کبد باقی است

مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . طی تماس تلفنی با جناب آقای دکتر و شرح حال بیمار به طور مفصل و ارسال ابمیل به شخص ایشان به دلیل وضعیت بحرانی بیمار در نهایت توصیه دکتر بر آن شد که با توافق بیمار و آگاهی از روش دکتر پرسش نامه از طرف بیمار تکمیل شده و با توافق بیمار روش درمان جناب دکتر از طرف بیمار انجام شود.
بطورخلاصه خواسته خود را از ما تکرار کنید(مشخص کنید). طی 2 ماه اخیر دچار درد در ناحیه قفسه سینه وناتوانی حرکت پا و �
=================================
ازگزارشات مریض در دوران درمان
---------------------------------14-07-2012
7-وضعیت:

- خدارا شکر تنگی نفس قطع شده
- خوشبختانه راحت پیاده روی می کنم
- احساس سبکی دارم
10- ملاحظات:سلام
جناب دکتر خورسند من با مریض دیالیزی فعلی شما، خانم زهرا خواجو تلفنی
صبحت کردم
- اظهارات ایشان هم مثل گفته های شما بود
- حاشان خوب است و یکی از بیماران دیالیز ی شماست
- ولی می گفتن که هنوز در مورد کلیه های خود مشکل حل
نشده و همچنان دیالیز می شود.
- می خواهم بدانم ایا زهرا خواجو و بیمارانی مثل ایشان
آیا این امکان برایشان وجود دارد که کلیه های خود شان
مثل قبل کار کند و دیگر نیازی به پیوند و دیالیز شدن
نداشته باشد مشکل اصلی من هم همین است نمی خواهم کلیه
دیگری به من پیوند بزنند بلکه خواهان بدست آوردن کلیه
خودم هستم باتشکر از شما خواهشمندم پاسخ سوالم را بدهید.
باتقدیم این گزارش، و اطلاع رسانی از وضعم، تقاضای مشاوره و توصیه
برای ادامه راه را دارم.
--------------------14/07/2012
سلام
کاش همه بدنها یک جور بودند و میگفتم میشه یا نمیشه
اما یک جور نیستند و طول مدت درمان هم یک جور نیست
همین اندازه که از قبل از « غذا درمانی » توانسته بهتر بشود، پس حتما در ادامه راه هم بهتر از این خواهد شد
او الان دارو نمیخورد که قبلا مصرف میکرد،او الان درد و مشکلی ندارد که قبلا بسیار زیاد داشت، او الان از خانه اش بیرون میرود و مهمانی میرود و مهمانی میدهد، که قبلا این امکان را هم نداشت و حال و دماغش را نداشت که به چنین روزی فکر کند
او الان روحیه دارد واز زندگی ش لذت میبرد که قبلا نداشت و راه حلی هم برای خود نمیشناخت و فقط با خدا حرف مکیزد و دعا میکرد، او الان وزن خوب کم کرده است، که قبلا در اثربی حرکتی و بدغذائی و داروخواری بسیار سنگین وزن پراز « سم » و «عفونت» بود که حال حرکت و صحبت کردن نداشت،
اما الان آن کثافات و سم و عفونت را در روش من دفع کرده و خوشحال و پرانرژی به مهمانی میرود و روجیه دارد
او الان کمتر از قبل به دیالیز نیاز دارد، که قبلا بسیار زیادتر میشد پس میشه امیدوار بود که جرئیت کند و یک روز هم فطعش کند او الان آب می نوشد، او الان هندوانه و همه چیزهای آبکی هم میخورد که قبلا به او تاکید میکردند که نخورد تا وضعش بدتر نشود ولی میخورد و وضعش در روش من بهتر هم شده.
هیچکدام از این ها را قبلا نداشت.
بیشتر از این نمیتوانم نظری بدهم توکل به خدا.
میتوانی نظر دکتر مبهوتی را هم بپرسید اگر میخواهید بیشتر تحقیق کنید ایمیل او در سایت و در مقاله خودش هست او مریض 5سال پیش من بوده موفق باشید خرسند

-----------------------------------28/07/2012
7-وضعیت:
- من 6 روز متوالي حجم ادرار خود را در ليوان هاي يک بار مصرف اندازه گيري کردم. روز اول 2 ليوان- روز دوم 5/1 ليوان -روز سوم 5/1 ليوان- روز سوم 5/3 ليوان- روز چهارم2 ليوان.
هفته اي سه مرتبه دياليز مي شوم روز هاي يکشنبه- سه شنبه و پنج شنبه و درهر جلسه 4 ساعت که جمعا در طول روز 12 ساعت دياليز مي شوم که اين هفته 8 ساعت دياليز شدم و روز سه شنبه را طبق فرمايشات شما که گفته بوديد دياليز را کمتر کنم دياليز نشدم، و حالم هم خوب بود.
اصلا قرص مصرف نمي کنم.
هر روز پياده روي و دوچرخه سواري مي کنم و کارهاي روزمره خود را انجام مي دهم خريد مي کنم مهماني مي روم رانندگي مي کنم و...
همه غذا هايي که در نسخه پيشنهاد داده بوديد را مصرف مي کنم حجم مدفوع بالاست ولي ادار کم است.
-------------------------------25-09-2012
7-وضعیت: سلام
آقاي دكتر من هيچ گونه ناراحتي احساس نمي كنم فقط خيلي گرسنه مي شوم و
ضعف مي كنم 5 روز متوالي ادرارم را اندازه گرفته ام روز اول 7 ليوان روز دوم 6 ليوان روز سوم 5/4 ليوان روز چهارم 5/3 ليوان و روز پنجم 4
ليوان.
که بسیار عادی بنظر میایم و تا به اين تاريخ 27 روز است دياليز نمي شوم

---------------------------------10-10-2012
خبر درمان بیمار دیالیزی
7-وضعیت:
سلام آقای دکتر 4 روز متوالی ادرارم را اندازه گیری کردم روز اول 4.5 لیوان روز دوم 7.5 لیوان روز سوم 5.5 لیوان روز چهارم 5 لیوان.
هر روز پیاده روی می کنم و فعالیت بدنیم زیاد تر از قبل است حالم خیلی خوب است آزمایش دادم و کراتینم 7.3 است

اما بر عکس آزمایش نسبت به زمانی که این کراتین را داشتم
و دیالیز می شدم حالم بهتر است امروز هوس خوردن نان را کردم و فقط یک کف دست خوردم و هوس غذاهای پخته را می کنم.
----------------------------------- 01-11-2012
««« اعلان شفا بیمار دیالیزی »»» 7-وضعیت: با سلام و خسته نباشید آقای دکتر من ادرار 8 روزم را اندازه گیری کردم - روز اول 7.5 لیوان
- روز دوم 6.5 لیوان
- روز سوم 6 لیوان
- روز چهارم 7.5 لیوان
- روز پنجم 7 لیوان
- روز ششم 6 لیوان
- روز هفتم 9 لیوان و
- روز هشتم 7.5 لیوان.

- در طول این مدت از هر غذایی روزها نه فقط یک قاشق مصرف کرده ام
- اما چون نمی دانستم که دقیقا چه غذایی با چه ماده ی غذایی باید
- مصرف کنم فقط از هر غذا یک قاشق مصرف کردم و حالم روز به روز
بهتر می شود و

--* اصلا نشانه ی بیماری در خود نمی بینم گاهی وقت ها حتی فراموش
میکنم که بیمار هستم هر روز پیاده روی و رانندگی می کنم و حتی چندین بار به تنهایی و با ماشین شخصی خود به مسافرت هم رفته ام و تمام مسیر را خودم رانندگی می کنم و دیگر نیازی به معرفی برای مرکز دیالیز به شهر هایی که مسافرت می کنم ندارم.
حتی در باغ خود باغبانی هم می کنم و این کارها را به راحتی مثل زمانی که سالم بودم و هیچ گونه بیماری نداشتم انجام می دهم. اوایل خیلی سرگیجه داشتم در حال حاضر اصلا سرگیجه هم ندارم و حالم کاملا خوب است.
تاریخچه بیماری
با سلام و عرض ادب خدمت آقای دکتر خرسند من دقیقا از سال 86 و با مراجعه به پزشک، ابتدا متوجه شدم که بیماری دیابت دارم( علت اصلی آن هم این بود که ) این در حالی بود که چند روزی چشمانم تار می دید و چند
بار به چشم پزشک مراجعه کردم و شماره عینکم را عوض می کردند ولی همان روز با عینک خوب می دیدم اما چند روز بعد با همان عینک هم نمی توانستم ببینم تا اینکه چشم پزشک مرا به دکتر دیگری ارجاع داد و من متوجه شدم که دیابت دارم.

- در ضمن دکتر به من گفتند که کلیه هایم کم کار شده است ولی اصلا راهنمایی نکردند که برای این مشکل چه کار باید بکنم،
- کسی مثل من که شغلش این نیست و اطلاعاتی راجب بیماری ها ندارد طبیعی است که شاید هیچ گاه نام خیلی از بیماری ها به گوشش هم نخرده است برایم توضیح ندادند که باید برای این مشکل تحت نطر متخصص کلیه باشم. - بااینکه مرتب دارو های دیابت را مصرف می کردم ولی هر روز کراتینم بالا می رفت و بدتر میشدم وو خودم خبر نداشتم و بعد از اولین باری که دکتر به من گفتند که کلیه ام کم کار است بعد از آن حرفی از بالا بودن کراتین برایم نزدند در ان سالها کراتینم 2.2 یا 3 یا 4 بود اینها را بعد از اینکه کارم به دیالیز کشید و فهمیدم کراتین چیست و چقدر در بدن نقش مهمی ایفا می کند با نگاه کردن به آزمایش های سال های قبل دانستم. جالب اینجا بود که بر اثر ضربه ای که به پایم اصابت کرده بود 2 سال بعد از تشخیص دیابت و زمانی که کراتینم 4 بود و قند خونم بالا بود پایم را عمل کردند اصولا مریضی با این وضعیت را هیچ گاه جراحی نمی کنند من نمی دانم چرا حتی در بیمارستان هم به من اطلاع ندادند که کلیه هایم در خطر است و اصلا کم کاری کلیه یعنی چه؟ و باید چه کار کنم؟ و با آن وضعیت و قند بالا مرا عمل کردند.
چند سال با این وضعیت سپری شد تا اینکه فروردین 91 حالم بدتر شد سرگیجه ی شدید داشتم و فشاری را بر روی قفسه ی سینه حس می کردم بعد از مراجعه به بیمارستان متوجه شدند که کراتینم 10 است مرا 4 روز در تحت مراقبت های ویژه قرار دادند و بعد از 4 روز نه فقط بهبودی حاصل نشد بلکه کراتینم 15 بود و بعد از آن دیالیز را شروع کردم درطول این مدت هر روز 25 عدد قرص مصرف می کردم و با رژیم بیماران دیالیزی پیش می رفتم هر روز حالم بد تر و بدتر می شد نمی توانستم قبول کنم که بیمار هستم همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد و در عرض چند روز من به جمع کسانی که دیالیز می شدند پیوستم و به من گفتند که کلیه هایم فاسد شده و باید به فکر پیوند کلیه باشم در طول این مدت سر گیجه داشتم و نمی توانستم روی پای خود بایستم و سریع سرم گیج می رفت و بعد از راه رفتن مسافت کوتاهی خسته می شدم و دچار تنگی نفس بودم و روحیه ام را کاملا از دست داده بودم و تصور می کردم که هیچ گاه درمان نخواهم شد. یک ماهی از اوج بیماریم می گذشت که دخترم با مراجعه به اینترنت و تحقیق راجب بیماران دیالیزی به اتفاق با سایت آقای دکتر خرسند روبرو شده بود و بعد از در میان گذاشتن موضوع با من تصمیم گرفتم که با متد دکتر خرسند پیش روم در ابتدا تمایلی به اجرای نسخه های آقای دکتر خرسند نداشتم بعلاوه بعد از ایمیل هاییی که به ایشان ارسال کرده بودم و فرمودند که با توجه به وضعیتی که دارم، 3 بار به خاطر کیست هیداتیک عمل شده بودم، بواسیر داشتم، سنگ در کیسه صفرا، و از پنج جای شکم فتق داشتم و بیمار دیابتی بودم با این اوضاع فرمودند که تحملش برایم سخت است و امیدم را از دست دادم ولی به اصرار خانواده و با کمک آنها تصمیمم برای این کار جدی شد، بعد از دریافت نسخه های پرفسور خرسند، دقیق به آنها عمل می کردم بعد از مدتی قرص هایم را کنار گذاشتم و مصرف نکردم و تصمیم گرفتم که ساعت های دیالیزم را کمتر کنم هر بار 1 ساعت از دیالیزم را کمتر می کردم و حتی بعضی هفته ها یک روزم را کم می کردم با این منوال ادامه دادم ، بعد از مدتی بواسیرم شدت گرفت و هر روز لاغرتر می شدم و
این مرا نگران می کرد و درد شدیدی را تحمل می کردم به خاطر اینکه دیالیزی بودم نمی توانستم هر دارویی را مصرف کنم و بواسیرم شدید بود و به من پیشنهاد عمل دادند ولی به خاطر اینکه دیالیزی بودم از این کار منصرف شدند بعد از در میان گذاشتن این مطلب با آقای دکتر خرسند و انجام نسخه های ایشان کم کم حالم بهتر شد تا اینکه آن درد ها از بین رفت بعد از آن مدت هر روز پیاده روی می رم کوه نوردی می کنم رانندگی، باغبانی می کنم و در حال حاضر نزدیک به چهار ماه است که اصلا هیچ دارویی مصرف نکرده ام و از 2ماه هم بیشتر است که دیالیز نمی شوم قبلا برای رفتن به مسافرت استرس رفتن به مرکز دیالیز به شهر دیگر را داشتم ولی حالا به راحتی مسافرت می کنم خودم رانندگی می کنم و نیازی به دیالیز ندارم دیگر تنگی نفس ندارم و سرم گیج نمی رود و همه ی اینها را اول مدیون خداوند و بعد آقای دکتر خرسند هستم که با راهنمایی هایشان امیدی را در دلم زنده کردند و از زحماتشان کمال تشکر را دارم. < > -------------------------------- 04-11-2012 < >
*****************************
توجه: میدانم درمان شده اید و به این پرونده ات ممکن است سر نزنید اما بدانید که به تلفنی که در پرونده دارید به زنجان هم زنگ زدیم گویا دختر خانمتون پاسخ دادند و پیغام گذاشتیم.
ما کتابهائی در دست تهیه داریم از جمله در مورد بیماری کلیه و دیالیزیها مثل وضع سابق شما که حالا با روش ما درمان شده اید و شفا یافتید اما ملیونها نفر در دنیا هنوز گرفتارند و به دستگاههای دیالیزی وصلند و زجر میکشند.
آقا حسین خان شیراله تاران، بزودی ممکن است شمارا بخرج دولت هلند یا سوئد یا امریکا دعوت کنیم که در آنجا در کنار پرفسورخرسند باشید و از درمانت سخن بگوئی و اطلاعات خودرا مطرح کنید ، لطفا چندین عکس از دوران بیماری خود مخصوصا زیر دستگاه دیالیز تهیه کن و دوحالت مریضی و سلامت را باهم لازم داریم.

یعنی اگر عکس از دیالیز شدن ندارید بروید در مرکز دیالیز همانجا مثل گذشته بنشینید و چند تا عکس بگیرید، و نیز چند تا عکس درکنار خانواده و درحال رانندگی و هرچند تا عکس از گذشته که اذیت بودید و هرچقدر آزمایش و سنوگرافی که از گذشته و حال داری همه را نگهداری کنید و برای ما هم از طریق کامپیوتر بفرستید، چون باید اول کتابچه شما و چند نفر دیگر را که درمان کرده ایم درست کنیم و بفرستیم و سپس که دعوت کردند همه شماهارا هم به اروپا یا امریکا بیاوریم، لطفا زودتر انجام دهید.

این ویدئو که در زیر است با فیلتر شکن باز کن و ببین -* یو تیوب و اظهارات متخصص دیالیزی که فعلا راه دیگری برای درمان نمیدانیم.
اما ما میدانیم http://www.youtube.com/watch?v=t5s4HI_oggw
منتظر عکسها و خبرها از شما هستم. سیما.
******************************************

-------------
------------------- ------------ 04-12-2012
7-وضعیت:
با سلام و خسته نباشید
- آقای دکتر خرسند، خداراشــکر در حال حاضر حالم خیلی خوب است و احساس نمی کنم که زمانی بیمار بودم و آنهم بیمار کلیه خراب دیالیزی، چون همه چیزم به لطف شما، طبیعی و خوب شده است.
- من آدرس ایمیلتان را به افرادی که شبیه به خودم هستند یا بیماران دیگر دادم و خیلی هم خوشحال شدند، ولی نتوانستند با شما ارتباط برقرار کنند و هر بار در جواب سوال من گفتند که رفتن به سایت و ارتباط سخت است و سـر در نمیاورند، حتی آدرس سایت شما را به مرکز سرطانی ها هم دادم امیدوارم با این کار بتوان بسیاری از افراد را از بیماری های خطرناک نجات داد و از نسخه های واقعا معجزه آسای شما ، همه بهره مند شــوند.
با تشکرات فراوان از زحمات بی دریغ شما
- طرح سئوال: من مه به لطف شما الان ماهها است که طبیعی شده ام ولی هنوز فیستول مربوط به
سابق برای دیالیز شدن، در دست چپم به خاطر دیالیز دارم من که دیگه نیازی به دیالیز ندارم آیا نباید آن را از دستم خارج کنم؟ در ضمن من گاهی وقت هااز توئصیه های شما دور میشوم و از هر غذایی یکی دو قاشق میخوردم آیا در روند درمان اختلال ایجاد می کند؟
10- ملاحظات:
عکس ها و آزمایشات را به ایمیلتان ارسال کردم.
باتقدیم این گزارش، و اطلاع رسانی از وضعم، تقاضای مشاوره و توصیه برای ادامه راه را دارم و پوزش میخواهم که دیر فرستادم .
////////////////////////////////////////////////
ســلام
آقا شیرالله خیلی از طرف شما به ما مراجعه کردند و راه را بالاخره پیدا کردند چون نیاز دارند و نیز از طرف مرکز دیالیزی زنجان هم عده ئی آمده اند و درحال درمان هستند، دعــای همه بدرقه شما و ماست همیشه ** نه نباید در ممنوعه خواری افراط کنی بلکه طبق آخرین نسخه من عمل کن و همه چیز بخورید اما روی قاعده و فاصله که در نسخه برایت گذاشته ام از عکسها و ازمایشاتی که فرستادی در همه جا برای آگاهی نیازمندان استفاده خواهیم کرد

ASHK865-.jpg
parvinsanati@yahoo.com

http://www.khorsand.org/main/archives/000680.html

ormila.jpeg

e w کنفرانس علمی در کتابخانه لندن یکشنبه 14 نوامبر2010 در سفر کوتاه و خصوصی که پرفسورخرسند به لندن داشتند، عده ئی از شفایافتگان و علاقمندان، از سفر ایشان باخبر شدند و در فرودگاه(لندن استانستد) به استقبال ایشان شتافتند و در مسیر راه بسیارطولانی، تا محل اقامت ایشان درلندن همراهی نمودند و از ایشان وعده کنفرانس دوستانه ئی از علاقمندان و مشتاقان روش ابتکاری و موثر ایشان در « کتابخانه منطقه کیلبورن - لندن » نمودند. در روز تعطیلی یکشنبه 14 نوامبر2010، مدعوین که از قبل منتظر. . . ....

ew سـر گذشـت الی دختر پـر غصـه قبلی (از پرونده 2773 ) دکتر بدادم برس از غصه دارم میترکم، تنها امید من شمائید مرا نوامید نکنید. من کار بد کردم خودم میدانم احمقی کردم خودم میدانم، سزاوار هر سرزنش هستم خودم میدانم اما یک خانواده و افرادی که در این خطای من سهمی نداشتند هم خواهند سوحت دکترجان خانواده مرا نجات بده پاشیدگی زندگی آرام پدر و مادر و فامیل آنهم به گناه من خیلی سخته همه بهم میریزد دکتر جان به یک خانواده بزرگ رحم کنید، من میدانم که شما میتوانید مرا نجات دهید لطفا رحم کنید و نوامیدم نکنید من چند بار خودکشی کردم و موفق نشدم چون راه حلی نداشتم اما الان امیدم بشماست مرا نوامید نکنید « بقیه » داستان کامل « الی، دختر پرغصه قبلی و شاد امروزی « به قلم خودش...

Mahsa.Mohammadi.jpg

مهتاب مرادی از بابل

دخترخانم - مجرد-کارشناس کامپیوتر -

مقدمه: در شمال ایرن در بابل دختر خانمی از سن کمتراز 19 سالگی با دارو و تخت بیمارستان و چاقوی جراحی سرکار پیدا میکند که بعلت بیماریهای « آ.وی.ان AVN» - پوکی استخوان - کمبود پلاکت - عفونت شدید بدن، این وضع اسفناک او تا سن 22 سالگی او کشیده میشود، و دراین مدت روی لگن او عمل جراحی صورت میگیرد و بدلیل پوکی و ضعیفی استخوان در ان ناحیه عمل پروتز میکنند و بدلیل ناتوانی و ضعف جسمانی، همین عمل مشابه

امیر از بلژیک و بیماری هیپاتیت ب باز هم « خوراکی درمانی » به روش پرفسورخرسند، درمان بیماری لاعلاج هیپاتیت ب را عملی کرد و درمان را در این روش تایید مکرر کرد. ( سابقه ) این بار هموطنی ساکن کشور بلژیک موافقت فرمودند تا درمان خود را بر خلاف دیگران مخفی نگذارد و برای خدمت به بشریت و نیز خدمت به علم « خوراکی درمانی پرفسورخرسند»، تجربه موفقیت آمیز خودرا بگوش جهانیان برساند خوشبختانه روش « خوراکی درمانی پرفسور خرسند » تاکنون انواع بیماریهای لاعلاج بسیاری را درمان کرده است و بیماران شفایافته ما از هرطبقه ئی . . . دنباله مقاله...

--* مریض انواع اختلالات پوستی مزمن را از سالیان دراز داشته و بادرمانهای غلط از یکی به دیگری رسیده بود و شامل: کهیر- پسوریازیس - ویتیلیگو - لوپوس - صدف - پیسه - جوش - اگزما- چربی پوست - خشکی پوست - خارش و سوزش - و البته چاقی و تهوع و سرفه سودا، و غیره را هم بدنبال داشته و با غذادرمانی و کنترل شدید غذای خود، موفق شد بتدریج و با دفع سموم سلولهای معلول، یکی یکی آن علائم مریضی را بطور بنیادی و اساسی دفع کند، و تا کنون دوستان و آشنایان متعددی را به «وبسایت مطب غذادرمانی ما» دعوت کرده و موجب شادمانی آنهارا هم نیز فراهم ساخته، و موجب دعاگوئی آنها شده است. غذادرمانی - هلند FatemehFakor.jpgFakor.JPG گزارش به مردم، بعد از درمان -
از گزارشات مریض 11-10-2011 -پرونده انترنتی 2580
با عرض سلام و ادب و احترام خدمت آقای پروفسور خرسند و همکاران.
امیدوارم که همیشه در کمال صحت و سلامت زندگی را سپری کنید و شاد باشید.
اینجانب فاطمه فکور معنوی از مشهد مقدس، بیش از مدت هفت سال بود که از بیماری سودا و طبعات آن، رنج میبردم و در این مدت طولانی به چندین دکتر و متخصص مختلف، بارها . بارها، مراجعه کردم و وقت گذاشتم و دارو مصرف کردم ولی متاسفانه هیچ فایده ای نداشت، و هزینه و وقت مرا تلف کرد.
البته تا وقتی دارو مصرف میکردم نسبتا خوب بودم ولی به محض این که دارو را قطع میکردم پس از دو سه روز دوباره بیماری با شدت بیشتری عود میکرد، و عذاب مرا دوچندان مینمود، و از این بابت بسیار اذیت میشدم و راه حلی برایم نبود.
آقای دکتر صدر که یکی از دکتر های نامی مشهد است هم به بنده فرمودند داروی این بیماری هنوز کشف نشده و من درمان شدنی نیستم، و اگر بخواهید راحت باشید باید تا آخر عمر تحت درمان باشید تا بیماری درهمین حد کنترل شود.
- من هم که نمیخواستم تا آخر عمر و همیشه دارو مصرف کنم و با وجود مصرف دقیق داروها، متاسفانه روز به روز زخم های من زیادتر و عمیق تر میشدند.
به قدری زخم های سر زانوم عمیق شده بودند که نمیتوانستم به راحتی نماز بخوانم یا راه بروم و زخم های آرنجم همینطور نمیتوانستم براحتی دستمو خم و راست کنم.
پشت سرم داخل گوشهام پشت چشمام و خیلی از جاهای دیگر بدنم زخم بودند و از خارش و سوزش این زخم ها آرامش نداشتم.
جناب آقای پروفسور خرسند فرشته نجات من،
بنده مدت چند ماهی بود که تعریف شما رو از همکلاسی دخترم که در دانشگاه درس میخواند، شنیده بودم اما امید نداشتم که درد من اثر کند و درمان داشته باشد با توجه به گفته های دکتر صدر که فرموده بودند درمان شدنی نیستم.
اما دیگر طاقتم تمام شده بود و نمیدانستم چه کار باید بکنم؟ با خودم گفتم امید به خدا به این دکتر و مطب انترنتی هم مراجعه میکنم شاید فرجی شد.
وقتی مراجعه کردم و شما فرمودین در مدت چهل روز درمان میشم نمیدونین چقدر خوشحال شدم. اصلا در پوست خودم نمیگنجیدم. از آن روز که من تحت درمان شما قرار گرفتم تا بحال که پنج ماه از درمان من گذشته هیچ گونه مشکلی ندارم. مدام دعا گوی شما هستم و به هر کس که میرسم و میبینم که مشکلی دارد آدرس شما رو میدم و از این طریق میخوام به اطلاع کسانیکه مثل من به این بیماریها مبتلا هستند برسانم که اگر میخواهند شفا پیدا کنند فقط باید به جناب آقای پروفسور خرسند مراجعه کنند و یقین داشته باشند که نتیجه کامل میگیرند.
به امید این که تمام بیماران لباس عافیت بپوشند.
در خاتمه جناب پروفسور خرسند تا زنده ام دعا گوی شما هستم و هرگز فراموشتان نمیکنم.
از شما و سیما خانم عزیز خیلی ممنونم. خدا نگهدارتان باشد..
ارادتمند شما فاطمه فکور از مشهد مقدس.
-----------------------------------
سلام
با سپاس فراوان از شما و احساس خوب خدمت به همنوع تان، بله از جانب شما عده ئی به ما مراجعه کرده و پرونده فعال تشکیل داده اند به این روش درمان شده و میشوند.
انشالله به زودی منشی مطب از این نوشته خوب و آگاهی دهند ه تان در صفحه اول وبسایت همراه با عکس شما و دختر دانشجویتان که معرف شما و کمک کننده شما بوده است درج خواهند کرد و مردم را مطلع خواهند نمود. موفق باشید - خرسند.

مستعار:نیما - شغل : بیکار -قد: 176- وزن : 65 کيلوگرم- سن: 26 -ایران-مشهد-معرف /علت مراجعه : از طریق اینترنت- درمان یبوست - مصرف سبزي وسالاد داريد؟ هرگز -پياده روي (حداقل 2 کيلومتر)درچه مدت داريد؟ هرگز -وضع موي سر؟ : بد - ریزش و شوره موی سر- وضعيت دندانها؟ : غيراصلي - نیمی از داندانها افتاده یا پرشده یا خراب - آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ تقریبا یک ماه تا یک هفته پیش برای درمان یبوست به ترتیب نسخه های زیر: 1-پروپرانولول،کلیدینیوم سی 2-نورتریپتیلین،الپرازولام 3-کلردیازپوکساید،پانکراتین،پودر پیدرولاکس.که هیچکدام موثر واقع نشد - مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . موضوع از جايي شروع شد که من به سال 1383 در دانشکده شهرستان پذيرفته شدم و در ابتدا در خوابگاه اسکان داده شديم . اما بعد از يک ترم به ناچار با سه نفر از بچه هاي همه رشته اي که منزل اجاره کرديم . اوضاع خوب بود و من با وجود نارضايتي از تحصيل در شهري دور از خانواده و عدم سازگاري با هم اتاقي ها بلحاظ درسي مثل سابق وضعيت بسيارخوبي داشتم. تا اون اتفاق شوم رخ داد و تمام جهات زندگي من رو تحت تاثير خودش گرفت. موضوع اين بود که من از بچگي با وجود اينکه در اجابت مزاج هيچ مشکلي نداشتم و هميشه دفع کامل و رضايتبخشي انجام ميدادم؛ درعين حال هميشه از اينکه کسي در هنگام عمل دفع در نزديکي من(مثلا داخل حياط) حظور داشته و به اين وسيله به حريم امن من تجاوز کنه واهمه داشتم چنانکه در اين وضعيت ناچار به کنترل خودم تا دفع خطر! ميشدم. اما اين اتفاق هم کم رخ ميداد هم به زودي برطرف ميشد و به عنوان يک مشکل جدي مطرح نبود. البته \"ترس\" ديگه مربوط به خروج صدا هنگام عمل دفع ميشه که هميشه براي به عنوان يک تابو و يک خط قرمز مطرح بود (احتمالا به دليل تربيت خانوادگي) که البته هيچ موقع تا از قبل بروز مشکل مطروحه اصلا در مورد من اتفاق نيفتاده بود و شايد اون موقع اين مساله دليل نگراني من از شکسته شدن حريم خصوصي ام هنگام عمل دفع بود-البته فقط شايد. از دوران کودکي تا بزرگسالي از انجام عمل دفع در جاهاي بيگانه منجمله منزل اقوام يا توالت هاي بين راهي پرهز ميکردم . در هر حال هر زمان موقعيتم در جايي تثبيت ميشد و من اونجا احساس امنيت يا ثبات ميکردم اين مساله اصلا محملي براي بروز پيدا نميکرد مثل خوابگاه دانشجويي يا ملک اجاره اي شهرستان محل تحصيل يا اماکني که جهت اقامت چند روزه در طي سفر انتخاب ميشد. اما \"تعادل\" زماني به هم خورد که يک روز که من عامدا دير جهت تخليه اقدام کردم تو همون خانه دانشجويي خط قرمز مذکور درنورديده شد! از اون زمان تا حالا من براي عمل دفع با نوعي اضطراب و دلهره مواجه بودم حتي زماني که اون خط قرمز برام بي اهمييت شده اما به نظر مياد ذهن من هر زمان به يک بهانه تازه براي راضي شدنم به دفع ناقص متوسل ميشه طوريکه انگار ديگه نفس اين عمل گناه آلود و زشت و نشانه ضعف تلقي شده. وضعيت من زماني که در معرض يک وضعيت استرسزا قرار ميگيرم تشديد ميشه اما تجربه نشون داده که حتي در بهترين شرايط حتي زماني که هيچکس در خانه حظور نداره و ظاهرا امنيت کامل برقراره و يا موضوع خاصي براي نگراني موجود نيست هر چند علايم کاهش پيدا ميکنه اما مشکل همچنان به عنوان يک اصل باقي ميمونه؛طوري که از اون زمان حتي يک مرتبه احساس دفع کامل به من دست نداده. اين وضعيت باعث شده من برخلاف گذشته روي هيچ کاري نتونم تمرکز کنم در نتيجه وضعيت تحصيليم تحت تاثير قرار گرفت و من با اينکه به زحمت موفق به دريافت دانشنامه ليسانس شدم؛بدليل عدم موفقيت در کسب مهارت و حتي عدم توان براي ادامه تحصيل هنوز موفق به يافتن شغل نشدم و اصلا حتي انگيزه يافتن شغل دائمي و مناسب رو ندارم. در ضمن از بچگي به دليل حس رقابتي که با پدرم احساس ميکردم و وضعيت متشنج خانه تا همين حالا با پدرم مشکل دارم و تاحدودي ازش متنفرم . اين قضيه رو پيچيده تر ميکنه چون حس ميکنم شکست خوردن من در زندگي در وجودش احساس نوعي رضايت و اثبات برتري بوجود آورده. کسي که به دليل گذشته خودش و شايد عقده هاش من رو به کار يدي ترغيب و درس خوندنم رو بي اهمييت قلمداد ميکرد و با اين رفتارش و البته روحيه جامعه گريز خودم من رو به علم پرستي و تحقير آدمهاي عادي سوق داد ؛الان انگار از اين پيروزي به بدست آورده بينهايت خوشحاله. کمااينکه در زمانهاي حظور اون تو خونه مشکل من شکل حادتري هم به خودش ميگيره طوري که احساس ميکنم در حالت ضعف قرار دارم و اون براحتي ميتونه بمن آسيب بزنه . اين مشکل کم کم از ادمهاي غريبه و پدرم به ساير افراد خانواده هم تعميم پيدا کرده طوري که هنگام عمل دفع اين تصور که کساني بخوان به توالت مراجعه کنند اعم از اينکه غرض خاصي داشته باشند يا نه(پدرم!) و کار من ناتمام بمونه آرامش لازم رو از من سلب ميکنه. بيکار بودن من و تحمل کنايه ها هم مزيد بر علت شده که من هميشه در يک وضعيت استرس و فشار عصبي بسر ببرم. اما نکته عجيب اينکه اينهمه فشار عصبي مثلا روي الگوي خواب جز موارد معدود اثرگذار نبوده و انگار حيطه عمل خودش رو فقط به چارچوب \"توالت\" منحصر کرده!خودم هميشه بر اين تصور بودم که اگر اين مشکل(ibd) برطرف ميشه ميوتنم با آگاهي هايي که بدست آوردم به تدريج به مشکلات رواني ديگم که ارمغان دوران متشنج کودکي ام هست غلبه کنم؛البته اين حتما خوشبينانه است ولي حتي اگر اين مشکلات برطرف نشه باز رسيدن به شرايط نسبتا رضايتبخش سابق که درش احساس خوشبختي نسبي ميکردم ميتونه قانع کننده باشه. حداقل اينکه تو تصميمم براي خودکشي تجديدنظر کنم.باورتون ميشه که همچين مشکل مسخره اي بتوجه يکنفر رو تا مرز خودکشي پيش ببره.من تا قبل از اين در روز دو بار و هر بار 15 دقيقه دفع انجام ميدادم که هر بار با حجم زيادي همراه بود و البته هنگام اين عمل خودم رو ناخوداگاه در حالت آرامش يا ريلکس يا حتي شايد خلسه! قرار ميدادم و احساس ميکردم اين کار رو دارم وسط ي بيابون و بدون حظور هيچ انسان يا جانور مزاحمي انجام ميدم
-=============================== 04-08-2012
از گزارشات مریض در زمان غذادرمانی
-------------------------------
7-وضعيت:
با عرض سلام.
وضعیت دفع نسبت به پیش از غذادرمانی بهتر شده و شوره سر کاهش پیدا کرده

------------------------------------ 15-10-2012

7-وضعيت: با عرض سلام :
آقای دکتر

- احساس میکنم وضعیت من رو به بهبوده یعنی از قبل بهتر شدم .
- در ضمن من در رژیم غذایی به نوبت از گوجه و آلو (برای چند روز)
- به ترتیب هر گوجه یک یا دو عدد آلو - استفاده کردم و چند روز قبل تقریبا به اندازه حجم گوجه انگور سبز میخوردم.
- که زمان خوردن انگور حجم مدفوع من زیادتر میشد.
- شما نوشته بودید اگر تونستی فقط گوجه و خرمالو اما فصل خرمالو
- الان نیست یا من پیدا نکردم و چون تنها از یک نوع خوردن برای من
- سخته و شما هم دستور مطلق نداده بودید یک نوع دیگه اضافه کردم.
- اما اگه میبینید سرعت درمان کنده - چون من هنوز نمیتونم کامل دفع کنم و بعد چند ساعت و گاهی یک ساعت احساس پری میکنم
- میتونم فقط از گوجه استفاده کنم و یا خرمالو رو از هرجایی هست تهیه کنم.
در ضمن من بلافاصله قبل از هر بار مراجعه تمرین شکمی میکنم که امتحان کردم در غیر این صورت نتیجه رضایت بخش نیست.
عکس به میل شما ارسال شد.
عذرخواهی برای تاخیر و اگر این مدت طولانی هست دومرتبه به روال سابق گزارش میدم
----------------------------- 9-10-2012
7-وضعيت: --------- با عرض سلام : - آقای دکتر من احساس میکنم دارم بهتر میشم - الان اگه همه چی خوب باشه من 5 مرتبه دفع در روز دارم. - اما به نظرم این تعداد زیاد به خاطر عدم دفع کامله چون من هنوز نمیتونم کامل اینکارو انجام بدم. - الان میدونم که این یک مشکل جسمی که باید حل بشه چون زمانی که فشار روی روده زیاد باشه مشکلات روحی چندان اثر گذار نیست. - یعنی الان موفقیت در دفع رو با چیزایی که خوردم و چیزایی که نباید میخوردم میسنجم نه با شرایط محیط . - و اتفاقات روزمره به نظرتون من میتونم سلامت کاملم رو بدست بیارم؟ در مورد تغییراتی که داشتم حدس میزنم یک مقدار صورتم شاداب تر شده یعنی پوست صورتم بیشتر کشیده و سفت شده البته شاید مطمئن نیستم. اما مشکل اینه که صورت من واقعا لاغر شده، بدنم همینطور طوری که تمام لباسهام گشاد شدن و این اعتماد به نفس منو کاهش داده. به نظرم شمام معتقدید که من بعدا با خوردن غذاهای معمول میتونم به وزن دلخواهم برسم.

:مستعار گیتی /:شغل : فرهنگی / شغل سرپرست: : بازنشسته شرکت مس قد: 167 /وزن : 80 کيلوگرم Z=23K / سن: 48 /.کرمان/ معرف /علت مراجعه : ازطریق اینترنت / بعلت بیماری سوداصدف
ناراحتي هاي ديگر؟: تیروئیدکم کار- چربی خون وضع فشار خون؟ هميشه عادي - امابعضی اوقات افت فشارخون دارم
حساسيت غذايي؟ دارم - به غذاهای فلفل دار و تند و ماهی/
سابقه سردرد؟ بله - درمواقعی که عصبانی میشوم یا وقتیکه سینوس هایم چرکی میشود
سابقه سرگيجه؟ بله - زمانیکه فشارخونم افت میکند
وضع پوست بدن؟ : بد - اززمانیکه سوداصدف گرفتم بدنم زخم میشود
وضع موي سر؟ : بد - موهای سرم کم شده است و ازشدت خارش میریزد
وضع ديد چشم؟ : با عينک خوب - البته نزدیک رانمی بینم زمانیکه عینک نزدیک بینی را می زنم بهتر می بینم
وضعيت دندانها؟ : غيراصلي - 4تا آسیایی کشیدم بقیه راهم پرکرده ام
در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - لووکسین و بعضی اوقات آتوروستات
آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟
تاکنون لووکسین به علت کم کاری تیروئید/ اگرلووکسین استفاده نکنم احساس خفگی می کنم
در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ خير -
هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - در 9سالگی عمل کیست هیداتیت راانجام داده ام
مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد .
من ااز این بیماری خیلی رنج میبرم چون تمام سرم زخم شده است و خارشهای بسیارزیادی دارم و هرچه درمان میکنم پوسته های عجیب و غریب سرم بیشترمیشودوزخمهام هم بیشترمیشودو زیربغلم کشاله های رانم و هردوپاهام وحتی آلت تناسلی ام و ناخن های دستم زخم شده و خیلی می خارندبیماری من روز به روز بیشتر و بیشتر میشود و من ازاین بیماری خیلی میترسم خواهشمندم به دادم برسید التماس می کنم هرچه زودتر برای من پرونده بسازیدچون نمیدانم دیگر چکارکنم این دفعه دوم است که من پرسشنامه شما راپرمی کنم و ازشما درخواست کمک دارم خواهشمندم جوابم رابدهید/ وضعيت پريد ماهانه؟ : نامرتب - من در 43سالگی یائسه شدم و تاالان که 48سال دارم 3بارپریدشده ام
چند شکم زايمان داشته ايد؟ 2شکم/ بطورخلاصه خواسته خود را از ما تکرار کنید(مشخص کنید).
6سال پیش چنددانه جوش پشت سرم زدکه آنها می خاریدندبه شدتی که سرخودکاررادر زخمهافرومیکردم که از خارش بیفتندامابا مراجعه به دکتر پوست آنها پیشرفت کردند و پوست سرم قرمزتر و زخمها بیشترمیشدندوتاکنون که تمام سرم زخم شده و همچنان میخارندودکترها میگویند که خوب شدنی نیست
============================================
از گزارشات مریض در حین غذادرمانی
------------------------------------- 11-10-2012
7-وضعیت: خوشبختانه ورم هایم خوابیده و خدارو شکر ورم های سودا صدفم هم کم شده است
-------------------------------------- 25-10-2012
7-وضعیت:
- خوشبختانه زخمهایم کمی بهتر شده ونیز خدارشکر خارش هایم هم کمترشده اما کمی سرم پوست ریزی داردو کمی خارش هم دارد
-خداوندبه شماخیربدهدمن دعاو سپاسگزارشماهستم
----------------------------------

مستعار mehr11 /شغل : ازاد/قد: 180 / وزن : 78 کيلوگرم z=8 -سن: 41 - تهران سعادت اباد - معرف /علت مراجعه : از طریق یکی از دوستان و علت اصلی اجرا و زندگی صحیح با توجه به اعتقادی که به روش صحیح شما پیدا کرده ام ناراحتي هاي ديگر؟: اشکال خاصی در سلامتی خود ندارم ولی میخواهم درست زندگی کرده و سلامتی را از همین حالا دنبال کنم/ مصرف انواع افيون؟ هرگز - در خصوص مصرف سیگار لازم است توضیح دهم که قبلا پیپ استفاده میکردم ولی الان بیش از 6 ماه است که ترک نمودم / وضع موي سر؟ : ریزش موی سر دارم و به ارامی شروع به زیاد شدن دارد /وضعيت دندانها؟ : - - 2 عدد از دندانها را کشیده ام و بجای ان از روکش دندان استفاده میکنم ولی بقیه سالم هستند البته چند تا پر کرده دارم / هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - یک بار برای کاشت موی سر عمل کردم 2 سال پیش در زمان کودکی هم بند یک انگشتم را از دست دادم که ان زمان عمل کردم
===========================================
از گزارشات متقاظی، در حین غذادرمانی
---------------------------------------18-11-2012

-وضعیت:
--* خوشبختانه همه چیز به لطف خدا و راهنمایی شما مناسب و خوب است
---------------------------------

7-وضعیت: همه چیز به لطف خدا و راهنمایی شما مناسب است
------------------------

مستعار فاطمه-قد: 150-وزن : 67 کيلوگرم Z=27 - سن: 29 - استان فارس -معرف /علت مراجعه : ازطریق سایت-اگزمای شدید پوستی(7سال )زخمهای عمیق دستها ترک پشت پلکها زخمهای گردن پشت زیر سینه وعفونی شدن همه اینها وبستری شدن در بیمارستان درنهایت بدتر شدن بجای بهبودی وخسته شدن از زندگی ناراحتي هاي ديگر؟: چاقی- وزن وارزوی همیشگی داشتن اندام زیبالک صورت وکک مک وتیرهشدن پوست صورت وبدن گودی وکبودی بیش از حد زیرچشمها وبالای پلک زیاد شدن چروک زیرچشم وعمیق شدن انها ناخنک چشم وقرمزی وخارش چشم باز بودن منافذ پوست صورت وبیشتر شدن موهای زاید چانه وزیاد شدن وضخیم شدن موهای پشت لب وصورت وموهای بدن ذستها پاهام بودن حس بویایی کم شدن شنوایی خارش گوش گرفتگی ترک خوردن لاله گوش وخارش شدیدان وپولیپ بینی خارش شدید وزخم بودن پوست سر ضخیم شدن وتیره شدن رنگ موها ایجادلک بین دوسینه وبزرگترشدن ان ورم روده معده نفخ شکم ترش کردن انقباضات ضرباندارمعده سفت شدن روده هنگام مدفوع یبوست وهم اسهال پهلودردهای شدید هنگام خواب وبیدارشدن وهمچنین درهنگام نشستنهای طولانی مدت عرق بدبو ترشحات رحمی بدبو ترشحات سفیدرنگ کم شدن میل جنسی پریودهای نامنظم کیست تخمدان داشتن کیست روی مچ دست راست بزرگ بودن شکم کمردرد گرفتن عصب سیاتیک زانودرد خارش ناحیه تناسلی(خارجی) راه راه شدن ناخن ترکهای عمیق کف پا وزبربودن وخارش کف پا سردردهای گاه وبیگاه نداشتن خواب شبانه کسالت تنبلی بی حوصلگی درروز وسواس بودن پرخاشگری حساس وزودرنج بودن منفی بافی تاری دیدسریع صحبت کردن ولکنت دربعضی مواقع خجالتی وترس از صحبت درجمع که خیلی من رااذیت میکنه نداشتن اعتماد به نفس افسردگی نداشتن اراده احساس گناه خودخوری سبک بودن خواب وپریدن از خوابتمایل به تنهایی کینه ای بودن کوتاهی قد ارزوی بلندقد شدندرننگرا وریختن ناراحتیها به درون داشتن مشکل در زندگی زناشویی ومشکل داشتن ومتنفر بودن ازهمسر نداشتن تحمل گرماوعصبی شدن وهمچنین هوای خیلی سرد شن کلیه زرد بودن سفیدی چشم بعضی مواقع پرخوری تخلیه گازهای شدیدازروده وضع فشار خون؟ هميشه عادي - گاهی اوقات فشارم پایین میاد وسردرد دارم حساسيت غذايي؟ دارم - دقیق نمیدانم ولی فکر کنم بادمجان و گردو حساس باشم شایدم تلقین باشه خودمم نفهمیدم به چی قبلا باخوردن خربزه خارش گلو میگرفتم الان بدنم به همه چیز حساس شده سابقه سردرد؟ بله - بعضی مواقع میگیرم گاهی هر روز هست بیشتر بعداز ظهرها گاهی قبل گاهی بعد پریود دقیق نمیدونم ولی دارم سابقه سرگيجه؟ خير - وضع پوست بدن؟ : بد - لکهای بد وپراکنده درصورت و لکهای راه راه روی بازو کک مک صورت تیرگی زیرچشم لکهای بدشکل درگردن سینه(ازگردن تا سینه) بین دوسینه پشت و کمر باسن وضع موي سر؟ : بد - تغییررنگ از بور به خرمایی بعد به مشکی وتیره ترشدن ان ومتذکرشدن همه به من وضع ديد چشم؟ : خوب - گاهی با پایین گرفتن سر وبالااوردن ان دچار تاری دید میشم وهمیشه از چشمهام اب میاد خارش قرمزی زردشدن سفیدی چشم ناخنک چشم وضعيت دندانها؟ : غيراصلي - 2تادندان راپر کردم یکی شکست عصب کشی شده بقیه پوسیده هستن در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - همیوپاتی انجام میدم در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - 9ماه است پیاز و قهوه نسکافه نعناع چای غلیظ عرق بادرنج بویه بخاطرهمیوپاتی مصرف نکردم ممنوع است هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - پولیپ بینی 8سال پیش البته باز عود کرد مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . در کودکی موهای زردرنگ داشتم بعدتبدیل به خرمایی شد والان سیاه تیره است صورتم لک وکک مک نداشت الان نمیشه به صورتم نگاه کرد مخصوصا گردن بالا تنه زیر بغل ناحیه تناسلی حساسیت به مواد شوینده مخصوصا تاید وریکا حساسیت به دستکشهای ظرف شویی خواهش میکنم کمکم کنیداز شراین اگزمای لعنتی که امانم را بریده وزندگی را به من تلخ کرده نجات بدید فقط به مرگ فکر میکنم بعد کم کردن اضافه وزنم واگر امکان داشته باشه غذاهایی که باعث افزایش قد شوند وخیلی دلم میخواد پوستی صاف شفاف بدون لک وروشن بدون کبودی زیر چشم داشته باشم وبزرگترین ارزوی منه چون زندگیم بخاطراین مسیله داره از هم میپاشه چهار ویژه بانوان وضعيت پريد ماهانه؟ : نامرتب - همیشه عقب میندازم کیست هم داشتم بطورخلاصه خواسته خود را از ما تکرار کنید(مشخص کنید). اگزمااز8سال پیش با سوزش خارش قرمزی متورم شدن دانه های ابکی خارش دار همراه با ترشح پوسته پوسته شدن وترکهای عمیق وخونی دست که قادر به انجام هیچ کاری نبودم شبها اصلا خابم نمیبره خیلی عصبی شدم درسن 8 9 سالگی حسهسیت شدید فصلی به بهار مخصوصا گل محمدی گرده گلها داشتم که با خارش شدید گلو ابریزش بینی متورم شدن وقرمزی چشمها عطسه های شدید وپشت سر هم همراه بود بعداز 5سال خوب شد وتبدیل به کهیر شد بافصل گرما وگرمترشدن هوابدتر میشد دانه های قرمز رنگ خارش دار کشنده در ناحیه باسن ورانها که با خاراندن بزرگتر میشدند به مدت 5 6 سال ودرهمین زمان دانه های ریز خارش دار با ترشحات زردرنگ وپوسته ریزی وزخم بودن همیشگی چانه به مدت 3 4 سال که دکترها گفتند غرور جوانی است! بعد هم تبدیل به اگزمای کشنده که امانم را بریده ومصرف انواع کورتونها که دیگه 50میلی هم جواب نمیداد پیشنهاد پرتو درمانی که نرفتم به دنبال اون معده درد و نفخ و...(درزمان حاملگی کل دستم که اگزماداشت که ابتدا یک دستم بود بعد پیشروی کرک عفونت شدید کرد ومن 3روز بستری بودم در7ماهگی) بعداز اونهم 2سال بعد بدلیل وخامت اوضاع گفتند باید بستری شوی ولی نرفتم ودارو مصرف کردم
========================================= 04-07-2012

7-وضعیت: دستهام درمحل اگزماها کلا پوست انداخت دستهام مثل چوب خشک شده بود قادر به حرکت دادنشون نبودم دستهام ترک ترک شده بود و با هر تکانی خونریزی میکردپوست ساعدم ازارنج تا مچ وحشتناک پوسته ریزی داشت تاحالا اینجوری نشده بود دستهام مثل فلس ماهی شده بود یااینجوری بگم پوستم فلس فلس شده بودوخارش ودرد وحشتناکی داشت که برای من قابل تحمل نبود روز های اول با روغن زیتون وبعداز مشاوره با شما که گفتید کرم را رقیق کنم با پماد ویتامین َA+Dرقیق شده چربشون کردم وهمچنان هم چرب میکنم چونکه بدون چرب کردن قادر به انجام کارهام نیستم هرجا که مینشینم کلی پوست میریزه چونکه شروع میکنم به خاراندن وکلی پوست میریزه ومحل خارشها زخم زخم میشه تا حدودی ترشح هم داره (ولی نه به اندازه روزاول ) بعد پوسته ها را با خاکروب جمع میکنم شاید باور نکنید فرش زمینه لاکی دیگه به سفیدی میزنه وقتی پوسته ها روی زمین ریخته پوسته های نسبتا ضخیم هستند (قبلا هم پوسته ریزی وخارش داشت ولی نه به این میزان واین حجم )زمانی هم که دوش گرفتم دردش دو برابر شد وپوسته ها شکل وحشتناکی گرفته بودند دستهام مثل جوجه تیغی یا همون فلس ماهی شده بوددردوحشتناکی داشت دریک کلام میتونم بگم مردم وزنده شدم دادم هوا بود مخصوصا شبها که درد 10برابر میشد کارم نالیدن وگریه کردن بود - ولی الان خداراشکر بهترم پوسته ها کمترشده -رنگ پوست درمحل اگزماها از حالت کبودی تیره به سرخی نسبتا کبودمیزنه - ولی خارش راداره - خوشبختانه از ترشحات به اون شکل خبری نیست - فقط به انداز ه احساس خیسی درناحیه بالای ارنج جایی که دست دولا میشه که اگزمای شدید ووحشتناکی داشت وترشحات زیاد بود ولی خوشبختانه وقتی دست میکشم خیس نیست - مثل ا ینکه این خیسی زیر پوست هست - ازورم انگشتهام کمترشده - ترکهابیشترشون خوب شدن - ولی هنوز دانه های ریز ابدار همراه با خارش وجوددارند - دردستهام این دانه ها وترشح بیشتر هست -ولی درساعد دانه های ابکی نیست -البته بعداز اینکه پوست انداخت فرداش دوباره دانه های ابدار روی ساعددودستم زد که وقتی میخاروندمش دونه ها برجسته میشدن ودستم خیس میشد - یکی دوروز بعدخشک شدن وخارش دارن وباهرخارشی زخم میشن ودستم خشک میشه
-ومجبورم چربشون کنم ولی کف دستم هنوز مثل سابق دانه های ابکی زیر پوست هستن وبا هر تحریکی شروع به خارش میکنن تا اینکه بترکند وابشون تخلیه بشه
- وبعدپوسته ریزی کنه
-( البته این را هم بگم هرروز که از خواب بلند میشم، احساس میکنم دستم از روز قبل بهترشده ) - پشت پلکهام ترک خورده ورم داره ولی نه مثل روز اول، و حالا خیلی بهترشده، درحدی که احساس میکنم 2تا وزنه پشت پلکهامه مخصوصا شبها یا وقتی که میخوابم وورمش بیشتر میشه
-(حتی خواب بعداز ظهر)البته اگر شب خوابم ببره ! پوست پوست شده وزیر چشمها هم مثل پشت پلک پوست پوست شده حالت سفیدک زده ودست که میکشم دانه های ریزی هستن که خشک شدن ترک پشت پلک اذیتم میکنه
- اینها راهم با پماد چرب میکنم
- ترشحات چشم که مثل خلط بودند کمترشده که درروزهای اول زیاد بود
- چیزی که خیلی اذیتم میکنه بعدار ذستهام ستون مهره هاست احساس میکنم فشار شدیدی به ستون مهره هام میاد درد شدیدی در ناحیه پشت دقیقا بین کمر وزیر کتف جایی که که قوز در میاد دارم ولی خودکمر درد نمیکنه این درد به زیر شونه ها م میزنه وبه دو طرف پهلوها میکشه مثلا الان که دارم این ها را تایپ میکنم پشتم داره منفجر میشه زیر شانه ها خیلی درد میکنه هر 5دقیقه یکبار مجبورم راست بشم -(البته من چونکه دانشجو هستم وبرای امتحانهام مجبورم بشینم (به حالت قوز) یا دراز بکشم این درد میتونه به این خاطر باشه که بد میشینم یا ربطی نداره - قبلا اینجوری نبود فقط کمردرد میگرفتم) -چند شب پیش کمی احساس ترش کردن -درد معده داشتم که بعداز چندساعت ازبین رفت - شب بعد کمی نفخ داشتم البته به شدت روز های قبل از شروع درمان نیستن و خوشبختانه کمی بعداز بین میروند - نکته جالب دیگه اینکه رشدموهای زاید وپشت لبم کمترشده - مثلا هفته قبل من یک روز در میان موهای پشت لبم را برمیداشتم ولی در این یک هته فقط یکبار برداشتم - موهای زاید چانه هم کمتر هستن ورشدشون کند شده - مورد دیگه ترشحات مهبلی بود که من قبلا همیشه ترشح داشتم (حالت رقیق وروشن وحالت کشدار مخصوصا بعداز پاک شدن از عادت ماهیانه) که بیشتر میشدحتی بعضی مواقع حالت خیس شدن لباس زیر بود ولی در این یک هفته که در روش شما هستم خوشبختانه اصلا ترشح به اون شکل نداشتم وخشک خشک بود - روزهای دوم سوم بوذ که خیلی کم ترشح داشتم اونم به شکل خلط گلو وتقریبا سبز رنگ بود - دوباره چند روز خشک بود وروزهای 5وششم بود کو دوباره ترشح به همون شکل داشتم وکمی هم ترشح به همون شکل سابق شفاف وروشن - ولی خیلی کمتر هنوزم هست(موقع دستشویی) -مورد بعد خوشبختانه ترکی که نوک بینی بود خوب شده - خدارا شکر از ترشحات زیاد داخل بینی که اذیت کننده بود دیگر خبری نیست - البته وجود داره ولی خیلی کم راستی مورد جالب دیگه اینکه من موقعی که حامله بودم زیرشکمم یعنی از ناف به پایین کلا زخم میشد خارش شدید داشت وپوسته ریزی داشت وخارشهای کشنده که باشانه سرانهارامیخاراندم وهمیشه زخم بود بعداز زایمان خوب شده بود این چندسال اخیر شکمم اگزمایی نداشت ولی از روزهای دوم سوم شروع رزیم دوباره خارشها شروع شده و پر از زخم شده دقیقا همون محل خارش شدیدی داره - قبلا زیر لب پایینی هم اگزماداشت اما الان خدارا شکر خوب شده است - امروز صبح دیدم انهم برگشته ولی حالت ضعیفتر از قبل - دور لبهام همچنان خارش داره وپوست پوست میشه - ولی ورم روز های قبل رانداره -مورد دیگه اینکه در بدنم جوشهای چرکی میزنه تک وتوک نه زیاد مثلا روزهای اول جوش چرکی بدی در ناحیه باسن زده بود ودرد داشت که نگاه کردم دیدم جوش بزرگ قرمز رنگ چرکی زده یکی روی بازو یکی روی ران روی شکم روی پهلو بین دو سینه ولی کوچک بود -دیروز روی لپ صورتم وپشت لبم زده بود پشت لبم چرکی نبود ولی درد داشت جالب اینکه زود خوب شدن یکروزه ولی قبلا حداقل یک هفته طول میکشید
- اگزمای زیرسینه بهترشده مثل قبل ولی خارش داره
- اگزمای پشتم خشک شده پوسته ریزی داره ومثل قبل ترشحات ابکی نداره
- البته روزهاب اول دانه های ریز چرکی زده بود الان خشک شده
- روی پهلوهام بالای باسن خارش داشت حالا که دست میکشم یک تکه بزرگ وجود داره که خشک شده -ودانه های ریزی زیر دستم احساس میکنم قبلا اینجوری نبود لاله های هردو گوشم ترک خوردن ترشحات زرد رنگ ولی کم هم دارن ترک هم از روی گوش هم پشت گوش هست خارش دارن ددست میکشم دانه های ریز مخصوصا رویکل گوش چپم هست درمدت این 7سال هیچوقت گوشم اینجوری نمیشد ترک میخورد ولی از دانه های این مدلی خبری نبود که در هفته قبل از درمان گوشها را هم گرفت وداشت کل بدنم را میگرفت و روی بازوهام ثانیه ای یکبار دانه ها بالا می امدند وبه چشم میدیدمشون ترکهای گردن خوب شدن ترشحات خشک شده ولی درد دارد و پوسته ریزی داره نگ پوست گدن به کبودی میزنه احساس میکنم از چربی موهام کاسته شده نمیدونم بخاطر دوشی که هرروز میگیرم یا بخاطر درمان هست؟ - روی باسنم خیلی خارش داره دو روز ه که خارش ناحیه تناسلی برگشته البته نه خارش داخلی (پوست روی این ناحیه) زانو درد تا حالا نگرفتم روز های اول پوستم شفاف شده بود وخودمم متوجه میشدم ولی الان وضعیتش بده زیر چشمهام خیلی کبوده فرقی با قبل نکرده احساس میکنم وقتی چیزی میخورم دمای بدنم میره بالا یعنی یک گرمایی درون بدنم احساس میکنم نمیدونم شاید همش تلقین باشه بعدشم خیلی خوابم میگیره وگیج میشم نه شدید از احساس گرمای شدیدی که موقع رفتن توی افتاب بهم دست میداد کمترشده یعنی عرق میکنم وپوستم را میسوزونه ولی مثل قبل اذیت نمیشم که عصبی بشم یبوست هم ندارم روزهای اول شکل اسهال بود حالا نه شل هست نه سفت که اذیت کننده باشه روزهای اول پهلودرد نداشتم ولی روزهای بعد یکی دوبار پهلودرد گرفتم خارش سرم کمترشده زخمهای سرم خشک شده ولی پشت گردن زیر موها دانه هایی باتر شحات زردرنگ زد والان خشک شده ترک پاها خوب نشده ولی کف پا خیلی زبر نیس هرروز که میگذره احساس ضعف بیشتری در معده میکنم البته نه ضعفی که اذیت کننده باشه مثل حالت خالی بودن زیاد معده دیروز که روز هفتم غذادرمانی بود عصر همین حالت راداشتم وچون امتحان داشتم وخانه نبودم نتونسته بودم اب بخورم ادرارم غلیظ شده بود و ظهر هم چیزی نخورم احساس ضعف وحالت بدی در معده داشتم سفیدی چشمهام هم زرد بود بعداز خوردن خربزه این حالت بدتر شد البته قبلا هم وقتی خربزه میخوردم این حالت راداشتم وگلوم درد میکرفت نه شدید ولی حس خوبی نیس حالاهم همینجوربود بعدشم گلوم درد خفیفی داشت این حس تا 2 سه ساعتی بود بعد خوب شد حدود ساعت 8 ستون فقراتم به شدت درد میکرد حتی موقع خواب وقتی دراز کشیده بودم بیشتر احساسش میکردم بعد زد زیر کتف بعدیک لحظه احساس کردم زیر کتفم یک دایره هس بعد مثل اینکه کنده شد نمیدونم شایدم توهمی بوده که به خاطر درد شدید من دست داده!نکته جالب دیگه اینکه حدود ساعت 10 یک احساس گیجی وخواب الودگی عجیبی بهم دست داده بود ولی خوابم نمیومد دلم میخواست دراز بکشم چشمهام خود به خود بسته میشد مثل وقتی که دود توی چشمهای ادم میره ومیسوخت به زور باز نگهشون داشتم نیم ساعت بعد خوب شد بعد که نگاه ایینه کردم چشمهام سرخ شده بود وبنظرم ناخنکها برجسته تر شده بودند طوری که کاملا معلوم بودند طوری که خودم جا خوردم صبح که بلند شدم پشتم درد نمیکرد ولی از ظهر دوباره شروع شده

- درمجموع میتونم بگم راضی هستم ودرد دستم کمتره وبهترشده
8-کنترل شارژ خود در پرونده: امروز(14/4/91)30هزارتومان به حساب شماریختم
----------------------------------------- 14-07-2012
-وضعیت:
-خوشبختانه دراین هفته اخیر احساس میکنم وزنم کمتر شده
-
خوشبختانه شکممم کمی نفخ داشت ولی مثل سابق اذیت کننده نبود - و شکمم تقریبا متورم بود ولی بهتراز قبل
- وتخلیه گاز دارم -دفع به شکل اسهال بود (ولی تقریبا سفت) -و 4تا 5بار در روز اجابت مزاج داشتم واحساس میکردم حالت چرب دارد که در روزهای اخر این هفته مدفوع تقریبا سفت تر میشود - وتعداد دفعات دفع هم کمتر میشود - وجالب اینجاست که بعداز هربار خوردن کمی بعد احساس دفع - و اجابت مزاج صورت میگپیرد - خوشبختانه مورد دیگر اینکه هر کس من را میبینه میگه رنگ چهره ات بازتر شده اندامت متناسبتر شده وصورتت از حالت مات بودن خارج شده . خوشحالم 3-روزهای اول این هفته(روزهای13و14ترکهای گردنم خوب شده بود دستم بهتر بود ورم چشمها خوب بود ولی 2روز قبل دستم کمی ورم داشت ورم چشمها شدید شد ومثل اینکه یک فندق ازپشت چشم چپم درامد ویک روز متورم بود روز بعدبهترشد ترکهای گردن برگشت به همان شدت روزهای اول وپوسته ریزی داره زخمها خونی میشوند وترکهای روی دستم مخصوصا انگشت اشاره وشصت هردو دست بیشتر شد مثل روزهای اول و(حتی قبل از شروع درمان )ودرد داشت ولی ساعد هردو دست بهترند و رنگ پوستش روز به روز بازتر وروشنتر میشود ولی پوست ان هنوز کمی ضخیم است وخارش دارد وپوسته پوسته میشود ولی نه به شدت ان هفته ودر ناحیه بالای ارنج هنوز کمی خیس میشود مخصوصا دست راست ولی نه به شدت روزهای اول وضخیمی پوست ان به حدی است که اگر یک پشه روی ساعدم بشیند وراه برود خیلی متوجه نمیشوم واذیتم نمیکندولی روی خود دست وانگشتها را متوجه میشوم وازاردهنده است(به خاطر بوی خاصی که دستم میدهد شبیه ماهی گندیده که قبلا شدید وازاردهنده بود وبه دلیل ترشحاتش پشه هادستم را ول نمیکنند هم قبلا هم حالا ) 3- ترکهای نوک بینی وداخل بینی برگشته اند ولی خفیفتر ودرنوک بینی پوسته میشود وتقریبا سفیدک میزند 5-زخمهای پایین شکم هنوز هستند ولی خارششون کمتر شده 6-زخمهای زیر سینه خوب هستن 7- دستم امروز ورمش کمتر شده ولی خشک است وپوسته ریزی داره وخشک میشه وخارش ودرد داره
8-رشد موهای زاید خیلی کم شده وتعدادشون هم کمتراست
9- نکته جالب توجه در این هفته این بود که قبلا (سال80) من خال نسبتا بزرگی در پایین چانه سمت چپ داشتم که از کوچکی وجود داشت وبزرگتر میشد وبه اندازه یک عدس درشت وبزرگ شده بود ودر اواخر ان سال خیلی خارش داشت واطراف ان متورم میشد وروی ان موهای زاید زیادی رشد میکرد ورم ان اذیت کننده بود وتصمیم به برداشتن ان گرفتم وبا عمل جراحی و زدن بی حسی موضعی دران محل (دراتاق عمل) وخارج کردن پایه ان خال را برداشتند وانرا بخیه کردند تاچند سال بعد هیچ مویی دران محل رشد نمیکرد تقریبا چند سال بعدموهاشروع به رشد کردند وبیشتر هم میشدند این هفته اصلا از این محل مویی رشد نکرده ودقیقا جای خال ودرمحل بخیه ها به شدت متورم وقرمز شده واحساس میکنم فندق بزرگی در این قسمت زیر بخیه ها هست که داره بزرگتر میشه مثل یک جوش چرکی بزرگ زیز پوستی که هم درد داره هم یک نوع خارش عجیب که بیشتر مثل موج است وبه لثه هم میزند ولی نه شدیدودرد ان را در یک طرف صورت احساس میکنم وبا خوردن هر چیز به ان شدیدا درد میگیرد واستخوان فک پایین را هم درگیر کرده وروی صورتم گردی بزرگی دراین ناحیه دیده میشه ولی با گذشت 2روز دردش کمتر شده داره کوچکترمیشه واندازش نصف شده ودران محل سفت شده وتقریبا داره صاف میشه(راستی این چی هست لطفا برام توضیح بدید برام جالبه !میتونه همون سمهای ماده بیهوشی باشه که تزریق کردند یا باقی مانده خال هست؟) درضمن همزمان بااین اتفاق2تا جوش چرکی بزرگی یکی درسمت راست پیشانی بالای شقیقه ویکی سمت چپ پیشانی قرینه ان یکی زد که کوچکتر وچرکی تربود وبا هم وهمزمان با جوش زیر بخیه ها کوچکتر شدند و جوش سمت چپ سریعترخوب شد وجوش سمت راست الان خیلی کوچک شده وکمی درد دارد
شب موقع خواب(روز هفدهم) پهلودرد شدیددر سمت چپ داشتم که از خواب بیدارم کردبعداز یکی 2ساعت بهترشد چون دیگه خوابم بره بود ومتوجه نشدم ولی صبح ادرارم غلیظ بود
امروز خیلی دوست داشتم لیموترش بخورم وار خوردن ان لذت میبردم خوابم کمی بهتر شده ولی هنوز دور به خواب میرم وخوابم سبک است وبازم خداراشکر که لااقل خوابم میبره!

- شوره های سر هنوز هستند ولی خارش ان کمترشده وزخمها وجود دارند راستی دراین هفته روی ارنج هردو دستم خیلی جوشهای چرکی وریز وازاردهنده میزد که الان کمترشده ولی تقریبا درد دارن بالا وپایین پلک ها هنوز پوسته میشوند ولی کمتر شده وترکها فعلا خوب شده اند چند روز پیش دوباره ورم کرد
نکته جالب دیگه اینکه قبلا مخاط بینی خونی میشد درحدی که ترشحات خونی داشت ولی خون دماغ نمیشدم مخصوصا قبل ازپریود(چند سالی توجه کردم دیدم یک هفته قبل ازپریود این اتفاق میفته بعد پریودمیشم همره با اسهال چند روز قبلاز پریود وبعد که پریود میشدم این علایم از بین میرفت) دراین هفته فکرکنم13یا14بودکه احساس کردم مخاط بینی خونی شد در حدی که با دستمال پاک میکردم وداخل بینی میکردم خونی میشد وحالت لخته خیلی خیلی کوچک بود شایدم گوشت داخل بینی بود نمیدونم .
واز ترشحات تقریبا اذیت کننده خبری نیست وترشحات سفت شدند ویکباریک خلط خیلی ریزتقریبا از جنس ناخن ولی نه به سختی ان از بینی بیرون امد البته قبلا هم به ندرت این اتفاق می افتاداین اتفاقات میتونه بخاطر پولیپ باشه؟ درکل میتونم بگم نفس کشیدنم از بینی بهتر شده ومثل قبل کیپ نمیشه کمردم خیلی بهتر شده ولی اگر مدت طولانی
----------------------------- 30-09-2012

7-وضعیت: سلام
- خوشبختانه در طی این 20 روزی که گذشت تاولها وعفونتها کمتر شده
- شکر خدا دیگر تب ولرز ندارم
- خداراشکر عفونتها وتاولهای دست وپا وپشتم خشک شده ودیگر در دستم اثری از انهانیست
- خوشبختانه تاول پشت وروی ساق پا وساعد کاملا خشک شده اند
- الحمدالله وتاولهای روی باسن دیگر عفونی نیستند ولی هنوز خارش دارند وزخم هستند
- لاله گوش چپم بهتره اماهنوز زخم است وخارش دارد ولی به شدت گذشته نیست وخداراشکر عفونی نیست
- ولی زخمهای سرم هنوز هستند ترشح دارند ولی کمتر از گذشته وسرم خارش دارد
- لکهای صورتم هستند
- ورنگ چهره تیره شده
- ومیگویند دوباره دور چشمهایت که با غذادرمانی روشنتر شده بود کبود شده
- وضعیت ترک پاها بد است
- موهای زاید هنوز هستند
- وپریودم نامنظم است وهنوز پریود نشده ام و(برخلاف ماه قبل) مثل گذشته عقب افتاده
- ودستهایم کمی خارش دارد وترکهای کوچکی میخورد
- خوشبختانه دو تا انگشتی که از زیر ناخنها چرک وعفونت خارج میشد دیگر عفونت خارج نمیشود وکاملا خشک شده
- ولی ناخنها خشک وسفید شده اند ودارند می افتند و خدارا شکراز زیر انها ناخن دیگری رشد کرده
لطفا توضیح دهید چرا؟ و اگزمای پشتم میتوان گفت در این 3ماه فقط50درصد بهتر شده وخیلی خارش دارد وزخم است.

- داخل بینی هم هنوز زخم است وبه شدت درد میکند وترک عمیقی در راستای بینی خورده وترشحات زردرنگ از ان خارج میشود وسوراخ بینی را میگیرد واذیتم میکند ودرد میکند وقادر نیستم بینی را پاک کنم واین زخم از جنس زخمهای سرم است وبادست زدن به ان خونی میشود
- دندانهایم که قبلا پر شده در این مدت سوراخ شد با گیر کردن غذا دران زق زق میکند واذیتم میکند(البته در این مدت خیلی گرسنه بودم در این مدت به این شکل گرسنه نشده بودم ودیگر برایم قابل تحمل نبود وچند باری غذاهای غیر مجاز را خورده ام ولی سعی کرده ام بر فعالیتم بیفزایم وبیشتر تعریق کنم تا سموم دفع شود
----------------------------------------------- 2012-10-25
7-وضعیت:
با سلام
- غفونتها وزخمهای دستم کاملا خوب شده اند
- تاولهای روی ساعد وساق پا وباسن کاملا خوب شده
- وپوست جدید روی انها را گرفته فقط جای انها تیره است
- زخمها وعفونتهای لاله گوشم کاملا خوب شده اند
- زخم داخل بینی کاملا خوب شده
- زخمهای داخل سرم کاملا خوب شده اند
- فقط موهای سرم خیلی ریزش دارند

مستعار نادی/شغل : کتابدار /قد: 155 / وزن : 80 کيلوگرم/سن: 37/استان کهگیلویه/معرف /علت مراجعه : از طریق سرچ عبارت درمان طبیعی فیستول در اینترنت ناراحتي هاي ديگر؟: فیستول -سینوزیت -آسم خفیف- حساسیت پوستی -حساسیت تنفسی-حساسیت سینوسی_سردرد عصبی- سردردشبه میگرنی-ناراحتیهای دستگه گوارش :ترش کردن معده-سوزش معده و مری-درد معده-یبوست اکثر اوقات-یبوست و اسهال متناوب-خارش ناحیه مقعد-بیرون زدگی در ناحیه مقعد-سفیدی موها-خشکی پوست-چربی خون-سرماخوردگی متناوب-سرد بودن پاها و احساس سرما-چاقی و اضافه وزن و کند بودن متابولیسم بدن-عصبانیت و زود رنجی- وضع فشار خون؟ هميشه عادي - بجز گاهی اوقات که با بیماریها مثلا چربی خون و سرماخوردگی و... افت کند. حساسيت غذايي؟ دارم - به غذاهایی با طبیعت سرد حساسیت دارم .مثلا با خوردن خربزه دچار گلو درد میشم سابقه سردرد؟ بله - به دلیل مشکلات و سردردهای عصبی-سینوزیت- و سردردی شبه میگرن از کودکی تقریبا اکثر اوقات سردرد داشته ام.که شردردهای عصبی سینوزیتی و سردر شبه میگرنی تشخیص داده شد و اکثرا هم داروهای آنتی بیوتیک میگرن و اعصاب مصرف کرده ام و از مدتی قبل خودم داروها را قطع کرده ام. سابقه سرگيجه؟ بله - به علت افت فشار و چربی خون یا پریود وویروس آنفولانزا و سرما خوردگی و مسمومیت. وضع پوست بدن؟ : بد - خشک و پوسته پوسته و گاهی اوقات دچار خارش و ترک و شوزش است. وضع موي سر؟ : بد - ریزش دارد و نصف موهام تا حالا سفید شده. وضع ديد چشم؟ : با عينک خوب - آستیگمات است و بدون عینک اذیت میشم. وضعيت دندانها؟ : غيراصلي - دندانها اکثرا عصبکشی و روکش و پر کرده هستند. در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - هر روزیک 1 عدد لوراتادین با استعمال دو بار اسپری تنفسی و-رانیتیدین-پماد آنتی هموروئید گیاهی-شربت پی ای جی -و مایع شستشوی بهسیمید سی(فیستول)- آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ امروز صبح شربت پی ای جی و پماد آنتی هموروئید گیاهی و رانیتیدین.اگر مصرف نکنم هم فیستول عود میکند(ورم و درد و ترشحات چرکی)و هم در ناحیه معده و مری دچار سوزش و دردو ... میشوم و اصلا غذا خوردن برام امکانپذیر نیست. در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - سعی میکنم مواد غذایی با طبعیت سرد کمتر بخورم و از ترشیجات و سرخ کردنی و غذاهای فست فودی تنقلات مصنوعی کمتر استفاده کنم./ وضعيت پريد ماهانه؟ : نامرتب - / ایز دو سه ماه قبل با خارش و درد در ناحیه مقعد و برآمدگی در دناک در این ناحیه متوجه شدم (ولی از سه سال قبل گاهی اوقات خارش و یبوست و درد ناحیه مقعدو بیرون زدگی داشتم اما فیستول نداشتم).بطوری که چند روزی مجبور به استراحت در منزل شدم و با باز شدن فیستول با فاصله کمی از خود فیستول مقداری خون و عفونت بد بو خارج شدو با مراجعه به پزشک تشخیص فیستول داده شد و توصیه کردند باید عمل شود.سردرد را از همان دوران کودکی در واکنش به محیطهایو غذاها و بوها و... داشته امکه سردرد شبه میگرن تشخیص دادند. و از 8 سال پیش هم با ام آر آی و معاینات متخصصین سردرد عصبی هم تشخیص داده شد.و از حدود 8سال قبل باز هم با درد در ناحیه پیشانی و سر و پشت سر و کیپ شدن بینی و خاط پشت حلق وانجام عکسبرداری سینوزیت تشخیص داده شد.حساسیت تنفسی (شروع علایم آسم و آبریزش و خارشو..)سینوسی( کیپ شدن بینی و سردرد و..) و پوستی(خشکی -سوزش و ترک ترک شدن پوست) هم از سالها با فصل بهار و پاییز و مصرف غذاهایی اکثرا سرد و قرار گرفتن در محیطها و شرایط خاصی دچار میشوم.ناراحتی دستگاه گوارش را از همان اوان نوجوانی با سوزش و ترش ومعده و بعدا با درد در ناحیه معده ودر ادامه بایبوست (اکثر اوقات)و از دوسه سال قبل چندین بار در سال اوقات یبوست واسهال به طور متناوب داشته ام و از سه سال قبل سوزش و بیرون زدگی در ناحیه مقعد داشته ام . ازحدود 15 سال قبل با خس خس سینه و تنگی نفس و خلط و... و با مراجعه به متخصصین آسم خفیف و برونشیت تشخیص داده شد. < BR> ===================================
از گزارشات مریض در طول درمان به روش پرفسورخرسند
----------------------------- < BR> 8-وضعیت:
- کمی حساس ضعف دارم دوبار قبل و وبعداظهرسردم شدکه با خوردن آب گرم برطرف شد. - برخلاف گذشته که احساس سنگینی و فشارازناحیه شکم میکردم الان احساس میکنم شکمم کوچکترشده و دیگه سنگین و آزاردهنده نیست. - فیستول کمی کوچکتر شده. -سوزش و نفخ و ترش کردن کمترشده. 9-کنترل اعتبارخود در پرونده:من قبلا یه فیش 26 هزارتومنی پرداخت کردم که امروزپیداش کردم ومشخصاتشو در فرم پرداخت نوشتم. به علاوه مبلغ 100هزارتومان دیگه هم جهت شارژحسابم واریزکردم ودرفرم پرداخت اعلام کردم. 10- طرح سئوال: - سلام خسته نباشید .درفرم ثبت نام من فراموش کردم بنویسم که دیسک وپارگی خفیف کمرازمهره2تا5 و آرتروزگردن وگاهی زانو دردوفیبروم رحمی وبوی بد دهان وگاهی اوقات ورم نیمی از بدن اکثرا سمت راست و گاهی درد کلیه ( قبلا استعداد شن سازی تشخیص داده شد)و در آزمایش اخیرمقدار کمی خون مشاهده شد سونوگرافی نوشتن هنوز نگرفتم.))
----------------------------------17-07-2012
8-وضعیت: باسلام و خسته نباشید و تشکر خدمت جناب پرفسور خورسند. -به لطف خدا و یاری شما الان بهترم. -طبق پیش بینی شما، فیستول باوجود درد و ورم و عفونت کمی کوچکترشده --علائم گلودرد-خارش وعطسه وآبریزش خفیفتر شده -سردرد خفیفترشده -یبوست کمی کمترشده -سوزش معده کمتر شده -قبلا اگرعرق میکردم و سردم میشد،گلودرد خارش و سوزش وعفونت گلو، -عفونت سینوسهاوسردردهاوترشحات سینوسهاوریه ومشکلات تنفسی و - ریوی ازعواقبش بود طوری که زندگی به کامم تلخ میشد ولی به لطف خداوندوکمک شما الان علائم خفیفترشده . -و برخلاف سابق بعد ازغذا احساس سنگینی و خواب آلودگی ندارم -و درطول احساس سبکی وچابکی دارم فقط مقداری احساس ضعف وسوزش و -درد خفیف در برخی قسمتهای بدن دارم. -امروز غروب ضعف و خواب آلودگی و کسلی که داشتم با ورزش بر طر ف شد.
------------------------------------
وضعیت:
با سلام و خسته نباشید و تشکر خدمت جناب پرفسورخرسند. -الحمدالله به لطف خداوکمک شما الان بهترم.
-قبلا با 5 دقیقه پیاده روی در مسیری که کمی شیب داشت نفس تنگ میشدم و ریه اذیت میشد و مجبور بودم توقف کنم ولی الان این زمان به10دقیقه ارتقاء پیدا کرده.
-امادویدن برام سخته.
-معده خیلی کمتردرد میکنه
-خیلی کمترترش میکنه
-روده چند روز اخیر صدا داشت -هنوز اکثرا حالت یبوست دارم وشکمم خیلی نرم نیست
-فیستول بازهم کوچکتر شده
-به جز در مواقعی که احساس ضعف و کسالت دارم که گاها این فرصت ارزشمند را غفلتا با گرسنگی اشتباه میگیرم و بعدا هم حسرت می خورم ، -درمجموع احساس سبکی و راحتی دارم و به وضوح اثر حیاتبخشی مواد غذایی نبازند را در وجودم احساس میکنم.
-راجع به ورزش که فرمودید ازپله ها بالا و پایین برم ،انجام دادم ولی ماهیچه های پام گرفت طوری که تا دو روز قادر به راه رفتن نبودم.
-و از طرفی درد زانو و کف پا معمولا مانع انجام فعالیت ورزشی من هستند.
9-کنترل اعتبارخود در پرونده: درحال حاضر61هزارتومان شارژدرحسابم دارم.
___________________________02-08-2012
8-وضعیت: با سلام و خسته نباشید و تشکر خدمت جناب پرفسور خرسند و سیما خانم. به لطف خدا و یاری شما الان بهترم. جناب پرفسور نوشته قبلی شما باعث امیدواری و دلگرمی من شد. و من مصمم تر از قبل به اجرای برنامه درمانی میپردازم. -اثر شگفت انگیز و حیاتبخش مواد طبیعی و خام را در وجود خود احساس میکنم .چرا که به من نیرو و انرژی تازه ای بخشیده . -اکثرا صبح راحت و بدون سردرد از خواب بلند میشم. -خس خس و تنگی نفس باز هم کمتر شده . - خلط پشت حلق کمی کمتر شده. -خیلی کم احساس ترش معده دارم. -درد و نفخ هم کمتر شده. -حالت اسهال و یبوست متناوب را ندارم. -روده نرمتر شده. -مشکل دیسک کمر ، -ارتروز زانو و گردن کمترشده و تخفیف داشته. - پوست خصوصا صورت و پاشنه پا خیلی خشک و ترک ترک و همراه با سوزش در صورت است. -فیستول بازهم کوچکتر شده و در د ندارد ولی طاول سفیدی روش ایجاد شده. -سردردها کمتر شده. -موهام همچنان سفید هستن و مقداری هم ریزش دارن. -فرمودیدکه وقتی خارش دارم بنویسم ،اوایل بیشتر درد و سوزش داشتم و الان فقط گاهی سوزش دارم . -و بعضا در ناحیه شکم و( اکثرااطراف ناف ) و پهلوها و مثانه هم درد و سوزش دارم. -جناب پرفسور من تا هر زمان که لازم باشه به ادامه برنامه در مانی میپردازم و در این ارتباط مشکلی ندارم. - میخوام حتما مشکلات متعددی که دارم و زندگیمو از حالت عادی خارج کرده بودن انشاء الله با یاری خدا و کمک شما مرتفع بشن. 9-کنترل اعتبارخود در پرونده: -در حال حاضر 41 هزارتومان شارژ باقی مانده در حسابم موجود است. 10- طرح سئوال: بیماریهای من بصورت قطعی در مان میشن و بعدا برگشت ندارن؟( جناب پرفسور من به برنامه در مانی شما ایمان دارم ) یک دعا از قول حافظ برای شما :آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هرکجا هست خدایا به سلامت دارش ------------------------------------- < >

مستعار محمود-شغل : کارگر ساختمان- متاهل- قد: 170 - وزن : 80 کيلوگرم - سن: 40 -استان آذربایجان شرقی - روستای دوریق-معرف /علت مراجعه : از طریق یکی از بستگان که از درمان شدگان شما بودند- برای درمان کیست کورتیکال کلیه و کبد و فشارخون ناراحتي هاي ديگر؟: فشار خون بالا 16/10- چربی خون - بالا بودن تری گلیسرید442 وکلسترول 301 -اوره 61- غلظت خون -esr 1 st hr 66 - بالا بودن آنزیم های کبدی sgpt=96- کیست کورتیکال کلیه به اندازه 22 mm در کلیه راست و دفع پروتئین و- بیخوابی - خستگی زیاد و ضعف - تعریق شدید - کم حوصلگی -وضع فشار خون؟ - غیرعادی - بیشتر مواقع فشارم بالا می رود مثلا 160/100 - سابقه سردرد؟ بله - فقط وقتی فشارم بالا می رود سردرد دارم - وضع پوست بدن؟ : بد - تیره و کبود - وضع موي سر؟ : بد - موهای سرم در جلوریزش دارد- در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - روزانه یک یا دو عد قرص فشار خون مصرف میکنم آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ - امروز صبح اناپرپیل به علت فشار خون مصرف کردم و اگر مصرف نکنم فشارم بالا می رود - مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . آقای دکتر خرسند این همان فامیلان است که من از طرف ایشان این فرم را پرکردم و امیدوارم شرایط بد مالی ایشان را درنظر بگیرید و من البته سعی میکنم خودم واریز بکنم.فشار خون بالا 16/10- چربی خون - بالا بودن تری گلیسرید442 وکلسترول 301 -اوره 61- غلظت خون -esr 1 st hr 66 - بالا بودن آنزیم های کبدی sgpt=96- کیست کورتیکال کلیه به اندازه 22 mm در کلیه راست و دفع پروتئین و- بیخوابی - خستگی زیاد و ضعف - تعریق شدید - کم حوصلگی من قبلا کارگر گلخانه بودم و نگهبانی هم میدادم بیخوابی زیاد کشیدم و یک روز به طور اتفاقی حدود پنج سال پیش سردرد شدید و تاری دید و حالت تهوع پیداکردم و بعد از مراجعه به دکتر بهم گفتن فشارخون دارم .هم اکنون هم حدود یکسالی هست که کارهای سخت ساختمانی انجام میدهم و حدود دوماه پیش هم به طور ناخودآگاه در پای راستم حالت سستی و کرخت پیش آمد که شبیه فلج بود و فقط کمرم درد میکرد و سرفه های شدید و عرق شبانه و تب و لرز شدید داشتم که با مراجعه به دکتر عفونت ریوی تشخیص داده شد و به توصیه دوستمان حدود سه هفته گیاهخواری و عسل وآجیل فقط مصرف کردم تا حالم بهتر شد و بعد از مراجعه به دکتر و سونوگرافی و آزمایش گفتن کیست کورتیکال کلیه در سمت راست دارم و باید عمل شوم که به توصیه دوستمان دست نگه داشتم تا ان شالله با کمک شما بزرگوار کلیه بیماریهام درمان شود بازهم ازشما تشکر میکنم < > ============================ 14-07-2012 <إريال> ازگزارشات مریض در دوران درمان با روش غذادرمانی --------------------------------------- 16-07-2012 -وضعیت: - خدارو شکر خوبم ، - راحتم سبکم –پوستم روشن تر شده ، - در کل خوبم خدارو شکر . - فقط شبها چند بار ازخواب بیدار میشوم و همچنین کف پاهایم خیلی داغ است نمیدانم باید چکار کنم 8-کنترل شارژ خود در پرونده: ان شالله روز چهلم غذا درمانی شما بفرمایید سعی میکنم کلیه بدهیهامو صاف کنم ازتون ممنونم که برام تخفیف قائل شدید تراخدا دعا کنید حالم خوب بشه ان شالله ---

مستعارپریسا/قد: 150 / وزن : 50 کيلوگرم/سن: 26 / فارس- معرف /علت مراجعه : از طریق سایت/ درمان التهاب روده ناراحتي هاي ديگر؟: ناراحتی از جمله اعصابم به شدت ضعیف است جوشهای وحشتناک که فقط روی صورت قسمت چانه میزند که پوستموخراب کرده وازجمله پشت شانه و قسمتی از سینه ام تیرمیکشد ومیسوزد شبها کف پاهام میسوزدبدنم بیجون میشود وضع فشار خون؟ غیرعادی - بعضی وقتها فشارم میاد پایین شهرستان /بوانات < > =================================== < > از گزارشات مریض در حین درمان
------------------------------------ 29-09-2012

-وضعیت:
- قبل از غذا درمانی دل درد شدید وخون ریزی از مقعد
- و درد پشت شانه ها اما حالت فعلی آرام تر شدن درد دل و خونریزی کم تر شده
کمی خلط از مقعد ضعف بدن به همراه سرگیجه درد پشت شانه هایم
- وتیرکشیدن قلبم هم خداراشکر بهتر شده ودردی ندارم
--------------------------------------- 11-10-2012
7
-وضعیت:
- قبل از غذا درمانی دل درد شدید در شبها و خونریزی عادی از مقعد وگز گز کف پاها و خواب رفتگی دستها
و درد پشت شانه ها وسینه وقلب حتی نوار قلب ازم گرفتن گفتن چیزی نیست وکمی هم سردرد و هر گاه پیاده روی میرفتم نفس نفس میزدم وبعد تمام بدنم داغ میشد و عفونت زنانه هم داشتم و گهگاهی پاهایم ورم میکرد
البته پای چپم بیشترواماخارش بدن، هر روز بدنم میخارید به طوری که دانه های بزگ و پهن میزد به خاطر خارش زیاد البته در قسمت ران به پائین بیشتر این اتفاق می افتاد همه میگفتن به یه چیز حساسیت داری و لکهایی که گفته بودم روی گونه هایم مشاهده شده بود و جوشهای چرکی بزرگ و وحشتناک روی قسمت چانه ام میزد و اعصابم خیلی ظعیف هست خیلی زود عصبی میشم .
اما بعد از اینکه غذا درمانی را شروع کردم دل دردم کمتر شده وخونریزی که داشتم خیلی کمتر شده اما هنوز کمی عفونت همراه باخون از مقعد را دارم و گز گز کف پاهایم به کل قطع شده وخواب
رفتگی دستهایم کمتر شده ودرد پشت شانه هایم وسینه ام هم ول شده ولی هر وقت عصبی میشم کمی پشت شانه هایم درد میگیرد.و سردردی که داشتم خیلی کمتر شده و پیاده روی که می روم بنظرم نفسم عادی میاد و دیگر داغ نمیکنم و عفونت زنانه ای که داشتم خیلی کمتر شده و خدا را شکر ورم پاهایم ول شده وخارشی که
در بدن داشتم به کل ول شده و هر کس مرا میبیند میگوید چکار کردی صورتت عوض شده جای لکهایت کمرنگ شده به نظر خودم هم جای لکها کمی کمرنگتر شده
وجوشهایم کمتر شده البته هر چند روز یکبار جوشهای چرکی بزرگ میزند
اما نسبت به قبل بهتر شده ولی هنوز نتوانستم به اعصابم مسلط باشم اما خدارا شکر و به لطف شما از قبل بهتر هستم و از شما دکتر پرفسر خرسند بی نهایت متشکرم و برایتان آرزوی موفقیت وسلامتی رادارم.

-------------------------------

خانم یاس - :شغل : دبیر- شغل سرپرست: : مهندس - قد: 162 - وزن : 77 کيلوگرم - سن: 40 - ایران-رشت -معرف /علت مراجعه : درمان نازایی ثانویه وکیست تخمدان وجلوگیری از یایسگی زودرس ناراحتي هاي ديگر؟: چاقی وناراحتی معده - پياده روي (حداقل 2 کيلومتر)درچه مدت داريد؟ گهگاه(1تا3بار در ماه) -سابقه سردرد؟ بله - میگرن وسیوزیت - وضع پوست بدن؟ : بد -در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - برای کیست تخمدان قرص yazبرای دوره دو ماهه ودرحال حاضر یک ماه استفاده کرده ام - هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - میومکتومی وهیستروسکپی - مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . 5سال است برای بارداری دوم اقدام نمودم ولی4 بارسقط درهفته6 داشتم آخرین آزمایش خونم 8ماه پیش بود که fsh ام بالا بود,(ldh(250وتخمک هایم ضعیف هستند ودارای کیست تخمدان نیز هستم.همچنین 15کیلو اضافه وزن دارم نفخ شدیدمعده دارم وآزمایش هلکوباکترم 23 در borderline بودوزانودرد نیزدارم مدام احساس خستگی می کنم .چهار ویژه بانوان وضعيت پريد ماهانه؟ : نامرتب -
========================== 12-06-2012
از گزارشات مریض در دوران غذادرمانی
----------------------- 17-06-2012
7-وضعیت: - روز اول بی حال بودم و -روز دوم سردرد شدیدی داشتم که اندازه یک قوطی کبریت نان خوردم - از روز سوم سرحال تر شدم - امروز روز چهارم خیلی راضییم - البته کمی سردرد هم دارم - همچنان دهانم بوی بد می دهد - ولی نفخ معده ام خیلی بهترهّ است - احساس سبکی می کنم. - منتطر ادامه دستور تغذیه شما هستم. ==================================== 27-06-2012
7-وضعیت:
سردردم خیلی کمتر شده
-
- نفخ معده ام بهتر شده
- در طول روز زیاد هوس غذا می کنم
- یکی دو بار از رژیم خارچ شدم که بعد پشیمون شدم و خیلی ناراحتم
=================================

مستعار: منصوره - سن: 32- بوشهر - معرف /علت مراجعه : از طریق خواهرم که درمان می کرد- درمان سوزش ادرار و کمردرد و سردرد های عصرانه - مصرف سيگار؟ گهگاه(1تا3بار در ماه)مصرف انواع افيون؟ گهگاه(1تا3بار در ماه) - سابقه سردرد؟ بله - بعد از برخاستن ازخواب هنگام صبح. بعد از خوردن ناهار. معمولن همراهم هست سردرد. البته قابل تحمله در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - برای سردردها استامینوفن زیاد می خورم. تازگی ها هم خشک کن مصرف می کنم تا اگر عفونت باشد برطرف شود آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ همین مسکن ها برای رفع سردرد و دارو های سرماخوردگی هم که حدودن سه ماه پیش هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - عمل انحراف بینی در خردسالی. سه بار سزارین =
===============================
> از گزارشات مریض در زمان غذادرمانی
------------------------------ 16-07-2012
حال من: - حالم خوب است. - سوزش ادرادم برطرف شده. - سردردم هم برخلاف گذشته، بصورت خفیف و قابل تحمل بعد از خواب همراهم هست.
--------------------------------- < BR>

مستعار: سحر حاتمی -سن: 34 - قد: 156 - وزن : 42 کيلوگرم -استان لرستان - معرف /علت مراجعه : من از طریق جستجو در سایت طب سنتی با نام دکتر خرسند و سایت ایشان آشنا شدم.علت مراجعه من مشکلات گوارشی، جوش صورت، عفونت داخلی و رشد موهای زاید ناراحتي هاي ديگر؟: ناراحتی های دیگر یبوست شدید.کم خونی.ضعف و ناتوانی.زیاد شدن صفرا.جوش صورت.عفونت داخلی.سوزش و خارش شدید. سابقه سردرد؟ بله - در دوره ی پریود به مدت 2 روز متوالی سر درد دارم که در ناحیه گوش چپ و چشم چپم خیلی شدید استوو معمولا با خوردن دم کرده ی گیاه بادرنجبویه و سنبل الطیب و گل گاو زبان آن هم در فصل زمسنان خوب میشوم.این دارو در فصل گرما برایم خوب نیست. سابقه سرگيجه؟ بله - هنگامی که میخواهم از رخت خواب بلند شوم در اول صبح سرگیجه ی خیلی شدید دارم.چشمانم سیاهی میرود و به شدت میلرزم وضع پوست بدن؟ : بد - با خوردن غذاهایی مثل شیرینی،سس،کاکایو و... پوست صورتم جوش میزند.در 6سال گذشته به که علت معده درد خیلی از مواد غذایی را از جمله میوه و سبزی را در برنامه غذایی خودم تا حدودی حذف کرده ام پوستم خیلی خشک و نازک.و شکننده شده. وضع موي سر؟ : بد - ریزش شدید مو دارم.و سفیدی مو هم دارم. وضع ديد چشم؟ : با عينک خوب - چشم راستم 6/30 و چشم چپم 3/30 است که 27 ساله از عینک استفاده میکنم.از کودکی تنبلی چشم راست داشتم که درمان نشده.بدون عینک سردرد میگیرم و به نور هم بسیار حساسم. وضعيت دندانها؟ : همه اصلي و خوب - 7 تا از دندونام رو پر کردم.مایعات سرد و بستنی رو نمیتونم در دهان نگه دارم. در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ خير - 2 سالی هست سعی میکنم دارو نخورم و اگر ناراحتی دارم با نخوردن غذا برای چند روز و تنها خوردن آب خوبش کنم. آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ آخرین بار مهر ماه سال 90 بود که به دلیل فشار عصبی دچار کم کاری کلیه و مثانه شدم.ابتدا داروی گیاهی گرفتم به اسم چهل گیاه ولی فایده نداشت چون باعث دفع زیاد ادرار شدم.بعد به متخصص مراجعه کردم .سه بار برای من نسخه نوشت ولی به دلیل ایجاد مشکلات دیگه برای بدنم و همچنین درد در پهلوها داروها رو خودم قطع کردم و چون مشکل از اعصاب بود ترجیح دادم با استراحت مطلق و بی اعتنایی به عوامل استرس زا خوب بشم. در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - به دلیل بالا آمدن صفرا و جوش زدن صورت شیرهی انگور و شیرینی جات نمیخورم .البته تنها شیرینی مورد استفاده ی من عسل است آن هم در فصل سرما. به دلیل درد معده و هضم نشدن غذا تا 4 سال که میوه و سبزی نمیخوردم الان هم به ندرت اگر خیلی دلم بخواد میخورم که باعث تلخی دهان و مشکل در گوارشم میشه. هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - در 7 یا 8 سالگی عمل لوزه انجام دادم. مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . هر چند وقت یکبار دچار افسردگی میشم به ویژه در مرداد ماه و بهمن ماه.الویت درخواست من رفع موهای زاید در چانه و گلو هست.و مشکلات گوارشی من که اصلا با هم همخوانی ندارند.اسید معده من زیاده.یبوست دارم.بواسیر هم منو اذیت میکنه به ویژه در فصل سرما. چهار ویژه بانوان وضعيت پريد ماهانه؟ : نامرتب - هر ماه 4 یا 5 روز دیرتر پرید میشم. از 15 سالگی به تدریج با بیماری های خودم از طریق نشانه های ظاهریشون آشنا شدم .اوایل برای هرکدام به دکتر مراجعه میکردم.بعدا هر غذایی که فکر میکردم برای من ضرر داره رو نمیخوردم.مثلا زیاد که جوش میزدم شیرینی جات و خامه و سس و غذاهای پر چرب رو از برنامه غذاییم حذف کردم.ولی باز به ندرت میخوردم.با درد های پرید هم چاشنی ها ی تند مثل فلفل و غذاهایی مثل سوسیس و کالباس رو حذف کردم.وقتی به خاطر فشار عصبی اسید معده زیاد شد و معده درد داشتم به مدت 2 سال اصلا میوه و سبزی نخوردم.الان هم کم مصرف میکنم. ============================== 04-07-2012 از گزارشات مریض در دوران غذادرمانی ---------------------------- 7-وضعیت: رنگ پوستم روشن تر شده.موهای زاید هم کند تر و کم تر رشد میکنن . - درود: قبل از غذا درمانی پوست سر و دست هام خشک بود و پوست صورتم چرب و جوش دار بود.پوست اطراف انگشتان دست ها و پاهام بلند میشد و ناخن هام نرم و شکننده بود.موهای من کم پشت بود و ریزش داشت.هر روز صبح روی بالش من پر بود از مو.در چانه و زیر گلو موهای زاید داشتم جوری که هر روز باید اون ها رو برمیداشتم.روی بینی و پیشانی و پشت لبها و روی گونه هام جوش های چرکی و قرمز و بزرگی میزدم که خوب شدنش هفته ها طول میکشید و جای اون ها هنوز مونده.نفس کشیدن من همیشه تند تر از راه رفتنم بود .در راه رفتن کند بودم و هنگام راه رفتن حتی در مسافت کوتاه در پاها ناتوانی داشتم و زود خسته میشدم و گاهی که معده من در هضم مشکل داشت و از نظر روحی هم ناراحت بودم زمین میخوردم.قبل از پریودی سردرد شدید داشتم که 2 روز متوالی طول میکشید.خشکی و خارش چشم داشتم داشتم.مژه ها و ابروهام شوره میزد.وقتی از موضوعی ناراحت میشدم تا چند روز نمیتونستم غذا بخورم.در راه رفتن تعادل نداشتم و سرگیجه ی شدید داشتم.کم حوصله بودم و هر شب گریه میکردم.من 28 خرداد غذا درمانی رو شروع کردم.از این محدوده ی زمانی تا امروز این تغییرات برای من محسوس بوده.پوست صورتم روشن تر از قبل شده .جوش های صورتم ریز تر از قبل شده و مدت زمان خوب شدن اون ها به یک روز رسیده.مثلا امروز که چند تا جوش خیلی ریز روی گونه های من هست فردا میبینم که خشک شدن و روز بعد کاملا خوب میشن.جای اون ها هم زود خوب میشه و نیاز نیست من هر روز کرم ضد جوش یا ژل مخصوص پوست چرب بزنم.رشد موهای زاید در چانه و گلوی من کمتر شده و این خیلی برام محسوس هست.چون قبلا هر روز باید اون ها رو بر میداشتم ولی الان در هفته یک بار بر میدارم . سیاهی زیر چشمم که موقع پریودی و مواقعی که معده درد داشتم ویا با هضم مشکل داشتم و یا ناراحت بودم زیاد میشد الان بهتر شده.صبح باز هم روی بالش من مو هست ولی کم تر از قبل دو یا سه تا.موقع شانه زدن و حمام هم کم تر ریزش دارم.شوره سر و خارش سر هم کم تر دارم.مواقعی که شامپوی صنعتی نمیزنم بهتر است.پوست دست هایم خشکی دایمی داردوقبلا کرم مرطوب کننده زیاد مصرف میکردم ولی از شروع غذا درمانی استفاده از کرم و مواد ارایشی رو حذف کردم.پوست اطراف ناخن هام هنوز بلند میشه.قبلا کم خواب بودم و در طول روز 4 ساعت میخوابیدم و تمام طول روز خواب آلوده بودم و خمیازه میکشیدم جوری که در جمع خجالت میکشیدم.الان خواب آلود نیستم و خمیازه نمیکشم.با خوب خوردن و تحرک و ورزش هضم غذام آسان تر شده و خواب من هم بهتر شده .به موقع میخوابم و بیدار میشم.اما هنوز مثل قبل صبح ها با اینکه بیدارم ولی دوست ندارم از جام بلند بشم انگار یک نیرویی من را با طرف زمین میکشد.دست های من تز میگیرد و سر میشود و در رگهام احساس خنکی دارم انگار خون در رگهام نیست.کمی سرگیجه هم اول صبح دارم ولی کم تر از قبل است.البته این حالت ها در این چند روز به نظرم از پریودی بود چون کم تر شده.روز قبل از مرحله ی نبازند مطلق به خاطر اینکه مواد سالادم بیشتر از 10 نوع شد و گیلاس و سبزی و پسته و بادام هم به آن اضافه کردم هضمش برام سنگین بود و صبح روز بعد حالت تهوع و فساد مواد غذایی در معده داشتم با اینکه مقدار کمی هم خورده بودم.و متوجه شدم که باید روش من در تغذیه به صورت تغذیه واحدی باشد یا حد اقل 3 یا 5 نوع ماده غذایی را به شکل سالاد بخورم تا معده من بتواند هضمش کند.قبلا تحمل آب سرد رو نداشتم و همیشه از آب گرم استفاده میکردم ولی حالا به طور ناخود آگاه شیر آب سرد رو باز میکنم.قبلا همیشه تب داشتم و دمای بدنم بالا بود و با این حال ار آب سرد فراری بودم ولی حالا دمای بدنم پایین تر آمده و در کف دست ها و پاهام داغی رو حس نمیکنم و پیشانی من هم داغ نیست.دمای بدنم 38 هست.قبلا بیشتر بودم.قبلا همیشه و مخصوصا هنگام صبح لایه ی زرد رنگی روی دندان های من بود که الان کم تر شده و دندان های من کم تر جرم میگیرد.موقع ورزش کردن دهانم خشک میشه و دوست دارم آب بنوشم.قبلا موقع راه رفتن هم دهانم خشک میشد ولی الان بهتر شدم.قبلا در راه رفتن معمولی در خیابان دهانم خشک میشد و کم تحمل میشدم و تنفس من سخت میشد مخصوصا وقتی باری به اندازه ی 2 کیلو داشتم.تعرق من زیاد بود و ضعف و ناتوانی و عدم تعادل داشتم و پاهام از زمین کنده نمیشد و کشیده میشد.الان در راه رفتن معمولی چابکی من بهتر شده ولی موقع ورزش و دویدن همین حالت ها رو دارم.هنگام دویدن زمان میگیرم که در 1 دقیقه ی اول خوبم ولی در دقیقه ی بعد پاهام سنگین و ناتوان میشه و از زمین به سختی جدا میشم.موقع بالا رفتن از کوه هم مثل قبل آخرین نفر بودم و با نفر آخر فاصله ی من بیشتر میشد جوری که کاملا جا میموندم و دیر تر از بقیه میرسیدم.در حمام هم قبلا بی حوصله بودم و انرژی نداشتم ولی الان از نظر چابکی و حوصله بهتر شدم. روز اول از نبازند مطلق با یبوست شدید گذشت که فکر میکنم به خاطر تراکم مواد سالاد بود و نه زیاد خوردن چون کم خوردم.گیلاس و باداوم و پسته در سالاد بود که منو اذیت کرد و برای افت فشار هم مخلوط عسل و پودر بادام و پسته خوردم به اندازه ی یک قاشق چای خوری. روز دوم هم احساس انباشتگی در شکم داشتم به خاطر یبوست روز قبل.حالت تهوع داشتم و سوزش سر معده و سوزن سوزن شدن معده و دور ناف و آبکی بودن معده.در این روز از پریودی پاک شدم و خارش شدید داشتم.موقع دویدن نفس کشیدن من سنگین بود و حس میکردم بالای بینی من میان دو چشم من گرفته و تنگ است و راه نفس من بسته است.موقع ورزش کم انرژی هستم و زود خسته میشم.بیشتر از 2 دقیقه نمی تونم پیوسته بدوم و باید یک دقیقه آرام تر قدم بردارم و باز دوباره شروع به دویدن کنم که این کار را هم بیشتر از 3 بار نمیتونم انجام بدم.موقع ورزش هم بیشتر از 20 دقیقه نمی تونم پیوسته ورزش کنم و باید یک لیوان آب و خرما بخورم بعد دوباره ادامه بدم.تا ده دقیقه بعد از دویدن و ورزش نفسم سر جاش نمیاد.در ضمن ورزش و دویدن من در محیط خانه هست و در فضای باز نمیشه آزادانه دوید یا ورزش کرد.بیشتر و زود تر از روز های قبل گرسنه میشدم که طبق توصیه شما کمی تحمل میکردم تا سیستم دنسروخ من فعال بشه اگر ضعفم با مواد مجاز برطرف نمیشد کمتر از یک کف دست نان داغ رو با مواد مجاز میخوردم.در این روز اول صبح چابکی بیشتری داشتم و هنگام عصر برای پیاده روی فقط قدم میزدم و انرژی نداشتم.در روز سوم از این مرحله از شب قبل که فشارم پایین بود تا این روز ادامه داشت. سر درد داشتم و سرگیجه و دل درد و ضعف در پاها.در روز چهارم هنگام صبح روی بالش من مو نبود و موقع برس کشیدن هم ریزش موی من کم تر شده بود.موهای زاید صورتم بعد از یک هفته درآمده ولی مقدارش کم تر از قبل شده. جوش های صورتم بهتر شده.خارش بعد از پریودی هم دارم.وضعیت چابکی من در دویدن خوب نبود و بعد از 2 دقیقه دویدن درجا، پاهام به سختی از زمین جدا میشد. بعد از پریودی امروز بر خلاف قبلا ترشح قهوه ای و زرد رنگ نداشتم. ولی خارش و سوزش داشتم..توانایی ورزش کردن نداشتم و انرژی من کم بود.در این روز بیرون روی نداشتم.روز پنجم صبح بیرون روی داشتم که بر خلاف گذشته سخت و دردناک نبود.سرعت تخلیه من بیشتر از قبل بود.یعنی قبلا عمل تخلیه من در 15 دقیقه انجام میشد ولی الان کمتر از 5 دقیقه هست.قبلا تکه تکه و سفت بود ولی حالا فرم دارد.انتهای روده من زایده دارد ولی دردناک نیست.قبلا در حالت دراز کشیده روی شکمم که دست میکشیدم در روده ها و معده ورم داشنم و برآمده و سفت بود ولی الان شکمم یکنواخت و نرم است. روی بازو هام جوش های ریز و قرمز زدم. روز ششم از شب قبل که برای رفتن به کوه در ماشبن بودم در کوه گذشت. همیشه هنگام سفر بیخوابم و در ماشین نمیتونم بخوابم و در عذابم.شب در ماشین نتونستم بخوابم .مدام گرسنه میشدم و انجیر و کشمش و خرما میخوردم.مسیر طولانی بود و ما از 12 شب تا 9 صبح داخل ماشین بودیم.به خاطر وسواسی در استفاده از سرویس بهداشتی صرفه جویی میکردم و سعی میکردم از هر چند بار یک بار به ضرورت استفاده کنم که باعث کلافگی میشد.در کوهنوردی زود خسته میشدم و آخر همه میرسیدم.با نفر آخر خیلی فاصله داشتم.بی حال میشدم و سرم مور مور میشد .خرما و گردو میخوردم و فقط از مواد مجاز استفاده کرده.فقط یک بار به خاطر ضعف شدید کم تر از یک کف دست نان با مواد مجاز خوردم.روز هفتم در راه برگشت باز در ماشین بودیم.فقط آب و خرما و انجیر خوردم.بین راه یک ساعت کوهنوردی داشتیم.بی حالی من کم تر از روز قبل بود.
--------------------------------- 15-07-2012
7-وضعیت: - امروز حال عمومی من خوب بود. -فقط در اول روز سرگیجه و در پایان روز سر درد داشتم که فکر میکنم به خاطر التهاب شدید بواسیر در یک هفته ی گذسته بود. -طی هفته ی گذشته همانطور که فرمودید و منهم منتظرش بودم، بواسیر من به شدت ملتهب و دردناک شده بود. -دو زایده به اندازه ی نخود در دو طرف معقد بود که خیلی دردناک بود و خارش شدید داشت. - و خوشبختانه همانطور که پیش بینی کرده بودید،امروز از التهابش کم شده بود ولی هنوز هست. -ادرار من در این یک هفته در اول صبح کد 2 و در دفعات بعدی بار دوم 1 و دفعات بعد 0 بود. - خشکی پوستم نسبت به قبل و هفته ی پیش بهتر شده. - خداراشکر شوره ی سر و ابروهام و گوشم خوب شده. -جوش های صورتم بهتر شده فقط جوش زیر پوستی هنوز دارم - و وقتی موهای زاید چانه را بر میدارم پوستم ملتهب میشه و خراش برمیداره و خون میوفته و تا چند ساعت میسوزه. -موهام نسبت به قبل نرم تر و له خت تر شده. - خوشبختانه پوستم یکدست و روشن شده ولی جوش زیر پوستی روی گونه ها و در چانه هنوز دارم. - قبلا وقتی موهای زاید چانه را بر می داشتم هنوز موهایی بود که در پوست بودند و فردای روز اصلاح در میومدن ولی الان کمتر شده. - دیگه خذاراشکر سوزش سر معده و حالت تهوع و فساد غذا که قبلا هنگام صبح داشتم خوب شده. - خوشبختانه هضم غذام بهتر شده و سرو صدا و باد شکم فقط با خوردن سبزی دارم. -بهداشت تناسلی رو رعایت کردم و بهترشده ام. -هر روز در طشت آب ولرم و بتادین مینشستم و بعد از 10 دقیقه خودم رو خشک میکردم و شورت تمیز میپوشیدم و هر بار هم بعد از توالت رفتن عوض میکردم. -خیلی بهتر شدم فقط امروز چون حس کردم بواسیر با بتادین بدتر میشه انجام ندادم. - در این هفته طی سه روز با تراکم افکار و حالت های ناراحتی و افسردگی قبل از غذا درمانی مواجه بودم که اصلا دست خودم نبود. -گریه میکردم و افکار آزار دهنده داشتم . -مثلا اگر در عالم کودکی هم کسی منو ناراحت کرده بود جلوی چشمم میومد. -این حالت ها رو در سال 4 بار داشتم که با کدری و بی تحرکی 20 روز تا یک ماه همراه بود. -در این هفته هم همینجور شدم که سعی کردم تا جایی که میتونم تحرک داشته باشم. -روزی 3 ساعت پیاده روی میکردم و 1ساعت هم ورزش. - فایلی که برای روحیه برام گذاشتین باز نشد - و من سعی کردم با دیدن فیلم تقویت روحیه به اسم قطب نما از غلبه ی افسردگیم جلوگیری کنم و خوشبختانه امروز بهتر شدم . -حس میکردم تمام حالت های ناراحتی و نگرانی سابق مثل یک باد داره از بدنم خارج میشه سعی کردم خوشحال باشم. -خوابم خیلی خوب شده. -برنامه غذایی رو جوری اجرا میکنم که از 9 شب به بعد چیزی نخورم و سعی میکنم 11 شب بخوابم و 6 صبح هم بیدار میشم. -در طول روز خواب آلود نیستم و عطسه های من بیشتر شده. -در این مدت که 29 روز از غذا درمانی من میگذره کسالت و خستگی هر روزه و بدون دلیل من از بین رفته . - از زحمات و صبر و بردباری شما سپاسگزارم.
--------------------------------- 24-07-2012
-وضعیت:
به لطف خدا و توجه شما امروز حال عمومی من خوب بود. - پوست صورتم یکدست و صاف و روشن شده.
- فقط جوش های ریز و چرکی زیادی زدم.
- خداراشکر موهای زاید به ندرت درمیان و سرعت رشد دیگه خوشبختانه کمتر از قبل شده. - خشکی پوست بدنم بهتر از قبل شده. - خوشبختانه ریزش مو ی من در حد نرمال شده و غیر عادی نیست. - درد های پریدی که قبلا به طور پیوسته داشتم کاملا خوب شده. فقط دو روز ترشح سفید داشتم همراه با خارش شدید مجرای ادرار که حالا ندارم. - یبوست من خوب شده و نرمال شده. - هفته قبل التهاب شدید و دردناک بواسیر داشتم که این هفته به تدریج خوب شد. - از همه مهمتر از نظر فکری و روحی نرمال شدم و حال عمومی من خوبه.
- معده درد هم که قبلا با خوردن میوه و سبزی اذیت میشدم خداراشکر دیگه اذیت نمیشوم و خوب شده.
- سر و صدای شکمم کم شده.
- انرژی من بیشتر شده.2 ساعت پیاده روی داشتم. - داغی کف دست هام خوب شده. - گرمای داخلی هم که قبلا به خاطر عدم هضم غذا داشتم و باعث بی حوصلگی من میشد خوب شده. - خواب آلودگی های پیوسته و در عین حال بی خوابی مزمن هم خوب شده. - فقط چند شب هست که از 10 تا 12 شب میخوابم ولی بعدش خواب از سرم میپره و تا 5 صبح بیداری میکشم.
از توجه شما سپاسگزارم.

------------------------------15-08-2012
سیما جان سلام آخرین گزارشی که نوشتم به همراه آخرین نسخه ی دکتر از پرونده من حذف شده. در ضمن قبلا قول داده بودم گزارش مردمی بنویسم ولی به خاطر دردهای زیادی که داشتم و هر هفته یکی از مشکلاتم به شکل حاد بیرون میریخت و بعد به تدریج بهبود پیدا میکرد اصلا نتونستم به قولم عمل کنم. -امروز که به لطف خدا و زحمات پروفسور پس از 60 روز بهتر شدم خوشحالم که تونستم به قولم عمل کنم. -از سیما خانم هم ضمن تشکر خواهش میکنم که گزارش مرا با نام فرشته از سمنان روی سایت بزنن چون فقط خودم و خانواده م از مشکلات جسمی و بیماریهام اطلاع داریم و میخوام با نام مستعار باشه و بدون عکس باشه. ====== مدتهاست که در فکر ادای وظیفه و تنظیم « گزارشی به مردم » وبا و شرح دردها و مریضها و سختی های قبلی خودم و درمان از طریق روش پرفایده و بی ضرر « غذادرمانی » به روش پرفسورخرسند، به مردم عزیز، آگاهی رسانی کنم. امروز خوشحالم که تونستم به این قولم عمل کنم. * * * - من بیماری های زیادی داشتم . - یعنی در واقع هر بار با درد در یک قسمت از بدنم مواجه میشدم که نمیدونستم دلیلش چی هست و همیشه هم به دنبال درمان بودم. -به پزشکان زیادی با انواع تخصص ها و مدارک پزشکی از جمله زنان و گوارش وکلیه و....مراجعه کردم و داروهای متفاوتی مصرف کردم که هیچ کدام نه تنها مشکل اساسی مرا حل نکرد بلکه عوارض بدتری در بدن من بوجود آورد . -تا اینکه سال گذشته در حالی که از درد کلیه و مثانه و یبوست شدید رنج میکشیدم و دیگه قادر به دفع نبودم و خودم رو در حال مرگ میدیدم به دکتر مخصوصم که نزدیک به ده سال بود بیمارش بودم مراجعه کردم ولی با کمال ناباوری با عصبانیت دفترچه را به سمت من پرتاب کرد و گفت برو حق ویزیتت را بگیر و برو و دیگه پیش من نیا چون دیگه کارت تمامه و درمان شدنی نیستی و چند وقت دیگه دردهای تو به مغزت میزنه و میمیری!خیلی نا امید شده بودم. بعد از آن پزشک متخصص کلیه به را من معرفی کردند. با مراجعه به آن پزشک و پس از آزمایشات گسترده تشخیص داده شد که مثانه و کلیه من دچار کم کاری شده و این کم کاری و نیز یبوست شدید از شوک روحی و استرس هست. چند بار برای من نسخه نوشته شد و من کم کم احساس سستی در کلیه ها داشتم و روز به روز ضعیف تر میشدم و از بهبودی خبری نبود. تا اینکه یک بار اورژانسی دوباره به همون دکتر مراجعه کردم و با کمال تعجب دیدم بیماران زیادی پرونده به دست در حالی که تحت عمل جراحی هم قرار گرفته بودند می آمدند و به دکتر اعتراض میکردند و میگفتند که این دکتر ابتدا با دارو کلیه ها رو خراب میکنه و بعد همه بیمارانش را به بهانه مداوا به اتاق عمل میبره! همان موقع با توجه به جوان بودن دکتر که به سختی 30 سال را پر کرده بود و در مقایسه با پزشکان با سابقه و پا به سنی که پیش از آن رفته بودم از اعتماد کردن به این دکتر ها دست کشیدم . به مدت 5 روز در خانه بستری شدم و از شدت فشار روحی و درد جسمی در حال مرگ افتاده بودم. به جز آب چیزی نمیخوردم و از درمان و دارو خوردن دست برداشته بودم. برای اینکه به دردها فکر نکنم پشت کامپیوتر مینشستم و مدام در سایت های طب سنتی میگشتم. قبلا یکی از دوستانم که کیستهای وحشت ناک میزد با طب سنتی یکی از پزشکان تهران خوب شده بود و من هم تصمیم گرفتم به دنبال روشی غیر از روش های معمول پزشکان برم.و چون اونقدر بیمار بودم که قادر به راه رفتن نبودم تصمیم گرفتم با جستجوی اینترنتی به دنبال درمان باشم. پس از چند ماه با جستجو در سایت های طب سنتی با سایت پروفسور خرسند و روش غذا درمانی ایشان آشنا شدم و پرسشنامه پر کردم و تا امروز که 60 روز هست طبق دستور ایشان تغذیه خودم را کنترل میکنم. به لطف خدا و زحمات دکتر خرسند، بسیاری از مشکلات ریز و درشت من از جمله مشکلات شدید گوارشی و یبوست و بواسیر و عفونت های زنانه و کبد و پوست و مشکلات روحی من حل شده و باید بگم این ها مشکلاتی هست که خودم از آنها خبر داشتم و چه بسا در جاهای دیگر بدنم مشکلاتی بوده که من از آنها بی خبر بودم و همه با این روش خوب شده و من امروز خیلی خوشحالم که میبینم خیلی از بیماریها به این روش درمان میشه. در محیطی که من زندگی میکنم بیماری های وحشت ناکی که عموما از آنها با نام سرطان یاد میشه داره مردم رو از پیر و جوان و ریزو درشت مثل برگهای خزان دیده ی درخت به زمین میریزه و کسی هم به دنبال دلیل شیوع این بیماری ها نیست! من تا جایی که بتونم اطلاع رسانی میکنم و از همه ی مردم هم میخوام که در گسترش این فرهنگ « غذادرمانی » به روش پرفسورخرسند کمک کنند تا دستهای کثیف پنهانی که به خاطر پول و تجارت دارو مانع گسترش چنین روش هایی میشوند کوتاه شود. در پایان از زحمات پروفسور خرسند و همچنین سیما خانم منشی مطب انترنتی ایشان در هلند هم تشکر میکنم با آرزوی موفقیت و سلامتی برای شما و همه ی بیماران فرشته از سمنان سحر پرونده 3682
----------------------------- 01-09-2012
7-وضعیت: سلام .این گزارش رو با توجه به نکاتی که در پرسشنامه ذکر کردم خدمت شما میفرستم. میخواهم کلیه دردها و بیماریهایم را و نتیجه خوبی مه از غذادرمانی به روش شما گرفته ام در این گزارش خدمتتان ارائه دهم در پرسشنامه ام هست که:(علت مراجعه من مشکلات گوارشی، جوش صورت، عفونت داخلی و رشد موهای زاید . ناراحتي هاي ديگر؟: ناراحتی های دیگر یبوست شدید.کم خونی.ضعف و ناتوانی. زیاد شدن صفرا.جوش صورت.عفونت داخلی.سوزش و خارش شدید.) مشکلات گوارشی من قبل از غذا درمانی بسیار زیاد بود . با توجه به اینکه 10 سالی میشد با بد غذایی و استرس معده من خراب شده بود و طبق نظر فوق تخصص گوارش در تهران تشخیص داده شد که دهانه ی معده ی من باید طی عمل جراحی تنگ شود.اسید معده من زیاد بود . با خوردن هر غذایی ترش میکردم و معده من هیچ غذایی رو هضم نمیکرد. اطرافیان و دوستانم منو از پذیرفتن عمل هشدار میدادند و من هم پذیرفتم که عمل نکنم و بعد از آن پزشکان به من میگفتن معده و روده ی من عصبی هست و باید با این وضعیت بسازم و تحمل کنم و میوه و سبزی اصلا نخورم و فقط گوشت قرمز و مرغ و ماهی را به صورت آب پز و یا کبابی و بدون ادویه و چاشنی بخورم.
و در ضمن به خاطر یبوست شدید از هیچ خشکبار و مغزها ی خام یا بو داده هم نخورم!!!! من این دستورات را 4 سال اجرا کردم و پس از این مدت علاوه بر بدتر شدن مشکل معده و عدم هضم غذا متوجه بروز مشکلات دیگر مثل کم خونی و ضعف و ناتوانی شدید.استرس و فشار روحی .بیقراری.زمین خوردن های مکرر هنگام
راه رفتن.افسردگی.بی تحرکی و تنبلی.رها کردن کارها.زیاد شدن صفرا.جوش صورت.ریزش موی سر و رشد موهای زاید و.... شدم.معده من دیگه حتی گوشت ر و هم هضم نمیکرد و من به شدت ناامید شده بودم.
از شروع غذا در مانی خدا رو شکر و با زحمات شما این مشکلات خیلی کم شده و من با استفاده از توصیه های همه جانبه شما بسیاری از مشکلاتم حل شده و الان فقط با ادویه جات و نان مشکل دارم و بعضی موادی که نفخ ساز هستند.
با استفاده از نسخه ی شکم روان یبوستم خوب شده .هر روز انجیر خیسانده و تمیز رو اول صبح میخورم و بعدش پیاده روی و ورزش میکنم و دوش میگیرم.
(سابقه سردرد؟ بله - در دوره ی پریود به مدت 2 روز متوالی سر درد دارم که در ناحیه گوش چپ و چشم چپم خیلی شدید است و معمولا با خوردن دم کرده ی گیاه بادرنجبویه و سنبل الطیب و گل گاو زبان آن هم در فصل زمسنان خوب میشوم.این دارو در فصل گرما برایم خوب نیست.)
این سردرد از سه سال پیش شروع شد و من با مراجعه به پزشک و انجام آزمایشات متوجه شدم از کم خونی هست.قبل از غذا درمانی این سردرد از دو روز قبل از پرید شروع میشد و تا 24 ساعت به صورت شبانه روزی درد داشتم که بسیار طاقت فرسا بود .
این سر درد گاهی 48 ساعت طول میکشید و به محض شروع خونریزی کم کم و به تدریج قطع میشد.
از شروع غذل در مانی این سر درد هم دردش کم تر شده و هم مدت زمانش که به نصف روز رسیده و با خوردن رازیانه بهتر میشم و زود تر پرید میشم . به محض احساس شروع سر درد در روز یکشنبه ی هفته گذشته رازیانه خوردم و دو روز بعد پرید شدم.
درپرسشنامه:(سابقه سرگيجه؟ بله - هنگامی که میخواهم از رخت خواب بلند شوم در اول صبح سرگیجه ی خیلی شدید دارم.چشمانم سیاهی میرود و به شدت میلرزم) این مشکل رو شکر خدا دیگه ندارم و خوب شدم.
از پرسشنامه ام:(وضع پوست بدن؟ : بد - با خوردن غذاهایی مثل
شیرینی،سس،کاکایو و... پوست صورتم جوش میزند.در 6سال گذشته به که علت معده درد خیلی از مواد غذایی را از جمله میوه و سبزی را در برنامه غذایی خودم تا حدودی حذف کرده ام پوستم خیلی خشک و نازک.و شکننده شده.)الان به لطف خدا و با استفاده از توصیه های شما پوستم شفاف و روشن شده.جوش ها و جای جوشها بهتر شده و گاهی فقط جوش های خیلی ریز میزنم که زود خوی میشن. (وضع موي سر؟ : بد - ریزش شدید مو دارم.و سفیدی مو هم دارم.)ریزش موها کمتر شده و میتونم بگم قبلا غیر طبیعی بود ولی حالا کاملا طبیعی هست. (وضع ديد چشم؟ : با عينک خوب - چشم راستم 6/30 و چشم چپم 3/30 است که 27 ساله از عینک استفاده میکنم.از کودکی تنبلی چشم راست داشتم که درمان نشده.بدون عینک سردرد میگیرم و به نور هم بسیار حساسم.)
این هفته به چشم پزشک مراجعه کردم دید چشمم همون میزان هست و ثابت مونده.شستشوی چشم با آب چای رو هر روز انجام میدم که خارش و خشکی چشمم خوب شده.فقط گاهی بین مژه هام شوره میزنه. (آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟
آخرین بار مهر ماه سال 90 بود که به دلیل فشار عصبی دچار کم کاری کلیه و مثانه شدم.ابتدا داروی گیاهی گرفتم به اسم چهل گیاه ولی فایده نداشت چون باعث دفع زیاد ادرار شدم.بعد به متخصص مراجعه کردم .سه بار برای من نسخه نوشت ولی به دلیل ایجاد مشکلات دیگه برای بدنم و همچنین درد در پهلوها داروها رو خودم قطع کردم و چون مشکل از اعصاب بود ترجیح دادم با استراحت مطلق و بی اعتنایی به عوامل استرس زا خوب بشم.)با غذا درمانی مشکل کم کاری کلیه و مثانه خوب شده و اعصاب من در برخورد با مسایل آرام تر شده. (در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - به دلیل بالا آمدن صفرا و جوش زدن صورت شیره ی انگور و شیرینی جات نمیخورم .البته تنها شیرینی مورد استفاده ی من عسل است آن هم در فصل سرما. به دلیل درد معده و هضم نشدن غذا تا 4 سال که میوه و سبزی نمیخوردم الان هم به ندرت اگر خیلی دلم بخواد میخورم که باعث تلخی دهان و مشکل در گوارشم میشه.) این مشکلات هم رفع شده.فقط با خوردن سبزی های تند مثل تره و همچنین کلم دچار نفخ میشم و دهانم آفت میزنه.
(هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - در 7 یا 8 سالگی عمل لوزه انجام دادم. )چند سال پیش جایی در تحقیقات پزشکی و از تلویزیون شنیدم که میگفتند لوزه سطل زباله ی بدن است و این عمل اشتباه است و موجب میشود عفونت ها در سراسر بدن پخش شود به همین خاطر هیچوقت در زندگی دوست ندارم عمل بشم. ازپرسشنامه ام:(مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد .
هر چند وقت یکبار دچار افسردگی میشم به ویژه در مرداد ماه و بهمن ماه.) در دو هفته ی گذشته باز دچار تراکم افکار و بیحوصلگی شدم و باز دوست داشتم فقط یک گوشه تاریک و تنها باشم ولی با ورزش و پیاده روی روزانه و انجام کارهایی که نیمه کاره رها شده بود تلاش کردم انرژی خودم رو بالا ببرم و از بی تحرکی فاصله بگیرم و عادت های غلط گذشته رو با عادت های درست مثل بهداشت و نظافت و نظم و ترتیب در امور از بین ببرم.با اینکه خیلی سخت بود ولی شکر خدا الان از نظر روحی هم نرمال شدم و این رو لطف خدا و استفاده از توصیه های همه جانبه ی دکتر میدانم. (الویت درخواست من رفع موهای زاید در چانه و گلو هست.و مشکلات گوارشی من که اصلا با هم همخوانی ندارند.اسید معده من زیاده.یبوست دارم.بواسیر هم منو اذیت میکنه به ویژه در فصل سرما.)
موهای زاید صورتم که قبلا سرعت رشد آن ها خیلی زیاد بود و من هر روز باید آن هایی که تازه در اومده بودن رو بردارم خیلی بهتر شده.سرعت رشد اون ها کم شده و از نظر تعداد هم کم شده که سه روز یک بار چند تایی که به سختی از پوست بیرون زدن رو برمیدارم.
مشکل یبوست با نسخه ی شکم روان حل شده .قبل از غذا درمانی یبوستم خیلی حاد بود و گاهی 3 روز بیرون روی نداشتم و با مراجعه یه پزشک و استفاده از شیاف و شربت لاکسی ژل کمی بهتر میشدم.بیرون روی های وحشت ناکی همراه با خونریزی و درد داشتم که الان خوب شدم و مشکلی ندارم.بواسیر هم که قبلا متورم و دردناک بود حالا به شکل زایده ی نرمی و بدون درد هست و گاهی کاملا محو میشه.
ازپرسشنامه ام:(وضعيت پريد ماهانه؟ : نامرتب - هر ماه 4 یا 5 روز دیرتر پرید میشم.)در این ماه با 2 روز تاخیر پرید شدم.با خوردن رازیانه دردهای پریدی کم تر شده
------------------------------------------

مستعار پژمان/ شغل : کارمند /قد: 173 / وزن : 85 کيلوگرم ظ=22 - اردبیل/ دوروز قبل سرماخودگی داشتم که3تا آمپول پنی سیلین استفاده کردم با تجویز پزشک/موقع خوردن سیر وآش دوغ با سیر حالت اسهال پیدا می کنم/هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - البته تخلیه چرک آبسه به وجود آمده بود/ حدود 8سال قبل بر اثر حمل وسایل سنگین دچار بیرون آمدگی مقعد شدم بعد کمی گذشت و ناحیه متورمی مابین مقعد و آلت تناسلی بوجود آمد بعد دکتر رفتم که آمپولی داد که تزریق وریدی می شد کمی حالت تورمی کم شد ولی بعد از آن باز متورم شدو ترکید و خونابه و چرک می آمد به بعد آن به آبسه تبدیل شد و دکتر جراح آن راتخلیه کرد و به دو تا سوراخ تبدیل شد و تقریبا\" الان موقعیت قرار گرفتن سوراخهابه شکل نعل اسبی می باشد بعد آن به چند عطاری مراجعه کردم در اردبیل و کرج و اصفهان که داروهای گیاهی تصفیه خون و
غیره دادند که کمی کنترل کرد و اذیتم کم شد و تقریبا توانستم روی پتو بنشینم در حال حاضر نشستن بیش از 15دقیقه بر روی زمین اذیتم می کند و
باید در حالت دراز کش باشم یا روی صندلی بنشینم و مواقعی که سرما خوردگی پیدا می کنم حالت تورم زیاد می شود و بیشتر اذیت می کند ولی بعد از
استفاده از آنتی بیوتیک این حالت کممی شودو گاهی اصلا\" ترشحی نمی آید
=================================
از گزارشات مریض در حین « غذادرمانی »
------------------------------ 15-10-2012

7-وضعیت:
- خوشبختانه موقع نشستن درد کمی کم احساس می کنم
- و خدارا شکر بعضی از روزها هیچ دردی ندارم
- و بعضی از روزها درد کمی دارم
-------------------------------- 04-11-2012

7-وضعیت:
- خوشبختانه محل فیستول اولی تقریبا بسته شده است و روی آن مثل جوش شده و ترشحات کم شده
- و با کمال خوشحالی بعضی وقتها هم چیزی نمی آید
- و محل دومی که بعدا به وجود آمده بود به شکل عدس است و ترشحات از آن می آید
- البته از بعد گزارش قبلی که فرمودید ترشحات زیاد می شود، درسته و طبق پیش بینی شما، ترشحات کمی زیاد شد و کمی هم خون آمد و بعدا" قطع شد
- و چنانکه در بالا گفتم فیستول اولی تقریبا خوب شده و بسته شده است
- البته لازم به ذکر است که در محل فیستول به نظرم می رسد که بهبودی در آن به وجود آمده و گاهی کمی حالت خارش پیدا می کند
- از گزارش قبلی تا این گزارش فشار خون مابین 2/9تا 7/10بوده و
- یک روز به 2/11رسید و رنگ ادار زرد بود و دو روز قهوه ای روشن شده
10- ملاحظات:
- آقای دکتر باسلام
- بعد از گزارش قبلی سعی کردم که کاملا" خام خواری کنم و بعضی وقتها که مجبور شدم کمی نان و سیب زمینی تنوری استفاده کردم که البته از
گزارش قبلی تا این گزارش مجموعا" ( نصف بربری و یک عدد سیب زمینی تنوری ) استفاده نمودم و کاملا" خام خواری کردم البته نتیجه آن را
هم گرفتم و به لطف خدا و کمک حضرتعالی دیگر روی زمین( برخلاف گذشته) راحت می نشینم و ترشحات که کم شده از لحاظ روانی هم خوب هستم و
احساس خوبی دارم و فعالیت بدنی خوبی دارم بعد از 30دقیقه بالا و پائین رفتن از پله ها 600تا ورزش حالت دوچرخه و 300تا هم قیچی
در روز انجام درمی دهم که قبلا اصلا نمیتوانستم باتقدیم این گزارش، و اطلاع رسانی از وضعم، تقاضای مشاوره و توصیه برای ادامه راه را دارم
-------------------------------14-01-2013
7-وضعیت: - استاد بزرگوار آقای پرفسور خرسند عزیز از الطاف حضرتعالی تشکر می کنم که راهنمائی های حضرتعالی نورامیدی در زندگی اینجانب به وجود آورده است. - در حال حاضر استاد بزرگوار، خوشبختانه فیستول اولی سه چهار هفته قبل مسدود شده و هیچ ترشحاتی نمی آید. - وبا کمال خوشحالی، فیستول دومی نیز حدودا" 10روز است که مسدود شده و ترشحی نمی آید. - ورزشها را انجام می دهم - فقط خیلی دلم می خواهد تخم مرغ و قورمه سبزی ولبنیات و ...را کمی استفاده کنم آیا در حال حاضر مجاز هستم کمی استفاده کنم یا نه باز طبق روش پیش بروم؟ و راه را ادامه دهم - 8-کنترل شارژ خود در پرونده: --- 9- طرح سئوال: - آیا دکتر موهای سرم کمی کم پشت بوده ولی فکر می کنم که خوشبختانه زیادتر و بهتر شده - آیا روش شما،در پرپشت شدن مو تاثیر دارد؟ - خوشبختانه وزن من حدود 11کیلو پائین آمده طبعات منفی برایم ندارد - و آیا حدود 100روز و بیشتر است که گوشت و تخم مرغ و تخم مرغ و مواد غذائی دیگر استفاده نمی کنم . - آیا مواد پروتئینی و معدنی بدنم کم نمی شود - با تشکر از حضرتعالی که با روش درمانی خود نور امید ی در دل بنده گان خدا روشن کردید و همچنین از سرکار خانم سیما مدیر محترم مطب اینترنتی

مستعار ترانه :شغل : دانشجو - شغل سرپرست: : بازنشسته و بی کار جنسيت : زن - : مجرد قد: 169- وزن : 69 کيلوگرم سن: 26 تلفن* : ******* نشاني* : تهران سعادت آباد ********* ايميل* : ******** کامپيوتر در دسترس داريد؟ : بله معرف /علت مراجعه : از طریق سرچ در اینترنت و یبوست مزمن و شقاق مزمن - 8 سال است که درگیر یبوست مزمن و شقاق مزمن هستم در پایین مقعدم یک برجسته گی اندازه نصف لوبیا که روی آن زایده ای هست که که انگار جای جوش خوردن شقاق هست وقتی اولین بار شقاق ایجاد شد بعد از مدتی آمد و ماندگار شد که در سمت راست و چپ این برجستگی 2 شقاق عمیق وجود دارد و در بال ی مقعد سمت چپ نیز شقاق عمیق دیگری هست و یکی دیگر هم در بالای مقعدم هست و یکی هم در سمت راست مقعد هست و لی خیلی عمیق نیست و در سمت راست بالای مقعد بر روی کبودی که انگار از خون پر شده بر اثر فشار و بزگی مدفوع 2 تاچاک دیگه خورده که عمیق نیستن در کنار همه این ها کبودی مثل اینکه خون در آن تجمع کرده و باد کرده از خون داخلش و اگر به ان ها هم فشار بیایدبه هنگام دفع آنها هم شکاف بر میدارند بیشتر مواقع مدفوع من بزرگ و سفت و خشک است و او ل مدفوع سفت و اکثرا تیکه تیکه مثل پشکل گوسفند و بقیه عادی تر و بز رگ و سفت و خشک است که انگار هر چی خوردم همه با هم می خواهند دفع شوند حتی اگر در طول روز ذره ذره خورده باشم بازهم بی فایده است و مدفوع خیلی بزرگ و سفت و خشک است و انگار وقتی از مقعد خارج می شود انگار تیز است و دوباره مقعد را پاره می کند و دفع آن تقریبا غیر ممکن است و باید فشار زیادی به خودم بیاورم تا دفع شود و من حتی با دست دو طرف مقعد را نگه می دارم که شقاق ها زیاد باز نشوند ولی فایده ای ندارد فقط درد را خیلی کم کنترل می کند و شقاق ها در اثر فشارعمیقا باز می شوند و قطره قطره از آن ها خون می آید و دفع به همبن دلیل با درد خیلی زیاد و سوزش زیاد همراه است ودور تا دور مقعد علاوه بر شکاف های عمیق که گفتم شکاف های ریز ریز و کو چک هم به دلیل بزرگی مدفوع به آن اضافه می شود و مقعدم هم ورم می کندو هم دردناک می شود و گاهی اوقات می خارد که موقع نشستن و راه رفتن و درازکشیدن هم درد میکند حتی موقع عطسه و سرفه کردن و ادرار کردن هم درد می گیرد و از دوطرف مقعد به سمت راست و چپ باسن مثل یک نوار درد می کند انگار تحت فشار و انقباض باشد البته این حالت در سمت چپ بیشتر چون فعلا شقاق اونجا خونریزی اش از بقیه بیشتراست وموقع دراز کشیدن هم ادامه دارد وچون به خاطر یبوست مقعدم ورم دارد و درد می کند روز بعد هم با دردسر دفع دارم چون ورم دارد وبه سختی مقعد باز می شود حتی اگر مدفوع اندازه طبیعی باشه ولی یکم سفت باشه دوباره موقع خروج پاره می کنه انگار که پوست مقعدم نازک مثل کاغذ روزنامه سریع پاره می شه . گاهی او قات هم با رعایت فراوان من مدفوع اولش سفت بقیش معمولی رو به سفت است در روز معمولایکبار گاهی هم دو بار دستشویی می روم ولی همانطور که گفتم بزرگ سفت و خشک و اولش تیکه تیکه و تیره تر از بقیه هست و قبل از دستشویی دلم شدید پیچ میده تا نفخ خارج بشه البته زیاد طول نمی کشه و دیگه دل پیچه ندارم در این مواقع نشانه همان یبوست شدیدولی گاهی اوقات با رعایت فراوان دلپیچه قبل از دفع یا ندارم یا خیلی کم واذیت نمی کنه و راحت نفخ را دفع میکنم و و وقتی در این مواقع دستشویی میروم بهترم یا مدفوع به آن سفتی و خشکی نیست یا باریکتر و خیلی بزرگ نیست وگاهی اندازه اش عادی و لی باز هم یبو ست است همان 7-8 سال پیش رکتوسکوپی و ازمایش مدفوع دادم و همه چی طبیعی بود و فقط من بسیار مظطرب بودم به همراه افسردگی و ترس از کنکو ر و قبول نشدن به هر حال از آن زمان تا الان همان اضطراب افسردگی بی حو صله گی از من دور نشده یعنی بیشتر این شرایط که شقاق و یبوست هست نمی گذارد و نا امیدم کرده است وآن زمان هم هر کاری کردم یبوستم خوب نشد در نتیجه ول کردم همه تو صیه ها را و شرایط رو حی ام هم بهتر شده بود و خود به خود یبو ست من بر طرف شد حتی اگر چیپس با ماست موسیر می خوردم بازهم مدفوعم عادی بو د گاهی او قات که یبو ست حتی سطحی می شدم و با شدت کم هم شقاقی ظاهر میشد ولی یبوستم خوب شده بود که فکر کنم با افسردگی دوباره و غصه خورد ن ومصرف داروی اسپیرونولاکتون دوباره اوضاع قبلی و شقاق با شدت بیشتری بر گشت هم اکنون از لحاظ مواد غذایی هم همه جو ر تو صیه ای راعمل کرده ام چه سنتی چه پزشکی هیچ تاثیری نداشته گاهی تاثیر اندکی می کند یا یک روزیبو ست خوب می شه دوباره که همانکارها را می کم روز بعد یبوستم به مقدار فراوان سالاد کاهو روغن زیتون آب میوه اب طالبی آب هندوانه سالاد گو جه و خیار سوپ جو 2 تا لیوان3شربت خاکشیر 2 لیوان آب گرم ناشتا با 1 یا 2 قاشق آبلیمو قیصی در آب لواشک آلوهای ترش بارهنگ و خاکشیر- زیتون سبزی خوردن دوغ کفیر و غیره را امتحان کردم و نتیجه ای نگرفته ام فقط وقتی 1 عدد قرص سی لاکس بعد از صبحانه و 1 عدد بعد از شام می خورم مدفوع من عادی گاهی هم بار دومی که دستشویی می رم نرم اسهالی میشه فقط در صورت مصرف سی لاکس عادی می شوم. نان سنگک یا بربری- گردو - خرما- شیر گرم با عسل هم تاثیری ندارند حتی شنیدم پودر فلفل قرمزموثر مصرف کردم با غذا که نتیجه نداد این اواخر که مصرف آب طالبی آب هندوانه را بیشتر کردم رنگ مدفوعم روشنتر شده ولی همان سفتی و خشکی اول مدفوع هست ولی رنگ آن هم روشن است که زمانی که اسپیرونو لاکتون می خوردم همه مدفوع خیلی خشک تر و سفت تر و تیره تر بود و برای ادرار- زیاد دستشویی می رفتم که دارو را طبق تو ضیحاتی که دادم قطع کردم به هر حال همه راهی را امتحان کرده ام ولی نتیجه ای نگرفته ام از عمل هم فاصله گرفته ام چون می دانم سو دی ندارد همه جور کرم مثل کرم ویتامین آ+د - کرم آ - کرم زینک اکساید - کرم دکسپانتنول 5 درصد که هیچ سودی نداشته اند و ژل بی حسی لیدوکایین 2 درصد که در بی حسی شقاق ها گاهی کمک کرده است البته دکتری که در مطب تغذیه کار می کند با دست زیرچشمانم را به پایین کشید و گفت یکم کم خونی داری و لی من آزمایشی ندادم نمیدانم درست گفته یا نه و حدود 8 ماه و نیم است که پوست دو تا انگشت شصت پام قسمت چپ دو انگشتم از قسمت داخلی پا سر شده است مثل حالتیکه دنداپزشکی دندان را سر میکند دست رو پوست چانه میکشیم حس میکنیم ولی بی حس است در هر دو پا هم به یک میزان است نسبت به هم قرینه اند گفتن بایدبرم پیش دکتر مغز و اعصاب که من هم نرفتم و در این مدت تغییری نکرده همون جو ری مانده است درضمن اگر8-6 لیوان آب بخورم رنگ ادرارم روشن و بدون بو است و اگرآب کم بخورم رنگ ادرار زرد تیره و بو می دهد به هر حال علت اصلی مراجه من به شما پروفسور عزیز درمان کامل یبوست و شقاق ها است ناراحتي هاي ديگر؟: از 4 اردیبهشت ماه سال90به دلیل بالا بودن هورمون مردانه و موی زاید چانه گردن- دور ناف- روی شانه ها - روی ران - روی شقیقه ها و ضخامت آنها شروع به مصرف داروهای اسپیرونولاکتون 25 میلی گرم روزی 1 عدد و بعد از 21 روز 2 تا از همان25را هر 12 ساعت می خوردم واز روز 5 پریود هم نصف قرص سیپروترون 50میلی گرم تا 10روز و نصف قرص اتینیل استرادیول 0.05 میلی گرم تا 21روز مصرف میکردم .که دکتر گفت دوره درمان طولانی از 5 تا 10 سال است. البته پریودم مرتب بود که با مصرف این دارو ها خونریزی پریودم خیلی کم شد به نسبت قبل از مصرف داروها و سر 30 روز پریود می شدم قبلا شروع پریودم بین 1 تا 4 روز جابجا می شد بعضی او قات هم نه .سال84 دکتر زنان گفت در سو نوگرافی تخمدان ها کیست بوده و من گرید 1 هستم و نهایتا تا گرید2 پیش میره و داروی هورمونی مصرف نکنم چون کلا خوب نیستاین هم جواب آزمایشم که 23 فروردین 90یعنی پارسال قبل ازشروع داروها انجام دادم. که تیرویید نداشتم ولی هورمون مردانه ام بالا بود.DHEA-S 2.11 IU/mlAndrestenedione 6.0 ng/mlTSH 2.6 MIU/LTestostrone 53.5 ng/dl5 ماه بعد یعنی از 5 مهر 90 اسپیرونولاکتون 100 میلی گرم روزی 1عدد مصرف کردم و باز هم نصف قرص سیپروترون 50میلی گرم تا 10روز و نصف قرص اتینیل استرادیول 0.05 میلی گرم تا 21روز از روز 5 پریود مصرف میکردم . افسردگی از سال ها قبل دارم در ضمن مدتها قبل از مصرف داروها یعنی از سال 84 یبوست طولانی و به دلیل کنکوری بودنم و استرس داشتم که شقاق هم به آن اضافه شد که مدت ها طول کشیدتا یبوستم خوب شد یعنی یک دوره بر طرف شد ولی اگر گهگاه عصبی یا ناراحت و افسرده می شدم دوباره یبوست بر می گشت و شقاق دو باره پیداش می شد. ولی این داروها دوباره یبو ست را برگرداند و شقاقم هم بدتر شده به همین خاطربعد ازحدودا 1سال از 22 اسفند90 به دلیل یبوست شدیدو شقاق که داشتم اسپیرونولاکتون را نصف کردم یعنی50 میلی گرم مصرف کردم تا 14 روز که فایده نداشت یبوست ادامه داشت و من 25 میلی گرم خوردم و ازفردایش یعنی 8 فروردیناسپیرونولاکتون را کلا قطع کردم ولی 2 قرص دیگر را با همان دستور و نصف ادامه دادم ولی همچنان یبوست دارم از دکترم خواستم که دارو ها را کلا برای همیشه قطع کنم ولی میگه ربطی به این داروها نداره مال اسپیرونولاکتون بوده که نمی خوری و قطع داروها عوارض داره و نمیذاره قطع کنم ومن نگرانم چون داروهای هورمونی خطرناک اند در ضمن من افسردگی هم دارم و البته بعد از گذشت 1 سال از مصرف داروها موهای زاید گردن که هم چنان زیاد هم هست وشقیقه هایم و موهای دست و زیر بغل نازک تر شده ولی موهای چانه ام که زیاد است و مثل ریش مردها تیز است وضخیم استنریخته وچون قهوه ای هم هست به لیزر هم جواب نمی دهد و به دلیل قطع اسپیرونولاکتون خونریزی پریودم بیشتر شده ولی قبل از مصرف داروها بیشتر بود .
===========================================
ازگزارشات مریض در زمان « غذادرمانی»
----------------------------------- 06-06-2012
وضعیت

-درضمن در تمام این هفته مقعدم تقریبا خوب بود
- فشار یبوست را بهتر تحمل کرد
- ولی امروز روز 25 که یبوست بودم کمی شقاق سطحی ایجاد شد و کمی سوزش که به نسبت قبل که شقاق ها عمیق می شد بهتر است و
- انگار مقعدم قویتر شده است

najmeh abedi (5).jpg
< نجمه عابدی >
مستعار Najmeh :شغل : محصل - شغل سرپرست: : کارمند جنسيت : زن - : مجرد - قد: 130 - وزن : 34 کيلوگرم تاريخ تولد: 1379 - سن: 12 نشاني* : ایران - استان کهگیلویه و بویر احمد - شهرستان *********ايميل* : ******معرف /علت مراجعه : از طریق اینترنت- در مان بیماری افت پلاکت خون - آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ هشت ماه پیش - ریتوکسی مب - جهت درمان افت پلاکت
============================================
ازگزارشات مریض در دوران درمان با روش غذادرمادی
------------------------------------ 23-05-2012
وضعیت:
-من تغییر محسوسی در وضعیت بدنی خود احساس نمی کنم
- ولی پدرم می گوید به لحاظ روحی وضعیتم بهتر شده
- و خواب خوبی دارم
- به لحاظ جسمی کمی کسل هستم
-و اندکی ضعف دارم.
-------------------------------- 09-06-2012

6-پاسخ به سئوال:
- از شما این سئوال را دارم، درهیج جای دست و پا و بدن خود
لکه های بنفش نمی بینی؟ و اصولا پوستت هیچ تغییری کرده است؟.

جواب: خوشبختانه برخلاف گذشته، هیچ گونه لکه ای مشاهده نمیشود.
پوست بدنم فکر می کنم شفاف تر و به رنگ طبیعی
نزدیکتر شده است.
7-وضعیت:
- خداراشکر نسبت به قبل حالت تهوع ام کاهش محسوسی یافته
- و به لحاظ جسمی چالاکتر شدم
- و احساس ضعف کمتری دارم.
- پدرم می گوید رنگ صورتم قبلا حالت پریدگی و سفید داشت که از هفته دوم به حالت طبیعی نزدیکتر شده است.
---------------------------------------------02-07-2012
7-وضعیت: - وضعیت عادی. روند زندگی اعم از خورد و خوراک و خواب طبیعی دارم . - بدون احساس مشکل روحی و جسمی. (صبحها هنگام برخواستن از خواب وزمانی که به مدت زیادی یکجا بنشینم اندکی رنگ پریدگی دارم، که به هنگام تحرک و ورزش برطرف می شود.) - ضمنا فعلا هیچ گونه دارویی هم مصرف نمی کنم. - خداراشکر حالت تهوع و سر درد و سرگیجه ام که قبلا و در پرسشنامه اشاره کرده بودم به کلی برطرف شده است و ندارم.
خوشبختانه برخلاف گذشته، هیچ گونه لکه ای مشاهده نمیشود.
پوست بدنم فکر می کنم شفاف تر و به رنگ طبیعی
نزدیکتر شده است. -طبق فرمایش جنابعالی، در هفته آتی قصد انجام آزمایش خون (cbc) دارم.
------------------------------------------25-08-2012
7-وضعیت:
- خداراشکر وضعیتم همچنان خوب و عادی است.
- روند زندگی اعم از خورد و خوراک و خواب طبیعی دارم
- خوشبختانه بدون احساس مشکل روحی و جسمی.
- حالت تهوع ودرد مختصر شکم کاملا برطرف شده
- ولی گاه گاهی هنگام صبح و بیدار شدن از خواب تا نرسیده
به ظهر کمی پیشانیم درد دارد.
رنگ صورتم به گفته پدرم گاهی بسیار خوب و گاهی به حالت پریدگی شبیه
است.
در ضمن پلاکت خونم بالا رفته که در ازمایش فعلی 29 هزار گزارش شده که نسبت به قبل 7 هزار تفاوت کرده و افزایش و خوبتر شده...

:مستعار فریبا/ :شغل : خانه دار /قد: 157 / وزن : 73 کيلوگرم /سن: 47 /ایران شیراز /معرف /علت مراجعه : از طریق دوستان - علت مراجعه :خواهان وزن کم کردن هستم ناراحتي هاي ديگر؟: لکه های قهوه ای روی پوست صورتم زیاد شده است و بیماری قلبی نیز دارم وضع فشار خون؟ غیرعادی - معمولا پایین است روی 9 یا 10 حساسيت غذايي؟ دارم - چون دچار خارش مجراهای تنفسی و سقف ذهان و مجرای گوش هامی شوم/ سابقه سردرد؟ بله - معمولا نزدیک به پریودی و بیشتر درد در شقیقه ها یا یک طرف سرم /سابقه سرگيجه؟ بله - خیلی کم /وضعيت دندانها؟ : افتضاح /در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - پرانول 10 - صبح 1عدد،شب 1عدد آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ اگر دارو را مصرف نکنم دچار تپش قلب و بی نظمی ضربان قلب می شوم اخیرا چاق شده ام البته در ناحیه ی پهلو و شکم شدیدتر ، می خواهم در کوتاه مدت لاغر شوم بدون این که دچار عوارض جانبی شوم،در ثانی لکه های پوست صورتم نیز از بین بروند، اگر هم امکان دارد بیماری قلبی هم کمرنگ شود وضعيت پريد ماهانه؟ : نامرتب - تاریخ پریود چند ماه گذشته:22/01/1391--14/02/1391--10/03/1391--03/04/1391 چند شکم زايمان داشته ايد؟ 5
================================== 25-07-2012
از گزارشات مریض در وقت غذادرمانی
--------------------------------- 29-07-2012
7-وضعیت:
فقط روز اول شروع همانطور که فرموده بودید از عصر تا موقع خواب سردرد شدید داشتم ولی سه روز دیگر نرمال بودم و خداراشکر سردرد نداشتم -
8-کنترل شارژ خود در پرونده:25 هزار تومان دیگر اضافه شد
------------------------------------------ 04-08-2012
7-وضعیت:
شروع برنامه / امروز
خوشبختانه در این ده روز
وزنم از 74 کیلو به 69 کیلو تغییر کرد
دورسینه : شروع برنامه: 105cm/امروز:102cm
دورکمر : شروع برنامه: 90 / امروز : 85 دورشکم: شروع برنامه: 113 / امروز: 109
دورباسن: شروع برنامه: 105 / امروز: 102 دور ران : شروع برنامه: 59 / امروز : 57
(مایلم دور باسن بیشتر از این کم نشود)
وضعیت کلی خوب و نرمالی دارم
-----------------------------------13-08-2012
6-پاسخ به سئوال: از نفست بگو و از قلبت بگو و ازناراحتیهائی که در پرسشنامه نوشته ئی بنویس که چه تغییراتی پیدا کردی حالا که بدنت قوی شده است کم کم همه داروهارا کناری بگذار و فرصت بده که بدنت ازاین هم قویتر شود و خودش بدنت را تنظیم کند جواب : تا حدود 2سال و نیم قبل که همسرم بیمار شد (بیمار شما نیز بوده ومن از طریق ایشان با شما آشنا شدم) مرتب ورزش می کردم وتعداد ضربان قلبم به 114 می رسیدولی وقتی ایشان بیمار شدند من نیز نتوانستم ورزش را ادامه دهم و بدنم تنبل شده بود اما خوشبختانه با شروع رژیم شما و شروع ّپیاده روی باز به قدرت قبلی بر می گردم و هرروز دارم بهتر میشوم. از نظر بیماری قلبی نیز:پزشک معالج تشخیص نرمی دریچه میترال را داده اند و در مورد بی نظمی ضربان قلب نیز گفته اند که باید عملی مشابه آنژیوگرافی انجام دهم تا مشخص شود کدام عصب قلب درگیر است بعد آن را با لیزر بسوزانند که متاسفانه به دلیل بیماری همسرم و نداشتن هزینه عمل ها تاکنون به تاخیر افتاده است. از نظر مصرف دارو نیز به نصف رسیده است و خدارا شکر مشکلی پیش نیامده است
-وضعیت:
وضعیت نرمالی دارم و خوشبختانه این هفته 1.5 کیلو کم کرده ام و از اول برنامه از73 کیلو به 67.5 رسیده ام .
پوست صورتم کمی روشن تر شده و لکه های صورتم نیز کمی کم رنگ تر شده است
-------------------------------- 31-08-2011
7-وضعیت:
خوشبختانه در این ده روز
وزنم از 73کیلو به 66.5کیلو تغییر کرد
دورسینه : شروع برنامه: 105cm/امروز:100cm

دورکمر : شروع برنامه: 90 / امروز : 81 دورشکم: شروع برنامه: 113 / امروز: 106
دورباسن: شروع برنامه: 105 / امروز: 100
دور ران : شروع برنامه: 59 / امروز : 56

----------------------------------

مستعار یاس/ شغل : کارمند(اموزگار)/ قد: 150 / وزن : 47 کيلوگرم ز=7 سن: 40 /استان فارس شهرستان مرودشت/ معرف /علت مراجعه : ازطریق دختر خاله ام (فاطمه خلیفه) درد شدید و غیر قابل تحمل شقاق مقعد ومیگرن شدید وساییدگی زانو ودرد شدید کمر وورم معده وروده ودرد شدید در ناحیه کتف ناراحتي هاي ديگر؟: مدتی است زخمهایم خونریزی زیاد داشته ودیر بند می اید دیر جوش میخورد وجای ان باقی میماند وجوش زدن در ناحیه چانه دربعضی مواقع-افسردگی حساس وزود رنج بودن نداشتن امید به زندگی- زود عصبی شدن- تحمل نداشتن گرما وتعرق شدید در ناحیه صورت داشتن -ابریزش مداوم بینی ترشحات مداوم مهبلی به رنگ سفید متمایل به زرد جدیدا(یکی دو روز پیش )در ادرارم خون دیده شده با دادن ازمایش ادرار که دکتر سونوگرافی تجویز کرده ولی هنوز اقدام نکرده ام-/ حساسيت غذايي؟ دارم - چند سالی است که با خوردن خربزه و گرمک دجار سوزش گلو به مدت چند ساعت میشوم به دود سیگار گرد و خاک بوی عطروادکلن بوی بنزین نفت ورنگ و...حساسیت دارم.همچنین اگر در لیوانی که دیگران اب خورده اند ندانسته اب بخورم دچارگلودرد چرکی میشوم / سابقه سردرد؟ بله - درد در یک طرف سر همراه با درد ضرباندار در ناحیه شقیقه ودرد گردن همراه با حالت تهوع واستفراغ ونیاز به استراحت در تاریکی وسکوت سابقه سرگيجه؟ بله - بعضی مواقع علی الخصوص هنگام بلند شدن وضع پوست بدن؟ : خوب - پوستم سفید ولی خشک است وپوست دستم به گرد وخاک حساس است وضع موي سر؟ : بد - خشک همراه با ریزش زیاد وسفیدی زودرس وبیش ازحد موها وقبلا شوره داشته است وضع ديد چشم؟ : با عينک خوب - دور را نمیبینم ونزدیک بین هستم واستیگمات است وضعيت دندانها؟ : همه اصلي و خوب - چندتا عصب کشی شده و رنگ انها کمی زرد شده و جرم دارد 2یا3هفته پیش به علت سردرد شدید کپسول نوفن مصرف کردم وبرای شقاق 2روز پیش پماد رکتول استفاده کردم ونشستن در پرمنگنات وبتادین در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ خير - بیشتر غذاهای گیاهی مصرف میکنم وبرای درمان میگرن سعی میکنم قندوشکرمصنوعی استفاده نکنم هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ خير - برداشتن غده چربی کوچک زیر سینه وجراحی دندان عقل مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . اول شقاق که بسیار اذیتم میکند به حدی که مجبورم مرخصی بگیرم واستراحت کنم که کمی دردش بهتر شود بعد میگرن که سالهاست اذیتم میکند به حدی که موهایم را سفید کرد ودارم افسرده میشوم که البته با درمان گیاهی (طب قرانی )دکتر خدادادی به مدت 3 سال ان را کنترل کردم که همزملان از امپولهای مسکن برای تسکین حملات میگرنی استفاده میکردم بعد درمان یبوست که سالهاست به ان دچارم بعد درمان درد زانو که بسیار اذیتم میکند که با نشستن در ماشین وهمچنین روی صندلی در محل کار بدتر میشود که دارو هم مصرف کردم ولی فایده ای نداشت بعد منظم شدن پریود واز بین رفتن موهای زاید بعد درد معده وبقیه بیماریهای شرح داده شده سال گذشته دچار بیماری انفلوانزای شدید شده که یک ماه طول کشید ویک چیز بی سابقه ای بود وضعيت پريد ماهانه؟ : مرتب - ازنظر تاریخ تقریبا منظم است ولی 3یا4 روز قبل از پریود لکه بینی دارم وهمچنین بعد از اتمام هم لکه بینی دارم وجمعا پریودم 11تا13روز طول می کشد وقبلا کیست هم داشتم/ از بچگی میگرن داشتم که همراه با سردردهای شدید وتهوع و به هم خوردن دندانها وقرمزی شدید چشم ومراجعه به پزشک وتشخیص میگرن- از بچگی یبوست داشتم وهنگام دفع درد داشتم الان حدود دوهفته است درد شدید در ناحیه مقعد همراه با خونریزی زیاد هنگام دفع مدفوع-از سال 80الی 82 به مدت 2سال کمردرد شدید وروزانه ومداوم داشتم که الان کمی بهتر شده ولی همچنان دردداشته وستون مهره هایم درد میکند- زانوهایم به شدت درد میکنند مخصوصا زانوی چپ از سال84 به شدت درد میکنند که تشخیص پزشک ساییدگی مفصل زانو بوده-ناخنک چشم از بیست سال پیش -موهای زاید چانه داشتن کیست در گذشته- احساس صدای بال زدن پروانه در گوش وتشخیص ضعف عصب شنوایی در گوشها خصوصا در گوش راست(البته با تشخیص پزشک) قبلا عفونت شدید در گوش هم داشتم - داشتن صدای اضافه در ضربان قلب که دکترها گفته اند طبیعی است -درد شدید ناحیه کتف که با سوزش شدید کتف همراه است که با عصبی شدن بدتر میشود- گرفتگی عضلات گردن در بعضی مواقع به حدی که نمیتوانم گردنم را تکان دهم-با عصبی شدن شدید یک درد شدیدی در سر انگشت شصت وزیر گلو به طور همزمان احساس میکنم که حس بدی است- ورم معده وروده همراه با نفخ ودرد شدید- گاهی اسهال گاهی یبوست دارم- قبلا موهایم بور وپرپشت بوده و نرم وشلال که به مشکی تغییر رنگ دادند وبعد کلا سفید شدند وهمچنین خشک شده وریزش ان زیاد شده قبلا شوره سرهم داَشتم ولی حالا خوب شده قبلا لک قهوه ای تیره در ناحیه پیشانی و گونه ها وبینی داشتم که با مراجعه به پزشک کمی بهبود یافته وکک مک نیز دارم-خونی شدن مخاط بینی در بعضی مواقع مخصوصا قبل از پریود-ترک پاشنه پا-مو الود بودن بدن که در گذشته اینطور نبوده خصوصا صورت ورشد سریع انها وموهای زاید چانه درد گرفتن شدید ساق پا درگذشته به حدی که اجسام سنگین روی ان میگذاشتم ودرد ان ساکت میشد- درد گرفتن استخوان شصت پا در گذشته وخفیف بودن ان در حالا- قبلا عفونت مثانه وشن کلیه هم داشتم که با درد شدید پهلو همراه بود والان کلیه چپم به سرما حساس است ودرسرما متورم میشود در گذشته کیست در ناحیه مچ دست چپ داشتم که اکنون برطرف شده-حدود بیست وپنج سال پیش ناراحتی معده داستم که باانجام آندوسکوپی دکتر تشخیص داد معده ام عصبی است که با دادن دارو رفع شد چند سال بعد دچار زخم اثنی عشر شده و مجدداً آندوسکوپی شدو و با مصرف امپرازول کمی بهبود یافتم قبلاافسردگی شدیدداشتم به حدی که داروی اعصاب مصرف کرده وپیش مشاور هم میرفتم که گفته اند تمامی مشکلاتت از اعصاب است در گذشته بدنم بطور کامل کهیر میزد که با رفتن به حمام و ریختن آب روی بدن بدتر می شد که با مراجعه به پزشک به صورت نسبی دردرمان شدم و هم اکنون گهگاهی بدنم بطور جزئی در نواحی مانند داخل آرنج ، بازو و رانها کهیر می زند پرسشنامه بنويسم لطفاً آن را روي پرونده ام قرار دهيد . در ناحيه مفعد م برجستگي كوچكي به اندازه يك نخود كوچك وجود دارد كه هنگام شستن مقعد آن را زير انگشت لمس ميكنم . در ناحيه شكم ، كمي بزرگي شكم دارم كه مي خواهم رفع شود . پاشنه پاهايم ترك دارد . كاهي وقت ها درد شديدي در پشت پاهايم احساس ميكنم كه از قسمت زير كمر ناحيه بالاي باسن شروع شده وتا قوزك پا ادامه دارد
++++++++======================================== 08-09-2012
از گزارشات مریض در حال درمان
------------------------------------ 08-09-2012
وضعیت: - قبل از غذادرمانی حملات شدید میگرنی داشتم که چندین ساعت درد شدید همراه با تهوع و استفراغ داشتم که باید حتما مسکن تزریق میکردم تا پس از چند ساعت کمی بهتر شوم ده روز پس از غذا درمانی به حمله شدید میگرنی مبتلا شدم که گزارش آن را برایتان نوشتم اما پس از آن در این 40 روز گذشته 4 یا 5 با به سردرد میگرنی مبتلا شده ام طوری که از صبح تا شب سرم درد میکرد اما بدون تزریق دارو قابل تحمل بود و حالم خیلی بد نشد - قبل از غذادرمانی دردشدید شقاق داشتم که هفته اول پس از غذادرمانی بهبود یافت اماپس از دوهفته دوباره عود کرد ولی باشدت درد کمتر وبهبود یافت مجددا عود کرده ولی باشدت درد وخونریزی خیلی کمتر از دفعات فبل -اما کلیه هایم خصوصا کلیه چپ همچنان درد میکند ودردش کم نشده است به توصیه شما سونوگرافی انجام دادم که جواب آن را برایتان می فرستم درضمن من از درد شدید زانوی چپ هم رنج میبرم که از میزان درد آن هم کاسته نشده است کمی ورم معده و روده دارم هنوز تغییر چندانی نکرده
----------------------------------------- 20-10-2012

««« اعلان درمان پرده بکارت دختر خانمی که در حادثه ئی که مفصل شرح داده است از بین رفته بود و قصد خودکشی داشته و اینک خوشحال است که گواهی سلامت گرفته، شرحال جالبش را برای راهنمائی نیازمندان، در زیر بمردم گزارش میدهد»»
»»»»«««««
مستعار هانا :شغل : دانشجو - شغل سرپرست: : ازاد- جنسيت : زن - : مجرد قد: 164 - وزن : 72 کيلوگرم تاريخ تولد: 1368\\01\\14 سن: 23 تلفن* : _ نشاني* : ايران- شهر::* * * * * * * * * * ( از طرف ما مخفی شده است )
ايميل* : :* * * * * * * * * * ( از طرف ما مخفی شده است )
کامپيوتر در دسترس داريد؟ : بله معرف /علت مراجعه :
از اينترنت_ترميم بكارت_درمان خود ارضايي با مراجعه به دکتر و معاینه ام متوجه شدم که پرده بکارتم آسیب دیده است سخت نگرانم و تصمیم دارم برای حذف آبرویم اصلا ازدواج نکنم تا این وضع من علنی نگردد، و برای همین افسردگی شدید هم دارم، اگر بکمک شما و روش شما، پرده بکارتم ترمیم و اصلاح شود، به بزرگترین آرزوی زندگی ام میرسم. عکس وضعیت فعلی اش را خدمتتان ارسال داشتم، عکس پس از « غذادرمانی » هم بعدا میفرستم که مقایسه بفرمایید.
ناراحتي هاي ديگر؟: افسردكي شديدوكم شدن و نازك شدن تار مو ضعيف شدن جشمانم (البته نميدونم علتش اينه يا نه )(نمره جشمم 4نزديك بين و 1.5 استيكمات)لرزش دست و بدن بيشتر هنكام استرس كه من هميشه استرس دارم كم شدن حافظه خيلي زياد مشكل قطره قطره امدن ادرار وقتي دير به دستشويي ميروم. قبلا كيست تخم دان هم داشتم وضع فشار خون؟ هميشه عادي

==================================2012-05-01
ازگزارشات مریض در زمان درمان به روش غذادرمانی
------------------------------------2012-05-03
-وضعیت:
- احساس سبكي ميكنم
- تغييري در ميزان تحريك شدنم حس نميكنم
- همچنان تمایل دارم که خودارضائی کنم اما مقاومت می نمایم
- خوشبختانه افسردگی من خیلی بهتر شده است.
- نگرانی از پرده بکارتم هرروز با من است چه کنم؟
-------------------------------------------- 12-05-2012

-وضعیت:
- موي سر خيلي چرب است
- سر ناخنها بوسته بوسته است
- خوشبختانه دیگه كمتر وسوسه و تحريك ميشوم
- خوشبختانه لاغر ميشوم
-خيلي گرسنه ميشوم BR>-حس میکنم حافظم ضعيفتر شده
----------------------------12-06-2012
7-وضعیت: - حال روحي بهتري دارم و راحت تر از بس كارام بر ميام . -راحت تر نفس ميكشم - احساس نيازم به اطرافیانم كمتر شده - تبش قلبم بهتره - اما لرزش دستم خوب نشده به خصوص وقتهايي كه از خواب بيدار ميشوم و اخر شبها كه نميتوانم بيدار بمانم و به زور خودم را بيدار نگه ميدارم و وقت استرس به خصوص دست چبم كه از شانه لرزش انرا حس ميكنم . -تغييري در ديد يا موهايم حس نكردم - وزنم به كندي كم ميشود . -وقتي ورزش ميكنم دير عرق ميكنم . -وقتي ميدوم يا از بله بالا بايين ميروم باهايم صدا ميدهد به خصوص زانوهايم - خوشبختانه جوشهاي قبلي رفته اند و چندتا دونه خيلي كمتر از قبل در امده, -سوزش ادرارم بهتر شده اما هنوز كامل خوب نشده - هنوز ترشحات سفيد رنك دارم - كنترل استرسم در حد خيلي كم بهتر شده اما هنوز وسواس درسيم را از دست نداده ام و خيلي كند درس ميخوانم كه اين مرا عصبي تر ميكند - دسترسي من به اينترنت كم شده براي همين نتوانستم كزارش به موقع بدهم
-------------------------------- 03-07-2012
- تبش قلب من تغييري نكرده . -احساس جابكي و سر زندكي بيشتري دارم - اما هنوز افكار قديمي نكراني از حال و اينده را دارم . -توان و سرعت من در درس خواندن بهبودي نيافته و همجنان در هنكام درس خواندن زجر ميكشم . - احساس نيازم به آن کار، خيلي كمتر شده - و الان حدود 20و جند روز است كه آن كار ممنوعه نكردم. - لرزش دستانم به خصوص وقتي تبش قلب دارم و وقتي كارهاي سنكين و ورزشهاي كششي انجام ميدهم بيشتر ميشود. -موهايم را بسرونه كوتاه كرده تا شايد بتوانم بيشتر به انها برسم. -زود لاغر نميشوم .. -خوشبختانه دیگر كابوسهاي بعد از ارضا شدن را ندارم -و كريه هاي زيادي كه بعد از ارضاشدن داشتم اما شاد بودن برايم سخت است . -دوست دارم زنده بمانم زندكي شادي داشته باشم و جهان به دست من شاد شود باتقدیم این گزارش، و اطلاع رسانی از وضعم، تقاضای مشاوره و توصیه برای
------------------------------------------2012-07-18
FROM: Sepide Amiri TO: GD Message flagged Tuesday, 17 July 2012, 23:14 من این مقاله را صرفا جهت سپاسگزاری از پرفسورخرسند و خدمت به « علم نوپای غذادرمانی » ایشان تقدیم میدارم. لطفا این سرگذشت مرا برای آگاهی مردم و بویژه مریضانی که همچون گذشته من هستند و هماکنون نوامید و شاید درصدد خودکشی باشند در وبسایت خوب خودتان درج کنید و با اسم و فامیلی که نوشته ام باشد و نه چیز دیگر سپاسگزارم سپاس مخصوص خدایی که پروردگار جهانیان است من دختری 23 ساله هستم که از حدود 7 سالگی نادانسته و بر اثر یک بازی کودکانه خود ارضایی را شروع کردم و انرا در ردیف بازیهای بچه گانه ام قرار دادم و جزو جذاب ترین بازیهایم شد تا انجا که تمام فکر و ذهنم را به خود مشغول کرد و دایما حتی در هنگام خواب در مدرسه در پارک هنگام بازی با عروسک هایم هم به این موضوع فکر میکردم و به دنبال خلوتی برای ان کار میگشتم و نمیدانستم که ضعف روحی و احساساتی , کم حرفی من از ان ناشی میشود اما چون هنوز بچه بودم و بیماری زیاد در من ریشه ندوانده بود متوجه اش نبودم در مدرسه و سر کلاس دایما استرس داشتم و زیاد برای درس خواندن وقت میگذاشتم اما بازده درسی من کم بود و به نسبت تلاشم نتیجه نمیگرفتم هر چه بزرگتر میشدم بدنم سست تر و فکرم ازرده تر میشد و دغدغه فکری من بیشتر از قبل میشد من با این خصلت خو گرفته و با ان رشد میکردم و به جای انکه قویتر و تواناتر بشوم هر روز از لحاظ روحی ضعیف تر میشدم تا انجا که در دوره راهنمایی اولین اثرات سوء این بیماری را در خودم دیدم وان کم سو شدن چشم هایم بود و باز به کار خود ادامه میدادم غافل از اینکه این اثرات بیماری است که هر روز و هر روز مرا بیشتر در خود غرق میسازد و چشمان زیبایم را کم سو میکند و توان دستهایم را میگیرد و انها را میلرزاند و مرا در خود فرو میبرد در مدرسه حتی قدرت پرسیدن یک سوال را نداشتم و همیشه کم رو و خجالتی بودم وهمیشه به دنبال جای خلوتی میگشتم با بچه ها اردو نمیرفتم و از خندیدن و در جمع بودن لذتی نمیبردم دایما سرم در کتابهایم بود و چون فکرم ازرده بود و غافل از تفریح روحم شده بودم خوب نتیجه نمیگرفتم و این موضوع هم به مشکلم اضافه میشد و از شکست های پی در پی ام افسرده میشدم .وقتی وارد دبیرستان شدم دوباره به فکر تلاش افتادم و سرم را در کتابهایم فرو کردم و از تفریح سلامتی و نشاط غافل و خودم و زیباییهایم, چشمهایم که هر روز نمره اش را میشمردم و موهای زیبایی که در کودکی داشتم و حالا دست شمار شده بودند غافل شدم و وقتی با تلاش زیاد و نتیجه نا مطلوب به ناچار وارد رشته ای شدم که به آن علاقه ای هم نداشتم باز هم افسرده تر شدم و همچنان به کارهای بچگی ام ادامه میدادم تا اینکه در ترم دوم دانشگاه به یکی از پسرهای دانشگاهمون علاقه مند شدم و این یک شروع بود برای فکر به درمان اما نه با دارو و غذا بلکه تنها درمان روحی انقدر دوست داشتم که مثل آن پسر پاک بشوم که شروع کردم نمازم را سر وقت خواندن و نماز شب خواندن و کم کم اراده ام قوی شد و بد از یک سال تلاش توانستم این کار را کاملا ترک کنم در تمام این مدت یک سال نا خداگاه کتابهای زیادی که سالها در کتابخانه خانه مان خاک خورده بودند و من حتی یک بار هم چشمم به انه نخورده بود و توجهی نداشتم جلو راه من قرار میگرفتند ومن تازه انجا بود که متوجه مضرات این مریضی که مرا درگیر کرده بود وهیچ راه گریزی از آن نداشم میشدم و حسرت زیباییهایم را میخوردم اما این خوشی و سلامتی تنها یک سال طول کشید و من در یک اتفاق و ناگهانی دیگر آن پسر که هیچ وقت از عشق من به خودش چیزی نفهمید و هیچ گاه با هم حرف نزدیم را دیگر ندیدم و هر روز به خودم امید میدادم که دوباره او را خواهم دید اما نه گویا واقعیت چیز دیگری بود ومن او را حتی یک بار دیگر هم ندیدم و از آن پس دوباره افسرگی من شروع شد و هر روز کار من گریه کردن شده بود و برای تسکین روحم دوباره به این کار رو آوردم نکته جالبی که اینبار برایم پیش امد کم سو شدن چشمانم بدون اینکه نمره چشمم تغییری بکند دائما به دکتر مراجعه میکردم و دکتر به من میگفت نمره چشمت همین است اما من با این نمره تار میدیدم و آن موقع متوجه نبودم که بعد از یک سال سلامتی حالا که به این کار دوباره رو اوردم این علت تاری دید من است و میدانم که من چون تنها درمانم روحی وشخصی بود دوباره این مریضی به من رو اورده تا آنجا پیش رفتم که یک روز که خیلی عصبی و ناراحت بودم و دوباره از روی عادت میخواستم ان کار را بکنم به نظرم امد که خیلی دیر ارضا میشوم و این مرا عصبی تر میکند این بار با همه دفعه های قبل فرق داشت و من متوجه شدم که به خودم اسیب زدم من آنروز خیلی گریه کردم اشکم بند نمی امد و تمامی نداشت و من تازه آنجا بود که بعد از سرچ کردن در اینترنت متوجه وجود پرده بکارت شدم که تصمیم گرفتم برای معاینه پیش دکتر بروم همیشه کارهایم را پنهانی انجام میدادم و هیچ وقت نگذاشتم خانواده ام چیزی از مریضی و مشکل من بدانند وافسوس که زمان را از دست دادم وقتی دکتر مرا معاینه کرد به من گفت تو اسیب دیده ای و اگر بخواهی ازدواج کنی باید پرده ات را ترمیم کنی من از آن دکتر آدرس یک ماما را پرسیدم و به آنجا رفتم متاسفانه در ساختمانهای قدیمی و کثیف پایین شهر یک سری ماما که درامد اصلی آنها از همین راهها تامین میشد نه آنچه که واقعا پشت در مطب نوشته شده است من با آنها صحبت کردند آنها گفتند که هزینه درمان چیزی در حدود 500 یا 600 هزار تومان خواهد شد که البته جراحی در مطب و غیر قانونی است و باید در مطب های غیر بهداشتی آنها انجام بگیرد آن شب که خیلی سردرگم و پریشان بودم از آن ساختمان بیرون آمدم دقیقا ماه محرم بود و خیابانها سیاه پوش بودند من در تمام مسیر برگشت به خانه اشک میریختم و از صاحب این ماه میخواستم که مرا که از روی جهل و نادانی به خودم آسیب زده ام نجات دهد و کار مرا به دست این جراحان و پزشکان که با دختران بیچاره ای همچون من چه خواهند کرد وچه برخورد بدی دارند و به ما به چشم یک انسان بی ارزش نگاه میکنند نیندازد .من حتی یک پانیه هم نمیتوانستم یه جراحی فکر کنم آن هم بدون در جریان گذاشتن خانواده و با توجه به اینکه توان مالی آنرا هم نداشتم و دایما با خود زمزمه میکردم :اگر بعد از عمل جراحی دچار عفونت یا بیماریهای جبران ناپذیر خونی شوم که دیگر هیچ راه برگشتی ندارم و ابروی من هم خواهد رفت و همه میفهمنند حد اقل این طور میتوانم بهانه ای برای ازدواج نکردن پیدا کنم راههای زیادی به ذهنم میرسید که در صدر همه انها خودکشی بود آره خودکشی بهترین و ساده ترین راه است حداقل این طور کسی چیزی نمیفهمد تمام آن مدت واقعا فکر میکردم که من به زودی خواهم مرد و دایما کابوس میدیدم و در خواب اشک میریختم و وقتی از خواب بیدار میشدم گریه میکردم و احساس میکردم نمیتوانم این مشکل بزرگ را به تنهایی به دوش بکشم و از پس درد و رنج آن بر نمی ایم خلاصه اینکه یک سال من با افکار خود کشی سپری شد و در تمام این مدت هم چون امیدی به ادامه زندگی نداشتم باز خود ارضایی میکردم و میگفتم حالا که من خوب نمیشوم پس به چه امیدی خود ارضایی نکنم چه فایده از این زندگی اگر ادامه نداشته باشد یا پایان تلخی داشته باشد اگر نتوانم مثل هم سن وسالهای خودم با کسی که مرا دوست داشته باشد و پشتیبان من باشد ازدواج کنم پس چرا ادامه به این زندکی بدهم این ترم ترم هفت دانشگام بود که به خاطر تدریس زیبای یکی از استادام به رشتم علاقه مند شدم و چند ماهی بود که کمی به آینده فکر میکردم اما این آینده برایم کوتاه بود و من دقیقا بعد از ماه رمضان پارسال بود که مریضی ام به طرز وحشتناکی اود کرد ومن سخت مریض شدم اینبار باهمه دفعه های قبل فرق داشت واقعا هیچ کنترلی حتی روی افکار و روحم نداشتم و دایما حتی در هنگام درس خواندن و نماز روزه خواب دانشگاه تلویزیون نگاه کردن ارضا میشدم بدون اینکه حتی اراده کنم انگار بدنم خودکار شده بود و همه چیز از کنترل من خارج شده بود و من هر روز هر روز ارضا میشدم و بعد از آن آنقدر گریه میکردم که از شدت خستگی خوابم میبرد و دایما در حال خواب .گریه. و ارضا شدن بودم آنقدر فکرم ضعیف شده بود که برای فهم یک مطلب ساده ساعته وقت میگذاشتم و اخر سر هم نتیجه ای حاصل نمیشد و همه از ذهنم میپریدبازده کاری من به زیر صفر رسیده بود وکنترل اراده و اعصابم از دست من خارج بود ومثل یک ماشین تنظیم شده از قبل شده بودم من اوج بیماریم را در این 8 ماه تجربه کردم با هزاران دوست ومشاوران متخصص مشورت کردم: که راهی برای درمان روحم پیدا کنید من کنترلی بر بدن خود ندارم اما ماوره ها هیچ فایده ای نداشت و من هر روز بدتر میشدم بعضی ها هم منو به خاطر این مشاوره مسخره میکردند و مرا دیوانه میخواندند که این موضوع کم اهمیت و قابل کنترل است اما کدام کنترل من که کنترلی نداشتم در حین این موضوعات ناراختی از ترمیم پرده درد مرا دو چندان میکرد و باز هم از ادامه به این زندگی نا امیدم میساخت :اخر برای چه زنده بمانم من که .........در این مدت زیاد غذا میخوردم تنبل و عبوس و چاق شده بودم و زیاد میخوابیدم و گاهی چشمانم تار میشد خلاصه اینکه راهی برای رهایی از آن نمیافتم تا اینکه فکرهای جدیدی به ذهنم میرسید اینکه خدایی که قدرت ترمیم یک زخم حتی بزرگ را بر روی پوست به بدن داده شاید این مشکل هم بتواند خود به خود و به طور وطبیعی درمان بشود یا شاید داروی گیاهی برای ان وجود داشته باشد گاهی هم از خدا میخواستم که مرا شفا دهد تا اینکه شروع به سرچ کردن در اینترنت برای پیدا کردن راههای درمان بکارت گشتم اکثرا راه جراحی و 2 یا 3 مورد هم مصرف قرص ها یا کپسولهای مدرن و موقتی بود که همه اش راههای به در بخوری نبود بالاخره نمیدانم چه شد که خدا به من رو کرد و خواست جواب اشکها و درخواست ها و تا حدی بی گناهی مرا بده و به فکرم انداخت که به پروفسور خورسند که اتفاقی با روش ایشان آشنا بودم ایمیل بزنم و آخرین شانس خودم را برای زنده ماندن امتحان کنم :خدای من یعنی او جواب ایمیل مرا میدهد یعنی ممکنه بعد از 16 سال خود ارضایی و مریضی حالا من هم بتوان مثل انسانهای عادی درس بخوانم زنده باشم و زندگی کنم :خدایا خدایا یعنی جواب ایمیل او چه خواهد بود آیا او نیز مثل همه مرا پس میزند و نا امید میسازد با نا امیدی کامل ایمیلم را باز کردم اووووووه نه جواب ایمیل چیز دیگری است :سلام عزیزم اگر پرده تو آسیب دیده پس در روش ما درمان خواهی شد و خود ارضایی تو هم ترک داده میشود پس سریعا پرسشنامه ما را پر کن .خدایا شکرت این اولین نور امید در زندگیم بود که در تاریخ دهم اردیبهشت 1391رخ داد و انگار خدا تمام دنیا را به من بخشیده بود از فردای آنروز کارم را شروع کردم دکتر به من گفتند تو عفونت زیادی را به خاطر این مدت بد غذایی و خود ارضایی در خود جمع کرده ای و باید خیلی تلاش کنی اوایل من خیلی تنبل بودم و به درستی نمیتوانستم بر نسخه ها متمرکز شوم اما پیگیری های مداوم دکتر مرا وادار به انجام کارهای مندرج در نسخه میکرد تا انجا که کتابهایم را فراموش کردم و دایما مشغول اجرای نسخه های دکتر و کار کردن در خانه و کارهای جانبی بیرون از خانه شدم و دایما نسخه های روحی جسمی و بهداشتی دریافت میکردم و هر روز قوی تر میشدم و تنها چند روز پایان ترم را درس خواندم و بر خلاف هر ترم و بر خلاف تصورم نتیجه ی خوبی گرفتم حالا هر روز دارم قویتر میشوم تا اینکه روزی دکتر گفتند خودت را برای دکتر رفتن حاضر کن من خیلی استرس داشتم و دلم مثل سیر و سرکه میجوشید نکند اینبار هم هما نتیجه قبلی باشد وتلاشهایم بی نتیجه باشد اما نه؟خانم نوبت شماست بفرمایید تو >من به داخل اتاق دکتر رفتم و دکتر به راحتی بر خلاف دفعه قبل مرا معاینه کرد وگفت تو سالم سالم هستی و آن تاریخ 24 تیر 1391 بود که من نتیجه زحمات خودم و پزشک عزیزم جناب پروفسور خورسند را کرفتم در تمام مسیر برگشت به خانه شکر خدا را میکردم و دوست داشتم از خوشحالی بال در بیارم و برم تو آسمون و دست خدا رو ببوسم به خاطر این لطف بزرگی که در حق من کرده بود و حالا گزارش سلامتی کامل روحم و جسمم را به همگان میدهم و حالاست که میتوانم اراده کنم هر کار بزرگی را بدون هیچ دغدغه روحی و به بهترین نحو انجام دهم انشاءالله > در اینجا جا دارد از آقای پروفسور خورسن که نه تنها پزشک من بلکه استاد بزرگوارم بودند و هستند و رسم خوب زیست شاد بودن خدمت کردن مفید بودن در کنار سلامتی را به من آموختند سپاسگزاری کنم و از خداوند متعال خواهشمندم که موجبات سلامتی و توفیق روز افزون ایشان در راه خدمت به خلق او که به لطف خدا زندگی دوباره ای به من بخشید را فراهم کند. چرخه فصول در حال گردش همیشگی است و آنچه این تکرار را از روزمرگی و کسالت در می اورد همان نو به نو شدن برای بهتر بودن است آری شکوفه همان شکوفه نیست و جوانه جوانه ای دیگر است > با سپاس فراوان hana Reply to: Reply to Sepide Amiri

======================-------- 18-07-2012
7-وضعیت:
- خوشبختانه احساس نیازم به اون کار،خیلی کم شده و کنترل بیشتری بر اعصاب و فکر و کارهایم دارم - و دیگر از تنبلی بدم می اید ، -و امیدوار به زندگی شده ام - و دوست دارم با تلاش زیاد زیباییهایم را برگردانم -لذا صبح بعد از انجام کارهای خانه حدود 1.15 دقیقه به استخر رفتم و شنا کردم به سونا و جکوزی هم رفتم و -عصر به ناچار در خانه ماندم و کمی کارهای خانه را کردم و داستان زندگی ام را نوشتم -و جالب اینجا بود که هیچ وقت نمیتوانستم بیش از 2 یا 3 صفحه بنویسم که سر وته آن هم مشخص نبود اما اینبار با تشویق های شما، سرگذشتم را در12 صفحه نوشتم گویی فکرم رهاتر شده است و همیشه عاشق نوشتن بوده ام و سپس سرگذشتم را تایپ کردم البته به حمام هم رفته در تشت نشسته و لباسهایم را طبق نسخه های قبل دایم عوض میکردم - و خبر خوشحال کننده در باره دوباره سلامت شدن پرده بکارتم است هرچند شما با دیدن آخرین عکسها تقربیا با قاطعیت میفرمودید که من دوباره ترمیم شدم و پرده بدون مشکل شده و اصرار داشتید تا دکتری از نزدیک هم معاینه ام کند اما خودم نگران بودم و باورم نمیشد و دیروز که بسمت دکتر میرفتم قلبم بشدت میزد و بسیار نگران بودم، اما همانطور که فرمودید معاینه کرد و فورا کتبا نوشت و بدستم داد دیگه از خوشحالی بال درآوردم و پاهام سس شده بود و با سرعت بسمت خانه آمدم ودر راه دائما از شما سپاسگزاری میکردم و خدا را شکر میگفتم - امروز نمیدانم چرا کمی با اهل خانه دعوام شد که بعد با چت باشما بودکه متوجه اشتباه و نا سپاسی خودم شدم و تصمیم گرفتم بشکرانه دوباره سالم شدنم خیلی خوشرو و خوش اخلاق بشوم -نکته قابل ذکر اینکه به خاطر مسافرت های اخیر کمی تحرکم کم شد و نتوانستم وزنم زا خیلی کم کنم . - روی هم رفته از اینکه دکتر پس از معاینه من گواهی سلامت پده بکارتم داد اصلا ازخوشحالی باورم نمیشه، هرچند شما با دیدن غکسها مکرر میفرمودید حالا دیگه ترمیم شده برم و گواهی بگیرم، ولی ته دلم نگران بودم و در مسیر راه به دکتر صدجور دلشوره داشتم و خداراشکر نظر شما درست بود و من ترمیم شده ام خیلی خیلی ممنون و خوشحالم.
-------------------------------------02-08-2012 <
> 7-وضعیت: - خدارو شکر از روزی که بکمک شما، گواهی ام را گرفته ام خیلی حالم بهتره و روحیه پیدا کردم و خوشحالم وامید به زندگی ام بیشتر شده و دوست دارم درس بخونم و روزی اینقدر موفق بشوم که بتوانم مثل شما هزاران مریض مثل خودم را کمک کنم. و اما وضعیت غذایی من که از اول ماه رمضان کمی به هم ریخته من تا انجا که امکانش بوده سعی کردم که ممنوعه نخورم اما گاهی هم مجبور شدم و خودم هم خیلی ناراختم که گاهی مجبورم ممنوعه بخورم چون اینطوری احساس خوبی ندارم و نگرانم که مبادا مشکلاتم دوباره بازگردند پس نمیدانم الان نبازند مطلق باشم یا کمی ممنوعه هم در این ماه اشکال ندارد و نمیدانم که وقتی کمی ممنوعه خوردم ایا برای نبازند باید از صفر شروع کنم یعنی دوباره اب انجیر و قرص دینه و ..........یا نه دیگر دوست ندارم که خود ارضایی کنم بیشتر دوست دارم وقت ازادی گیر بیارم و ورزش کنم یا داستان بنویسم اما به هر حال گاهی فکرم به ان هم میرود و حالابیشتر دوست دارم کسی در زندگیم باشد که مرا دوست بدارد و به من کلمات محبت امیز بگوید نه خود ارضایی و فکر خودارضائی را از سرم دور کند.
-------------------------------- 15-08-2012
FROM: Sepide Amiri TO: GD بیماری ها: بکارت، افسردگی،خودارضائی،لرزش دست،ریزش مو،کم سوئی چشم، عفونت تناسلی،بی حوصلگی،فراموشی،چاقی،نوامیدی،احساس پوچی،کینه و نفرت و حسد و ناسپاسی،تنفر،تمایل شدید به خودکشی، گریه دائمی،همه مزمن16ساله Saturday, 11 August 2012, 14:04 با عرض سلام و ادب خدمت آقای پروفسور خرسند من این متن را از صمیم قلبم برای سپاسگزاری از استاد بزرگوارم به این عزیز تقدیم میدارم به نام یکتای بی همتا خدای بزرگم هم اکنون که این متن را می نگارم تو سلامتی ام را با دستهای توانای پزشکم به من ارزانی داشته ای من هیچ گاه باور نمیکردم که روزی دستانم را به دستان کسی گره بزنی که نجات بخش زندگی ام باشد و حالا به شکرانه آن هر روز مینویسم هر انچه را که بر من گذشته است تا یادم بماند که چه بوده ام و چه دوران سختی را پشت سر گذاشته ام و حالا به لطف این عزیز چه دنیای زیبایی دارم مینویسم که یادم بماند که تو چه لطف بزرگی در حق من کرده ای که او را در برابرم قرار داده ای ویادم بماند که چه کسی مرا از این گرداب بیرون کشیده است. و دفترم را به نامه سپاسگزاری از پزشکم می آرایم . و آن روز که با تو ای استاد بزرگم اشنا شدم و تو به دستان خودت پرونده پزشکی ام را تشکیل دادی اولین روز آرامش در زندگی ام بود و کم کم زندگی ام به نور علم تو روشن و روشن تر میشد زندگی من که رنگ زنده بودن ,عشق , شادی و سرزندگی را از خود باخته بود و با راهنمایی های دلسوزانه تو بود که رنگ زیستن را به خود میگرفت و تا آنجا پیش می رفت که روشنایی بخش تاریکی جانم شدی .ظلمتی که تمام وجودم را فرا گرفته بود از کینه و نفرت و حسد و ناسپاسی گرفته تا خود کشی به خاطر از دست دادن سلامتی ام(بکارتم) که تمام دلیل زنده ماندن هر فردی است و هر روز مرا ضعیف تر و ناتوان تر میکرد از آن روز هر گاه در خیابان قدم میزدم یا به فکر فرو میرفتم حس قشنگی داشتم حس اینکه کسی در آن سر دنیا که ده ها هزار کیلومتر با من فاصله دارد برای سلامتی ام تلاش میکند وقت میگذارد ,ابراز نگرانی میکند برایم نسخه مینویسد و با تمام وجودش کارهایم را پیگیری میکند حال آنکه چندین پزشک و مشاور در نزدیک خودم دست رد به سینه ام زده بودند و مرا نا امید و افسرده تر به حال خود رها کرده بودند خدایا تو میدانی که من از سه دوره زندگی که حالا در دوره دوم آن به سر میبرم تنها یک دوره را حس کردم و بی آنکه زیبایی های پاک ولطیف کودکی, مهربانی هایش ,سادگی هایش, بازی های کودکانه اش ,و قلب به دور از کینه و حسدش را حس کنم وارد دنیای نا پاک بزرگی شدم و اینقدر در آن غرق شدم که تمام زیبایی هایم را بر باد دادم بی آنکه بدانم چه بر سرم خواهد امد(خودارضائی مزمن و شدید تا پاره شدن بکارت) . وقتی در این دنیای ناپاک به زمین خوردم و توان برخاستن نداشتم تو ای پزشک عزیزم با دستان توانمندت دستم را گرفتی و رسم زیبا زیستن زیبا دیدن و تلاش کردن در کنار سلامتی ام رابدون هیچ چشم داشتی به من ارزانی داشتی وکلام زیبا و امید بخش تو همچون نسیمی روح خسته ام را نشاط بخشید. تو به من آموختی که عشق ورزیدن عشق به یک فرد نیست بلکه عشق به نجات جان کسانی است که در طوفان زندگی همچون (گذشته)من زمین خورده اند وزبان عاجز من توان سپاسگزاری از این همه محبت تو را ندارد پس تنها میتوانم از راه دور بر دستانت بوسه بزنم و از ته قلب بگویم سپاس خدای بزرگم از اینکه استاد و پزشک بزرگواری همچون او را در برابرم قرار دادی تا مرا از دو قدمی خودکشی نجات دهد مرا از دنیای ناپاک ذهن و جسمم نجات دهد و از خود کشی و هزاران گناه نا بخشودنی دیگر رهایی بخشد تو را سپاس میگویم و از تو قدرتی میخواهم که بتوانم حق سپاسگزاری از این استاد مسلم و عزیز را ادا کنم . سپیده امیری (حنا) 25 مرداد 1391

مستعار زينب / شغل : خانةدار - شغل سرپرست: : كارمند/ قد: 158 - وزن : 52 کيلوگرم/ x=4 / سن: 32 / نشاني* : كردستان عراق- كلار/ معرف /علت مراجعه : هباتيت را سيرج كردم و شما را ناكهانى بيداكردم- درمان هباتيتb ناراحتي هاي ديگر؟: ارتروز كل بدن - شكستكى استخوان ران با بعلت تصادف ========================================= از گزارشات مرض در حین « غذادرمانی » --------------------------------- 16-11-2012 در گزارش روز دوازدهم نوشته که: 7-وضعیت: با سلام باكمك شما اين دوازدة روز را پشت سرگزاشتم - خدارا شکر ديكر سردردرهاى مزمن ندارم که قبلا امان مرا بریده بود - وميل بة زيادةخورى ندارم
================================= 13-12-2012
از گزارشـات مریض در حین « غذادرمانی »
------------------------------ 16 - 11- 2012
7-وضعیت: با سلام باكمك شما اين دوازدة روز را پشت سرگزاشتم - خدارا شکر ديكر سردردرهاى مزمن ندارم که قبلا امان مرا بریده بود - وميل بة زيادةخورى ندارم بيشتر وقتها كرسنكى ميكشيدم صورتم خيلى لاغر شدة 8-کنترل شارژ خود در پرونده:امروز فعالش كردم
------------------------------- 13-12-2012
7
-وضعیت:
- باسلام وخسته نباشيد
- خوشبختانه احساس ميكنم بدنم سبك شده
- خداراشکر دردارتروزم كمترشده
- وخيلى خوشحالم چون قبل ازدرمان تمام استخونام دردميكرد که قابل وصف نبود از بس دردهام زیاد بودند، واميدوارم به كمك شما بهترم هم بشوم
----------------------------------------

----------------------------------------

مستعار علی /شغل : کارمند/قد: 177 - وزن : 81 کيلوگرم /ز=14 / سن: 38 ایران/آبادان / معرف /علت مراجعه : بصورت اتفاقی و جستجو در اینتر نت.علت مراجعه جهت درمان فیستول مقعدی ناراحتي هاي ديگر؟: گودی و تیرگی دو چشم وضع فشار خون؟ هميشه عادي - حساسيت غذايي؟ دارم - خوردن رطب و خرما بیش از 10 عددکه دچار خارش گلو میشوم/ سابقه سردرد؟ بله - وقتی که تا دیر وقت کار یا مطالعه میکنم/ در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - داروی گیاهی پروستاد فیت به تجویز پزشک آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ سیفیکسیم 400 و تاکلوفن تا یکهفته پیش/به تجویز پزشک برای کنترل فیستول مقعدی که تاثیری نداشت/مشکلی ندارم در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - داروی گیاهی پروستاد فیت به تجویز پزشک آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ سیفیکسیم 400 و تاکلوفن تا یکهفته پیش/به تجویز پزشک برای کنترل فیستول مقعدی که تاثیری نداشت/مشکلی ندارم مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . از دو هفته پیش احساس برجستگی زیر پوست نزدیک مقعد کردم که با مراجعه به جراح تشخیص داد فیستول میباشد وگفت باید برش داده و تخلیه و عمل شودکه این کار را نکردم و امیدوارم شما مرا درمان کنید
===================================================
از گزارشات مریض در حین درمان به روش غذادرمان
------------------------------------- 13-10-2012
7-وضعیت:

- بسیار خوبم .خیلی خوشحالم که با شما آشنا و روش ابتکاری شما شدم
- چون روش زندگی ام متحول شد
- خیلی چالاک و سر حال شدم.
- خوشبختانه اندازه فیستول هم کوچکتر شده و دیگر دردی در آن ناحیه احساس نمی کنم.
- خداراشکر دور کمرم 2 سایز کم شده.
-------------------------------

معرف /علت مراجعه : اینترنت/کوچک بودن سینه هام ناراحتي هاي ديگر؟: ضعف بدنی(اکثر مواقع خستم)موهام کم پشت شدنبعضی مواقع جوش میزنم وضع فشار خون؟ هميشه عادي - حساسيت غذايي؟ دارم - ماهی و سایر غذاهای دریایی رو اصلا دوست ندارم و نمی خورم مصرف ميوه داريد؟ زياد(هرروز) مصرف سبزي وسالاد داريد؟ متوسط(1تا3باردرهفته) مصرف گوشت قرمز(گاو گوسفند) دارید؟ گهگاه(1تا3بار در ماه) مصرف گوشت سفيد(مرغ وماهي) داريد؟ متوسط(1تا3باردرهفته) پياده روي (حداقل 2 کيلومتر)درچه مدت داريد؟ گهگاه(1تا3بار در ماه) مصرف سيگار؟ هرگز مصرف الکل ؟ هرگز مصرف انواع افيون؟ هرگز - سابقه سردرد؟ خير - سابقه سرگيجه؟ خير - وضع پوست بدن؟ : خوب - البته زیر نظر دکتر پوستم/در ناحیه ی باسن هم بسیار ترک دارم که خیلی ناراحتم وضع موي سر؟ : خوب - شامپو/قرص ویتامین/محلول برای قسمت جلوی سرم... با وجود همه ی اینها جلوی سرم کم پشت و نازکه وضع ديد چشم؟ : خوب - وضعيت دندانها؟ : همه اصلي و خوب - همه اضلی اند ولی 2 تا عصب کشی شدن/ جنسشون زرد و کدرن در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - قرص آهن+فولیک اسید5روز قبل و بعد از پریود/سیپروترون کامپاند از روز 5 پریود تا 21 روز/مولتی ویتامین آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ 1)دیشب2)قرص آهن+فولیک اسید5روز قبل و بعد از پریود/سیپروترون کامپاند از روز 5 پریود تا 21 روز/مولتی ویتامین3)قرص آهن+فولیک اسید:ذخیره آهنم طبق آزمایش خون کمهو این یکی از علتهای ریزش موهامه/سیپروترون کامپاند برای پوست و مو/مولتی ویتامین آهن داره برای پوست و مو4)درمانم ناقص میشه -جوش میزنم و ریزش مو پیدا می کنم در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ خير - هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ خير - مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . سایز سینه هام بزور 65 میشه که سینه سمت چپم بزرگتره, واقعا دوست دارم 75 بشن و متقارن /سیپروترون کامپاند رو که میخورم یکم بزرگ می شن ولی به محض اینکه پریود میشم بادشون می خوابه /لاغری و سینه های کوچیکم ============================== 25-05-2012 ازگزارشات مریض در دوران غذادرمانی ------------------------------ 27-05-2012 6-پاسخ به سئوال: درخواست نوع غذائی که هوس کرده اید هم بنویسید:=چلوکره با کباب کوبیده-لازانیا+نوشابه بود نتیجه این غذاها چطور بود هم بنویسید؟: جناب پرفسور خرسند واقعا کم اشتها شدم و لاغر -ولی خوشبختانه عادت ماهانه این ماهم اصلا درد نداشتم خدارو شکر, در حالیکه همیشه از درد دل و کمر بالا می آوردم از این نظر خیلی خوشحالم -خونریزیم بسیار کم و تیره رنگ و بد بو بود و 5روزه پاک شدم -در حالیکه قبلا 10 روزه بودم و اذیت میگه بویفرند دارم که احتمالا راست نمیگه چون مذهبی و مسائل هرمونی اصلا برایش جذاب نیست و بیماریهاش هم همین را میگن

نام و خانوادگي واقعی*::* * * * * * * * * * ( از طرف ما مخفی شده است )
:مستعار - :شغل : خانه دار - شغل سرپرست: : کارگر جنسيت : زن - : متاهل قد: 160 - وزن :86 کيلوگرم - سن: 55 تلفن* :* * * * * * * * * * ( از طرف ما مخفی شده است )
نشاني* : ایران-بوشهر- :* * * * * * * * * * ( از طرف ما مخفی شده است )
ايميل*:* * * * * * * * * * ( از طرف ما مخفی شده است )
کامپيوتر در دسترس داريد؟ : بله معرف /علت مراجعه : از طرسق یکی ازدوستان که بیمار شما می باشد. جهت درمان مشکل کلیه ( دیالیز می شوم) ناراحتي هاي ديگر؟: فشار خون که با قرص کنترل می شود- پوکی استخوان که باعث عدم تحرک به طور کامل شده است وضع فشار خون- غیرعادی - با قرص کنترل می گردد -حساسيت غذايي؟ ندارم - مصرف ميوه داريد؟ هرگز-مصرف سبزي وسالاد داريد؟ زياد(هرروز) مصرف گوشت قرمز(گاو گوسفند) دارید؟ گهگاه(1تا3بار در ماه) مصرف گوشت سفيد(مرغ وماهي) داريد؟ متوسط(1تا3باردرهفته) پياده روي (حداقل 2 کيلومتر)درچه مدت داريد؟ هرگز مصرف سيگار؟ هرگز مصرف الکل ؟ هرگز مصرف انواع افيون؟ هرگز - سابقه سردرد؟ خير - سابقه سرگيجه؟ خير - وضع پوست بدن؟ : خوب - وضع موي سر؟ : بد - وضع ديد چشم؟ : بد - وضعيت دندانها؟ : همه اصلي و خوب - همه اصلی ولی همگی مشکل دارند در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - دارویهای مربوط به بیماران کلیوی که دیالیز می شوند آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ هر روز مصرف می شود در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - غذاهایی که برای افلراد دیالیزی ممنوع می باشد نمی خورم هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ خير - مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . 1- بازگشت و کارکرد دوباره کلیه2- رفع پوکی استخوان که مشکلات عدیده ای در زندگی برایم ایجاد کرده چهار ویژه بانوان وضعيت پريد ماهانه؟ : - - چند شکم زايمان داشته ايد؟ 7 شکم زایمان داشتم هم اکنون بچه شيرخواره داريد؟ چندماهه است؟ خیر ---------------------------------------------------- بطورخلاصه خواسته خود را از ما تکرار کنید(مشخص کنید). با بروز علائم و رجوع به پزشک و انجام آزمایشات مربوطه متوجه شدم. البته به دلیل اینکه دیر اقدام کردم کلیه ها کامل از کار افتاده بودند که در حال حاضر به مدت 4 سال است که هفته ای 2بار هر بار به مدت 4 ساعت دیالیز میشوم.
==========================================
ازگزارشات مریض کلیه های کاملا فاسد و دیالیزی در دوران غذادرمانی
-----------------------------------------
7-وضعیت:
-هنوز دردهاي موجود در بدنم بخصوص در پاها و دستمهايم را دارم .
- دردها نسبت به قبل ازاجرای توصیه های شما، بسيار بسيار كم شده اند.
- قبل از اجرای توصیه ها و نسخه های شما، فقط با قرص دردهايم كمي كمتر مي شد ( دردهايم شديد بود تمام روز درد مي كشيدم ) بعد ازاجرای توصیه های شما، بسيار بسيار بهتر شده اما هنوز كاملا برطرف نشده و انشالله درآینده زود به آن هم میرسیم.
« . . . -**** بيماران دياليز به دليل اينكه قادر به دفع ادار بطور طبیعی نيستند بايد قرص بخورند تا بکمک دیالیز دفع ادرار شود اما من خداررا شکر اخیرا، بدون خوردن قرص دفع ادرارم خيلي خوب در طول روز 3 الي 5 بار دفع داشتم.
- خوشبختانه بعد از رژيم با اينكه در حال حاضر ميوه هاي آبدار مثل هنوانه ميخورم دفع ادار اصلا ندارم بعضي روزها شايد 1 الي 2 بار دفع كنم.
ضمنا يكي از نشانه هاي عدم كاركرد كليه ها، جمع شدن آب در بدن است من روز هفتم ( يك روز قبل از دياليز ) بدنم ورم كرده و سنگين شده بودم و وزنم نيز افزايش پيدا كرده بود ( در بالا ذكر شده ) هنوز هم نسبت به آب بي ميل هستم
- خدارو شكر هم پوستم روشن تر شده و لاغرتر شده ام (زماني كه آب بدنم زياد شده بود كمي پوستم تيره تر شده و بدنم كمي هم چاق ترنشان مي دهد )
-الان مي توانم راه بروم در صورتيكه قبلا اصلا نمي توانستم ووزنم خيلي زياد بود و هنگام بلند شدن به تمام بدنم فشار مي آمد.
- يك مسئله مهم اينكه از زمان دياليز ناخن دست و پاهايم راه راه شده اند و رنگ ناخن پاهايم كبود است.
از نسخه سوم شما، تا حالا فشارم بهتر شده ديگر افت ندارد.
- قبلا كلي قرص مي خوردم تا کمی آروم بشوم الان خدارا شکر اصلا هيچ قرصي هم نمي خورم و بهترم.
- در كل وضعيتم خيلي خيلي بهتر شده.
- خيلي خيلي دوست دارم لاغرتر شده تا راحت تر حركت كنم
-و اينكه بيشتر از آن دوست دارم كليه هايم به كار بيافتاد به اميد خدا و به كمك شما
– از تمام لطفي كه در حق من كرديد ممنون هستم.
------------------------------- 11-06-2012
س سئوال --*. دكتر فرمودند با ارسال چنين گزارشى، پس چرا درخواستى و سئوالى مطرح نكردى !!؟؟ ج جواب-با سلام من فقط باارسال اين گزارشات قصد آگاه ساختن شماازوضعيتم را داشتم بنا براين سوالي نداشتم. س--* ميفرمايند اگر تاثير مصرف داروها در شما تا آنقدر مثبت و خوب ميباشد از حالا تا اطلاع بعدى اجرا كنيدو تفاوت هاى اين دو حالت را باهم مقايسه كنيد. ج - من فقط جهت اطلاع شما، در مورد داروهاي پیشنهاد شده نوشتم تااز شما راهنمايي بخواهم نه اينكه اصرار به خوردن قرص داشته باشم اتفاقا از روزي كه درمان هاي شمارا شروع كردم هيچ گونه دارويي مصرف نكردم و مشكلي هم ندارم و از اين بابت خوشحال هستم، فقط به دليل اينكه به شما و روش درماني شما اعتماد داشتم خيلي اميدوارم كه نتيجه بگيرم اينگونه خواستم که همه چیز را به شما گزارش دهم. س- اينكه نوشته بوديد که در روش من، بدون مصرف دارو هم روزى چند بار دفع ادرارداريد، من انرا يك علامت خوب تلقى كردم اما فعلا مي بينم از نظر شما خوب تلقى نميشود!!. ج-اتفاقا ما هم خوشحال هستيم كه دفع ادارم در روش ما، بدون قرص بوده و از زمان اجراي دستورات شما هم آب بدنم كمتر شده هم وزنم، كه باعث اميدواري است و زمان دياليز با مشكلات كمتري مواجه هستم. س --*** با دريافت اين گزارش. پرونده شما در نوبت بررسى قرار ميگيرد ميفرمايند( اگر توضيحات تكميلى داريد. لطفا در اين فاصله ارسال داريد ). سيما ج-دليل ارسال گزارش قبلي و مدارك پزشكي آگاه ساختن شما از وضعيتم بوده و دريافت راهنمايي ( درمان هاي جديد) است نه اصرار به خوردن قرص . خودتان فرموده بوديد هر گونه تغييري را كه در بدنم احساس مي كنم براي شما گزارش كنم تا از وضعيت آگاه شويد.
--------------------------------- 19-06-2012
7-وضعیت:
- در حال حاضر خداراشکر حالم خوب است
- اما روز هشتم و نهم دچار سرگيجه شديد.
- دل بهم خوردگي و لرزش بدن بخصوص در قسمت پاها شدم
- روز دهم خيلي كمتر شد.
- بعضي وقتها هم در ناحيه پهلو دردي شبيه اينكه سوزن وارد بدنم كرده
باشند و داشتم اما خنك بود.
(زماني كه درد داشتم احساس خنكي در همان نقطه بوجود مي آمد).
9- طرح سئوال:
1- با توجه به اينكه نذر كرده ام كه اگر به روش شما درمان شدم به كليه بيماران دياليزي بيمارستان بوشهر نيز روش شما را اطلاع رساني كرده و به كمك شما به آنها كمك نمايم تا انشالله بيماران بيشتري به وسيله شما درمان شده و زندگي خوب را احساس كنند و هميشه دعا گوي شما باشند.
مي خواهم بدانم دوره درمانم با توجه به اينكه مدت 60 روز است ( حدودا دو ماه ) از آن مي گذرد چند روزه ديگر طول مي كشد و چند نسخه ديگر مانده ( با توجه به اينكه تا كنون 5 نسخه دريافت كرده ام ).
2- در مورد غذايي كه دوست دارم بخورم، پرسیده اید: بايد بگم كه
اگر دست من باشد كه دوست دارم تمام غذاها را ميل نمايم اما تا حالا خوب جلوي خودم
را گرفته ام و لب به هيچ غذاي غیر مجاز، نزده ام، و از وضع خودم راضی هستم، خودتان هر غذايي را كه فكر مي كنيد مشكلي برايم

پيش نمي آورد را پيشنهاد كنيد در
غير اين صورت همین مواد غذايي مجاز را که تاحالا فرموده اید استفاده
مي نمايم .
باتشكر فراوان
22-06-2012-------------------
در ساعت 15 بوقت ایران، با این مریض تلفتی تماس گرفتم و احوالپرسی نمودم ایشان که خانمی 56 ساله دارای 7 فرزند میباشد، مبتلا به نارسائی کلیه ها است وبیش از 4 سال است که هر هفته دوبار دیالیز میشود و داروهای زیاد مصرف می نموده و هرروزش بیمارتر و نوامید تر و در غصه ها غرق بوده که از طرق سایر بیماران من، سایت مارا پیدا میکند و مریض انترنتی ما شده به روش ما تغذیه نمود و از مصرف دارو بی نیاز شده و همپیای دختر بیرون میرود و زندگی را با امید بسیار ادامه میدهد. از آنجائیکه مریضهای دیالیزی زیادی به ما مراجعه میکنند و ما با وقت کمی که داریم برخی را نمی پذیریم ، به اشان تلفن کردم تا حداقل خودم مطمئن شوم، که نپذیرفتن اینگونه مریضها کاری درست است؟ یا در روش من واقعا زیاد بهره میبرند و نپذیرفتن آنها، به آنها ظلم میشود، که با صراحت قاطع کفتند که همه را بپذیرم تا ثواب ببرم زیرا که او در این روش بسیار خوشحال است و زندگی برایش شیرینتر شده است. انشاالله همیشه سالم و نتدرست باشند خرسند دوم تیرماه 1391 بردا هلند من زهرا خواجه لطفا تلفن مرا در اختیار همه مریضان قرار دهید تا اگر تجربه من بدردشان بخورد ثوابی هم نصیب من شود انشالله 0771.35.36.231
نشاني* : ایران-بوشهر-

:مستعار احد/شغل : بازنشسته/قد: 172 - وزن : 71 کيلوگرم/ سن: 52 -ايران-مشهد- معرف /علت مراجعه : اينترنت /بزرگ شدن طهال ناراحتي هاي ديگر؟: ديابت نوع2-ديابت بي مزه -خارش تمام بدن-تكرر ادرار وپرنوشي وضع فشار خون؟ غیرعادی - بين11تا15بالاپايين مي رود < > ========================================= < > ازگزارشات مریض در حین « غذادرمانی »
----------------------------- 02 -11-2012

7-وضعیت:
- خدا راشكر حالم نسبت به هفته گذشته خيلي بهتره
- داروی «اسپري مينيرين » راهم قطع كردم
- خوشبختانه تكرر ادرارم نسبت به قبل كمتر شده
- خداراشکر فعلا هيچ دارويي مصرف نمي كنم
- بهتر شدم و قندم هنگام ناشتا102بود.
- وكمي فقط هنگام صبح نفسم سنگيني مي كرد كه پس از2 تا3 ساعت خوب شد.
- اندازه طهالم كه بادست احساسش ميكنم فرق چنداني را نسبت به هفته قبل نمي بينم.
- نهايتا حالم نسبت به هفته قبل خدا راشكربهتره ازشما سپاسگذارم.
------------------------------- 11-11-2012
7-وضعیت: - خدا راشكر مي كنم حالم خيلي بهتر شده - خوشبختانه دیگر آثاري ازبيماري قند در خودم نمي بينم - و با کمال خرسندی همينطور دیگر آثاري هم ازبيماري ديابت در خودم نمي بينم - خوشبختانه طهالم هم كوچكترشده ازاين بابت خيلي خوشحالم. - سرحال وشاداب هستم وهيچ نوع داروئي هم مصرف نمي كنم. 8-کنترل شارژ خود در پرونده: - مبلغ 40000 تومان 2روزپيش به حسابتان واريز كردم --- 10- ملاحظات: - درود فراوان بر شما پرفسور عزيز من خدا راشكر ميكنم كه شما را بامن آشنا كرد تابتوانم از طريق شما به بهبودي برسم ومن شما را انسان لايقي مي بينم كه از طرف خداوند براي شفاي بيماران مامورشده ايد. - اميدوارم كه هميشه دراين ماموريت الاهي موفق وپيروز باشيد. - تابتوانم تمام سعي خودم رامي كنم كساني راكه مشكل بيماري دارند - سايت شمارا به آنها معرفي كنم تا آنهاهم باروش شما شفا پيداكنند. متشكرم احد مزروعي <> -------------------------------- <> -وضعیت: - سلام جناب استادعزيزم دكترخرسند. - دو روزپيش به توصيه شماشروع كردم به خوردن نان و پنير وسبزي وشير وعسل درصبح - وبعدازظهر سوپ سبزيجات وحبوبات باادويه خوردم و شب هم سيب زميني كبابي روزبعد هم همين كار راكردم. - شب كه شد ديابت بي مزه كه قبلا داشتم برگشت كرد وتشنگي بيش از حدي به من دست داد وتكرر ادرار هم شروع شد كه ديگر تحمل آنرا نداشتم - وامروزهم كه اين گزارش را مي نويسم همين حالت رادارم - نمي دانم چكاربايد بكنم لطفا مرا راهنمايي كنيد متشكرم. - 8-کنترل شارژ خود در پرونده: - جناب دكتر من شرمنده ام كه اين رامي نويسم ازآنجا كه من يك بازنشسته هستم ديگرتوان شارژ كردن حسابم را ندارم اگر مي شود من را ويزيت كنيد ونسخه آخر را باتوجه به مشكلي كه برام پيش آمده را رايگان بگذاريد اگرهم برايتان بدون شارژ مغدور نيست كه من ديگه مزاهمتان نمي شوم. - درودفراوان برشما اميدوارم كه هميشه سالم وموفق باشيد خدانگهدار.

معرف /علت مراجعه : ازطریق اینترنت-بیماری آرتریت روماتیید مستعار فرزانه معرف /علت مراجعه : ازطریق اینترنت-بیماری آرتریت روماتیید ناراحتي هاي ديگر؟: تالاسمی مینوردارم و خشکی و خارش پوستم بیش ازحد می باشد تا جایی که بر اثر خارش خراشیده و بعضی اوقات خونی میشود وضع فشار خون؟ هميشه عادي - فقط در دوران بارداری به خاطره فشار خون بارداری در 9 ماهگی بچه توی شکمم مرد سابقه سرگيجه؟ خير - به خاطر مینور بودنم قبل از ازدواج وقتی خم میشدم چشمانم سیاهی میرفت ولی حالا خوب شدم وضع پوست بدن؟ : بد - خشکی پوستم در حدی است که با هر بار تماس با اب باید از کرم های پر چرب استفاده کنم و پوستم از خشکی ترک میخورد از مچ دست تا انگشتانم تیره وکبود شده در جاهایی از بدنم مثل جاهای درد ناک وبر روی مفاصلم قهوه ای وتیره شده در زیر پوستم مخصوصا در صورتم و پشت پلکهایم وروی پاهایم رگهای سبز وقرمزی پیداست وضع موي سر؟ : بد - ریزش دارد وهمیشه فکر میکنم موهایم کثیف است وخیلی کم شده اند وخشکند وضع ديد چشم؟ : خوب - فقط هرچند وقت یکبار یکی از چشمانم تار میشود و زود هم خسته میشوند واحساس میکنم محور حرکتی چشمانم کم شده وضعيت دندانها؟ : همه اصلي و خوب - دندانهایم رسوب زده اند مخصوصا دندانهای جلوی فک پایین و8 سال پیش یک بار دندانهایم را جرم گیری کردم 2 تا از آسیابهای پایین سمت راستم را هم پر کرده ام دهانم تقریبا 3 سانتیمتر باز میشود و قدرت جویدن غذا را ندارد در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - هر روز یک عدد قرص پردینزولون 5 صبح (نصف) شب (نصف) وقرص گیاهی رازی بعد از هر وعده غذا 4 عدد یعنی 12 عدد و قرص prox روزی 3 عدد و کپسول sandrous روزی 2 عدد و داروهای گیاهی مثل جوشانده ی ریشه ی بابا آدم و اب جوشانده د جو و اب کرفس آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ تقریبا در سال 80 قرصای زیادی را از یخچال خانه برداشتم و خوردم وکارم به بیمارستان کشید و بعد از ازدواج در سال 85 تاسه سال قرص پردینزولون و کلسیم و ناپروکسن و رانیتیدین مصرف میکردم بعد از این تا ند ماه فقط پردینزولون وفولیک اسید میخوردم بعد بخاطر ضعیف بودن تخدانها دکتر زنان به من قرص داد مصرف کردم وباردار شدم و پردینزولون را قطع کردم و در 9 ماهگی به علت فشار خون بارداری بچه در شکمم مرد الان پردینزولون 5 میخورم و هر چه سعی کردم قطعش کنم نتوانستم ولی 4 هفته پیش تا یک ماه یا بیشتر نخوردم ولی خیلی برایم سخت بود واگر تا یک هفته نخورم دردم خیلی شدید میشود ونمی توانم حرکت کنم وفقط دراز کشیده هستم در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - غذاهای گرم وخشک وسرد وخشک را مصرف نمیکنم هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ خير - مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . در ارتریت روماتیید تمام مفاصلم درگیرند وانگشتان پا ودستم وآرنجها وشانه هایم خمیده شده اند ومچ پا ودستم تغیر شکل داده وزانوهایم متورمند و نمیتوانم بر روی زمین بشینم وبه سختی حتی از روی مبل بلند میشوم وراه رفتن برایم سخت است نزدیک به 8 سال است که بیمارم و در سرما دردم شدت میگیرد چهار ویژه بانوان وضعيت پريد ماهانه؟ : نامرتب - هر 48 تا 60 روزی یک بار و هر بار 5 روز چند شکم زايمان داشته ايد؟ یک بار هم اکنون بچه شيرخواره داريد؟ چندماهه است؟ خیر ---------------------------------------------------- بطورخلاصه خواسته خود را از ما تکرار کنید(مشخص کنید). من در سال 82 وزنم 65 کیلو شده بود تصمیم گرفتم وزنم را کم کنم ودر یک ماه 15 کیلو کم کردم و40 کیلو شدم بعد از این هر روز سه لیوان شیر میخوردم بعد از چند ماه کم کم مچ دستم درد گرفت دوباره مچ دست بعدی همین طور کتفم و دوباره کتف بعدی که دیدم زانوهایم به سختی باز و بسته میشوند که به دکتر مراجعه کردم و دارو داد ولی نخوردم چون پدر و مادرم مخالف داروهای شیمیایی هستند بعد از ازدواج دردهایم بیشتر شد و باز با مراجعه به پ.شک تشخیص دادند که بیماری آرتریت روماتیید دارم و شروع به خوردن قرص کردم. (از اینکه با شما آشنا شدم خیلی خوشحالم وامیدوارم همیشه سلامت باشید،دعای ما ولطف پروردگارهمیشه همراهتان )
================================
از گزارشات بیمار « آرتریت رومالیید» و « تالاسمی مینور» و خشکی و خارشی مزمن پوستی در دوره « غذادرمانی
---------------------------- 2012-05-09
7-وضعیت : باسلام وخسته نباشید خدمت آقای دکتر - من خدا را شکر میکنم که با کمک شما توانستم قرصهایم را کنار بگذارم - با اين ود وحالم بهتر از قبل است . - وضعیت خوابم بهتر شده - ودردهایم نسبت به قبل کمتر شده است - رنگ پوستم شفافتر شده - ولکه های قهوه ای و رگهای آبی وکبود روی پوستم بصورت قابل توجه ای کم شده اند - و روحیه ام بهتر از قبل است - وزخم هایم زودتر از قبل التیام پیدا میکنند . - خشکی وخارش پوستم بیشتر شده مخصوصا خارش کف پا ودستهایم - وخشکی مفاصلم تعقیری نکرده است .(هرچی گشتیم صابون دو-رو پیدا نکردیم) باتشکر از زحمات شما سربلند و پیروز باشید ----------------------------- 2012-06-01
7-وضعیت:
(با سلام و خسته نباشید )
- رنگ پوستم شفافتر شده
- خارش پوستم خیلی زیاد شده
- ولی خارش کف دستم از بین رفته
- خمیدگی انگشتان دست وپایم کمتر شده است
- و زائده ها یا رسوبهای روی مفصلهای انگشتان دستم کمتر شده است. :
*- قبلا اصلا نمیتوانستم روی کف دستها و زانوهایم بایستم اما الان میتوانم ولی هنوز هم درد میکنند :-*- موهایم خیلی خشک هستند و همیشه الکترسیته دارند - و نمیتوانم هر شب حمام کنم زیرا پوستم خشک و موهایم مغناتیسی میشوند. - ورزشهایی را که فرمودید هیچکدام را نتوانستم انجام دهم اما ورزشهای مشابهی را که میتوانستم اجرا کردم -دراین چهار روز آخر دردم زیاد و فعالیتم کم شده است. -در کل وضعیتم نسبت به نسخه ی قبل بهتر است - واحساس میکنم رو به بهبودی میروم. با کمال تشکر از شما
--------------------------------19-07-2012
من در این چند هفته به مسافرت رفته بودم در آنجا از
غذاهای ممنوع و رستورانی استفاده کردم و حالا نمیدانم
چگونه رژیم غذاییم را شروع کنم وزنم 42 کیلو شده و دردم هم خیلی زیاد شده است و در این مدت تا به حال هیچ قرص و دارویی استفاده نکرده ام
با تشکر فراوان از زحمات شما)))
-وضعیت:
دردم زیاد شده و تحرکم خیلی کم شده و کبودی های روی پوستم برگشته اند - قبلا که در رژیم غذا درمانی را بودم دردم کم شده بود ومیتوانستم ورزش کنم پوستم شفاف تر وکبودی های روی پوستم کمتر شده بود خارش و خشکی پوستم زیاد شده بود خمیدگی انگشتان پایم بهتر شده بود. ولی حالا که یکماه از توصیه های خوب شما پیروی نکردم و سراز خود هرچه میخواستم خوردم، که یک روز نمونه انرا در بالا ذکر کرده ام و البته سخت هم پشیمانم، - انگشتان پایم دوباره خمیده شده و دردم دو باره بیشتر شده و فعالیتم خیلی کم شده وبه سختی میتوانم چند متر راه بروم وکبودی های پوستم برگشته اند وخارش پوستم کم شده است-
--------------------------------------2012-10-01
-و خوشبختانه رنگ پوستم شفافتر شده
-و خدارا شکر کبودیهایش کمتر شده
-
و خوابم راحت تر و عمیقتر شده است -
اما نمیدانم چرا دهانم و زبانم زخم شده است -
و احساس می کنم گلویم هم همین طوری است و اصلا نمیتوانم از خمیر دندان و مسواک استفاده کنم -
قبلا دستهایم خیلی کبود و سیاه بودند و از آنها خجالت میکشیدم اما حالا قابل تحمل شده اند

مستعار :کودک: مليكا/ سن: 5 سال 10 ماه/ قد: 106/ وزن : 15 کيلوگرم ايران ـ كرج ـ معرف /علت مراجعه : خواست خدا و از طريق جستجو در اينترنت ـ‌ جهت درمان بيماري سرطان خون از نوع AML و از نوع m0 که 19 بار شیمی درمانی شده و بدنش بسیار ضعیف و قادر به خوردن غذائی نیست و نمیخواهیم هفته دیگر که موعد شیمی او است انجام دهیم شما کمکمان کنید.مصرف انواع افيون؟ هرگز - سيگار و قليان را هفته اي سه مرتبه در منزل در مجاورت كودك مصرف ميگرديد- وضع موي سر؟ : حالا بد - وضع ديد چشم؟ : بد - وضعيت مو و چشم تا قبل از شيمي درماني هيچ مشكلي نداشت اين كودك يك دوره تحت شيمي درماني در بيمارستان محك تهران قرار گرفت. پس از انجام شيمي درماني دچار بي‌اشتهايي شديد و افسردگي روحي و خونريزي شديد معده و سرفه‌هاي شديد و مكرر و نازك شدن لايه‌هاي ريه و جداره معده شده و مدت 18 روز در ICU بستري گرديد و پس از بيرون آمدن از شرايط اضطراري از ICU خارج شده و بعد از سه روز بمدت يك هفته از بيمارستان ترخيص گرديده و اكنون در منزل استراحت ميكند. داروهايي كه اكنون مصرف ميكند شربت Azirocin هر روز 2/5 cc و شربت cCefixime هر 12 ساعت 2/5 cc و اسپري تنفسي Ventalex هر 6 ساعت/ هنگامي كه اين كودك وارد Icu گرديد آزمايشات خوني او آنچه از پزشكان شنيده شد بشرح ذيل ميباشد.wbc 100HGB 6.2PLT 4500اكنون با گذشتن از آن شرايط اضطراري و تزريق يك آمپول زيرجلدي، wbc آن به 17 هزار رسيده و اكنون بعد از سه روز ترخيص از بيمارستان به 12.5 هزار رسيده و PLT آن نيز به 198 هزار و HGB به 10.2 رسيده است.شرايط روحي بيمار بهتر است و تغذيه سالم‌تر و بيشتري نسبت به قبل دارد. بيمارستان اصرار بر شروع دوره دوم شيمي درماني دارد ولي با توجه به تجربه سخت گذشته و ضعف جسمي كنوني كودك، تصميم بر اجراي روش تغذيه درماني گرفته‌ايم. پس از يك سرماخوردگي معمولي و تبهاي شبانه و ايجاد غده‌هايي در پشت گردن، زير بفل و كشاله‌هاي ران به بيمارستان مراجعه شد و تشخيص سرطان خون قطعي گرديد.
=========================== 06-08-2012
ازگزارشات مریض در حال درمان سرطان
------------------------------- 06-08-2012
7-وضعیت:
وضعيت روزانه مليكا در هفته‌اي كه گذشت ثبت شده و در ذيل تقديم ميگردد
. تغييراتِ عالي كه به لطف خدا و راهنمايي‌هاي پروفسور خرسند در مليكا در اين دو هفته ايجاد شده است به شرح ذيل است.
ـ‌ بي‌حوصلگي و حالت‌هاي عصبي بسيار كم شده.

ـ‌ تحرك و نشاط و اعتماد بنفس به كودك بازگشته
ـ دل دردي كه چند روز قبل داشته كاملا برطرف گرديده

ـ راه رفتن روز به روز راحت‌تر و بهتر انجام ميشود
ـ با اينكه وزن كودك هنوز 17 كيلو است خوشبختانه ظاهر تپل‌تري نسبت به قبل دارد
ـ خداراشکر تب‌هايي كه داشته همه قطع شده
ـ سرفه‌هاي شديدي كه دچار آن بوده بكلي برطرف شده

ـ خوشبختانه بار زبان كاملا بهبود يافته ـ درد دست و ران پا و پشت زانو و زير بغل دست چپ از بين رفته و فقط
ديروز بعد از فعاليت زياد، در كف پا كمي احساس درد و سرما ميكرد ـ رنگ ادرار روشن‌تر شده و حتي گهگاه حالت بيرنگ نيز دارد و بوي بد نميدهد

ـ بوي دهان رفع گرديده
ـ‌ ناله‌هاي شبانه قطع شده
ـ خون زير پوست كودك ظاهر شده ـ رنگ روي او باز شده و فقط برخي روزها كمي تيره ميشود
ـ ديگر همانند قبل احساس خستگي نميكند
و فقط تنها علائمي كه در او بارز مانده است كوچك نشدن شكم و كمي ورم در قسمت كمر روي كليه‌ها است
از خداوند به خاطر اين بهبودي‌ها سپاسگذاريم
تشكر بسيار از ياري‌ شما در پناه حضرت حق باشيد
----------------------------------------- 16-08-2012
با سپاس
خدانگهدارتان
با سلام و عرض ادب
گزارش مليكا قديري بصورتي كه فرموديد مجددا خدمت شما ارسال ميگردد.
ضمنا اسكن آزمايشات مليكا به آدرس khorsand@khorsand.org
ايميل شد.
تغييراتي كه در كودك پس از ترخيص از بيمارستان تا كنون رخ داده است به شرح ذيل است.
ـ‌ در بيمارستان و پس از ترخيص افسردگي شديد و حالتهاي عصبي داشته و حتي
حرف هم نميزد و اكنون سرزنده و شاد و آرام است و از صبح تا 12 شب آماده همه نوع بازي و تحرك است.

ـ کودک اصلا توانای راه رفتن نداشت بطوریکه راه رفتن كودك در ابتدا كاملا فراموشش شده بود ولی اکنون خوشبختانه راه رفتن كامل و بدون نقص
است و ميتواند دوچرخه سواري كند و برقصد و اصرار كند كه به كوه برويم.
ـ وزن او در بيمارستان 14.5 بوده و اكنون از 17.5 هم تجاوز کرده است.
ـ در ابتدا تبهاي شبانه داشته و اكنون دماي بدن نرمال است.

ـ كودك در ابتدا آنقدر ناتوان بود که هيچگونه كنترلي در ادرار و
مدفوع نداشته و مجبور به استفاده از پوشك بودند. ولي اكنون با اينكه عمل دفع در او بيشتر شده، خودش به دستشويي ميرود و كارش را انجام ميدهد.
ـ سرفه‌هاي شديدي كه دچار آن بوده بكلي برطرف شده است.


ـ زبان كودك در ابتدا كاملا بار بسته و در هفته قبل بصورت كامل بار زبان برطرف شده و اين هفته مجددا اندكي بار بر زبان دارد که انهم برطرف خواهد شد.
ـ بانشاط شده و خون زير پوست كودك ظاهر شده
ـ شكم كودك در ابتدا از بیماری و عوارض شیمی درمانی بزرگ بوده و اكنون با اينكه دور شكم او از 60 به 57 رسيده ولي ظاهر آن خيلي كوچكتر از 3 شماره به نظر ميرسد و تقريبا حالت طبيعي پيدا كرده است.
ورم پهلو هم كمتر شده ولي هنوز بارز است و تا چندروز دیگر برطف میشود.
ـ موهايي كه در ابتدا حتي جوانه نزده بودند اكنون همگي بيرون آمده و گرچه هنوز نازك است ولي در حال رشد ميباشد.

خدا را شكر از اين اعجازي كه در وجود انسان نهاده است و سپاس از شما كه اين نعمتها را بر ما شناسا كرديد.
---------------------------------20-08-2012
با سلام و عرض ادب بسيار ممنون از توصيه‌هاي شما من بزودی و حتما جهت ارائه به مردم نيازمند يك گزارش كامل از ابتدا تا درمان كامل مليكا به همراه عكسهاي مناسب و نامه سپاسگذاري تنظيم خواهد شد و خدمت شما جهت ارائه به انسانها تقديم ميگردد. با تشكر بسيار از شما دادار هستي بخش پناهتان باد
==========================28-08-2012
7-وضعیت:

- شكر خداوند و با ياري شما پزشك مهربان، وضعيت‌هاي مثبتي كه در گزارش قبل درمورد مليكا خدمت شما ارسال شده‌ بود، همچنان به قوت خود باقيست.
ـ كليه دردهاي بدن كه در طي شیمی درمانی حادث شده بود، كاملاً برطرف شده است.
ـ خداراشکر رشد موها روز به روز بيشتر ميشود.
ـ كبودي ناخن‌ها خيلي كمتر شده ولي هنوز كامل رفع نشده است.
ـ با خوشحالی وزن كودك بيشتر از 17 كيلو شده است.
ـ ورم پهلو برطرف شده است.
ـ در اين هفته كه گذشت سعي شده كه خواب كودك نيز تنظيم‌تر گردد.
ولي با همه تلاش‌ها زودتر از ساعت 10 شب نميخوابد. ـ تمامي غذاهاي كودك همانند قبل نظير مغز‌ها،ميوه‌ها، جوانه‌ها،
سبزيجات، عسل و كرنفلكس بوده است.
- جنب و جوش و هوشياري او شكر خدا بقدري زياد است كه خاموشي و قصه و فضاي خواب در خواباندن او زياد مؤثر نيست. ـ در بيمارستان خيريه محك (سرطاني‌ها) تعدادي از خانواده‌ها و بچه‌ها منتظر پايان درمان مليكا هستند تا پس از دريافت نتيجه نهايي به شيمي‌درماني‌ها و درمان‌هاي غلط پايان دهند و در مسير صحيح غذادرماني قرار گيرند. با توجه به اينكه جان كودكان زيادي در خطر است و خانواده‌ها همانطور كه ميدانيد درگير ترديدها و نا‌آگاهي هستند. لطفاً راهنمايي بفرمائيد كه به نظر شما چگونه ميتوانيم آنها را در مورد درمان شدن مليكا مطمئن كنيم تا ديگر بچه‌ها نيز نجات يابند.
آيا در اين راستا آزمايشات خاصي را شما معرفي‌ مي‌نمائيد تا انجام شود؟ اين موضوع ميتواند يك انقلاب بزرگ در آن بيمارستان و سپس ديگر بيمارستانهاي ايران ايجاد كند.
و اگر بتوانيم يك تيم از درمان‌‌شده‌هاي سرطان توسط غذادرماني در آن بيمارستان ايجاد كنيم، انشاءالله به ياري خدا ميتوانيم خانواده‌هاي ديگر و بلكه پزشك‌ها و مسئولين بيمارستان را در مورد استفاده از اين درمان متقاعد كنيم و اگر پزشكها متقاعد نشدند با افراد خيّري كه آن بيمارستان را تاسيس و تامين كرده‌اند وارد مذاكره ميشويم
. چه بسا در آينده‌اي نزديك اگر خدا بخواهد آن بيمارستان در مديريت شما قرار ميگيرد.
نياز به كمي مقاومت و تدبير و در نتيجه ياري خدا دارد.
انشاءالله
ما براي نجات جان ديگر انسانها تمام تلاش خود را ميكنيم و گسترش اين روش درمان و معرفي شما را در مسئوليت خود مي‌دانيم.

انشاءالله بسيار ممنون از همه زحمات و ياري‌هاي شما
خداوند همواره يار و پناهتان باد
آزمایش اخیر خون ایشان خیلی زودتر از انتظار ما خوب شده است و ما همه خوشحالیم

===============================15-09-2012
با سلام و عرض ادب گزارشي از شفاي مليكا از ابتدا تا كنون و همچنين عكسهاي جديد از او جهت ارائه به مردم به ايميل khorsand@khorsand.org ارسال گرديد. بسيار ممنون از تلاشهاي شما خدانگهدارتان بشرح زیر گزارش مليكا قديري در ذيل جهت قرار گرفتن در سايت و ارائه به عموم تقديم ميگردد به انضمام دو عكس جديد از او كه در پيوست اين گزارش قرار دارد. لطفاً جاي نام مليكا نام مستعار (فرشته) را در سايت منتشر بفرمائيد. بسيار ممنون از همه تلاشهاي شما حق نگهدارتان باد ****************************** كودكي 6 ساله كه مبتلا به سرطان خون از نوع Aml حاد بوده و پس از تشخيص بيماري، اين كودك در بيمارستان محك تهران، يك بيمارستان خيريه است ) متأسفانه طبق روال رايج و مرگ‌آور چون در عرض يك ماه دخترمارا تحت 19 بار شيمي‌درماني قرار دادند. كودكي كه در ابتدا با ظاهري سرحال و پرجنب و جوش به بيمارستان وارد شده بود،به امید اینکه از آن هم بهترشود، پس از يك ماه وزن ایشان از 18 كيلو به 14 كيلو رسيده و پوست استخوان شده و بدحال که توان حتی غذاخوردن را هم نداشت و لب به هيچ غذايي نزده و افسرده و رها شده در سكوتي غمگين، يكماه كامل را روي تخت دراز كشيده و توان راه رفتن در او فراموش شده و حتي متاسفانه كنترل دفع نيز در او از بين رفته بود كه خانواده را مجبور به پوشك گرفتن يك كودك 6 ساله كرده بود. خواننده گرامی خوب توجه کنید این کودکی که بعدا به روش غذادرمانی پرفسور خرسند انهم انترنتی و از راه دور خیلی ساده و راحت درمان به زندگی برگشت داده شد ولی در ان يكماه وحشتناك بستری در بیمارستان خیلی مجهز محک، بطور روزانه به اين كودك كيسه كيسه خون و عناصر خوني مثل پلاكت تزريق ميكردند تا زنده بماند. در اين زمان عفونت‌ها در او شكل گرفته و سرفه‌هاي بسيار شديد كه ناشي از عفونت و خونريزي ريه‌ها بوده است در كودك ظاهر ميگرد و هرچه بیمارستانیها بیشتر تلاش میکردند این طفل معصوم هم بیشتر مزیض میشد و درآستانه مرگ میرفت تعداد 19 بار شمی درمانی اورا بسیار نحیف کرده و معده و طحال كودك بزرگ شده و ظاهر شكم او بشدت برآمده شده به شكلي كه پوست گنجايش نگهداري شكم را بسختي داشته است . كودك پس از دو روز ترخيص از بيمارستان، با افت شديد گلبول سفيد (WBC) كه به 100 رسيده بود مواجه شده و در اين حين معده او بشدت خونريزي كرده و در نتيجه كودك را به ICU بيمارستان منتقل كردند. كه در اين زمان تنها كاري كه پزشكان مي‌توانستند انجام دهند عبور شلنگ از راه بيني كودك به معده او و خارج كردن خون‌آبه‌ها بوده است. كودك 19 روز را در شرايطي بسيار بد با سرم‌ها و شلنگهايي كه به او وصل بوده بسر ميبرد كه حتي دست و پاي كودك را به تخت مي‌بستند تا حركت نكند . پس از گذشتن از اين وضعيت، پزشكان يك هفته به اين كودك مرخصي ميدهد تا او را به منزل بياورند(و احتمال میدادند که این آخرین دیدار با کودک دلبند است) خانواده اين كودك كه قبل از بستري كردن کودکشان در بيمارستان، توسط يك دوست با درمان صحيح غذادرماني آگاه شده بودند ولي متأسفانه در اثراعتماد عمیق بیمارستان مجهز و نیز ترديدهايي كه به روش غذادرماني داشته‌اند و اينكه چطور ممكن است بيمارستاني با آن تجهيزات و پزشكان متخصص و آن همه ابهت ظاهري و برخوردار از جديدترين تجهيزات به‌روز دنيا برخوردار بوده و به گفته خودشان در خاورميانه بي‌نظير است، نامطئن‌تر از يك روش ساده اما معجزه‌گر غذادرماني به روش پرفسور خرسند ميباشد. ولي با گذشت ان دوماه بسيار وحشتناك و تجربه تلخي كه از وخيم‌تر شدن حال و روز كودكشان داشتند و اينكه شاهد بودند در اين دو ماه 23 كودك سرطاني در ان بيمارستان با شيمي‌درماني به كام مرگ رفته‌اند، ديگر راضي به بازگرداندن كودكشان به بيمارستان وشیمی نادرمانی بیستمین بار یا شروع دورة دوم شيمي‌نادرماني نشدند و به خواست خدا و همت خودشان پرونده غذادرماني كودك را زير نظر پروفسور خرسند تشكيل داده و درمان صحيح را شروع كردند. پس از گذشت فقط دو هفته از غذادرماني، بهبودي‌هاي كودك بصورت تصاعدي روز به روز افزايش يافته و بطور معجزه‌آسا و باورنكردني، آن كودك رنجور که توان راه رفتن نداشت و توان کنترل ادرار و مدفوع نداشت و توان حتي حرف زدن نداشت و نميزد و نمي‌توانست روي پاي خود بايستد. با وجود اينكه فقط دو هفته از غذادرماني او ميگذرد،و فقط دو هفته توصیه های غذائی پرفسورخرسند را اجرا کرده بودند، شاد است و مي‌خندد و ميتواند دوچرخه سواري كند. سرفه‌هاي شديد بطور كلي در او محو شده‌اند و تمامي علائم و شرايطي كه پروفسور خرسند در طي درمان براي كودك پيش‌بيني مي‌نمودند، يك به يك در او ظاهر شده و كودك معصوم به زندگي بازميگردد. آري بهتر بود كه از ابتدا هرگز به بيمارستان برده نميشد و انقدر رنجهاي گوناگون و دست ‌و پنجه نرم كردن با مرگ سراغش نمي‌آمد. پس از گذشت 40 روز غذادرماني تغييراتِ عالي كه به لطف خدا و راهنمايي‌هاي پرفسور خرسند در كودك پديدار شده است به شرح زير است: ـ‌ در بيمارستان و پس از ترخيص افسردگي شديد و حالتهاي عصبي داشته و حتي حرف هم نميزد و اكنون سرزنده و شاد و آرام است و از صبح تا شب آماده همه نوع بازي و تحرك است. قبلا ـ کودک اصلا توانایي راه رفتن نداشت بطوریکه راه رفتن كودك كاملاً فراموشش شده بود ولی امروزوهماکنون خوشبختانه راه رفتن كامل و بدون نقص است و ميتواند دوچرخه سواري كند و برقصد و اصرار كند كه حتی به كوه برويم. ـ وزن او در بيمارستان 14.5 بوده و اكنون از 17.5 هم بيشتر شده است. ـ در ابتدا تبهاي شبانه داشته و اكنون دماي بدن نرمال است. ـ كودك در ابتدا آنقدر ناتوان بود که هيچگونه كنترلي در ادرار و مدفوع نداشته و مجبور به استفاده از پوشك بود. ولي اكنون با اينكه عمل دفع در او بيشتر شده، خودش به دستشويي ميرود. ـ سرفه‌هاي شديدي كه دچار آن بوده بكلي برطرف شده است. ـ زبان كودك در ابتدا كاملاً بار بسته بود، وغیرنرمال بود اكنون كاملاً بار زبان برطرف شده ونرمال است. ـ كودك زردرو و غمگين، اكنون بانشاط شده و خون زير پوست كودك ظاهر ميباشد. ـ شكم كودك كه در ابتدا از بیماری و عوارض شیمی درمانی بزرگ بوده، اكنون حالت طبيعي باز گشته است. ـ موهايي كه در بیمارستان ریخته بود و طاس شده بود و ابرو هم نداشت در ابتدا حتي جوانه نزده بودند اكنون همگي بيرون آمده و در حال رشد ميباشد. ـ در بيمارستان پهلوهاي كودك ورم كرده بود كه اكنون پس ازفقط 40 روز غذادرماني بكلي برطرف شده است. ـ كبودي ناخنها از بين رفته است. ـ كليه دردهاي بدن كه در طي شیمی درمانی حادث شده بود، كاملاً برطرف شده است. ـ آزمايشات كامل خون از كودك گرفته شده و غذادرمانی به روش پرفسورخرسند انچنان اورا شفاداده است که به گفته خود پزشك آزمایشگاه ظاهراً اين كودك هرگز بيمار نبوده و مغز استخوان او در سلامت‌ترين شرايط ممكن قرار دارد. ـ هموگلوبين كودك در قبل از بروز بيماري و حتي با تزريقهاي خون، هرگز از 10 بيشتر نميشده ولي در آزمايش امروز او به 14 رسيده است. ـ پلاكت‌سازي در كودك در نرمال‌ترين وضعيت ممكن قرار دارد و 307 هزار است. كه حتي با تزريق‌هاي مصنوعي بيمارستان هم به اين وضعيت نرسيده بودکه اکنون بدنشا تولید میکند. ـ و .... خداي بخشنده را شكر كه فرصت دوبارة درمان صحيح پروفسور خرسند عزيز را به خانواده اين كودك داد. چه بسا در همين حين كودكان ديگري كه توسط اطلاع رسانی اين خانواده به اين روش درمان دعوت شدند، در اثر ترديدهاي خانوده‌هايشان ديگر فرصت دوباره نداشته و داغ از دست دادن كودك معصوم و حسرت فرصت‌ها را در دل باقي‌ گذاشتند. و چقدر رنج‌آور است كه هميشه زود دير ميشود. آشنايي با روش بي‌نظير غذادرماني كه هم‌آهنگ با آفرينش خدا است و همچنين درمان اين كودك يكي از بهترين هديه‌هايي بود كه از پروردگار گرفتيم. جناب پروفسور خرسند بطور علمي ثابت كردند كه خدا درمان همه دردها را از قبل در وجود ما انسانها برنامه‌ريزي كرده است. فقط باید مثل پرفسورخرسند درست تشخیص داد که چه چیزی را بیماری بدانیم و چه چیزی را فعالیت خوب بدن بشناسیم و اشتباها با ان مبارزه نکنیم پروردگار را شكر از اين اعجازي كه در وجود انسان نهاده است و سپاس از پروفسور خرسند، طبیب مهرباني كه اين نعمتها را بر ما شناسا نمودند.  از طرف خانواده ملیکا امیدواریم روزی افتخار زیارت ایشان و افتخار میزبانی ایشان را پیدا کنیم  
==============================
--* باشه چشم نوشته شمارا منتشر میکنیم تا مردم آگاه شوند، بسیار خوب باعث ثواب هزاران خواننده که امروز درگیر سرطان هستند میشود.
سیما

پرسشنامه خانم پروانه نام و خانوادگي واقعی*: :* * * * * * * * * * ( از طرف ما مخفی شده است )
:مستعار پروانه :شغل : كارمند شغل سرپرست: : جنسيت : زن - : مجرد قد: 158 وزن : 85 کيلوگرم تاريخ تولد: 1346 سن: 44 تلفن* *: :* * * * * * * * * * ( از طرف ما مخفی شده است ) نشاني* : ايران -زنجان -*: :* * * * * * * * * * ( از طرف ما مخفی شده است ) ايميل* *: :* * * * * * * * * * ( از طرف ما مخفی شده است ) کامپيوتر در دسترس داريد؟ : بله معرف /علت مراجعه : تصادفا از طريق اينترنت - ضخامت آندومتر و همزمان چند فيبروم - موي زائد - اضافه وزن - و چاقي شديد در قسمت شكم و غبغب - آلرژي و پوست و مو و ناخن به شدت خراب و بي طراوت - خستگي مزمن و شديد ناراحتي هاي ديگر؟: اولا خستگي مزمن دارم و جديدا سريع و شديد خسته ميشم حتي براي يه دوش گرفتن يا سالاد درست كردن خسته ميشم . حال و انرژي تحرك ندارم درحديكه بي انگيزه شدم نميتونم هيج كاري رو شروع كنم اگه شروع هم بكنم حتما بعد از 10 درصد رهاش ميكنم . معمولا هميشه آلرژي دارم و بدنم خارش داره و اگه سرما بخورم حتما جند ماه سرفه هاي خشك و تك تك خواهم داشت .ناخن هام بلند نميشه اگر بشه ضعيف و نازك و فوري عين پارچه تا ميشه و لايه لايه شده كنده ميشه . توده چاقي من در شكم و صورت و غبغب هست . نزديك بين هستم اما اواخر ديدم خيلي ضعيف شده . شبها پاي چپم از نوك انشتان تا قوزك پا بيحس ميشه و گزگز ميكنه .ابدا خواب عميق و راحتي ندارم . معمولا مضطربم و استرس زود منو از پا درمياره . جوش صورت و ريزش مو و پوستم كدر و ناشفاف و بسيار بي طراوت وقدرت ترميم خودشو نداره .و ضمنا اشتهاي وحشتناكي دارم .هرچيزي رو دوست بخورم و سيري ناپذير شدم وضع فشار خون؟ هميشه عادي - حساسيت غذايي؟ دارم - حسايت دارم و خارش و سرفه هاي خشك مزمن اما نميدونم حساسيتم از چيه مصرف ميوه داريد؟ متوسط(1تا3باردرهفته) مصرف سبزي وسالاد داريد؟ متوسط(1تا3باردرهفته) مصرف گوشت قرمز(گاو گوسفند) دارید؟ متوسط(1تا3باردرهفته) مصرف گوشت سفيد(مرغ وماهي) داريد؟ متوسط(1تا3باردرهفته) پياده روي (حداقل 2 کيلومتر)درچه مدت داريد؟ متوسط(1تا3باردرهفته) مصرف سيگار؟ هرگز مصرف الکل ؟ هرگز مصرف انواع افيون؟ گهگاه(1تا3بار در ماه) - گاها بخاطر خوابم و يا حساسيتم ( خارش و سرفه خشك ) هست و گاهي بخاطر استرس و اعصابم مجبور ميشم از داروهاي اعصاب و داردي خواب و ضدحساسيت استفاده كنم سابقه سردرد؟ خير - سابقه سرگيجه؟ خير - وضع پوست بدن؟ : بد - وضع موي سر؟ : بد - وضع ديد چشم؟ : با عينک خوب - وضعيت دندانها: غيراصلي - در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - گاها زاناكس براي خواب و استرس .( هروز ) اسپيرونولاكتون 100 براي موي زائد. ( گاها ) انواع قرصهاي ضد حساسيت و دگزامتازون در مواقع خارش و سرفه - متفورمين روزي يكعدد براي كاهش وزن آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ تقريبا هرشب يكچهارم زاناكس ايراني يا خارجي -اگه يكهفته نخورم از بابت بيخوابي و بدخوابي مريض و ميشم - قرصهاي ضدحساسيت اگه مواقع خارش نخورم بدنم از شدت خارش زخم ميشه -اسپيرونولاكتون هم براي موي زائد هر روز ميخورم امانه تنها موي زائد رو رفع نكرده بلكه باعث بزرگ شدن سينه ها و نا منظمي پريود شده .و نيز معمولا هرو روز ويتامين امگا3 و ايي و مولتي ويتامين ميخورم اما اصلا فايده نداره . -در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ خير - هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - 20 سال قبل جراحي سزارين مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . دكترها براي فيبروم هام داروئي نميدن چونكه باعث ضخميتر شدن رحمم ميشه . ازطرفي ميگن ضخامت رحم دارو نداره بايد تحمل كنم و اگه به مرحله آخر رسيد بايد رحمم رو دربيارم .و رحمم اينقد بزرگ شده كه شكمم واقعا باد كرد و مثل شكم حامله هاست .وزنم زياده بدنم اينقد سنگين شده كه تحركمو محدود كرده و با عث شده درد زانو و درد ران و درد پا دارم . كلا سيستم بهبودي بدنم ضعيفه . اگه زخمي جوشي بريدگي باشده خيلي طول ميكشه تا ترميم بشه . اعصابم از سالها پيش ضعيفه و معمولا تحت نظر دكتر اعصاب ايد دارو بخورم اما بخاطر ترس از عواقبش نميخورم . جوش و لك و موي زائد هم كه ديگه خيلي من به هم ريخته .پريودم تا دو ماه پيش مرتب بود اما بعد از مصرف اسپيرونولاكتون به هم خورد و الان دو ماهه كه اصلا پريد نشدم . ضمنا اين قرص رو بدون ازمايش دكتر تجويز كرد .و در كنارش بايد يك قرص ضدبارداري هم ميخوردم تا پريود نامنظم نشه اما بخاطر ضخامت رحم و چاقي نتونستم بخورم چهار ویژه بانوان وضعيت پريد ماهانه؟ : نامرتب - چند شکم زايمان داشته ايد؟ يك مورد 20 سال پيش - هم اکنون بچه شيرخواره داريد؟ چندماهه است؟ خير فيبروم و ضخامت آندومتر از طريق سون گرافي و البته كمي هم ارثي است چون مادرم هم چندسال پيش مجبور شد رحمش رو دربياره . چاقي كه از روي وزن مشخصه . موي زائد و جوش و لك و ريزش مو هم كه مشخصه . ======================================15-04-2012
ازگزارشات مریض در حین غذادرمانی -------------------------------30-04-2012
-وضعیت:

- وزنم طي سيزده روز اول 5 كيلو كم شده بود
-اما توي اين هفت روز بعدي فعلا تغييري نكرده
-ولي خوشبختانه سايزمم كوچكتر شده
- خداراشکر خواب شبانه ام كه بزور قرص خواب بايد ميخوابيدم الان واقعا بهتر شده و هر لحظه اي كه اراده كنم دير يا زود ميتونم حتی بدون قرص خواب آور، خيلي راحت و آروم بخوابم
-دیگه خوشبختانه و بيخوابي يا بدخوابي ندارم،( بقول شما :خداروهزاران بار شكر )
-و ضمنا گز گز پاي چپم كه موقع خواب شروع ميشد و خيلي اذيتم ميكرد بيش از آنچه كه بتونيد تصورش رو بكنيد الان خوبه، اما نه كامل مثلا 4 شب خوبه و يك شب خودبخود اتفاق ميفته بازم دوشب خوبه يك شب اتفاق ميفته.
و پوستم هم سه روز اول موقع شروع خيلي مهتابي و صاف و خوشايند شده بود جوريكه از همكارام تعدادي زيادي علت رو سوال كردن كه چيكار كردي خيلي عوض شدي و منم شما رو معرفي كردم اما متاسفانه از روز چهارم به بعد خيلي بد شده و رفته رفته هم بدتر ميشه .
و ساير مسائل ظاهرا هنوز هست .
اين وضعيت منه خوب شده ها و تغيير نكرده ها بصورت واقعي .
-و از بابت وزن و سايز و خواب و گزگز پا هم خدارو شكر ميكنم هم از شما بسيار بسيار بسيار ....
- تشكر و قدرداني ميكنم
- از بابت تغيير نكرده ها هم بي صبرانه و با اشتياق منتظرم
که با توصیه های تکمیلی آنهارا هم بدست بیارم.
--------------------------------------- 17-05-2012
با سلام و احترام خدمت شما
چشم همينكارو تا يكهفته انجام ميدم و گزارش ميدم.
-البته نكته اي كه هست اينه كه با اين حدود 8-9 كيلو لاغر شدن از نظر ظاهري بسيار قد و هيكلم متناسب شده
- پف های زشت صورت و غبغبم رفته
- هم جام بالاتنه و پايين تنه بسيار نرمال شده
- و به هم مياد
-و دیگه الحمدالله ظاهرا آدم چاقي محسوب نميشم
- بلكه با اين كاهش وزن الان يك آدم بسيار خوش اندام تلقي ميشم
- و نميخوام بيشتر از اين لاغر بشم
-چون بيشتر از اين صلا بمن نمياد .
-فقط چاقي قسمت شكم هست كه كاملا مشخصه بخاطر چاقي و چربي و اضافه وزن نيست
-بلكه بخاطر ضخامت آندومتر و كيستها و فيرومهامه.
-ضمنا به لطف شما خستگي مزمنم رفع شده
- و اصلا كسالت و خواب آلودگي سابق را ندارم .
-ديگه به هيچ مكمل و ويتاميني نياز ندارم .
-خداروشكر خوابم فوق العاده عالي تنظيم شده.
-تمام كارهاي عقب افتاده مو انجام دادم
- و كاملا زندگيم و كارهاي اداريم به روزه و مشكلي ندارم.
-و همه اينارو مديون شمام و اين يك حقيقته كه تمام اطرافيان اعم از همكارها و خانواده و دوستان ميبينن و ميدونن و باور بفرماييد
- كه از بابت تغييرات من
-يك دنيا خواهان و طرفدار پيدا كرديد و اكثرا همين روزها پرسشنامه تكميل خواهند كردو يا كرده اند .
-چون خيليها براي تكميل از من راهنمايي خواستن.
فقط جناب پروفسور لطفا بفرماييد حالا چيكار كنم چه جوري ادامه بدم كه اصلا يك گرم هم لاغر نشم
ولي مشكل ضخامت آندومترم حل بشه.
-چون اين اندام رو سالها بود در آرزوش بودم و حالا به لطف و راهنمائیهای شما، به این آرزوی بزرگم رسیدم و به هيچوجه نميخوام بالا پايين بشه.
-مزاحم شدم بخاطر اينكه از توصيه آخرتون معلومه كه شما تاكيد بر كاهش وزنم داريد
- البته طبق خواسته اوليه خودم .
-براي همين خواستم به اطلاعتون برسونم كه يك گرم هم كاهش نميخوام .
پس آيا همينو ادامه بدم يا موضوع عوض ميشه ؟
با تشكر و سپاس فراوان .
موفق و سلامت باشيد

مستعار آسمان/ :شغل : كارمند / جنسيت : زن/ قد: 168 / وزن : 62 کيلوگرم/ سن: 29 / تهران - معرف /علت مراجعه : اينترنت- كيست بزرگ تخمدان و به گفته دكتر آندومتريوز / ناراحتي هاي ديگر؟: آلرژي - جوش در ناحيه سينه و كتف- شوره سر- موي زائد- درد شديد هنگام عادت ماهانه/ سابقه سردرد؟ بله - به صورت نا منظم - بيشتر به صورت پراكنده در سر / وضع پوست بدن؟ : خوب - گاهي خوب گاهي بد - چون بعضي مواقع جوش زياد مي زند / وضع موي سر؟ : خوب - فقط در صورت استفاده از شامپوي معمولي شوره مي زند / در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - قرص حصا آ براي كيست به تجويز طب سنتي آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ فقط قرص حصاآ را مصرف مي كنم و بعضي مواقع از ويتامين ها/ هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - جراحي پليپ بيني براي از بين رفتن گرفتگي شديد بيني مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . من تازه ازدواج كردم و دكتر گفته كيست (آندوتريوز با ابعاد 6*7سانتي متر)بايد جراحي شود وگرنه در بارداري هم بسيار تاثير گذار است چون ممكن است نازايي بياورد. من اصلاً دوست ندارم عمل جراحي انجام دهم/ وضعيت پريد ماهانه؟ : مرتب - بعضي از ماهها منظم و لي در حال حاضر 2 ماه است كه تقريبا نامنظم شده است/ كيست را با سونو گرافي متوجه شدم.
==========================================
از گزارشات مریض در حین غذادرمانی
------------------------------ 22-10-2012
7-وضعیت:
- جناب آقاي پروفسور بسيار خوشحال شدم از اينكه توانستم هفته گذشته با شما مكالمه تلفني داشته باشم (نفيسه- مشكل كيست آندومتريوز) و شما به سوالهاي من پاسخ داديد و اراده مرا در ادامه اين مسير قوي تر كرديد همانطور كه گفتم در اولين پريودي كه بعد از شروع رژيم با شما داشتم خيلي آرامتر و درد كمتري به نسبت دردهاي پيش از شروع رژيم داشتم ولي در پريود دوم كه البته بازهم به نسبت قبل درمان بهتر بودم ولي به نسبت بار قبل درد بيشتري داشته ولي در كل باز هم از داروهاي مسكن استفاده نكردم. - گاهي قبلا به صورت منقطع و بيشتر در دوره تخمك گذاري دردي در تخمدانها بالاخص در طرف راست داشتم كه گاهي حالت سوزش داشت و دكتر - مي گفت شايد مربوط به همان كيست آندومتريوز باشد ولي اين بار اين درد در زمان تخمك گذاري نبود ولي درست در پايان پريود و يك روز بعد از آن بود به طوري كه كاملاً احساس سوزش و كمي درد در ناحيه كيست داشتم كه البته بعد از دو روز تمام شد. - در زمان پريودهاي قبل از درمان به هيچ عنوان نمي توانستم در طرف راست خود بخوابم چون درد سنگيني در كيستم احساس مي كردم ولي در اين دوره پريود در طرف راست هم كه ميخوابيدم دردي را احساس نميكردم. - بندرت پيش مي آمد كه من خونريزي شديدي در زمان پريود داشته باشم يعني گاهي نرمال بود و گاهي كمي بيشترولي اين بار خونريزي زيادي داشتم به طوري كه نيمه هاي سه شب اول از خواب بيدار شدم. - موهاي بدنم به نسبت قبل از شروع درمان سست و كمي نازك شده، در قبل از شروع درمان در ناحيه كتف و سينه جوش و جاي جوش داشتم كه در حال حاضر خيلي بهتر شده و هم اكنون خيلي فرز و سرحال تر از قبل هستم و احساس سبكي ميكنم چون قبلا سست و گاهي بسيار سنگين بودم ولي در حال حاضر باتوجه به اينكه گاهي احساس ضعف شديد ميكنم و از ضعف بيحال ميشوم ولي باز فرز و چابك هستم. - در مورد تنفس هم (سابقه جراحي پليپ) در روز به نسبت قبل خوب هستم - ولي در شب هنگام خواب باز هم تنفس از راه دهان دارم. - قبلاً ريزش ابرو و مو نداشتم كه درحال حاضر مخصوصاٌ در ناحيه ابرو زياد شده است.
- جديداً ميل به خوردن ميوه جات در من بسيار كم شده و تمايلي براي خوردن ندارم و از غذاهاي تكدانگ هم چون سفارش كرده بوديد كه غذاي اصلي من نبازند هست فقط يكبار آن هم نخود خوردم و گاهي دچار ضعف و بيحالي و حالتهاي عصبي و گريه ميشوم . - در گزارش پيش خدمتتان عرض كردم كه رنگ روي زبانم تقريباً سياه شده بود اما در اين چندروز رنگ آن تقريباً طبيعي شده است.
-------------------------------------- 07-11-2012
7- تغییر وضعیت

- جناب آقاي دكتر در اين چندروز كه از نسخه گرفتگي بيني استفاده كردم خداراشکر تغيير خوب محسوسي را در نفس كشيدن شبانه خود احساس مي كنم. - هميشه در يك هفته باقي مانده به پريود درد زيادي را در سينه چپ احساس مي كردم كه اين بار كه چندروز بيشتر به پريودم باقي نمانده خوشبختانه درد خيلي كمتري در سينه خود دارم. - نزديك به پريود كمي جوش در ناحيه صورت و بدن(كتف و روي سينه) داشتم كه اين بار فقط روي سينه و كمي روي كتف دارم.
- رويش موهاي زائد بدن و صورتم كندتر و نازكترشده.
- چندروز پيش درد زيادي را در تخمدان چپ همان طرف كيست خود داشتم كه منو خيلي نگران كردو در عرض 15 دقيقه آرامتر شد ولي تا 2 روز بعد آن به طور نامنظم گاهي درد ميگرفت و سريع آرام مي شد كه به
سيماجون اطلاع دادم و آرامتر شدم. - تحمل نخوردن غذا برايم سخت شده و همش دلم ميخواد غذا بخورم
- نمي دانم با اين احساس خود چه كار كنم؟؟
- يك هفته هست كه صبحانه هم نمي خورم چون فرموده بوديد يك هفته مانده به پريود فقط نبازند بخورم.
---------------------------

درد پريد-عرق بد بوى پا و زير بغل- سقط جنين - پرولاکتین بالا كه با قرص داستینکس نرمال ميشود- سرگیجه به دلیل عدم تعادل مایع گوش-از اواخر بهار تا پایان تابستان به بعضی میوه ها مثل انگور، خربزه ، انجیر، گوجه فرنگی، بادمجان..... آلرژی دارم و دچار آبریزش بینی و خارش گلو و گوش می شوم - در صورتم لکهای ریز ناشی از آفتاب وجود دارد. - موی سرم مشکل ندارد ولی پوست سرم دارای شوره است که تا به الان هیچ شامپوی ضدشوره ای تاثیر مثبت نداشته است البته در سفر به نقاط رطوبت دار مثل شهرهای شمالی ویا جنوبی کشور که رطوبت هوا بیشتر است از شوره خبری نیست - مصرف دارو داريد؟ بله - داستینکس- هر شنبه و سه شنبه نصف قرص - بطورخلاصه خواسته خود را از ما تکرار کنید(مشخص کنید). 4 ماه پیش که اقدام به بارداری کردم یک هفته بعداز نزدیکی تست بتادادم که مثبت بود ولی در موعد پریودم سر وقت پریود شدم که بعدا زمراجعه به پزشک و انجام آزمایش بالا بودن پرولاکتین و لوپوس کوالانت دلیل سقط تشخیص داده شد.--------------------------------------------------------------- شماره پرونده 3503- من مدتی عفونت دستگاه تناسلی داشتم البته بدون هیچ علامتی. در معاینات پزشکی دکترم گفت که زخم دهانه رحم داری تست پاپسمیر دادم که منفی بود بعد داروهای خوراکی و پمادهای داخلی استفاده کردم بعد از 3 دوره درمان دکتر گفت که زخم خیلی خیلی کوچک شده و می توانم برای بارداری اقدام کنم که بقیه ماجرا همان سقط جنین 2 هفته ای.... بود که نتیجتا بعد از انجام آزمایش متوجه پرولاکتین و لوپوس کوالانت شدم. موارد دیگه ای هم هست که شاید به درمانم کمک کنه و از طبیعت بدن من اطلاعاتی به شما بدهد. 1- دمای بدنم در تابستان فوق العاده بالاست و در زمستان و پاییز فوق العاده پایین مخصوصا از قوزک پا به پایین و از مچ دست به پایین با این حال زمستان را ترجیح می دهم .2- رگهای روی دستم برجسته هستند و نازیبایی آنها منو اذیت میکنه 3- مهره 4 و 5 کمرم کمی تورم داره 4- به دلیل نوع کارم و ساعت کاری زیاد (9 ساعت در روز) معمولا در دست راست تا کتف همیشه احساس کوفتگی دارم 5- به ندرت صبح که از خواب بیدار میشوم بند اول انگشت سبابه ام (دست چپ) خواب رفته که بعد از مثلا نیم ساعت خوب میشه (مثلا ماهی یا 2 ماهی یک بار) 6- سفیدی چشمم کامل سفید نیست از نزدیک هاله ای زردی خیلی کمرنگ داره7- حدود 16-17 سالگی غده ای در گردنم به وجود اومد که بزرگ شد (به اندازه یه گردو بزرگ) که دکتر گفت بیماری هست که از طریق موی گربه.. به وجود میاد و در بزرگسالی باعث سقط جنین میشه که این هم بعد از مصرف دارو کوچک شد اما بعد از گذشت این همه سال هنوز با لمس کردن میتوانم آن را به اندازه یه عدس حس کنم 8- کلا بد زخم هستم و زخم بدنم دیر جوش میخوره(دیر خشک میشه) و جای اون حتی اگه یه خراش کوچیک باشه تا مدتها باقی میمونه 9- این بیماریهای مسری رو هم تا الان گرفتم : مخملک-اوریون- ابله مرغان- زردی که همش غیر از آبله مرغان در کودکی بوده10- معمولا ییبوست دارم حتی با خوردن آب زیاد هم برطرف نمیشه بیشتر با تخم شربتی و اسفرزه و... بهترش میکنم 11- از وقتی که نامزد کردم (حدود 5/4 سال پیش) دو روز قبل از پریودم لک بینی دارم قبلا اینطور نبود. سه روز اول پریودم شدیده بعد یه دفعه خیلی کم میشه در حد لک
================

ازگزارشات مریض در مدت درما با روش غذادرمانی
------------------------------
7-وضعیت :
- احساس سبکی دارم
- آرامش نسبی همچنان برقراره
-دیگه خیلی ضعف نمیکنم
-تنها چیزی که اذیتم میکنه سردی دست و پا هست که از غروب بیشتر میشه.
-هرچه قدر هم که جوراب پشمی میپوشم بازهم سرده و واقعا اذیتم میکنه لطفا در این مورد بفرمایید که چکار کنم.
-تقریبا هر روز 20 دقیقه پیاده روی دارم.
- رنگ پوستم نرمال شده
- به نظرم صورتم یک درجه روشنتر شده
- ولی همچنان لاغررررر.
- پوست صورتم خیلی نرم و لطیف شده.
- در تغییر وضعیت از حالت خوابیده به ایستاده بعضا چشمام سیاهی میره.
- از همه مهمتر پاهام دیگه خوشبختانه خیلی کم عرق میکنه عرق پامم دیگه اون بوی زننده رو نداره
- همینطور زیر بغلم دیگه مثل سابق بوی زننده را نداره .
-با جرات میتوتم بگم که الان یک هفته ای هست که از مام زیر بغل استفاده نکردم و از این بابت بسیار خوشحالم. ------------------------------


پرسشنامه خانم پرنده عشق نام و خانوادگي واقعی*: * * * * * ازطرف ما مخفی شده :مستعار پرنده عشق :شغل : کارمند اداری شغل سرپرست: : کارمند فروش جنسيت : زن - : متاهل قد: 168 وزن : 104 کيلوگرم تاريخ تولد: 1356 سن: 34 تلفن* :*: * * * * * ازطرف ما مخفی شده نشاني* : ایران-تهران - میدان امام حسین *: * * * * * ازطرف ما مخفی شده ايميل* :*: * * * * * ازطرف ما مخفی شده کامپيوتر در دسترس داريد؟ : بله معرف /علت مراجعه : ازطریق بیمار شما به نام محمودعشقی - چاقی وکم بودن موی سر- بواسیر ناراحتي هاي ديگر؟: کم کاری تیرویئد - یبوست - ریزش مو ونازکی تارمو - شکنندگی ناخنها - تنبلی درتحرک - گاهی وقتها درد زانو -پینه بستن زیاد درسر زانوهاوغوزک پا وآرنج وروی دستها -چربی زیاد موی سروریزش - داشتن موی زائد درزیر چانه وضع فشار خون؟ هميشه عادي - گاهی وقتهها وقتی رژیم میگیرم فشارم پایین می آید وشدیدا احساس ضعف می کنم. حساسيت غذايي؟ ندارم - مصرف ميوه داريد؟ متوسط(1تا3باردرهفته) مصرف سبزي وسالاد داريد؟ گهگاه(1تا3بار در ماه) مصرف گوشت قرمز(گاو گوسفند) دارید؟ متوسط(1تا3باردرهفته) مصرف گوشت سفيد(مرغ وماهي) داريد؟ متوسط(1تا3باردرهفته) پياده روي (حداقل 2 کيلومتر)درچه مدت داريد؟ گهگاه(1تا3بار در ماه) مصرف سيگار؟ هرگز مصرف الکل ؟ هرگز مصرف انواع افيون؟ هرگز - برای تفریح قلیان میکشم نه همیشه. سابقه سردرد؟ خير - سابقه سرگيجه؟ بله - وقتی که فشارم پایین می آید(مثل دوران پریودی) وضع پوست بدن؟ : بد - وضع موي سر؟ : بد - کم پشت - ریزش - چرب وضع ديد چشم؟ : خوب - وضعيت دندانها؟ : همه اصلي و خوب - در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - روزی یک عدد ناشتابرای تیرویئد(لووتیروکسین سدیم 1 میلی گرم)که درخوردنش سهل انگاری هم میکنم. آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ همین داوی تیرویئد که ذکرکردم درصورت ترکش ظاهرا مشکلی ندارم چون گفتم خیلی مرتب نمی خورم. در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ خير - عصبی شدم فقط می خورم نمی تونم جلوی شکمم رو بگیرم یعنی خسته شدم اینقدر رژیمهای مختلف گرفتم ولاغر نشدم. هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - یکی زانوی چپم رابه خاطر پارگی مینیسک عمل کردم - یکی به علت داشتن سنگ ،کیسه صفرا رادرآوردن -دربچگی لوزه سومم راجراحی کردم مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . لاغری چون باهمسرم سرتنها مساله ای که بحث می کنیم همین چاقی من است - بواسیر - وضعیت موی سرم - تیرویئد - سست وتنبل بودنم-موی زائد - پینه دست وپا - یبوست - چهار ویژه بانوان ===== وضعيت پريد ماهانه؟ : مرتب - چند شکم زايمان داشته ايد؟ یک شکم هم اکنون بچه شيرخواره داريد؟ چندماهه است؟ خیر ---------------------------------------------------- بطورخلاصه خواسته خود را از ما تکرار کنید(مشخص کنید). من زمانیکه ازدواج نکرده لودم لاغر نبودم ولی چاق هم نبودم میانه اندام بودم ولی الان حدود8سال که چاق شدم وروز به زوزهم بدتر شدم یعنی ازسال 1383 به بعد- وضعیت موی سرم هم به همین منوال - وازسال 1385 بواسیر دارم - وموی زائد زیر چانه ام ازسال 1387 وقتی که باردار شدم بیشتر شد ======= عید شما مبارک سال خوبی رابرایتان آرزودارم درضمن پرسشنامه ای که پرکرده بودم چندتاازمشکلاتم راننوشته بودم لطفاجهت اطلاع ملاحظه بفرمایید: 1)به علت بزرگی سینه گردن درد زیاددارم. 2)خواب رفتن پاهایم هنگام راه رفتن 3)خارش هردوگوش که کلافه ام میکند. 4)می توانم ساعتها کنترل ادرار داشته باشم ولی به محض اینکه برای تخلیه میروم خودم راخیس میکنم. 5)صاف بودن کف پا. ==================================
از گزارشات مریض در دوران درمان با روش « غذادرمانی » پرفسورخرسند --------------------------------- 30-04-2012
7-وضعیت:
- خدارا شکر برعکس سابق دیگه درپیاده روی اصلااحساس خستگی نمیکنم
- پوست صورتم هم خوسبختانه شفاف شده
---------------------------------- 18-07-2012
7-وضعیت:
پوستم همچنان شفاف میباشدواحساس سبکی بیشتری دارم واحساس میکنم که ورم زیرپوستم خوابیده-

--------------------------------18-07-2012
7-وضعیت: پوستم همچنان شفاف میباشدواحساس سبکی بیشتری دارم واحساس میکنم که ورم زیرپوستم خوابیده- ----------------------------------------- < >

آقای دردمند - شغل : تولید کننده پوشاک بصورت جزیی -قد: 174 وزن : 64 کيلوگرم/-تهران-معرف /علت مراجعه : اینترنت/-فیشر مزمن حدود 5ساله اکنون درد شدید مقعد -با اندک سفتی مدفوع دچار فیشر میشوم ناراحتي هاي ديگر؟: کولیت(قولنج روده)حدود 20سال-قولنج ودرد بیشتر در ناحیه کولون سیگمویید-با اندک نسیمی دچار درد در ناحیه روده وچند ماهی است شکم را با شال میبندم-حدود 2سال پیش خونریزی از مقعد وتشخیص کولیت اولسرو-یبوست مزمن-ضعف شدید به علت پرهیز بسیار- وضع فشار خون؟ - - گاهی به علت عصبانیت وهیجان زیاد حساسيت غذايي؟ دارم - با اندک خوردن غذا با طبع سرد دچار دل درد ویبوست/ سابقه سردرد؟ بله - در صورت هیجان زیاد یا عصبانیت سابقه سرگيجه؟ بله - جدیدا خیلی به خاطر ضعیفی وضع پوست بدن؟ : - - اگزما در ساق پا - جوش در ناحیه کتف وضع موي سر؟ : - - خارش وحساسیت وگاهی شوره /در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - مزالازین 2عدد صبح 2عدد شب-(داروی گیاهی معجون شفا بخش-حب کبد -شربت معده- اب اهن تاب -عرق خارشتر -حب بواسیر ضماد بواسیر -جوشانده خاک شیر-انجیر خیس شده در زیتون-) ضمنا از اب جوشیده چشمه استفاده میکنم -همگی طبق دستور دکتر روازاده طب سنتی / امروز مزالازین (اگر نخورم دچار خونریزی ازروده)-بقیه داروهای گیاهی حدود 2ماه وبعضی حدود 2هفته وفکر میکنم با مصرف داروهای گیاهی وضعیت عمومی بدنم کمی بهتر است ولی فیشر بسیار بسیار اذیتم میکند طوری که چند روزی است سر کار نمی روم وچون شنیدم جراحی راه علاج نیست تحمل میکنم در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - میوه وسبزی پخته شده میخورم طبق دستور دکتر طب سنتی-مرکبات وترشیجات ومواد کارخانهای ولیموعمانی وگوشت مرغ وگوشت گاو وبادمجان وچای وقهوه نمیخورم ( صبحانه نان سنگک وکمی عسل -ناهار هر روز خوراکی از هویج پخته ولوبیا سبز وسیب زمینی وکمی ا لووروغن زیتون-وشبها برنج کمی وبعضی خورشت از روی ناچاری) / 5 مرتبه کولونوسکوپی-1 مرتبه اندو سونو گرافی-/
=================================
از گزارشات مریض در حین « غذادرمانی » <> -------------------------------- 17-10-2012 - موهایم لطیفتر شده - التهاب پوست سرم کمی بهتر شده -اگزمای روی ساق پای چپم کمی بهتر ودوباره عود میکند -اب ریزش بینی که از بچگی ازارم میداد بهتر شده - ناخنهایم شفافتر شده -دیگر کبد کمتر درد میکند -در هنگام ورزش بدنم نسبت به قبل نرمتر شده -التهاب کلیه هایم که گاهی بارها به دستشویی میرفتم بهتر شده -نور چشمانم بیشتر شده -استرسم کمتر شده -جوشهای روی سینه و کتفم بهتر شده -درد در قسمت بالای پای چپم که در ورزش اسیب دیده بود کمی بهتر شده -التهاب لثهئ هایم بهتر شده - در خواب کمتر دندانهایم روی هم می فشارم -راحت تر نفس میکشم -هم چنان خیلی گرسنه نیستم -زانوهایم بی جان شده -هنوز اعصابم به سرعت به هم میریزد-گاهی دچار تب ولرز میشوم - برونشیت مزمن که مدتی بود کمی عود کرده بود را هنوز کمی احساس میکنم -و چیزی که خیلی از ان خوشحالم نخوردن دارو است که سا لیان دراز خسته ام کرده بود رهایم کرده انگار بار بسیار سنگینی را از روی دو شهایم برداشته اند -درد پاشنه ام کمی بهتر ودوباره بیشتر میشود -همیشه سر گیجه دارم -رنگ صورتم کمی زرد شده - 10- ملاحظات: - سلام به شما که افتخار ایران وایرانی شده اید برای شما بهترین پاداشهای الهی را ارزومندم واز شفای بیمارا ن بسیار خوشحال و برای سایر بیماران ارزوی سلامتی دارم <> ------------------------------ 27-10-2012 < > 7-وضعیت: - بعد از سه روز شکمم کار کرد خیلی نگران یبوست بودم اما به لطف خدا و راهنمایی های شما شکمم خیلی نرم انگار مدفوع یک بچه کوچک است - و طبق فرمایش سری گذشته تنها مقعدم کمی سوخت - خوشبختانه در ناحیه رکتوم که سالیان دراز اذیت بودم دردی نداشتم - چرک ویا خونریزی نداشتم که قبلا از شدت درد تنها از توالت فرنگی استفاده میکردم با کمال شادی چند باری است که از دستشویی ایرانی استفاده میکنم -گاز معده زیاد وبد بو است - ادرار بد بو است - عرق بدنم بد بو است - مدفوعم خیلی بد بو نیست - در هنگام ورزش بهتر عرق میکنم -در هنگام ورزش بدنم نرمتر است -دیگر سرما خیلی ازارم نمیدهد -با خوردن اب با درجه حرارت معمولی هم رودهام درد ودچار یبوست میشدم و باید اب گرم یا ولرم میخوردم ولی الان بهترم و مشکلی ندارم -با خوردن غذا یا میوه با طبع سرد دچار یبوست میشدم ولی الان مشکلی ندارم و بهترم - خوشبختانه درد ناحیه کولون سیگمویید (کولیت یا قولنج روده)که 20 سال ازارم میداد راحس نمیکنم - خداراشکر دیگر نفخ ندارم - با کمال خوشحالی رودهام دیگر درد نمیکند - نسبت به ده روز اول درمان که اصلا احساس گرسنگی نداشتم خیلی گرسنهام میشود وحجم بیشتری غذا میخورم ودوباره گرسنه ام میشود - خیلی دوست دارم غذا های ترش بخورم -همیشه ضعف دارم - گاهی هنوز تب ولرز خفیفی دارم - خوشبختانه پوستم روشنتر وزنده تر شده است - شکر خدا چروک روی صورتم کمتر شده است - الحمدالله برونشیت را کمتر حس میکنم . - هنوز گاهی گرمایی از سینه ام به صورتم می زند - شکر خدا احساس استرس و اضطراب کمتری دارم - هنوز کمی بی حوصله وزود خسته میشوم - خوشبختانه بهتر میتوانم خودم را مدیریت کنم وکمتر عصبانی میشوم -اگزمای روی ساق پای چپم کمی بهتر ودو باره عود میکند -درد بالای پای چپم که در ورزش اسیب دیده بود بهتر شده -درد پاشنه پاهایم که 5سال است زندگی ام را مختل کرده کمی بهتر است ولی هنوز کاملا رهایم نمیکند - نسبت به قبل از درمان با این همه ضعف که دارم ولی توانم وبنیه ام قوی تر شده وفقط ضعف است که زود خسته ام میکند وگرنه خیلی دیرتر خسته میشدم - با کمال خرسندی التهابات کولیت اولسروز را حس نمیکنم با اینکه 20 روز است قرص مزالازین را هم نمیخورم - ملاحظات: --خدای من، واقعا دارم به سلامت کامل میرسم عین یک رویا ی دست نیافتنی میماند باورم نمیشود همش میترسم که دوباره به ان کابوسها برگردم ؟جناب پرفسور من برای شما ارزوی موفقیت روز افزون و پا داش های بی پایان الهی را خواستارم . < > -------------------------------- 07-11-2012 <> 7-وضعیت: - طبق دستور ورزش وازغذاهایی که برای این دوره تجویزفرمودیدبیشتراستفاده کردم - شکرخدا شکمم تعداد دفعات بیشتری کار کرد. - هنوزهم دردفیشردر هنگام اجابت مزاج وساعتهای بعداز آن امانم را بریده. - دردفیشرمثل هشت پادرتمام بدنم ریشه می دواند. - زایده ای که چندماه پیش از مقعدبیرون زده بودکه به اندازه یک عدس است دوباره بیرون زده -شکر خدافکرمی کنم بقیه مقعدم کاملابه داخل جمع شده است در حالیکه در گذشته ورم کرده بود - شکر خداحدود15 روز است که تنها از توالت ایرانی استفاده میکنم{بااینکه دردزیادی دارم}اما قبلانمی توانستم. -خوشبختانه حدود15روز است که ازهیچ پمادی درناحیه مقعد استفاده نمیکنم ودر اب ولرم نمی نشینم امابواسطه دردشدید گاهی روی کیسه آبجوش می نشینم . -به خاطردردفیشرکمی ازخوردن می ترسم. -گاهی دچارسر درد وتب ولرز می شوم.
-چندروزی پوست شکمم زرد شده بود.
- شکر خدادردپاشنه پاهایم درکل کمی بهترشده
ولی همچنان آزاردهنده است.
-شکرخداسینوزیتم بهترشده.
- شکرخدابرونشیتم بهتر شده.
-هنوز ادرارومدفوع وگازمعده وعرق بدنم بوی بدی دارد.
-شکرخدا دیگرآب ریزش بینی ندارم.
-درناحیه کبددردخفیف امامداوم چندروزاحساس می کنم.
-شکرخدادندانهایم رادرخواب به هم نمی فشارم.
-شکرخداجوشهای روی سینه وکتفم خیلی بهترشده.
-شکرخداپوستم شفاف وسفیدشده است.
-پوست کف پاوپاشنه پاخیلی چروک شده است.
-اگزمای روی ساق پای چپم تغییرمحسوسی ندارد گاهی بهترودوباره عود می کند.-شکرخداحس می کنم اگرزخمی روی پوستم ایجادشودباسرعت بیشترخوب می شودوآثارآن محومیگردد.-شکرخداحس می کنم هرمشکلی دربدنم ایجادشودبدون استفاده ازداروخودبه خودخوب می شود.-یکبارآب چشمه نداشتم آب لوله کشی راجوشانده وخوردم دچاراسهال شدم . یکباردیگرهم چندعددآلوآغشته به نمک بودنمیدانستم خوردم آن بارهم دچاراسهال شدم.-حدود 10روزپیش درحال خواب کمی روی شکمم بازمانده بود هرچندهوای اتاق کاملاگرم بودازآن روزبه بعددوباره درناحیه کولون سیگموییددردخفیف ومداومی دارم فکر می کنم ورم هم داردوبه درد شدیدفیشرمربوط می شود.-شکرخداازنظرکولیت اولسروالتهابی دراین 30روزحس نمی کنم.-شکرخدادرکل دردبالای پای چپم کمی بهترشده.-شکرخدادرکل احساس آزارازسرماراکمترحس می کنم ولی هم چنان نسبت به آدمهای عادی لباسهای بیشتری می پوشم ودرفضای گرمتری می مانم.-متاسفانه تاکمی خسته می شوم پرخاش می کنم وعصبانی می شوم.-متاسفانه هنوزبی حوصله وسرگیجه دارم . 9- طرح سئوال: ----این همه درد در ناحیه مقعد به خاطروجود سم درآن ناحیه است یا به خاطرعبور سم از آنجا می باشد؟ حواب: چون شما پماد زیاد مصرف کردی و حالا سلولها را بیدار و فعال کردم و آنهارا دفع میکنند و تو همون سمی را که بخورد سلولهاداده بودی و بیخسشان کرده بودی حالا خودت حس میکنی که این بار بیرون میروند - ودیگر اینکه چراکمی بهترو دوباره عود می کند.؟ چون تو هم یبار کرم نکشیدی بلکه چندماه و سال اینکاررا میکردی
10- ملاحظات:
- باسلام واحترام خدمت جناب پروفسور
- من همسر آقای دردمند هستم ازشماخیلی تشکر میکنم شما ما را امیدوار کردید ما همیشه شما را دعا می کنیم انشااله همیشه سربلند وپیروز باشید
--------------------------------

اخیرا محقق ارجمند جناب دکتر علی مبهوتی
mabhoutiali@yahoo.de
که بیماریهای صعب العلاج و خطرناکشان را با روش پرفسورخرسند درمان کرده است با من و مطب انترنتی غذادرمانی ما مکاتبه فرمودند که گویا جواب گزارششان را ندیده بودند و خودم من هم فرصتی یافتم که انرا بخوانم. حالا که متوجه گزارش شدم حیفم امد این مکاتبه تاریخی این دو دانشمند را برای اطلاع شما خوانندگان ارجمند نگذارم، زیرا از درمان ایشان ماهها

:q_silhouette.gifمستعار حسین -اهواز- شغل : کارگر ساده - قد:175 - وزن : 72 کيلوگرم سن: 32 - معرف /علت مراجعه : از طریق سایت - هیپاتیت ب ، استرس و لرزش بدن ملایم درونی و خارج بدن
ناراحتي هاي ديگر؟: هپاتیت ب استرس پشه پران چشم و مواقعی لرزه بدن نفخ شکم سمت راست - حساسيت غذايي؟ -
- پس از مصرف غذاهای چرب استرس و تپش قلب دارم -نفخ شکم - مصرف سيگار؟ زياد(هرروز) - سابقه سرگيجه؟ بله - بله دوبار در فواصل زمانی اول ماه برج فروردین 89 وبرج 3 89 -وضع پوست بدن؟ : بد - جالب نیست یکمی رنگ پریدگی همراه با لاغری که چندماه گذشته حاصل شده است .
وضع موي سر؟ : خوب - از جلو مقداری کم
وضع ديد چشم؟ : خوب - فقط در دید کمی پشه پرون هست . در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - هپاتوهیل -لامیورین و آدیسراو پرفنازین -در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - فقط غذاهای آب پز
هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - دست راست پلاتین نصب شده و خارج شد. 10 سال پیش مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . استرس زیاد و نفخ شکم ، کم اوردن نفس در پیاده روی . ماکنون 26هزارتومان بحساب بانک ملی شما از اهواز واریز کردم
===============================
ازگزارشات مریض در حین درمان

----------------------------- 2012-02-12
وضغیت:
- خدارا شکر تنفس خوب شده است،
- الحمدالله پشه پران چشمم تا حد زیادی برطرف شده است.
- درد خفیف در قسمت راست شکم هنوز دارم،
- کمان کنم که مربوط به کبد باشد، که مقدار زردی درون سفیدی چشم ها هست که الحمدالله این هم کمتر شده،
- همه ی مواردی که در نسخه قبلی فرموده بودید مصرف کردم، یعنی کل غذا
ها را، فقط شب ها تا چه ساعتی باید غذا مصرف کنم؟
- خوشبختانه لرزش بدن هم تا حد زیادی کم شده است.
- هنوز تکرر ادرار دارم که از قبل از غذادرمانی بوده است.
----------------------------04-03-2012
گزارش اعلان وضعیت
- خوشبختانه دیگه یبوست برطرف شده،
-
نفسم خیلی خوب شده - کمی رنگ پریدگی در دستها و بدن دارم.
- کمی زردی در چشم سمت راست،
-کمی درد در سمت راست شکم که البته از قبل خیلی کم ترشده.
- مواقعی در روز درد می آید و می رود. نفخ شکم برطرف شده شکر خدا.
- مواقعی هم آب رزیش بینی دارم شاید چون هوا در اینجا سرد
-----------------------------------


از: سپیده 2009-01-24 19:41:42
سلام
الان كه دارم اين پيام واستون مي نويسم دارم از گريه خفه مي شم
اما جلو بابام نشون نميدم.
هفته ديگه چهلم مادرمه،
مادرم همه اميدم بودنفهميدم چطور رفت حتي يه علت درستم به ما نگفتن گواهي فوت همه پرونده اش نگه داشتم كه برم دنبالش مادرم ديابت داشت قرص مي خورد هنوز انسوليني نشده بود.

پارسال همش مي گفت دور شكمم حالت سوزندگي داره برديم دكتر زنان گفتن رحمشه پارگي رحم افتادگي مستانه داره .
عملش كردن اما دردش ادامه داشت ما فكر مي كرديم از عمله تا اينكه امسال اب زرد بالا مياورد غش مي كرد.
برديم دكتر گفتن غده روي رودشه خوش خيمه كيسه صفراشم در اوردن.

بعد انسوليني شد 4ماه بعد مادرم كاملا از پا افتاد تمام بدنش بي حس بود همش مي خوابيد دكترا مي گفتن از اعصاب افسردگي باز بيمارستان بستري يه هفته بيمارستان دولتي يعنی همون قتلگاه بد برديم خصوصي 3هفته انجا بوديم گفتن پلاكت خونش پاينه گلبول سفيد دفع مي كنه ازمايش مغز استخون مي ديم اگه مشكل خوني نداشته باشه مشكلي نيست از خدا بي خبرا تا اخرين لحظه چنان اميدوار حرف مي زدن 2 هفته طول دادن تا جواب ازمايش امد بد گفتن امكاناتمون پيشرفته نيست مي خواين ببرين تهران.
مادرم رشت اريا بستري بود برديم تهران بيمارستان اراد گفتن عفونت با انتي بيوتيك رفع مي كنيم 3روز بعد مادرم رفت كما 2روز بعد فوت كرد.


بله به همین سادگی مادرعزیزمان فوت کرد.

نگفتن عفونت چي بالاخره مادرم رفت هنوز من ندونستم اين چه عفونتي بود كه جونش گرفت از بيمارستان شباش متنفرم از دكتر قرص متنفرم مادرم 62 سالش بود دلم براش تنگ شده به ادما رحم كنين

با چشمان گریان
سپیده
sepi_glad@yahoo.com
=========================
--* سپیده جان
ازخواندن سرنوشت مادرعزیزت، دلم بدرد آمد، خداوند بشما صبر دهد.
این درد ها و ناله روزی دامن این پول دوستان قصاب که « زهر» میفروشند را خواهد گرفت.
وبسایت غذادرمانی ما اولین جائی است که دست این شیادان را رو کرده است و ادامه میدهیم تا چشم جهانیان باز گردد بر فریبی که بیش از چند قرن است مردم جهان را کور کرده است.
غذادرمانی - هلند

* - آقای « زارعی » پدر « مونا زارعی » اخیرا با ما مکاتباتی کرده اند که در زیر همین مقاله جهت اطلاع علاقمندانی که پیگیر آن هستند نیز آورده میشود. * - هنوز از انتشار مقاله دلشوره ما درباره سرنوشت « مونا زارعی» مدتی نگذشته بود که نامه پدری دردمند و عکسهای دختر8ساله اش رسید ( اینجا را کلیک کنید) دختری ایرانی بر تخت بیمارستانی در فلوریدا مونا زارعی دختر جوان و بااستعداد ایرانی که بواسطه نبوغ در دانشگاه صنعتی شریف تهران، از اکثر دانشگاههای امریکا پذیرش تحصیل در مقطع دکترا را گرفته و به دانشگاه فلوریدا- امریکا رفته، هنوز 4 ماه از ورودش به امریکا نگذشته بود که با قرص و دارو های بیمه آشنا میشه و نتیجه آن اینکه ظرف دوسال سراز تخت بیمارستانها درمیاورد ودلیل بیماریش طبق معمول همگانی،"هنوز شناخته نشده و مرموز است ! " . ولی برای آن اسم تعیین کرده اند و دارو هم ساخته اند.! هموطنی بر تخت مجهز ترین بیمارستانهای جهان!، و غرق در بهترین! و گرانترین داروها!، و احاطه شده با بهترین پرفسورها! و متخصصین مطرح جهانی!، اما درچند قدمی مرگ قرار گرفته است !!! راستی جهان ما بکجا میرود؟!!این چه داروهائی ست که بجای درمان ظرف دوسال اورا روانه تخت بیمارستان کرده!!! و درچند قدمی مرگ رسانده !!!، این دانش سمی داروئی پزشکی فعلی، تابه کی . . . ....

ew...

 

بعد از درمان - گزارش پایانی
2013OSY فریبا - یزد/157-51مجرد/دانشجو-مجرد/ام اس و بیماریهای دیگر


مستعار reyhane /قد: 164 / وزن : 75 کيلوگرم /سن: 27/معرف /علت مراجعه : از اینترنت- ترمیم بکارت- رفع فیبروم- درمان خود ارضایی ناراحتي هاي ديگر؟: موی زاید در ران پا که چند سالی هست که ایجاد شده، یک برجستگی نیم سانتی روی باسنم که به رنگ پوست و تا کمی متمایل به صورتی هست و 13 سال به همان صورت هست و عارضه ای ندارد ولی اگر فشارش دهم درد می گیرد، وفع خشکی موی سر وضع موي سر؟ : خوب - قسمت رویی موهام خیلی خشکه که ارٍثی هم هست وضع ديد چشم؟ : با عينک خوب - از 6 سالگی عینکی بودم وضعيت دندانها؟ : همه اصلي و خوب - تعداد زیادی زا تزمیم کزدم /مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . 1- درمان بکارت2-درمان فیبروم3-درمان / وضعيت پريد ماهانه؟ : - در 2 ماه قبل 2 بار در ماه پریود می شدم همراه با لخته/ 1 سال و تنیم پیش سوموگرافی کردم ، یک فیبروم 2-3 سانتی در دیواره خازجی سمت چپ رحم داشتم، قرار شد سالی یک بار برای پکاب برم. مدتی هستکه خود ارضایی نمی کنم، ولی قبلا پاهایم را به هم میفشردم، حدود 2 سال پیش در همان لحظه با مقداری خون دیدم و چند بار دیگر هم به صورت تک قطره؛ شکل واژنم تغییر کرده و تقرسبا به صورت 7 شده، به دکتر مراجعه نکردم. چون روزه می گیرم عصرها با سوزش ادرار مواجه میشم. عفونت دیگری ندارم.
======================================= 2012-10-20
از گزارشات مریض در حین غذادرمانی
--------------------------------------- 2012-10-25
سلام و خسته نباشید خدمت پروفسور خرسند عزیزم در روز 66 ام من رفتم دکتر، داستانی که گفتید تعریف کردم، دکتر معاینه کرد ، بدون هیچ وسیله ای فقط با دست، و گفت که هیچ مشکلی نداری پاشو برو، منم این قدرهل شدم که یادم رفت بگم گواهی بهم بده. فقط گفتم اون خون ناشی از چی بوده، گفت که بخاطر ضربه ای بوده که به شکمت خورده بود. واسه سونوگرافی فیبروم هم رفتم، دو سال پیش یک ساب میوم2-3 سانتی در قسمت خارجی تخمدان راست بود که دکتر گفته بود فیبرومه، الان در همان محل خدارا شکر فیبرم نبود و فقط یک کیست ساده 5/2 سانتی بود و فیبرومی در کارنبود. خیلی خوشحالم چون این پیشرفتی که گفتم به نظر بیشتر شبیه معجزه میاد. پس جای فیبرومم چرا درد گرفته بود؟ هنوز هم گاهی درد میگیره. چرا تو دو ماه 4 بار پریود شده بودم؟ چرا پریودهام طولانی و لخته ای بود؟ زمانی که بکارتم دچار مشکل شده بود همراه با صدا بود. انگار که یک عصب کشی با صدا پاره شده باشه. همون موقع با سوزش خون اومد. 3 روز بعدش باز خون اومد. از اون به بعد احساس یک شکاف بزرگ تو واژن داشتم حتی انگشتم توش گیر میکرد. - بعد از 5 ماه همون شکاف هم از بین رفته بود و کاملا شبیه 7 شده بود. چند بار هم بعد از اون موقع خود ارضایی یک قطره خون خارج میشد. - خوشبختانه الان هم هیچ درد و فشاری موقع خروج پریود ندارم. امکان داره که پارگی مربوط به یک عصب مختص ادرار بوده باشه؟ چون بعدش مدتی ادرارم چند قطره نا خودآگاه بیرون میریخت و کنترلش واسم سخت بود. دکتری که رفتم متخصص هست وجراح و تو کارش هم خیلی وارده. خیلی سال هست که میشناسمش. قبلا هم خیلی ها واسه معاینه بکارت دیدم که پیشش میرفتند. با خونسردی تموم گفت پاشو هیچ مشکلی نداری. موهای زایدم تغییری نکرد. از خوشحالی خبر سلامت پرده بکارتم کاملا گیج و مبهوت و خوشحال شدم. نمیدونم چطوری میتونم جبران کار بزرگی که واسه من کردید رو بکنم. شما حق بزرگی بر گردن بشریت دارید پس چطور هست که در مجامع پزشکی ایران از کار شما هیچ نشانی نیست؟ کسی خبر نداره یا این روش رو قبول ندارند؟ این روش مثل معجزه میمونه. من که تمام سعیم رو در راه تبلیغ این روش وخدمات شما به کار میگیرم. تصمیم گرفتم به محض اینکه دکتری قبول شدم از شما تقاضا کنم که به من این افتخار رو بدین که دانشجوی اینترنتی شما بشم. فقط نمیدونم از این به بعد چکار باید بکنم که دوباره به وزن اولم بر نگردم؟ ولی اطلاعاتی که موقع تکمیل پرسشنامه اولیه پر کرده بودم همچنان به طور کامل در جستجوی اینترنتی یافت میشه. خواهش میکنم پاکش کنین. سپاس و صد درود بر شما عاشقتونم بخدا

جنسيت : مرد - شغل : دانشجو - قد: 183 - وزن : 83 کيلوگرم- ايران/آمل -معرف /علت مراجعه : از طريق گوگل/ من مدتي قبل بواسير كه بصورت دكمه هاي خون بود داشتم كه حالا زماني كه به توالت ميرم وبه خودم فشار ميارم اطراف دايره مقعد به صورت رگ هايي نرم وشل شده پر از خون مي شود كه رفتم دكتر گفت اسمش فيستيول آنال است ناراحتي هاي ديگر؟: بي حوصله وافسرده هستم-حساسيت غذايي؟ ندارم -
ولي در اين مدت ها غذا هاي شور وتند ميخوردم وبه خصوص غذاهاي خيلي شيرين ميخوردم ناحيه مقعدم بدتر مي شد. سابقه سردرد؟ بله - شايد ماهي 3ال 4 بار وقتي هوا خيلي سرد بود.وضع پوست بدن؟ : بد - در ناحيه اطراف مقعد پوست دور سوراخ مقعد نرم وشل شده است.
من مدت 2 ماهي است كه كلا دارو هارو گذاشتم كنار چون بیفاده بودند ولي قبل از آن از دارو هاي هيدروكرتوزن وآنتي هموروييد به مدت 3ماهي استفاده ميكردم.از يك ماه قبل وقي آزمايش كلي گرفتم دكتر گفته تيروئيدت يه خورده ضعيفه وواسم قرص نوشت وگفتش كه يك عدد قرص تيروييد را 4تكيه كن وهر روز صبح به صورت ناشتا 1تكيه از آن رو بخور. كه حالا مدت 10 روز هست كه گذاشتم كنار وهيچ دارويي مصرف نمي كنم.ووضعيتم عادي هستش.

==============================

ازگزارشات مریض در دوران « غذادرمانی »
==================== 2012-01-14
وضعيتم:
- 1- به نظرم خيلي خيلي سرحال شدم وشاداب وپر انرژي.
- -وضعت اطراف مقعدم فكر ميكنم به كلي خوب شده وبرطرف شده است.
- 3-فكر ميكنم پوست بدنم سفيد تر وشفاف تر شده است.
- 4- حالا هر روز صبح پر انرژي وپرتوان از خواب بلند میشم وپر اميد شده ام در حالي كه قبلا بسيار سست وتنبل بودم.
- 5- بعد از مدت ها گاهي اوقات احساس گرسنگي وصدايي از داخل شكمم مي شنوم
- -فكر ميكنم مقداري ازرگ بيرون زدگي فيستول در هنگام دفع مدفوع سفت تر وضخيمتر شده وكوچكتر شده
--------------------------- 2012-01-24
وضعيت: سلام:
- خوشبختانه حالم همچنان عيننا مانند وضعيت قبلي وخيلي خيلي خوب وبهبودي كامل دارم
- پوستم روشن تر و سفيد تر شده
- وزن خوب کم کردم و لاغر تر شدم،
- سرحالی و خوب بيداري در صبح زود،
- عدم سستي در كار،
-پر انرژي تر،
-تمركز فكري بهتر،
-عدم ابريزش بيني وسرماخوردگي پي در پي که قبلا داشتم،
- برطرف شدن مشكلات نرمي اطراف مقعد وخيلي خيلي بهتر شدن
-واتوماتيك شدن رفلكس دفع مدفوع
- وبرطرف شدن سردرد هاي هفتگي
-وبرطرف شدن خواب آلودگي هايي كه در طول روز داشتم
- كه همه موارد رو تاقبل اين برنامه 10روزه غذايي بدست اوردم
------------------------------ 18-02-2012
وضعیت:
- خداراشکر و به راهنمائی شما، وضعيتم بسيار خوب وعالي هستم - و برخلاف گذشته، شكمم روان وخوب هستش - بعد از 10روز كه اجازه فرمودید نان هم بخورم، تااز يك نانوايي كه به صورت نان زنجاني نازك بود استفاده ميكردم هيچ مشکلی نداشتم و دیگه اثري از فيستوالم نبود.
--------------------- 07-03-2012
سلام
_ خداراشکر وضعيتم خوبه و مدتی است که ديگرخبري از فيستول ونرمي دور مقعدم نيست و همچي خوبه،
دركل خبري نيست وهمه چيز خوبه

ميخواستم از شما کمک بگیرم و به سمت غذاهی پخته عمومی برگردم اما با کمترین ضرر که بیماریم برنگردد و حالا كم كم چه غذاهايي رو استفاده كنم تا به روال غذايي سال قبل بيفتم وبتونم غذا هاي ديگر رو استفاده كنم.
لطفا غذاهايي رو كه برام خوبه رو نام ببريد وبهم بگيد؟

:شغل: دانشجو - شغل سرپرست: : آزاد جنسيت : زن - : مجرد قد: 178 - وزن : 52 کيلوگرم - - سن: 20 ایران/تهران - معرف /علت مراجعه: از طریق اینترنت/درمان افت شدید پلاکت خون یا itp - ناراحتي هاي ديگر؟: میگرن شدید_جوش صورت_کم وزنی_کم اشتها _کم انرژی بودن_یبوست_تعرق زیاد دستها_حساسیت خفیف پوستی - حساسيت غذايي؟ دارم - حساسیت شدید به نخود(ایجاد نفخ شدید روده و دلدرد شدید)و - مصرف ميوه داريد؟ گهگاه(1تا3بار در ماه)- سابقه سردرد؟ بله - از کودکی داشتن میگرن شدید(در طول مدت 1 هفته) - سابقه سرگيجه؟ بله - در هنگام سیکل پریودهای ماهانه - وضع پوست بدن؟ : بد - جوش صورت_تیرگی رنگ صورت_دیر بهبود یافتن وبجا ماندن اثر زخم ها روی پوست- 1.ماه پیش 2.مصرف داروهای گیاهی3.برای درمان پلاکت پایین_یبوست_میگرن4.با مشکل خاصی روبرو نخواهم شد و(دوهفته پیش مصرف داروی شیمیاییmg200 sodium valproate برای کنترل میگرن. فعلا مشکلی پیش نیامده در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - پرهیز از فست فودها و گوشت سفید و محصولات کارخانه ای هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - جراحی زیبایی بینی مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . اول درمان پلاکت پایین خون زیرا در مدت 11 سال بیماری همه ی راه ها را رفته و نتیجه ای حاصل نشده حتی داروی کورتون هم در کنترل بیماری بی تاثیر بوده و آخرین روش پیشنهادی پزشکان خارج کردن طحال است آن هم شاید خوب بشود یا نشود - وضعيت پريد ماهانه؟ : نامرتب - گاهی اوقات به تاخیر می اقتد - بطورخلاصه خواسته خود را از ما تکرار کنید(مشخص کنید). 11 سال پیش با کوچکترین ضربه به بدن , پوست بدنم شدیدا کبود می شدو 2 بار در بیمارستان بستری شدم.آزمایش مغز استخوان سالم بود و تمام علتهای مربوط به این بیماری سالم بودندو در نهایت علت این بیماری را ناشناخته می دانند.
==========================
ازگزارشات مریض در حین درمان به روش غذادرمانی
=========== 2012-01-02
وضعیت
- پوست نسبت به قبل رنگ پوست روشنتر شده
- وجوش هاکمتر
-والتهابشان هم هینطورکمتر
- /وضعیت تنفس مثل سابق
-/انرزی کمی بیشترشده وکمترخسته میشوم

-:در کلاس ورزش ثبت نام کرده و هفته ای 3روز 1ساعت ورزش ایروبیک با دستگاه انجام میدهم
-/خداراشکر که سردرد میگرنی به سراغم نیامده
-/بر اثرکمی ضربه بدنم مثل سابق درد میگیردوچندجای بدنم هم کبود شده
- /سیکل ماهانه این ماه مقدار خونریزی خیلی خیلی کم بود نسبت به ماههای قبل که خیلی زیاد بود
-/احساس گرسنگی و ضعف روزهای اول شروع درمان را ندارم/
-سر گیجه صبحگاهی هنگام بیدار شدن از خواب خیلی کمتر شده ====================2012-01-13
7-وضعیت:

- وضعیت حال عمومی خوب است/
-سردرد میگرنی نگرفته ام/
-عرقم زیاد شده/
-سرگیجه ام خوب شده/
-کمتر خسته میشوم/
-خدا روشکر با حساسیتی که به نخود داشتم با خوردنش دل درد ونفخ پیدا نکردم/
-در تعجبم وزنم دوباره به وزن شروع درمان رسیده با اینکه ورزش میکنم و غذا نمیخورم
- اما صورتم لاغر شده/
-اماهنوز بدنم با کوچکترین ضربه کبود شده وبعضی از این کبودی ها پر رنگ هستن
-دیروزخیلی کمی ازپوست انگشتم با چاقو بریدم که خیلی طول کشید تا خون ریزی بند امد/
-پوست صورتم روشن شده وکمی چوش های زیرپوستی وجودارد .
-قبل ازدرمان احساس دفع نداشتم ولی حالا دارم بااینکه شکمم 2یا3
بارکار میکندولی هنوز کار کد شکمم نرم نشده
)). ---------------------- 26-01-2012 با مطالعه پرونده و پرسشنامه شما و مقایسه با این گزارش امروزتان و روزهای قبل، پیشرفت شما خوب بوده است و خوبتر هم میشود.
از پرسشنامه شما:
«« حساسيت غذايي؟ دارم - حساسیت شدید به نخود(ایجاد نفخ شدید روده و دلدرد شدید)و
**** این مورد خوب شده است وزیز نظرما، چند بار نخود خورده اید.
از پرسشنامه شما:
سابقه سردرد؟ بله - از کودکی داشتن میگرن شدید(در طول مدت 1 هفته)
**** فعلااین مورد هم خوب شده است که در روش داروئی اصلا درمان ندارد و مردم تا آخر عمرشان از میگرن رنج میبرند خوب شده است

از پرسشنامه شما:
سابقه سرگيجه؟ بله - در هنگام سیکل پریودهای ماهانه
**** این مورد هم خوب شده است

از پرسشنامه شما:
وضع پوست بدن؟ : بد - جوش صورت_تیرگی رنگ صورت_دیر بهبود یافتن وبجا ماندن اثر زخم ها روی پوست
*** این مورد هم در روش ما برطرف شده که در روشهای دیگر شدنی نیست، و بهتر شده است،

از پرسشنامه شما:
وضعيت پريد ماهانه؟:نامرتب - گاهی اوقات به تاخیر می اقتد. *** این مورد هم با روش ما در این مدت خوب شده و نه فقط پرید ها عقب نمی افتد بلکه پیش هم میرود و نه فقط کم خون است بلکه بیشتر هم شده وبهتر شده است و پرخونی هم داری.

ازپرسشنامه شما:
از 11 سال پیش با کوچکترین ضربه به بدن , پوست بدنم شدیدا کبود می شدو 2 بار در بیمارستان بستری شدم.»» *** لطفا در این مورد بیشتر توضیح دهید که الان وضعیت چطور است و هنوز با همان شدت با ضربه ئی بنفش میشود یا نه تغییر کرده است؟

---------------------------

جنسيت : مرد- شغل : کارمندکارخانه- قد: 176 - وزن : 81 کيلوگرم-سن: 41 - خراسان جنوبی - معرف /علت مراجعه : ازطریق اینترنت-حدود3ماه پیش ازحدود2سانتی کنارمقعدیک ابسه درامد که متخصص تشخیص فیستول مقعدی داده ومعتقداست که یک کانال ازدیواره مقعدبه زیر پوست بازشده که همین عامل ایجاد ترشح شده که درمرحله اول ابسه جمع شدکه قرارشدعمل دوم انجام شود که بادرمان غذایی ازسوی شما اشنا شده ودرواقع به خاطراذیت زیاد تمایلی به عمل کردن نداشته وپس ازخداامیدم به شما می باشد درحال حاضر باتوجه به این که این نقطه درنزدیک مقعداست ترشح داشته وگاهادفعیات خارج شده ازمقعد هم روی گازی که درمحل است مشاهده می شود که گاها همراه بادفع ترشح کمردردهم احساس می شود ناراحتي هاي ديگر؟: علارغم مصرف اب فراوان پبوست کم نمی شود- حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - سفیکسیم هر12ساعت آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ درحال استفاده داروی فوق وطبق تجویزپزشک اگرمصرف نشودترشح زیادمی شود در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ خير - هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - برداشتن ابسه ناموفق، وطبق توضیحات کامل فوق مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . گاهی که ترشح کم می شودزخم تاحدودی بهبود می یابد که با شروع ترشح زخم تازه شده توام بادرد می شود =============================== از گزارشات مریض در حین غذادرمانی
---------------------------- 09-02-2012
وضعیت:

- ازحدودا سه روز پیش احساس ناراحتی کمترشده
- ترشح ودرد هم کمترشده
- فقط گاهی احساس کمردرد درپایین مکرر می شود
- وپس ازدستشویی به دلیل فشار مقداری خون اززخم (محل عمل قبلی)خارج می شودکه تادقایق بی حوصله می شوم
- گاها درزمان بلند شدن احساس سرگیجه می کنم
- وقتی به اطراف زخم فشارمی دهم کمی احساس درد دارم
- قبل از « غذادرمانی » به روش شما، ریزش موداشتم که حالا کمترشده ولی رفع نشده است
-------------------------------07-03-2012
سلام
ضمن عرض سلام خدمت اقای دکتروسیما خانم
-دوست دارم این مطلب را به روییت اقای دکتر برسانید
- من حدود 38 روز است که مریض شما هستم
- وخوشبختانه میشود گفت تا 90 درصد بهبود یافته
- وهنوز هم تحت درمان هستم
-که جاداردازاقای دکتروسیما جان تشکر نموده ارزوی سلامتی وموفقیت را داشته باشم
- از انجاییکه متاسفانه به دو بعد « غذایی » و « روانی (روحی)» مردم کمتراطلاعات داشته وچنانکه بایدازارزش غذا ونقش ان دردرمان بیماری ها کمترصحبت شده واز انجاییکه رفع مشکل یک نفر کمتراز عبادت خداوند نیست
با کسب اجازه شما می خواستم در وحله اول مقدمه ای ازنقش کلی غذا وسپس سایت شما را در هفته نامه محلی شهرمان انتشارداده ودراین زمینه با انها کارکرده تا لااقل تعدادی از مردم از سم دارو نجات وبا خوردن غذا بسلامتی را دراغوش بگیرند
درواقع پس از معرفی شما به طورکلی خواص خوراکی ها را ارا ئه دهم اگرمعرفی شما وسایت شما مشکلی نداشته ومطلب خاصی دارید از دریافت وراهنمایی های مفید شما ممنون خواهم شد باتشکر

========================
در راهتان همواره کامیاب باشید.
در تمامی وبسایت ما همه جاش مطالب نو و تازه قرارگرفته است و وبسایتهای مختلفی از آنها در وبسایت خودشان هم نقل کرده اند که
برخی از اینگونه وبسایت هارا در وبسایت خودمان معرفی کرده ام آنهارا هم بخوان در ستون سمت راست و قسمت پائین قرار دارند.
پس از انعکاس، لینک آن صفحه را برای ما بفرست تا لگو آنرا در اینجا به نمایش درآوریم.
سیما

:مستعار ماریا - شغل : خانه دار -جنسيت : زن -: متاهل -قد: 168-وزن:53کيلوگرم -سن:39 - شیراز-معرف /علت مراجعه : از طریق گلرخ دوستم- نازایی- ناراحتي هاي ديگر؟: لکه های سفید روی پای راستم دارم- حساس و زودرنج هستم-سابقه سرگيجه؟ بله -وضع ديد چشم؟ : با عينک خوب -مصرف دارو داريد؟ بله - داروی استروژن و پروژسترون در حال حاضر می خورم-جهت تنظیم پریودی-عمل جراحي داشته ايد؟ بله - من عمل ivf کرده بودم، که موفق نشد
==============================
ازگزارشات مریض در حین « غذادرمانی»
-----29-12-2011
وضعیت:
-در چند روز گذشته کمی بی حال شده بودم و دوست داشتم فقط بخوابم
-ولی الان بهترم.
-کمی سرگیچه دارم.مخصوصا بعد از ورزش
-وزمانی که نشسته ام و می خواهم بلند شوم سر م گیچ می رود
-زمان ورزش عرق کم می کنم .
-قبل از شروع درمان بد خواب بودم و از خواب می پریدم ولی الان راحت می خوابم.خدا خیرتون بده.
-در کل احساس آرامش و خوبی دارم فقط زمانی که احساس ضعف دارم با خوردن خرما و انجیر جبران می کنم.
-بعضی وقتها بعد از خوردن عرق رازیانه احساس بی حالی می کنم و با خوردن 1قاشق عسل به حالت عادی بر می گردم.
-تنفس من عادی و خوب شده است.
-ماهی مید(بیا) حالا فصل صیدش نیست مشکل نیست دیر شود؟
-آقای دکتر من به خوردن زیاد عادت ندارم و از صبح که بیدار می شوم فقط در فکر خوردن هستم و حالت بدی نسبت به غذا دارم.
-جناب آقای دکتر من توصیه های شما را مو به مو انجام می دهم و امیدوارم که جواب بگیرم.
======================= 14-01-2012
7-وضعیت:

-آقای دکتر به لطف شما و اجرای دستورات مو به موی شما وضعیت خوبی دارم.
-خیلی از نظر روحی راحت هستم و دیگه هیچ چیز مثل گذشته نمی تواند من را عصبی کند.
-(با خوردن دم کرده بابونه) زیر دلم احساس گرمی می کنم.
- و مثل حالت پریودی به من دست می دهد مثل درد زیر دل و کمر.
-البته بطور خفیف..و کمی حالت فشار روی رحمم دارم.
-مثل اینکه می خواد چیزی از آن خارج شود مثل خون یا ترشحات رحمی/
-از وقتی ماهی مید و نان می خورم کارکرد شکمم 2-3بار در روز است ولی کمی سفت تر است از قبل.
-قبلا حالت سرگیچه داشتم ولی خدا رو شکر حالا خوبم.
-به خاطر پوستم که با توصیه جدید شما استحمام می کنم، راضی هستم.
- ولی اقای دکتر لک قهوه ای روی گونه هایم هنوز بر طرف نشده است.
-اگر امکان دارد یک ماسک صورت برایم تجویز کنید یا هر چه صلاح می دانید که این لک هم از بین برود. ممنون می شوم.
- شربت زعفران را یک روز در میان می خورم.
- درضمن در طول هفته دوروز به کلاس ورزش می روم و بادستگاه های ورزش کار میکنم.
ازنظر شما ایرادی ندارد؟
- ولی ازنظرجسمی خودم راحتم و وقتی به باشگاه می روم روحیه خوبی دارم.
- آیا باید حتما در طول این دوره پریود شوم تا باردار شوم یا امکان
دارد درطول این زمان بدون پریودشدن باردار شوم؟

خانم kuy1228 - شغل : تايپيست - قد: 162- وزن : 71 کيلوگرم- سن: 36 -اصفهان - معرف /علت مراجعه : توصيه يک همکار ، درمان سينوزيت مزمن ناراحتي هاي ديگر؟: تاريخچه :1- حدود 15 سال است که دائم سرما مي خورم چه در فصل زمستان چه در فصل تابستان و گلو درد و آبريزش و آلرژي مرا رنج مي دهد بطوريکه در بدنم احساس سرما سرما مي کنم خصوصا در ناحيه شانه ها و رانها که مثل اينکه به پاهايم يخ مي مالند و اکثر اوقات ضعف و بيحالي و خستگي و افسردگي دارم با مراجعات متعدد به دکترهاي مختلف تشخيص سينوزيت دادند يک بار هم که از پزشک پرسيدم چرا من دائم در حال سرما خوردن مي باشم گفتند که به خاطر سينوزيت است سرما نمي خوري . حتي با کوچکترين بادي سينوزيت عود مي کند که حتي در فصل تابستان هم از باد حذر مي کنم عاجزانه تقاضامندم نسبت به رفع اين بيماري که زندگي مرا تحت تأثير قرارداده مرا ياري کنيد.2- چند سالي است که هر از گاهي زانو درد شديد مي گيرم بطوريکه راه رفتن ، خوابيدن ، نشستن برايم مشکل مي شود بعد از مدتي با خوردن چيزهاي گرم مثل سير ، زنجبيل و ... بهتر مي شوم.3- کمر درد (به اين صورت که من نمي توانم صاف روي کمرم بنشينم بطوريکه ستون فقراتم زود خسته مي شود و به حالت غوز کرده مي شود و کمر مرا نمي تواند به طور قائم نگه دارد و مجبورم دراز بکشم )4- اضافه وزن5- خستگي ، بيحالي ، بي حوصلگي ، ضعف هميشگي ، افسردگي6- سلوليت - سردرد؟ بله - مواقع مصرف غذاها يا ميوه جات سردي بخش دچار سردرد و استفراغ مي شوم - وضع موي سر؟ : بد - ريزش مو و سفيد شدن زودتر از موعد-

جنسيت : مرد- :شغل : ازاد/ شغل سرپرست: : اشپز-قد: 173 - وزن : 112 کيلوگرم - سن: 50 - تهران شریعتی -معرف /علت مراجعه : مرض قند نوع2 تنگی معقد به علت شقاق - وضع فشار خون؟ غیرعادی - 14روی9 - پياده روي (حداقل 2 کيلومتر)درچه مدت داريد؟ هرگز - در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - متفورمین3عدد گلیبنیگلامید 1عدد لوزاتا25 2عدد مترال نیمعدد - هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - دیسک گردن - لوزه
==========================
از گزارشات مریض در دوران « غذادرمانی»

========================= 012-01-2011

- شقاق من خوشبختانه خوب شده
-مفصل سمت راست من کمی درد گرفته است
- روی هم رفته حالم خوب شده
- منتظر جواب شما هستم متشکرم
==============

جنسيت: مرد - : متاهل / قد: 172 / وزن : 80 کيلوگرم / سن: 53 - شیراز-هپاتیت ب وکمبود پلاکت خون 150000ناراحتي هاي ديگر؟: کلیه و کبد پلی سیستیک - وضع فشار خون؟ غیرعادی - 15روی11 - سابقه سردرد؟ بله - شقیقه درد سابقه سرگيجه؟ بله - به ندرت - وضع موي سر؟ : بد - وضع ديد چشم؟ : با عينک خوب - وضعيت دندانها؟ : همه اصلي و خوب - در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - قرص فشار آتنولول 50روزی یکی وکاپتوپریل 25 روزی یکی آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ امروز-آتنولول وکاپتوپریل در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - نمک وانواع گوشت هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - آپاندیسیت ======================= ** ازگزارشات مریض در دوره « غذادرمانی » ===================== 2012-01-15 *** سه ازمایش اخیر همه عالی بوده اند و درحد قابل قبول و نرمال هستند بشما تبریک میگویم وضعیت : -احساس گرسنگی شدید سرخ شدن هر دو دست کف دست -بیحالی وتاری دید -خارش زیاد بدن وسر -سرما سرما شدن -کبودی در چند نقطه بدن خصوصا محل گذاشتن دست موقع ورزش پا دوچرخه - سرگیجه در بیشتر مواقعی که از جا بلند میشوم -وجود خال های قرمز در بدن که آنها بعد از مدتی سیاهرنگ میشوند. -توضیح مجدد اینکه جواب آزمایش خون وادرار را به ایمیلتان فرستادم لطفا حتما به عرض پروفسور برسانید تا موقع نسخه نویسی به آن توجه داشته باشند. و در انتها با تشکر از جناب پروفسور و خانم سیما بخاطر همه زحمت ها --------------------- 25-01-2012 وضعیت : خدا را شکر که میتونم تند راه بروم وبدوم بدون هیچ تنگی نفس و خسته شدن . -خیلی احساس سبکی میکنم. -ولی خارش بدنم وسرخ شدن دو دستم تا نیمه ساعد و خشک شدن آنها و ترک پاشنه پا و قرمزی چشم چپم و درد در کلیه چپ و شبها فشارم 14 روی 10 . -جنابعالی در نسخه قبلی مرقوم فرموده بودید که جواب آزمایش خونی که جدیدا گرفت ام خوب است ولی آزمایشات خون قبلی و سونو گرافی که قبل از خام گیاهخواری من را نتوانستید پیدا کنید بنابراین آنهارا دوباره خدمتتان فرستادم خواهش میکنم آنهارا با آزمایش خون جدیدم مقایسه نمایید و اختلاف بوجود آمده را که قبلا برایتان نوشتم را مقایسه فرمایید و فراموش نفرمایید که من پلی کیستیک کلیه و کبد ارثی و هپاتیت ب دارم. با تشکر از زحمات جنابعالی -----------------------

مستعار - صادق / شغل : نجار / قد: 168 - وزن : 58 کيلوگرم- سن: 57 ـ كرج ـ‌ معرف /علت مراجعه : شاهد روند بهبودي بيماري سرطان خون كودك با نام مليكا قديري که از مریضهای شما است بوديم و از اين طريق، سايت شما را مطالعه نموده و با توجه به شناخت محدودي كه از طب سنتي داشتم، اين روش درماني شما را بسيار خارق‌العاده و مطابق با اصل وجود انسان يافته و از خداوند متعال سپاس گذارم كه با چنين افراد شايسته‌اي همچون شما به اين بهانه آشنا شدم. بيماري پوستي بنده از 20 سال پيش شروع شده و با خارش‌ها و پوست پوست شدن و زخم‌هايي بين انگشتان دست و كف دست و بيضه‌ها و پشت زانو مواجه هستم. حدود30 سال دچار سينوزيت مزمن هستم. حدود 2 سال است كه دچار بيماري ريوي شده وبسختي تنفس ميكنم. حدود 10 سال است كه در اثر سرما كليه‌هايم به دردمي‌افتد./ مصرف سيگار؟ زياد(هرروز) مصرف الکل ؟ گهگاه(1تا3بار در ماه) / مصرف انواع افيون؟ گهگاه(1تا3بار در ماه) - فقط مصرف حشيش يا گراس چند بار در هفته اگر يافت شود/ وضعيت دندانها؟ : غيراصلي - نيمي اصلي و خراب و نيمي مصنوعي / آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ فقط پماد ويتامين آ+د جهت جلوگيري از خارش زخمهاي پوستيدر برخي اوقات كه دچار سرماخوردگي ميشوم استامينافون و آنتي بيوتيك مصرف ميگردد. البته آخرين بار يك سال پيش استفاده شده است.حدود 20 سال پيش قبل از شروع اين بيماري بنده مدت 1 سال و نيم فقط تخم مرغ مصرف نمودم.تنها زندگي ميكنم و بعلت شغل نجاري همواره با هميشه با گرد چوب سركار داشته‌ام.بيماري پوستي بنده روزي 10 تا 12 ساعت خارش‌هاي شديد در نقاط كف دست و بيضه‌ها و اين خارشها در شب هنگام خواب تشديد ميگردد.انشاءالله با ياري خدا و اجراي دستورات شما اين بيماري بعد از 20 سال درمان ميشود.
=========================================
ازگزارشات مریض در حال غذادرمانی
----------------------------------------- 16-08-2012
7-وضعیت:
ـ
باراهنمائی شما توانستم فعلا كشيدن سيگار از 25 عدد در روز به 5 عدد رسيده ـ خداراشکر خارش زخمها نصف شده است
.
ـ خوشبختانه تنگي نفس 50 درصد كم شده
-و سرفه‌ها تا 90 درصد قطع شده ـ صبح روز سوم سردرد گرفته ولي درد آرام شد.
ـ كمي دندانها شروع به درد گرفته است.
ـ اندكي ضعف عمومي بدن دارد.

------------------------------25-08-2012
7ـ وضعیت:
ـ الحمدلله درد خارشها با قبل از معالجه فرق نموده است
- البته اخيراً خارشها نسبت به هفتة اول بيشتر شده است
ولي نه از نوع قبل از معالجه؛ زيرا قبلاً احساس ميكردم
كه بخاري از بدن ميخواهد از طريق پوست خارج شود و در
اثر خارش، پوستهايم ميتركيد و سفيدك ميزد ولي الان جاي
آنها بعد از خارش نميتركد و زخم نميشود و زخمها خيلي
كم شده است و مثل قبل اذيت‌كننده نيست
.
ـ خوشبختانه با كمك شما پزشك حاذق، تنگي نفس خيلي بهتر شده است
-و سرفه‌ها قطع شده است
-و خلط خيلي كم ميايد.
- قبلاً بالاجبار روزي دو سه بار خلط بيني‌ام را خالي مينمودم ولي الان خيلي به ندرت خلط ميايد. ـ روز هفتم كمي سردرد گرفتم ولي درد آرام شد.
ـ روز دهم و يازدهم ماهيچه‌هاي ران پاها كمي درد گرفت.
- و در اين دو روز در زمان دفع ادرار و مدفوع كمي درد

و سوزش ايجاد شده بود كه الحمدلله امروز يعني روز دوازدهم كمي بهتر شده است. با تقدیم این گزارش، و اطلاع رسانی از وضعيتم، تقاضای مشاوره و توصیه برای ادامه راه را دارم.
با تشكر بسيار از راهنمايي‌هاي خالصانة شما خداوند قادر مطلق پشت و پناهتان باد
-------------------------------01-09-2012
7ـ وضعیت:

ـ از روز پانزدهم خارشها نسبت به هفته قبل شدت پيدا نموده است .
ـ خوشبختانه تنگي نفس بهتر شده است
-و سرفه‌ها همچنان قطع مي‌باشد
-و خلط مانند هفته قبل خيلي كم ميايد.
ـ خدا را شكر سردرد از بين رفته است.
ـ چند شبي هست كه گاهاً سمت چپ پهلو زير دنده‌ها درد خفيفي ميگيرد.
ـ ماهيچه‌هاي ران پاها كه هفته قبل كمي درد گرفته بود، درد از بين رفته است.
----------------------------

جنسيت : زن - شغل : شاغل در کارخانه/ شغل سرپرست: : بازنشسته آموزش و پرورش - قد: 162 /وزن : 54 کيلوگرم - سن: 24 - معرف /علت مراجعه : از طریق بیماران خود دکتر خرسند؛ درمان بیماری ویتیلیگو ( لکه های سفید پوستی ) -ناراحتي هاي ديگر؟: گاهی کمر درد, گاهی ترش کردن معده و نفخ روده، جوش صورت ، داغ کردن بدن - پوست دستهایم خشک - پوست صورتم چرب - بطورکلی از پوستم راضی نیستم پراز لکه های سفید است-وضع پوست بدن؟ : - - پوست دستام خشکه و لی صورتم تقریبا چرب و اغلب از پوستم راضی نیستم- در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ خير - تا چند وقت پیش از داروهای شیمیایی که در مقابل آفتاب استفاده میشه ؛ استفاده می کردم بعد هم از داروهای گیاهی که دکتر کلانتری شاگرد دکتر روا زاده تجویز کرده بودن که نتیجه لازم را هم نگرفتم - هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - در سه سالگی به دلیل افتادن از پله ها و خونریزی داخلی مویرگ ها در قسمتی از لثه ام جمع شده بودن که با عمل جراحی بیرون آورده شد . مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . مهمترین مشکل من بیماری ویتیلیگوست که امانمو بریده اگه همین یکی درمان شه برام کافیه یعنی از سرمم زیاده- از 11 سالگی دچار این بیماری شدم که با بروز لکه های سفید خودشو نشون داد
======================
از گزارشات مریض در دوره درمان
-وضعیت:============ 10-11-2011
- - حال خاصی ندارم فقط احساس میکنم
-- ترشحات سفید رنگ از بدنم زیاد شده.
-- دستامم هر از گاهی از بازو مخصوصا
- دست چپم درد میکنه
- نگرانم که با تحمل درد، نتیجه میگیرم؟
-=============
-30-11-2011
7-وضعیت :
- خداراشکر من دیگه تو هیچ جای بدنم احساس درد نمیکنم، پیش بینی و دلگرمیهای شما درست بود.
-- همانطور که گفتید ترشحات سفید هم تمام شده و تمیز شدم
- ولی رو صورتم جوش هست،
- امااز وضعیت کلی بدنم راضی ام
- ولی فعلا تو لکه هام تغییری نمی بینم
- پوستمم کمی خشک است

:شغل : کارشناس فروش/شغل سرپرست:: -جنسيت : زن/: متاهل - قد: 166/ وزن : 65کيلوگرم- سن: 30 - ایران- تهران- درمان قند(124ناشتا) و کلسترول (228)و LDL (156)بالا و ferritin پایین (10) - ناراحتي هاي ديگر؟: فیبرو کیستیک و فیبرادنوما در هر دو سینه- پوست بد و جوشهای عمیق و لکهای پوستی- خشک و بدحالت شدن مو- سستی دست و پاو احساس خیلی کم تاری گاه گاه در دید- سر دردهای گاه گاه- استرس زیاد وضع فشار خون؟ - حساسيت غذايي؟ دارم - گاهی در صورت خوردن بادمجان پوست صورتم قرمز می شود و خارش احساس می کنم - سابقه سردرد؟ بله - گاهی سردرد میگرنی دارم سابقه سرگيجه؟ بله - گاهی در صورت پیاده شدن از آسانسور و یا راه رفتن به سمت ارتفاع و گاهی هنگام بیدار شدن از خواب سر گیجه دارم وضع پوست بدن؟ : بد - کدر و در حال بروز لکه های پوستی و جوشهای عمیق و دردناک مخصوصا هنگام نزدیک شدن به عادت ماهیانه که در صورت و کتف و گاهی دست و پا ظاهر می شود وضع موي سر؟ : بد - تا یک سال پیش موی سالم و خوش حالتی داشتم و جدیدا شکننده و بدحالت است وضع ديد چشم؟ : با عينک خوب - گاهی هنگام نگاه کردن احساس فشار بر چشم دارم که به اپتومتریست مراجعه کردم اما شماره چشمم تغییر نکرده بود وضعيت دندانها؟ : همه اصلي و خوب - البته بعضی ها پر کرده هستند در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - کپسول easy Iron، روزی یک عدد آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ داروی فوق را هر روز مصرف می کنم- در هفته یکی دو بار کپسول مولتی ویتامین می خورم. دکتر برای کیستهای سینه قرص ویتامین E تجویز کرده که هنوز شروع به مصرف نکرده ام. در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - از زمان دریافت نتیجه آزمایش خون (حدود یک ماه قبل) قند و شکر و شیرینی و میوه های خیلی شیرین مثل انگور و موز نمی خورم و مصرف غذاهای چرب را کم کرده ام هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - برداشتن لوزه در شش سالگی و زیبایی بینی در 25 سالگی مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . مادر و خاله ام دیابت دارند و خواهرم بیماری هوچگین داشته است. چهار ویژه بانوان وضعيت پريد ماهانه؟ : مرتب - البته تقریبا مرتب است و با اختلاف دو - سه روزه می باشد چند شکم زايمان داشته ايد؟ زایمان نداشته ام هم اکنون بچه شيرخواره داريد؟ چندماهه است؟ خیر بطورخلاصه خواسته خود را از ما تکرار کنید(مشخص کنید). درد در سینه داشتم که با آزمایشهای دکتر متوجه وضعیت قند و چربی شدم و توده های خوش خیم سینه.
==============
ازگزارشات مریض در طول درمان
-وضعیت: 18-11-2011

- علی رغم اینکه قبلا در صورت گرسنگی سردرد می گرفتم ولی در اینمدت خوشبختانه اصلا سردردی نداشتم
-تنگی نفسم خیلی خیلی بهتر شده و خدارشکر تقریبا مشکلی ندارم
-پوستم روشن تر شده بود اما چون خیلی لاغر شدم انگار دوباره داره بد میشه.
- یکی دو تا جوش عمیق هم روی کتف و صورتم ظاهر شد که فکر کنم به خاطر عادت ماهیانه باشه
-سستی دستهام کمتر شده
- اما نوک انگشتای دستام بخصوص دست چپم اغلب گز گز می کنه و حالت خواب رفتن دارن
- درد در ناحیه سینه هام و زیر بغلم خیلی کمتر شده و سینه هام خیلی نرم شدن
- جالبه که دیدم هم با عینک بهتر شده
- کیفیت خوابم بهتر شده و دیگه مثل سابق خوابهای در هم و برهم نمی بینم
- موهام نرمتر شده
-هرچند چون رنگ شده هستند نمی تونم بفهمم حالت طبیعیشون چطور شده است اما احساس خوبی دارم و دراین حالت که دست که می زنم نرمتر شدن
- خیلی سرگیجه دارم و دو بار از شدت سیاهی رفتن چشمام موقع بلند شدن به شدت زمین خوردم.
-من کم خونی شدید داشتم که چند سال پیش با خوردن دارو خوب شدم و الان حس می کنم دقیقا همون حالات کم خونی شدید اومده سراغم شاید هم بخاطر به خصوص که الان پریود هم هستم
===============27-11-2011
7-وضعیت:
-خدارا شکر وزنم ایدآل شده است :

-گاهی هنوز کمی سردرد دارم مخصوصا صبحها که بیدار می شم
-تنگی نفسم خیلی خیلی بهتر شده و خدارو شکر مشکلی ندارم و به راحتی از پله ها بالا و پایین می رم که قبلا اصلا نمیتوانستم.
-پوست صورتم خوب شده.
- یکی دو تا جوش سطحی زد که رفع شد اما بین سینه ها و همچنین پشتم تعداد زیادی دانه های قرمز و برآمده ای پیدا شدن که گه گاه خارش هم دارند.
- -سستی دستهام کمتر شده اما وقتی دستهام رو بالا می گیرم خواب می رن و کلا دست چپم رو که تکون می دم یه مقدار احساس کشیدگی رگهای عصبی می کنم.
انگار رگهامو حس می کنم.
- پای چپم هم همینطوره اما کمتر از گذشته است.
- درد در ناحیه سینه هام و زیر بغلم خیلی کمتر شده و سینه هام خیلی نرم شدن
- از موهام راضیم. خدارا شکر نرم شدند -
- هنوزسرگیجه دارم هرچند کمتر شده اما به خصوص بعد از ورزش و دوش گرفتن سرگیجه دارم.
- دیگه دهنم خشک نیست و بد طعم هم نمیشه
-احساس می کنم بویاییم بهت%

شغل: خانه دار/ شغل شرپرست: *****(ازطرف ما مخفی شده) زن/: متاهل- قد: 160/وزن : 70 - سن: 57 -از:*:شهر:*****(ازطرف ما مخفی شده) ایران- درمان سرطان -مصرف گوشت قرمز(گاو گوسفند) دارید؟ هرگز(يعني معمولا نميخوريدودوست نداريد)- سردرد ميگرني -وضع ديد چشم؟ : با عينک خوب - فقط براي مطالعه - معرف /علت مراجعه:از طريق وب گردي و درمان سرطان - مصرف گوشت قرمز(گاو گوسفند)دارید؟هرگز- در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - مسكن آرام بخش و گياهي -در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - به جهت بيماري از ميوه آب ميوه و عسل استفاده مي كنم- هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - جراحي براي كيست تخمدان كه تمام تخمدانها و رحم و آپانديس را برداشتند - مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . من از درد شكم و فشار و سنگيني آن كه به تدريج بزرگ شده رنج مي برم- وضعيت پريد ماهانه؟ :- تخمدان ورحم ندارم - چند شکم زايمان داشته ايد؟
============================ ازگزارشات مریض در زمان درمان

------------------ 11-12-2011
7-وضعیت :
- تمامی این هفته به کل از هفته قبل بهتر بودم.
- خدارا شکر فشار شکمم کمتر از قبل شده.
- الحمدالله دردش هم کمتر از هفته پیش شده.
- ولی درد و فشار هنوز در شکمم هست، مخصوصاً موقع ایستادن و راه رفتن و نشستن
؛ - موقع خوابیدن درد و فشار را حس نمکنم یا کمتر حس می کنم.
- خداراشکر که هر روز ورزش کردنم بیشتر شده، تحرکم بیشتر شده،
- کار خانه را هم خودم انجام میدهم وغذا درست می کنم (البته برای خانواده) ظرف می شورم.
- خستگی زودرس هست ، زود خسته می شم .
- خواب دو شب آخر هفته بهتر از شبهای قبل بود.
- بخصوص دیشب خوب خوابیدم.
- تا توانستم به گفته های شما عمل کردم.
- هیچ نوک سوزنی غذای ممنوعه (خارج از توصیه شما)استفاده نکردم .
- بیشتر سالاد مخصوصی که گفته بودید به اضافه شلغم به تنهایی استفاده کردم.
-این هفته خودم احساس می کنم بطور کامل همه چیز نرمال بود.
------------------------------- 20-01-2012
-وضعیت :
- خومشبختانه دیگه حالت تهوع ندارم
- اون روزها وقتی مسواک می زدم حتماً استفراغ هم می کردم الان خداراشکر دیگه اینگونه نیستم
- برعکس قبل خوشبختانه اشتهام به غذا زائد الوصفه
- خیلی گشنمه و هیچ چیز بهم تسلی نمی ده و ته دلمو نمی گیره
- هنوز کمی درد دارم ولی از دردهای شدید و وحشتناک که حتی مسکن هم چاره شان نمیکرد خوشبختانه ندارم.
- قبلا ها شکمم تحت فشاربود و همچون یک وزنه به من آویزان بود ولی الان خداراشکراین گونه نیست هر چند همچنان هنوز هم شکم دارم،
- سنگین ودر قسمت تحتانی سفت شده و آزارم می ده
-چند روزه چشام تار می بینه
-یبوست امانمو بریده بود ولی الان شکمی روان دارم
-پاهام که قبل از غذا درمانی ورم داشت حالا خوشبختانه خوب شد
- قبلا که زبانم بی نهایت می سوخت و بعد در طول دوره غذا درمانی دهانم زخم شده بود که الان دیگه زخم نیست ولی گوشه های لبم همچنان زخمه
- قبلا که فشار در قفسه سینه و اذیت شدن به هنگام بلعیدن غذاداشتم ولی الان دیگه نیست
- قبلا که سینه ام خس خس می کرد و سرفه فراوان داشتم الان ندارم . -از آروغ های فراوان و پی در پی که داشتم خوشبختانه دیگر خبری نیست
-سرم چند مدتی است که درد می کنه، البته بیشتر به علت نوسانات فشار خونمه چون این روزها فشار م مرتب بالا پایین می شه البته دو روزه که آرامه
- قبلا که التهاب در مجاری ادرار امانمو بریده بود، حالا نیست
- الان بی نهایت در قسمت بالا تنه لاغر شده ام و فامیل وقتی منو این جوری می بینند سخت غصه می خورند.
- البته خودمم غصه می خورم بیشتر به خاطر شکم بزرگ و نافرمم
- اون روزا از همه فراری بودم حتی وقتی هنوز این مشکلو نداشتم تمایلی به مهمونی رفتن و مهمونی دادن نداشتم ولی الان سخت مشتاق لحظه ای هستم که بتونم به اون به پردازم .
- در قسمت مری همیشه احساس ناراحتی داشتم و مجبور بودم مرتب از قرص فاموتیدین استفاده کنم، خداراشکرالان اینگونه نیست .
-قبلا و اون روزا نا امیدی و عدم تحرک منو وادار کرده بود که مدام به پشت دراز بکشم و بدین خاطر در قسمت نشیمنگاهم زخم ایجاد شده بود که مرتب از چسب و ژل کامفیل استفاده می کردم الان اینگونه نیست
- قبلا ها واو ن روزا هرچه می خوردم شکمم باد می کرد الان اینطور نیست
- گزگز پاهام همچنان برقراره
- تمام آرزوم اینه که یه روزی صبح که از خواب بیدار می شم ببینم دیگه شکمم کوچک شده است .
------------------------

:مستعار احمد/:شغل : بازنشسته/ شغل سرپرست: : آرایشگر/جنسيت : مرد/متاهل - قد: 170 /وزن:65 کيلوگرم با درود بر شما استاد بسیار گرامی.1
با درود بر شما استاد بسیار گرامی
امیدوارم شاد و تندرست باشید و باید گفت کسانی چون شما مایه سرافرازی ایرانیان هستند
روشهای درمانی شما را از سوی یکی از دوستان آشنا شدم و با آمدن به پایگاهتان امید و روشنایی در دلم دوباره فوران نمود. نیاز به رایزنی با شما دارم درینباره؛
در روز 14 تیرماه 1390 یک موتوری به برادر 52 ساله ام می زند و از سر دچار ضربه مغزی شده است. و خونریزی مغزی و بیهوشی و درکما هستند، اورا به بیمارستان 7تیر در شهرری تهران بردند و تاکنون در بخش آی سی یو این بیمارستان می باشد و دوبار از بخش سر برای لخته های خونی عمل کرده اند و یکبار نیز از بخش گردن که لوله اکسیژن در آن بگزارند. روند بهبودی او بسیار کند بود و تا میانه شهریورماه او رو به بهبودی بود. به گونه ای که چشمانش را باز می کرد و هر از گاهی با شناخت و احساس و لبخند به ما نگاه می کرد.دستها و پاهایش را گاهی تکان می داد و این روند ما را بسیار امیدوار ساخته بود. پزشک او هم گفته بود که اگر چرک کردن ریه او که به گفته ایشان برای عفونتهای این بخش می باشد بهتر شود او را به بخش عادی می فرستند. در این 106 روز بردارم بسیار لاغر شده است. به ما گفته اند که برایش آب گوشت و مرغ و ماهیچه و آب میوه تازه خانگی بیاوریم که به گونه روزانه اینکار را انجام می دهیم و گویا از راه لوله ای در بینی به او می دهند. هشیاری او تا یکماه پیش به شماره 10 رسیده بود و صدایش که می کردیم به سوی صدا بر می گشت. ولی با دریغ از یک ماه پیش به این سو روند بهبودی او ایستا شده و نه تنها بهتر نشده که پس رفت هم کرده است. به گونه ای که چشمانش را نیز نمی تواند باز کند و نوک دستها و پاهایش ورم کرده است. پزشک او هم با بی میلی و سردی پس از 3ماه می گوید که او را به خانه ببرید!!! و اجازه رفتن او به بخش را هم نمی دهد. که این روند بیمارستانهای ماست که پس از سه ماه بیماران اینگونه ای خود را دک می کنند!!. او می گوید که باید بیمارتان را بیشتر ببینید و توانبخشی کنید. بخش آی سی یو اجازه دیدار روزانه را به ما نمی دهد و ما در این سردرگمی هستیم که چه کنیم و به اندیشه جابجایی او به بیمارستان دیگری هستیم. ولی در این زمانه از شما سرور گرامی رایزنی می خواهم که چه برنامه خوراکی برای او بدهیم تا بتوانیم او را رو به بهبودی ببریم؟
به گمان خود من او تا یک ماه پیش بهبود یافته بود و به گفته پزشک نیز همه لخته های خونی سرش نیز بهبود یافته ولی رسیدگی بد و اینکه نگزاشتند ما او را روزانه برای زمانی کوتاه ببینیم همراه با ناتوانی شدید جسمی که در لاغر شدنش به خوبی پیداست مایه این پس رفت برادرم شده است. بنا به گفته پزشکش و رایزنی با پزشکان مغز و اعصاب دیگر او در این زمان نیاز به توانبخشی دارد و اینکه با ویلچر او را جابجا کنیم و دهها کار دیگر که ببشتر بیمارستانهای ما چنین بخش توانبخشی پس از ای سی یو را ندارند و اگر هم دارند به گونه خصوصی هستند که تا شبی 1.200 هزار تومان هزینه می خواهد. از اینرو شما استاد گرامی می توانید به ما یاری رسانید و راهنمایمان شوید که چه برنامه خوراکی برای او بریزیم و آیا با این روش می توان او را به بهبودی رساند؟
اینکه جلوی چشمانمان برادرم کم کم آب می شود بسیار مایه درد و زخمی جانکاه است. بدانید راهنمایی شما برای ما که درمانده شده ایم بسیار سودمند است. خواهشمندم به من پاسخ دهید تا به امید پروردگار و اندیشه و دستان پرتوان شما برادر من نیز از شفا یافتگان در پایگاه شما شود. با سپاس بسیار
======================================
ازگزارشات برادر مریض در زمان غذادرمانی ولی دربیمارستان
گزارش مورخ 01-11-2011
با درودي گرم به شما از سرزمين مادري و سپاس از پاسخ و راهنماييتان گزارش:
حال احمد يوسفي در 10/8/ 1390 بنابر فهرستي كه فرموديد چنين است؛ - فشار خون:( معمولا نرمال است یا بالاست یا پائین؟) = در چند روز پيش تاكنون نرمال مي باشد.
- درجه دما:( معمولا بالاست یا پائین یا نرمال ) = نرمال - ضربان تبض و قلب( معمولا بالاست یا پائین یا نرمال ) =امروز دستگاه ضربان قلبش را ميان 75 تا 85 در نوسان نشان مي داد و بنابر گفته پزشك بخش ، قلب برادرم تاكنون نيرومندترين اندام او بوده است و به خوبي دوام داشته و دارد و كارش به گونه كامل نرمال و خوب است. - تغذیه( چه مقدار؟ و از چی چیز؟ در روز گزارش شما ) =مي توانم بگويم با سخت گيريهای بیمارستان،و پيگيريهاي پياپي من، آب سيب و شربت انجير به او داده مي شود ولي درباره زمان آن مي گويند كه بنابر حال او
- هر 3 ساعت يكبار اينكار را انجام مي دهند آنهم به اندازه يك سرنگ كوچك. و زمان 1.5 ساعتي كه ميان آنها فرموديد را همكاري نمي كنند.
- من همه روزه آب سيب و انجير را جداگانه و هريك را به اندازه يك بتري آب معدني كوچك ميبرم كه به او داده مي شود.
- درباره واكنش به سيب و انجير هم تاكنون واكنش بدي نداشته است زيرا همه روزه من اين را مي پرسم.
-امروز بیمارستان از ما خواستند كه براي برادرم که در کما است، سوپ هم بياوريم كه به گونه روان با سرنگ به او داده شود. اين درحاليست كه تا پيش از نسخه شفا بخش شما ما طبق دستور بیمارستان، همه چيز از آب ميوه ها و سوپ و آب گوشت مي برديم ولي سودي از آن به دست نيامده بود.
- بنابراين تلاش من اينست كه با همين روند خوراكي شما جلو برويم. دارو ؟ ( چه مقدار؟ و از چی چیز؟ در روز گزارش شما ) =درينباره مشكل بسياري براي دانستن آن دارم. زيرا پرستارها و پزشكان كمترين همكاري درباره دانستن آن داروها با بنده نمي كنند. و يا پاسخهاي نابجا مي دهند و مي گويند اينگونه چيزها نه به همراه بيمار!! كه تنها به پزشكان ديگر مي گوييم!!. تا هفته پيش بيشتر داروها براي بازگرداندن افت فشار او بود كه به وي داده مي شد. ولي اين هفته بنابرگفته سرپرستار بخش ديگر آن داروها را نمي دهند چون فشارش نرمال شده و حالش بهتر است. و به زودي دوباره از دستگاه ونتيلاتور جدا خواهد شد.
- تزریق؟ ( چه مقدار؟ و از چی چیز؟ در روز گزارش شما )=در نبود كوچترين همكاري از طرف بیمارستان، تلاش مي كنم بدانم كه چه تزريقهايي انجام مي شود که متاسفانه هنوز موفق نشدم.
-سرم ؟ ( چه مقدار؟ و از چی چیز؟ در روز گزارش شما )=بيشترين سرمي كه درين چند ماهه همواره و همه روزه به او زده مي شود *سديم كلرايد * مي باشد ولي بازهم تلاش خود را براي دانستن اينكه روزانه چه داروهايي به او داده مي شود مي كنم.
-تخلیه: روزانه؟ ( عادی یا زیاد یا کم)= عادي
- آیا تغییر وزن دارند؟ ( چه مقدار؟) = آري ، درين چند ماهه وزن ايشان به نيم كاهش يافته است و از 72 به نزديك 35 تا 40 رسيده است.
-رفتار = امروز هم چشمانش باز بود ولي هيچگونه تكاني در اندامش ديده نمي شود. دستها و گلويش نيز همچنان باد دارند. چشمانش را با روح به پيرامون مي چرخاند. درين زمان يكي از بهترين كارها اينست كه بگزارند ما روزانه براي زمان كوتاهي هم شده او را درون بخش و از نزديك ببينيم چون هربار كه توي بخش ميروم واكنش او بسيار بهتر از ديدن او از پشت شيشه بخش است. ولي دريغ كه اين اجازه را نمي دهند. اگر نياز باشد امروز عسكهاي سي تي اسكن او را نيز گرفتم كه واپسين آن براي 8/5 مي باشد. ايا برايتان بفرستم؟ گزارشها را روزانه و با همه تلاش براي درست بودنشان مي فرستم تندرست و شادكام باشيد سورن
==================
روند درمان غذادرمانی به روش پرفسورخرسند. - آیا تغییر وزن دارند؟: تا پيش از اين « روش غذادرمانی »، چهره او بسيار لاغر شده بود ولي در اين روزها خوشبختانه چهره اش تپلتر نشان مي دهد.
همچنان دستان و پاهايش باد زيادي دارند. درين چند ماهه وزن ايشان به نيم كاهش يافته است و
از 72 به نزديك 35 تا 40 رسيده است. و با روش شما داره بهترمیشه
از زمان اين روند « خوراكي درمانی شما» چيز تازه اي در چشمان برادرم مي بينيم و آن خداراشکر، ميل به خوب شدن مي باشد. چشمانش اينرا به خوبي نشان مي دهد. هنوز در اندامش هيچگونه تكاني ندارد. باد گردنش كمي بهتر شده است.
سوي راست سر بردارم جاييست كه عمل شده و به اندازه 4 سكه 50 توماني گودي دارد كه پوست روي آنرا گرفته. امروز موهايش را از ته تراشيده اند تا زخمهاي سرش زودتر خوب شود. دست راست او دستيست كه همواره فشار سنج و روي شانه همان دست راهي براي سرم مي باشد. مچ همين دست در دو روز گزشته چيزي مانند تاول باز شده و آب زرد رنگي از آن مي آيد كه گفتم جلوي بدتر شدن آنرا بگيرند.
امروز يكسره به ما نگاه مي كرد. با تكان دادن دست آنرا دنبال نمي كند ولي يك به يكمان را نگاه مي كرد ولي گويي توان هيچگونه پاسخي نداشت مگر پلك زدن. در يك خيره شدن دراز به هم او به خوبي خواست مرا فهميد كه با اميد به او نيرو مي دادم و باورم را به خوب شدنش چون نيرويي بزرگ به سويش مي فرستادم و او اشك ريخت كه عكسش را برايتان مي فرستم. او دربرابر اينكه پرستار نامش را مي خواند چشمانش را باز مي كند و تلاش مي كند كه به سوي كسي كه اورا مي خواند نگاه كند. درباره پرستار ويژه هم تلاش بسياري كردم كه با هزينه كردن از درون همين بخش رسيدگي به او بيشتر و بيشتر شود ولي از انجا كه درون بخش دوربينهاي پرشماري هست پرستاران نيز با هشياري بيشتر رفتار مي كنند.
اين سه خوراكي آب سيب و انجير و انار شيرين را را اميدوارانه پي خواهم گرفت و آب انار را نيز از فردا به آنها مي افزايم.
پافشاري من اينست كه بيشتر از همين خوراكي ها به گونه پيوسته به او بدهند كه تاكنون به گمان بسيار همينگونه هم شده است.
گزارشها را بازهم بهتر برايتان مي فرستم. سي تي اسكن هاي برادرم را نيز اسكن كرده و برايتان مي فرستم.
پرونده ام را فردا 14/8 دوباره شارژ خواهم نمود.
بازهم سپاس
تندرست و شادكام باشيد
سورن =================================
--* با دریافت این گزارش، پرونده درنوبت رسیدگی قرارگرفت. سیما
به نحوی پافشاری کنید که برادرت را فقط با همین سه قلم غذای طبیعی سیر کنند تا روند خوب درمانش بهم نخور و زحمتهایمان خراب نشود، آنهارا به نحوی آگاه کنید که روند قبلی نتیجه جز نوامیدی و مرگ برای ما نداشته اما حالا امید به زندگی درحال شکفته شدن است آنرا باروش قبلی پر پر نکنند.زرنگ باش و ضمن اینکه آنهارا هم دلخورنکنی، نگذارغذای متفرفه ممنوعه وارد بدنش کنند و اشتباها خیال کنند روش آنهاست که پیش میرود و در ادامه بلائی سرش آورند. -> ===================
گزارش 06-11-2011
با درود و سپاس از همیاری و راهنمایی های سودمندتان
آنگونه که فرمودید از دید مالی دشواری بسیار دارم ولی همکنون می توانم هزینه های درمان شما را بپردازم و از مهر شما خرسندم.
درباره بیمارستان نیز باید بگویم که خوب شدن برادرم و زنان و مردن دیگر در آنجا کوچکترین ارزشی برایشان ندارد!!
و از برخوردهای بسیار زننده و کم کاری ها به خوبی اینرا می توان دریافت.
ولی به هر روی ما به زندگی در چنین گیر و داریست که پخته شده ایم و باید از لای اینهمه سیه روزی روزنه امید را گشود. هنر ما ایرانیان گشودن این روزنه هاست.
با پیگیری های پیایی می دانم که این روند خوراکی را به او می دهند و خواسته ام که هیچگونه سوپ و یا چیز دیگری به او ندهند.
از امروز 14/8 آب انار تازه و شیرین را هم به اب سیب و انجیر افزودم و بردم.
حال احمد يوسفي در 14/8/1390
هوشیاری=
-- بنابر گفته سرپرستار امروز همچنان ميانه 6 و 7 مي باشد. آنچه فرمودید را به پرستار گفتم و خواستم که روند پیشرفت هشیاریش را درست و ریزبینانه تر به من بگوید. او گفت هشیاری او برای ما به نشانه اینست که لب باز کند و حرف بزند!!! من نیز گفتم که این که میشه خوب شدن اون!! من می خوام بدونم که امروز در چه اندازه هشیاریست. تلاش کرده ام با برخی از آنها با زیرکی دوست شده تا رسیدگی بیشتری با هزینه کردن زیر میزی نیز به برادرم بکنند.
امروز چشمانش بسته بود و تنها یکبار از جیغ زدن یکی از بیماران بخش چشامنش را برای زمان کوتاهی باز کرد
- ولی گویا داروی آرام بخش نیرومندی به او زده بودند که به من نامش را نمی گویند که زود دوباره چشمانش را بست.
- فشار خون:
( معمولا نرمال است یا بالاست یا پائین؟)= امروز به او کیسه ای خون داده می شد که در زمان دیدن من از پشت شیشه آن کیسه به گونه کامل به تن او داده شد.
- درجه دما:
( معمولا بالاست یا پائین یا نرمال )= سرپرستار همچنان می گوید نرمال - ضربان تبض و قلب:
( معمولا بالاست یا پائین یا نرمال )= امروز دستگاه ميانه 75 تا 84 نشان مي داد - تغذیه:
( چه مقدار؟ و از چه چیز؟): از آنها خواسته ام که جز این سه خوراک چیزی دیگری به او ندهند.
شیفت امروز سرپرستار بخش خانم فردوسی بود. از او پرسیدم درباره اندازه این خوراکی ها و ارزش دادن آنها به او که ایشان گفت؛ هر 3ساعت به او به اندازه همان سرنگی که گفته بودم می دهیم و اگر ببینیم او بازهم توان جذب آنرا دارد همان زمان سرنگ دوم را هم به او می دهیم.
سه شیشه اندازه آب کانی(معدنی) کوچک 600 میلی لیتری هر روز می برم که به گفته سرپرستار همه آن به او داده می شود. آیا همین اندازه برای روز بس است؟

سرپرستار گفت که واکنش او به آب سیب و انجیر خوب بوده است و خود او نیز بر تازه بودن آب میوه ها پافشاری کرد.

کسی که این شربت ها را به او می دهد همیشه یکی نیست چون آنها در 3 شیفت کار می کنند ولی تلاش کرده ام که تاکنون یکی از
پرستاران با نام خانم شیرازی به برادرم، 0غذاهای طبیعی) اینها را بدهد. درباره دیدن برادرم نیز همانگونه که فرمودید همه تلاش خود را می نمایم که بتوانم روزانه او را برای زمان کوتاهی هم شده ببینیم ولی هرچه تلاش بیشتر می کنم کمتر می گزارند!!.
گویی او گناهکاریست و زندانی!! که برادرش نبایستی او را ببیند. ولی به هر روی کسی نیستم که شانه تهی کنم.
احمد یوسفی برادرم در یک کارخانه ساخت کرجی های تندرو کار می کرده و تا 10 سال پیش کارمیکرد.
و از آنموقع برای بیماری های گوناگونی که می گرفت مانند - سنگ کلیه،
-میگرن ، -بیماری پوستی
که در پرونده آغازین نیز به شما گفته ام ناچار به بازنشتگی زودرس شد. او مرد نیرومندیست چون بر همه آن بمیاری ها چیره شد و همواره از خوردن دارو بیزار بود.
- درست 2 ماه پیش از تصادفش با امید بسیار می خواسته که دوباره برای بار سوم بچه دار شود و شیفتگی شگفت آوری را به بچه سوم نشان داده بود و درین باره تنهابا همسرش گفتگو کرده بود و با هم به پیش پزشک رفته بودند تا توانبخشی درین باره و رایزنی کنند. ولی داروهایی که پزشک به او داده بود به او نساخته بود و پس از یکبار خوردن آنها را کنار گزاشته بود
ولی همچنان می خواسته که میوه سوم خود را به بار آورند که این رخداد پیش آمد.
بیمارستان 7 تیر شهرری که زیر نگر دانشگاه بهشتی می باشد بنابر دستور تصادفی های نیمی تهران به آنجا برده می شوند و هزینه تصادفی ها تا کنون در نما!! رایگان بوده است.
ولی از دیگر نگاه ناچاریم که هزینه سنگینی را به این و آن بدهیم تا کمی کار انجام دهند گرچه آدمهای باوجدان هم میانشان هست ولی کم!!.
از یکماه پیش و پیش از رایزنی با شما برای کم کاری بیمارستان در رسیدن به برادرم می خواستم بیمارستان او را جابجا کنم
ولی آنها با شنیدن آن درست دو روز پس از آن دوباره دستگاه ونتیلاتور را به او زدند که این خود نشانه اینست که جابجایی شدنی نیست.
گرچه نتوانستم بیمارستان دیگر و بهتری نیز برای او بیابم و یا با آی سی یو هایشان همگی پر بود و رزرو هم داشتند و پزیرش نکردند.
بیمارستانهای خصوصی نیز از شبی 800 هزار تا 1.200 هزار تومان هزینه می گیرند!!! که برای ما دست نیافتنی و ناشدنیست!!.
برادرم دو پسر 24 و 20 ساله دارد.
همسرش آرایشگر است که اکنون او با درآمدی کم هزینه زندگی را می چرخاند و من نیز همه هزینه های پیرامون بیمارستان را بر دوش دارم.
باور دارم که اگر بیمارستان همیاری کند با کمک شما می توانیم او را به بهبودی برسانیم.
اگر آفرینش و خدا یاری کنند ناشدنی ها شدنیست.
بازهم گزارش ها را برایتان می فرستم
عکسهایی از خود و برادرم را برایتان می فرستم
تندرست و شادكام باشيد
سورن
====================================
--* فعلا گزارش درپرونده و در دسترس پرفسورقرار میگیرد، تا هفتگی تغییرات را بررسی و نظر خودرا درزیر گزارش آخراعلان کنند.
--* درصورتیکه به نظر مشورتی زود هنگام نیاز داشتید درزیر گزارش بنویسید تا خارج ار وقت بررسی و اعلان کنند. سیما مدیرمطب انترنتی - هلند
==================== 26-11-2011
روز و شب خوش باد
در روز 1/9/1390 ، روز نخست آذرماه، در 6:45 بامداد پس از درست 140 روز نبرد ميان مرگ و زندگي، مرغ جان از تن برادرم پر كشيد ورفت به دورها و دورها ، به سرزمين مهرها و شورها.
به من زنگ زدن و من بيمارستان رفتم و با همايوني سرپرستاري كه توي اين 140 روز با ما خوب برخورد كرده بود از چگونگي مرگش پرسيدم. و او گفت
كه در 6:45 فشارش بسيار پايين اومد و به داروها هم ديگه پاسخي نشان نداد و به يكباره همه نشانه هاي زيستيش از كار افتاد و با تلاشي هم كه كرديم بازنگشت و اگر هم باز مي گشت دوباره چند ساعت ديگه همين پيش مي اومد چون همه اندامهاش از اين كاهش فشار از كار افتاده بود.
گرچه خود همايوني اونزمان شيفتش نبوده و شيفت شب اونجا بودن و اين از شنيده هاي اونا بود كه به ما گفت.
به اندازه اي خشمگين بودم كه همه درد و كينه اين 140 روز از رفتارهاي زشت و توهينهاي كاركنان ICU رو روي سرشون ريختم و همايوني هم با گفتن شرمندگي تنها گوش داد.
گفتم كه كاركنان اين بخش به جز 2 يا 3 تا از اونها شايستگي نام آدم رو ندارند.
شما آدم بودن و گوهر زيستي پرارزش آدمي روي زمين رو فراموش كردين و تنها چيزي كه از دستتون بر مياد پاشيدن تخم سياه مرگه... شماها توهين و ننگي براي آدم بودن هستين.
گفتم كه آقاي همايوني شما كه تنها كسي بوديد كه با ما درست تر از ديگران برخورد كرديد و براستي خوب شدن احمد رو مي خواستين به دايره اينها نپيوندين و آدم بودن خودتونو فراموش نكنين.
اينهارو چنان با خشم و استوار مي گفتم كه هيچ پليس و نگهبان بيمارستان كه اومده بودن نتونستن بهم نزديك شن و تنها وايسادن و گوش دادن.
چون مي دونستن كه اگر به من دست بزنن بي گمان كينه 140 روز توهين و خواري زننده رو سرشون آوار مي كنم.
چون همواره با اونها با ادب برخود كرده بودم برخي از اونها هم از واكنش ديگر همكارهاشون جلوگيري مي كردن.
كاركنان پَست نهاد بخش هم كه پشت در با ترس گوش مي دادن و بهشون گفتم كه هميشه در روي يك پاشنه نمي گرده و به زودي تك تك شماها كه مردم رو خوار مي كنين و اميدهاي مردم رو نااميد تاوان كارهاتون پس ميدين.
به همايوني گفته پزشك جراح احمد؛ طاهرزاده آدمكُش رو دوباره گفتم كه گفت: «احمد خوب شدني نيست. بيماري كه تا يك ماه به هوش نياد ديگه بيمار نيست!!! ، شماهم ديگه پيش من نيايد!!!» .
. براي شناسايي احمد به سردخانه بيمارستان رفتم تا با آمبولانس به پزشكي قانوني كهريزك برده بشه.
تنها خودم بودم و احمدرو لاي همون پارچه تختش پيچيده بودند و برچسب نامش روش بود.
يك پيكر ديگه هم كه همون روز درگزشته بود كنارش بود(روانش شاد). نگاهش كردم ، رونهاي پاش تنها استخوان پا بود و پوست!!. دنده هاش درست مانند گرسنگان اتيوپي شد بود ولي از ساغ پاش به پايين و از بازوش به پايين باد بدي داشت.
انگار به اون داروهايي مي زدن كه تنها جايي كه شايد توي ديد بازديد كننده هاست؛ همين زير بازو و ساغ پا به پايين باد داشته باشه تا از ويراني لاغري زير اون چيزي ديده نشه.
ميونه شونهاش به اندازه شونه هاي يك بچه شده بود و به هم نزديك شده بود. پشتش چندين و چند زخم بستر بود.
روي كتف ، كمر و باسنش. ولي هميشه به ما گفته بودن كه زخم نداره و يكباره گفتن كه زخمي داشته ما خوبش كرديم!!!.
و اينها بود نشانه هاي آنهمه دروغ... آروم خوابيده بود و به خوبي مي شد ديد كه براي رَستن از بند تن و كنار گزاشتن جامه 52 ساله تن چه رنجي كشيده.
پسر بزرگش مهدي هم رسيد.
برانكاردو بيرون سردخونه گزاشتيم و من از شونه هاش از روي پارچه گرفتم و مهدي از پاهاش .
ولي همين كه بلندش كردم چيزي رو ديدم كه تا زندم كابوس من خواهد ماند!!. سر برادرم احمد از پشت غرق خون بود.
غرق خون.. سر اونرو روي يك دريچه مكش آهني آب گزاشته بودن تا خونش اونجا ريخته بشه و ديده نشه.
به خوبي مي شد پي برد كه پيكر احمدرو اونجا پرت كرده بودن و از برخورد سرش با دريچه آهني بخشي از مغز سرش هم بيرون ريخته بود.
اومدم بيرون و يه نفس كشيدم و به نگهبان گفتم چرا غرق خونه؟:
كي اينكارو باهاش كرده؟
و اون گفت نمي دونم و به اندازه اي خونسرد و بدون هيچ مهري گفت كه سنگ رو هم از بي مهري شرمنده كرد.
دوباره رفتم تو.
شوكه شده بودم و مغزم كار نمي كرد.
به پسرش گفتم كه خودتو نباز.
مي دونستم كه اگر اونجا احمدرو بزارم و برم سراغ كسايي كه انورو اينجا آوردن و اين بلارو سرش آوردن اونها تا رسيدن دوباره من همه نشونهارو پاك خواهند كرد.
نگهبان هم تلفن و گوشي هامون رو پيش از اومدن توي سردخونه گرفته بود و چيزي نداشتم كه بتونم عكس بگيرم!!.
درست مانند يك شكنجه گاه........
به خوبي هويدا بود كه انگار مي خواستن زودتر از دستش رها بشن و اونرو يه بيمار جاگير مي دونستن و اكنون با شادي اونرو به اونجا كوبيده بودن و پرت كردن...
پس احمدرو با هر دردسري و با دستهاي خوني آوردم بيرون و اونجا راننده آمبولانس و نگهبان آني اونرو درون آمبولانس گزاشتن و گفتن كه فردا 8 بامداد بيايد پزشكي قانوني كهريزك.
به اندازه اي از اين بيمارستان و هرچه بيمارستان ديگه بيزار شده بودم كه مي خواستم هرچه زودتر از اين شكنجه گاه بيرون بريم.
پيش پزشكي قانوني هم همين روند بود!!.
توهين و كارشكني. برگه دادخواست رو پر كرديم و خواستم كه هرچه زودتر به ما پاسخ بدن كه چرا سر احمد انوجور از هم پاشيد بود؟.
. پاسخ اين بود؛ ما كالبدشكفايش كرديم و پاسخش 3 ماه ديگه!! آماده ميشه . مياين 100.000 تومان مي ريزين به حساب، پاسخرو مي گيرين.
و اين ميشه اينكه پاسخي دركار نيست و شما هم دستتون به هيچ جا بند نيست..........
و اين سرنوشت ماست در اين گير و دار زندگي كه زيستن بدين شگفتي و بزرگي را به زور در ميانه خاكي پوك ، مغزهايي پوك و آدمهايي پوك تر مي گزرانيم.............
احمد رو در گورستان دِه امام در پاكدشت به خاك سپرديم.
با اين 34 سالي كه دارم هم پدر و هم برادرم رو خودم با دستهام درون گور گزاشتم.
براي من مرگ شگفتي و ترسناك نيست.
هرگز.
براي من شگفتي رفتار مردميست كه جانورها را هم از اين تن دادن به زبوني و خواري شرمنده ساخته اند.
مردمي كه همه چيز برايشان ارزشمند است به جز آدمي.
مردمي كه به ارزاني جان مي فروشند و مي ستانند در اين گيرو دار گراني. و اين درد كي و كجا پايان مي يابد ، خداي نيز نمي داند.........
==================================
---* از این خبر درد ناک، شوکه شدیم و بسیار غمگین گشتیم.
نمیدانیم از این واقعه بسیار تاسف انگیز چه بگوئیم
جز اینکه دعا کنیم خداوند صبری جلیل به بازماندگان
عطا فرماید.
روحش قرین رحمت الهی باد و جایش در بهشت برین از خودتان مواظبت کنید و صمیمیت را دوچندان نمائید باشد که زمان کمک کند و درد فراق کم شود.
لطفا شماره حسابی دراختیار ما بگذارید. خرسند

مستعار مینا / :شغل : کارمند /جنسيت : زن / : مجرد/ قد: 158 /وزن : 52 -/ سن: 30 / ایران-زنجان / معرف /علت مراجعه : از طریق خانم کاظمی به شماره پرونده 2217 -تعریق شدید دست و پا/ناراحتي هاي ديگر؟: تنبلی تخمدانحساسیت و نازکی پوست / وضع پوست بدن؟ : بد - خارش پوست بعد از اپیلاسیون و زخم شدن پوست / وضع موي سر؟ : بد - ریزش شدید و جوش کف سر / تا سه ماه قبل قرص سیپروترون کامپاند و ال دی و اسپیرونولاکتون به مدت 10 سال برای تنظیم عادت ماهیانه مصرف میکردم و گهگاهی مصرف را طبق دستور پزشک قطع کرده و دوباره شروع میکردم در هنگام عدم مصرف دارو دوباره به هم می خورد.در ضمن به مدت 3 سال است از محلول 2 درصد ماینوکسیدیل برای جلوگیری از ریزش مو روزانه دو بار مصرف می کنم.در طول سه ماهی که قرص مصرف نکردم جوشهای کمی در صورت و سینه و پشتم می زند. / مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . تعریق شدید کف دست و پا و زیر بغلهایم بسیار آزار دهنده است و همچنین ریزش مو و خارش پوستم. چهار ویژه بانوان وضعيت پريد ماهانه؟ : نامرتب - با مصرف قرص مرتب می شود. -- بطورخلاصه خواسته خود را از ما تکرار کنید(مشخص کنید). تعریقم از دوران نوجوانی بیشتر شد و در سن 20 سالگی رشد موهای زاید و بهم خوردگی پریودم شروع شد.

===============================
ازگزارشات مریض درحال درمان به روش ما
گزارش مورح 04-11-2011
وضعیت:
- برخلاف گذشته که زیاد عرق میکردم، خوشبختانه تعریقم نسبتا بهتر شده است
- سرحالتر شده ام.
- خدا را شکر احساس سرگیجه و سردرد ندارم،
-خوشبختانه وزنم 1.5 کیلو کمتر شده است.
- پوستم شادابتر شده است
- و بعد از بیدار شدن از خواب احساس کسالت نمیکنم، فقط گاهی احساس ضعف دارم.

================ 03-12-2011
7-وضعیت:
- خداراشکر من در طول این 37 روز وضعیت تعریقم تا 80 درصد بهتر شده و فقط خیلی کم گاها تعریق دارم.
- بااینکه مصرف دارو اصلا در این مدت نداشته ام.
- خارش پوستم نسبت به قبل خیلی بهتر شده است.
- طبق توصیه عمل کردم و مصرف غذای ممنوعه در این مدت نداشته ا م و فقط گاهی خیلی کم در حد 1 یا 2 قاشق ممنوعه آنهم در موارد معدود بوده است و در کل می توانم با صراحت بگویم 2 یا 3بار در حد یک پیاله غذای ممنوعه مصرف کردم. (بین روز 10 تا 15 پس از شروع درمان)
- ضمنا در طول هفته گذشته اصلا غذای ممنوعه استفاده نکرده ام
- و طبق تاکید شما، مرتبا روزی نیم ساعت ورزش می کنم و روزی 7 الی 8 لیوان آب مصرف می کنم.( از روز 18 به بعد مصرف آبم را بالا برده ام )
- خوشبختانه دراین مدت خوابم هم خوب بوده
- و درد و ترش کردن معده ام کمتر شده است ولی با وجود مصرف نسخه شکم روان کارکرد شکمم از یکبار در روز بیشتر نشده است.
-در این مدت خوشبختانه 3.5 کیلو لاغر شده ام و با تشکر، تمایلی هم به کاهش بیشتر وزنم ندارم.

========================== 17-12-2011
-وضعیت:

- خداراشکر من در طول این 52 روز از نظر سلامتی احساس بهتری دارم
- و وضعیت تعریقم تا 80 درصد بهتر است و در مواقعی کمی تعریق دارم که بامقایسه با قبل، هیچ نیست و خیلی راضیم.
-واز نظر خارش پوست واقعا بهتر شده ام و به ندرت خارش پوست دارم.
- وضعیت پریودم از روز 23 کم کم شروع و روز 25 بیشتر شد ولی با کمی درد در ناحیه تخمدانها و ماه قبل نیز از 25 شروع شده بود و این خیلی خوبه.
- چون قبلا که مصرف قرص را قطع میکردم یریدم با اختلال روبرو میشد یا عقب می انداخت یا زودتر از موعد و یا لک بینی داشتم اما در این مدت خدا را شکر خیلی خیلی بهتر بودم.
- مصرف دارو اصلا در این مدت نداشته ام.
- طبق توصیه عمل کردم و مصرف غذای ممنوعه در این مدت نداشته و فقط گاهی خیلی کم در حد 1 یا 2 قاشق ممنوعه بوده است،
- در ضمن به علت مصرف کمی غذای ممنوعه در 2 الی 3 روز در حد یک پیاله و داشتن مشکل اینترنت دیرتر گزارش فرستادم.
در این مدت مرتبا روزی نیم ساعت ورزش می کنم (به غیر از 2 ،3 روزی که پریودم شروع شده).
- و روزی 7 الی 9لیوان آب مصرف می کنم.
- فقط از زمانی که کرم روز و شب مصرف نمی کنم پوست صورتم خشک شده با آنکه من حتی در حمام نیز از هیچ صابون و شوینده دیگری برای صورتم استفاده نمی کنم.
- ضمنا وضعیت جوشم در صورتم کمی جوش زیر پوستی هست و در بدنم کمتر شده است.
با سپاس فراوان از زحمات بیدریغ جناب آقای دکتر خرسند و منشی مطب سرکار خانم سیما،
-من میخواهم در پایان روز 60 به « قاطی خواری و همه چیز خواری » برگردم و در صورت بروز مشکل به شما اطلاع خواهم داد. ضمنا می خواستم بدانم شما در حال حاضر چند دانشجو از ایران دارید که در حال آموزش از سایت شما هستند؟ و همچنین کل هزینه آموزشی با هزینه های دیگر آیا بیش از 1000 دلار می شود؟حدودا چه قدر؟

:شغل : دانشجو/ شغل سرپرست: : کارمند- جنسيت : زن / : مجرد - قد: 168 / وزن :107 کيلوگرم - سن: 29 - معرف /علت مراجعه : از طریق پیشنهادات اعضای فامیل و مراجعه من برای درمان میگرن من است ناراحتي هاي ديگر؟: اسپاسم عضلانی در ناحیه گردن،زانو،کمر البته نه همیشه شاید ماهی یک بار وضع فشار خون؟ غیرعادی - نوسان فشار خون ،بالا و پایین ،به صورت معمول 12 روی 8 حساسيت غذايي؟ ندارم - مصرف ميوه داريد؟ متوسط(1تا3باردرهفته) مصرف سبزي وسالاد داريد؟ متوسط(1تا3باردرهفته) مصرف گوشت قرمز(گاو گوسفند) دارید؟ متوسط(1تا3باردرهفته) مصرف گوشت سفيد(مرغ وماهي) داريد؟ متوسط(1تا3باردرهفته) پياده روي (حداقل 2 کيلومتر)درچه مدت داريد؟ متوسط(1تا3باردرهفته) مصرف سيگار؟ - مصرف الکل ؟ گهگاه(1تا3بار در ماه) مصرف انواع افيون؟ هرگز - سابقه سردرد؟ بله - سردرد مزمن و بیشتراوقات دارم سابقه سرگيجه؟ بله - اگر احساس گرما کنم یا در ترافیک ماشینها در خیابان باشم حالت سرگیجه و تهوع الته هیچ وقت بالا نیاورده ام. وضع پوست بدن؟ : خوب - وضع موي سر؟ : خوب - وضع ديد چشم؟ : با عينک خوب - وضعيت دندانها؟ : همه اصلي و خوب - در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ خير - در صورت داشتن درد مسکن مصرف میکنم در صورت نیاز آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ من فقط در صورت درد مسکن مصرف میکنم و گاهی میشود چند هفته قرص مصرف نکنم اما بعضی وقتها هم هفته ای 3 بار در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - من رژیم درمان چاقی زیر نظر دکتر کیمیاگر را دارم هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - جراحی بینی برای درمان پولیپ و شکستگی
مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد .
من به شدت از سر درد رنج میبرم حاضرم بمیرم ولی سر درد نداشته باشم در ضمن این سر درد که با ضربان چشم همراه هست اکثر اعضای فامیلمان به آن دچار میباشند،گروه خونی من o+میباشد و سیستم ایمنی بدنی ضعیفی دارم که با هر چیز کوچکی بیمارمیشوم
چهار ویژه بانوان وضعيت پريد ماهانه؟ : مرتب -
بطورخلاصه خواسته خود را از ما تکرار کنید(مشخص کنید). میگرن=مراجعه به دکتراسپاسم عضلانی=توصیه های بهداشتی متخصصان رسانه ها =======================
گزارشات مریض در طول « غذادرمانی» و سیر درمان
------------------------16-11-2011
وضعیت:
- امروز مشکلی نداشتم و خدا رو شکر وضع جسمی خوبی داشتم،
- خوشبختانه بسرعت گوشتهای زائدم دارند آب میشوند و لاغر شدم
- گرچه در این هفده روز بیشتر اوقات را سر درد داشتم
- اما باورم نمیشه که برعکس قبلا، حالا بدون قرص و فقط با یک استراحت سردردم رفع میشه به امید روزی که اصلا سردرد نگیرم.

جنسيت : زن-قد: 165 / وزن: 70 کيلوگرم - سن: 23 - آذربایجان - فیستول مقعد - کم کاری تیرود کیست pco - دارو« لیو تیروکسین سدیم متفرمین » مصرف میکنم - مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . درمان فیستول که بعد از عمل نا موفق جراحی اپسه به وجود امده و از جای زخم چرک وخون میاید از مدت عمل جراحی حدود دو سال میگذرد - چهار ویژه بانوان وضعيت پريد ماهانه؟ : نامرتب - دو سه ماه یکبار - چند شکم زايمان داشته ايد؟ نداشتم -بطورخلاصه خواسته خود را از ما تکرار کنید(مشخص کنید). با درد زیادی همراه بود به دکتر رفتم اپسه مقعد بود وعمل کردم، که نتیجه نداد وبه فیستول مقعد مبتلا هم شدم
=================================

ازگزارشات مرض در زمان غذادرمانی
گزارش مورخ 01-11-2011
- الان دو روزه گه برخلاف گذشته دیگه از مقعدم خون و چرک نمیاد.
- هنوز گاهی کمی سردرد دارم.
================ 15-11-2011.
.
وضعیت شرح حا ل:.
- خوشبختانه چند کیلو گوشتهای زائدم دفع شده و سبکبار شدم .
فیستول انال نسبت به قبل خیلی خوب شده بود وهیچ ترشحی نداشت تا دو روز قبل ک دوباره شروع به خون امدن کرده ودرد وسوزش داره و جایش خیلی صفت شده..
- ولی حال خودم نسبت به قبل خیلی بهتر شده ودیگه سردرد ندارم.
-میترسم این صفت شدن تبدیل به اپسه بشه..

:مستعار سوگند/ :شغل : دانشجو / شغل سرپرست: : كارمند / جنسيت : زن /: مجرد / قد: 159 /وزن : 58 کيلوگرم - سن: 22 -مشهد- معرف /علت مراجعه : از طريق يكي از بستگانم-زخم سرم كه شدت پيدا كرده ناراحتي هاي ديگر؟: خشكي چشم-كم پشتي مو-چاقي - وضع موي سر؟ : بد - وضع ديد چشم؟ : با عينک خوب - وضعيت دندانها؟ : همه اصلي و خوب - البته 1 دندونم قاب داره در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - قطره اشك مصنوعي-هر موقع كه سوزش چشم داشته باشم آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ 3هفته پيش-قطره اشك مصنوعي-خشكي چشم-چشمانم قرمز ميشه - مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . بخاطر چشمم معمولا بتامتازون تجويز ميشه و حالا هم به خاطره زخم سرم هم بتامتازون0.1تجويز شد كه موثرم بود اما فعداز 1ماه دوباره بيماريم برگشت ورخلاصه خواسته خود را از ما تکرار کنید(مشخص کنید). از 1ساله پيش بود اما اذ 3ماهه پيش شدت پيداكرده ========================= از گزارشات مریض در زمان درمان به روش غذادرمانی ===09-12-2011 8-وضعیت:
این بار وزن کم نکردم و هنز وزنم 55کیلوست
.
-بوستم شاداب و کمی سرخ رنگ شده.
- خوشبختانه دیگه ریزش موی غیرعادی ندارم
- اما سرم تقریبا هر36 ساعت چرب میشه.
-موهام رو قبل از شروع درمان کوتاه کرده بودم و حالا خداراشکر فکر میکنم رشد قدی موهام عالیه
- و فقط مشکلم کم بودن موهاست که از قبل داشتم.
- خوشبختانه دیگه سرگیجه و سردرد و ضعف نداشتم
-فقط یکبار بخاطر گرمای زیاد کمی حالت تهوع داشتم که اونم زود خوب شدم.
- الحمدالله مقدار زیادی از زخمهای سرم درمان شده و فقط کمی مونده.
-رنگ مدفوع عوض شدهءقبلا قهوه ای یا کرم بود اما الان 2روز که تقریبا تیره و مایل به سبزشده
-ءچیزی که در خوراکم تغییر کرده خوردن الو زرد..

جنسيت : زن-سن: 37-شغل : خانه دار-قد: 166/وزن : 140 کيلوگرم-شیراز-رف /علت مراجعه : از طریق اینترنت-درمان آسم و آلرژی وچاقی ناراحتي هاي ديگر؟: کسل وخواب آلود هستم.آسم و آلرژی دارم.شب ها خر وپف می کنم.همیشه دماغم گرفته است.زمانی که سردم می شود کمی عضلات پاهایم می گیرد و با جرب کردن(روغن) بهتر میشود.گوش هایم وز وز می کند.پوست کف پاهایم خشک است.زانو درد و کمر درد دارم.ترشحات رحمی بدبو دارم.زیر بغلم جوش درشت جربی می زند.وزن 140 کیلو با قد 166 دارم.و از چاقی بسیار رنچ می برم. وضع فشار خون؟ هميشه عادي - هر از گاهی بالا و پایین می رود.حداکصر 13 حداقل 10 می شود. حساسيت غذايي؟ دارم - وقتی نان می خورم سرفه می کنم. و سوزش معده می گیرم. سابقه سرگيجه؟ خير - بعضی وقت ها فشارم بالا و پایین می رود.وضع موي سر؟ : بد - کمی ریزش مو دارم. حساسيت غذايي؟ دارم - وقتی نان می خورم سرفه می کنم. و سوزش معده می گیرم.- در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - قرص فلوکستین آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ اگر 1هفته نخورم بی حوصله و عصبی می شوم.هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - 2 سزارین داشته ام.-
==============================
ازگزارشات مریض در حال« غذادرمانی»
24-102011
-وضعیت: آقای دکتروضعیتم عالی است.
- نفس کشیدنم در شبها خیلی راحت شده
- وخروپف نمی کنم که قبلا زیاد داشتم
- ولی چون یکبار خارج از دستور شما، جوجه خوردم همسرم گفت کمی انشب خروپف داشتی.
- آقای دکتر عزیز، خوشحالم که من روز پنجم توانستم هال و سالن منزلم که خیلی وقت بود کار را به خدمتکار می دادم در روز پنجم توانستم با انرژی زیاد این کار را انجام بدهم
. -صبح ها دیگه مثل قبل کسل نیستم و پر انرژی ماشالله بیدار می شم.
-روزی 10 دقیقه پیاده روی می کنم .
امیدوارم روزهای بعد بیشتر ورزش کنم.
- در هر حال من لحظه به لحظه برای سلامتی شما دعا می کنم..
آقای دکتر من می تونم بادام هندی بخورم بو نداده
- ممنونم از زحمات دلسوزانه ی شما منتظر نسخه ی بعدی هستم .
-..قربان شما گلرخ

جنسيت : زن- شغل : خانه دار - قد: 160-وزن: 85کيلوگرم- سن: 34-استان مازندران- معرف /علت مراجعه : از طریق خانم فکور مادر شکوه مریض های شفا یافته شما/ به علت بیماری پسوریازیس- ناراحتي هاي ديگر؟: آلرژی آسماتیک/ کمر درد و اعصاب/ میگرن/کم خونی- حساسيت غذايي؟ دارم - ادویه جاتی مانند سیر و پیاز برای من خارش ایجاد می کنند - سابقه سردرد؟ بله - میگرن/ کم خونی
سابقه سرگيجه؟ بله - به علت ضعف وضع پوست بدن؟ : بد - به علت بیماری پسوریازیس پوست من خشک است و وضعیت بدی دارم
وضع موي سر؟ : بد - ریزش موی سر
وضع ديد چشم؟ : - - در شب دید ضعیفی دارد - آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ یک سال پیش/پماد بتامتازون و داروهای دیگر/پسوریازیس/ بیماری من دوباره عود می کرد - مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . بیماریمن باعث ناراحتی های روحی برایم شده است و حرف های دیگران مرا ازارمیدهد.و اینجانب نیاز شدید به درمان این بیماری پوستی دارم. خواهشمندمتقاضای مرا در اولویت قرار دهید.لازم به ذکر است هرگونه درمان ازقبیلزالودرمانی را نیز انجام داده ام تا این بیماری درمان شود برای مدت کوتاهیکمتر میشد ولی دوباره عود میکرد.در ضمن من این بیماری را به مدت 7 سال استکه دارم.این بیماری در هیچکدام از اقوام نبوده است. بطورخلاصه خواسته خود را از ما تکرار کنید(مشخص کنید). اول این بیماری روی زانوانم ایجاد شد بعد پوستم دچار خارش و خشکی و پوسته پوسته شدن شدو7سال است که این بیماری را دارم.
=================

ازگزارشات مریض در دوره غذادرمانی 2011-10-07 7-وضعیت(شرح تغییراتی که محسوس است):
الان هيچ مشكلي ندارم و نسبت به قبل سرحال ترم

2011-10-05 امروز 5 روز است كه از روش شما پيروي ميكنم من در دو روز اول درمان بي حال وكسل و دل پيچه داشتم.
در روز هاي سوم و چهارم درد معده و نفخ داشتم. وامروز كه روز پنجم مي باشد احساس مي كنم كه حالت ديد چشم هام كم شده است و بعضي وقتا معده ام آب مي كند. با تشكر ------------------
سلام

--* مگر قرار نبوده گزارش دو روز اول را بفرستی تا راهنمائی بشوی؟ که بعدا چکار کنی.؟.
--* این وضع برای دفع سموم سلولهای معلول و کم کار شماست و قابل پیش بینی بوده و گفته بودیم، بزودی حالتون بهتر میشود.
موفق باشید

61429064edd1f8e80bf205612024f308.jpgکلیک کنید بزرگتر
جنسيت : زن- سن: 17 -قد: 170 / وزن : 70 کيلوگرم-آذربایجان غربی-معرف /علت مراجعه: از طریق دوستم با شما آشنا شدم وعلت اصلی من قند انسلین دارم و روزی سه وعده انسلین تزریق می کنم-بعضی وقت احساس بیهوشی -وضع فشار خون؟ غیرعادی -حساسيت غذايي؟ دارم - غذاهای چربی دار و غذا های که قند دارند - مصرف دارو دارم قرص سردرد و انسلین تزریق می کنم-آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ - من انسلین تزریق می کنم در سن 11 سالگی تا حالا مصرف می کنم واگر روزانه مصرف نکنم بیهوش می شوم -وضعيت پريد ماهانه؟ : نامرتب - در هر ماه تقریبا دو بار مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . فقط جناب دکتر از شما خواهش می کنم ما را یاری دهید - بطورخلاصه خواسته خود را از ما تکرار کنید(مشخص کنید). من در سن 11 سالگی انسلین تزریق می کنم وشش سال است که من همچنین وضعی دارم
======================
از گزارشات مریض در دوران درمان
وضعیت:01-01-2011
با سلام الحمدالله تا حالا هیچ مشکلی برایم پیش نیامده و به مدت یک روز است انسلین مصرف نمیکنم و طبق نسخه شما عمل میکنم آقای دکتر نمی دانم از شما چطوری تشکر کنم و تمام خانوده ام برای شما آروزی موفقیت دارند و من نسبت به قبل خیلی بهتر هستم
امروز 20000 هزار تومان به حساب شما واریز نمودم
حالا به کمک شما و لطف خداوند باز احساس سلامتی میکنم و فقط جناب دکتر
اشتها دارم چای بخورم .و خیلی از شما جناب دکتر و سیما جان تشکر میکنم

جنسيت:زن-شغل: معلم-سن: 38-قد:167/وزن : 76 کيلوگرم/نیشابور/افسردگی ونامرتب بودن قاعدگی - کم خونی/نامنظم بودن قاعدگی وخونریزی شدیدوگرفتگی عضلات کمربطوریکه درهنگام بلند شدن کمربه سختی راست می شود-سابقه سردرد؟ بله - نیم کره چپ مغز شروع به تیر کشیدن میکند- میگرن سابقه سرگيجه؟ بله - وقتی زیاد پیاده روی میکنم یا مواقعی که تغییر وضعیت بدن میدهم وضع پوست بدن؟ : بد - لک وسرخی صورت وجوش در زیر چانه قبل از پریودی -در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - یک چهارم آلپروزلام 5/0-نورتریپتیلین 25-پروپرانولول10- بوسپیراکس 5- بوپروپیون 100- آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ چهارروزقبل- داروهای ذکرشده درقسمت بالا- بعلت خستگی ازمصرف 4 ساله این داروهاوتغییررژیم غذایی یعنی حذف موادغذایی سردوقندوشکرونداشتن اعتقادبه درمان توسط این داروها-در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - خوردن میوه جات بیشترواستفاده ازچهارمغزواستفاده ازروغن کنجدوزیتون وبطورکلی مصرف غذاهای گرم وخشک وتر هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - کورتاژبعلت لکه بینی ونامنظمی وخونریزی شدیدقاعدگی درچهارسال قبل- مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . به محض قطع داروویاپایین آوردن دز داروها دچار سردرددرنیم کره چپ اضطراب بسیارشدید وبالارفتن فشارخون، گیجی ،سوزش درزیرپوست سرورگهای پشت زانو،تپش قلب،ونامنظم شدن وخونریزی شدیدقاعدگی وحالت های افسردگی می شوم.وضعيت پريد ماهانه؟ : نامرتب - لکه بینی ،خونریزی شدیدوطولانی گاهی تاده روز چند شکم زايمان داشته ايد؟ 2 بطورخلاصه خواسته خود را از ما تکرار کنید(مشخص کنید). بیماری ازچهارسال قبل بانامنظم شدن قاعدگی واضطراب آغازگردیدوبه تدریج حالت های افسردگی وبه هم ریختن خلق وخو مخصوصا قبل ازقاعدگی به آن افزوده شد.وتحت نظرروانپزشک شروع به مصرف داروکردم ================================= ازگزارشات مریض در حال درمان گزارش مورخ 27-10-20011 7-وضعیت(شرح تغییراتی که محسوس است): -الحمد الله حالم بسیارخوب است - سردرد نداشتم - پوستم روشن شده - و وزنم خوب پایین امده طوری که نظر بقیه جلب شده - فقط در قسمت شکم یک مقدار چربی مانده -بعد اظهر ها مقداری پیاده روی می کنم -همچنان از همان رژیم زنده خواری پیروی می کنم وممنوعه خواری نکردم - هنوز باورم نمیشه که مجبور نیستم قرص بخورم - گاهی اوقات خیلی کم اضطراب دارم که سریع بر طرف میشود - عکس خودم را برایتان فرستادم، لطفا درپرونده ام قراردهید - وعضو باشگاه شما شدم - با تشکر بسیار زیاد از جناب اقای دکتر و سیما جان 8-کنترل اعتبارخود در پرونده: شارژمثبت است 9- طرح سئوال: ---- 10- ملاحظات: باتقدیم این گزارش، تقاضای توصیه تغذیه خود را در روزهای آینده دارم. --- 11-11-2011 گزارش: 7-وضعیت(شرح تغییراتی که محسوس است): - به لطف الهی حالم خوب است دیگر سردرد نیمکره چپ که در گذ شته ازارم می داد و سر گیجه ندارم - پوستم بسیار روشن شده است ودیگر از جوش های چرکی خبری نیست -گرفتگی عضلات کمرم خیلی کمتر شده است - خونریزی ام کم شده وپریودی ام تقریبا بدون درد و منظم شده است - در این مدت حدود 8 کیلو وزن کم کرده ام -واندامم متناسب شده است -و اینها را اولا از لطف خداوند دارم بعد ازکمک شما بیماریم تحت کنترل درامده وبه امید خداوند تااز بین بردن کامل بیماری همچنان به این رژیم غذا درمانی ادامه می دهم -اکنون نزدیک به پنجاه روز است که هیچ دارویی استفاده نکرده ام - بعضی مواقع هم که کمی اضطراب دارم تحل می کنم -انشاالله که به حول و قوه ی الهی به زودی به طور کامل خوب می شوم -بار دیگر از زحمات شما سپاسگذارم و ارزوی عمر طولانی همراه با سلامتی را از خداوندبزرگ خواهانم

جنسيت : زن - شغل : کارمند-قد: 165 - وزن : 82 کيلوگرم - تهران - معرف /علت مراجعه : از دوستان-درمان کم کاری تیروئید - فربهی - ناراحتي هاي ديگر؟: فشار خون بالا-افزایش وزن-بی نظمی در عادات ماهیانه-چربی خون وضع فشار خون غیرعادی - گاهی اوقات که غذای چربی یا نمک دار میخورم فشارم بلافاصله بالا می رود 13 روی 9 و گاهی اوقات14 - سابقه سردرد؟ بله - اگر فشار خونم بالا باشه سردرد وسرم سنگین میشه سابقه سرگيجه؟ بله - اگر فشار خونم بالا بره سرگیجه میگیرم - وضع موي سر؟ : بد - -ریزش مو- موهام سفید شده وضع ديد چشم؟ : با عينک خوب - بدون عینک چهره ونوشتها قابل تشخیص نیست وضعيت دندانها؟ : همه اصلي و خوب - چند تا از دندانهایم را پر و 2 تا عصب کشی کردم در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله -لووتیروکسین(هرروز صبح ناشتا یک ویک چهارم)-آتنالول50( هرروز صبح همزمان با قرص لووتیروکسین میخورم) آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ 1-همین امروز صبح2-لووتیروکسین-آتنالول50 -حدودا 9ماه پیش هم یک دوره قرص چربی خوردم-دو ماه پیش هم قرص چای سبز خوردم هرشب بعد از شام البته قبل از ماه رمضان3-جهت کم کاری تیروئید -فشار خون-چربی-4-تابحال قرص لووتیروکسینم روامتحان نکردم ولی قرص فشار خونم رو اگه نخورم فشارم بالا میره - هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - جراحی لثه
مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . من اضافه وزنم خیلی اعصابم رو بهم میریزه در صورتیکه اصلا اهل خوردن نیستم و خیلی رعایت غذاهایی که برام ضرر داره رو میکنم ونمیخورم اما وزنم بالا میره و همه بهم میگن بخاطر قرصهای تیروئیدت هست در ضمن اصلا طاقت گرمای تابستان را ندارم و وقتی هوا خیلی گرم میشه نفسم به سختی رد وبدل میشه البته شایدآلودگی هوا هم بی دلیل از این مشکل تنفسی ام نباشه البته فقط در تابستان اینطوری میشم.
==========================
ازگزارشات مریض درایام درمان به روش ما
01-10-2011
عزیزم سیما جان ببخشید که بی موقع مزاحم میشم، بدجوری گلوم درد میکند دارم خفه میشم چه کنم؟ 03-10-2011خبرمورخه
سلام سیما جان خسته نباشی بله توصیه اضطراری که خارج از نوبت از پرفسور، برام گرفتید خیلی خوب بود شکر خدا گلوم بهتر شده از زحمات شما ودکتر سپاسگزارم.
======================== 19-11-2011
8-وضعیت:
= از نظر فشار خون قبلا فشارخونم 13 روی 10 یا 9 بود و بهترازآن نمیشد ولی الان خداراشکر بعضی مواقع 13 روی 8یا9 و گاهی مواقع هم 12 روی 9 یا 8 است
-واین هفته طبق دستور شما از سیر کمتر استفاده نمودم
/از نظر وزنی هم قبلا به سختی راه میرفتم و یا حتی به سختی میتوانستم کمی ورزش کنم، در صورتیکه الان که بیش از ده کیلو کم کرده ام، هم راحت تر راه میروم و هم با لذت ورزش هایم را انجام میدهم
-و دراین مدت 11 کیلو وزن کم کردم در صورتیکه قبلا بااینکه از نظر غذایی هم کم غذا بودم وهمینطور ورزش میکردم اصلا وزنم پایین نمی آمد
-و همینطور دیگر در راه رفتن در مسیر صاف به نفس نفس نمی افتم/
-ازنظر بی نظمی در پرید شدن هم قبلا از زمان شروع تا پایان تقریبا 14 روز طول می کشید و حتی اوایل غذا درمانی هم تقریبا 12 تا 13 روز طول کشید ولی در ماه دوم دقیقا از زمان شروع تا پایان 7 روز طول کشید و منظم شده است
/از نظر چربی خون وبهبود کم کاری تیروئید هم من دقیقا نمیدونم که از چه طرقی میتونم بفهمم که بهتر شده شاید از طریق آزمایش باشه البته اینرا شما بهتر میدانید./جواب آزمایشات قبلی ام را هم برایتان ایمیل نمودم لطفا نظرتان راهم بفرمایید/خشکی پوستم هم با صابون دورو بهتر شده البته موهایم را هم با همین صابون دورو می شویم و کمی از ریزش موهایم هم کمتر شده / این همه سلامتی را اصلا از داروهایم به هیج وجه استفاده ننمودم/در روزهای تعطیل هم طبق دستوراj شما از پلاستیکهای یکبار مصرف استفاده نمودم./
میلم هم به آب کم شده و برای رفع گرسنگی بیشتر میوه می خورم/پاشنه های پاهام هم کمی بهتر شده ولی وقتی بیش اندازه راه میرم یا میدوم ساق پاهام و زانوهام و همینطورکف و پاشنه های پاهام درد میگیره/
------------------------- 21-01-2012

- وضعیت
- خدا رو شکر فشار خونم بهتر شده وبرخلاف گذشته،این هفته اصلا بالا نرفت
- دوباره در صورتم چند تا جوش چرکی و چند تا جوش زیر پوستی زده
-طبق دستور شما در طی روز مکررا کندر استفاده می نمایم.
- ودرد پاشنه پاهام بهتر شده بود ولی دوباره امروز صبح کمی پاشنه پای راستم درد گرفت
- با خوردن سماق خیلی احساس گرسنگی می کنم خیلی خیلی زیاد
-از نظر وزنی هم از ابتدا تا هم اکنون 16 کیلو کم کرده ام
-در طی هفته هم چندین بار ورزشی که با کبریت فرموده بودین انجام دادم
-درسرم هم جوشهای دردناکی داره
-ریزش موهایم همچنان خیلی زیاد هست
-بوی ترشحاتم هم کمتر شده ولی ترشحاتم بیرنگ و زیاد شده
---------------------------------

جنسيت : زن- :شغل : دانشجو - تهران-قد: 159 -وزن : 60 کيلوگرم - سن: 20- علت مراجعه : چند سالی هست که مشکل دل درد دائمی شکم و نفخ شدید دارم که اسم آن آی بی اس یا سندروم روده ی تحریک پذیر هست . اسهال و یبوست هم دارم . در کل تمام علائم آی بی اس رو دارم. استرس و اضطراب هم اذیتم میکنه .... بعد از دستشویی رفتن باز احساس پر بودن و سنگینی دارم ... بین تمام عوارض نفخ خیلی اذیتم میکنه .. این سایت را هم از طریق سرچ اینترنتی پیدا کردم و بعد از مطالعه دقیق تصمیم به شروع درمان کردم-ناراحتي هاي ديگر؟: ناراحتی خاص دیگه ای ندارم فقط همون علائم و عوارض آی بی اس که ممکنه در روحیه ام هم اثر گذاشته رو هم دارم.سابقه سردرد؟ بله-وضع پوست بدن؟ : بد - میشه گفت نسبتا خوب ... ولی درکل پوست بدنم و صورتم خشک هست .. و برای همین گهگداری جوش هایی روی پوست صورتم میزنه که ناراحت کننده است .. جوش هایی هم روی پاهام هست .. اما نه زیاد- وضع موي سر؟ : خوب - موهام فر هستند برای همین خشک هستش .. درکل ناراضی نیستم از وضعیت موهام وضع ديد چشم؟ : خوب - عینکی هستم اما شماره چشمم پایینه. آستیگمات .. دور رو خوب نمیبینم ... باید عینک بزنم .. سر کلاس درس از عینک استفاده میکنم - در گذشته خیلی دارو مصرف میکردم .حدودا 1 سال پیش.... از انواع داروهای معده و داروهای ضد استرس و خیلی چیز های دیگه اما چون هیچکدوم اثر نداشتند همه را قطع کردم و مدتهاست که دارم فقط عوارض رو تحمل میکنم .. مثل اسهال، نفخ شدید، دل درد های دائمیالان هر وقت که درد خیلی بهم فشار میاده از کلیندیوم سی استفاده میکنم که شاید فقط 1 ساعت اثر داشته باشه ..مترونیدازول. یودوکینول.لوپرامید، پروکسیکام، پروپانول و خیلی داروهای دیگه که اسمشون رو اصلا یادم نیست چون همون موقع که میدیدم اثر ندارند دیگه ادامه ندادم مصرفشون رو - مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . چند سالی هست که این مریضی رو دارم و فکر کنم این رو از اعضای خانواده ام به ارث بردم ... نفخ شدید بعد از خوردن هر غذا و اسهال باعث شده از ترسم نتونم غذا بخورم ... اضطرابی که دارم باعث میشه بدتر بشه اوضاعم .. سخت میتونم توی مکان هایی عمومی راحت حاضر بشم مگه اینکه از قبل آمادگی اش رو کسب کنم یعنی غذا چیزی نخورم و سعی کنم حتما دستشویی برم تا معده ام خالی بشه .. این افکار فکرم رو به خودش مشغول کرده و همین باعث شده که گاهی اوقات دلم نخواد زندگی کنم .. دلم میخواد زندگی راحتت تری داشته باشم .. خسته شدم از اینکه دائم به این فکر کنم که حالا نفخ دارم، حالا باید چکار کنم و این حرفا ...لطفا اسم و آدرس من رو هاید کنین .. نمیخوام معلوم بشه .. اگه واقعا خوب بشم حاضرم هر کمکی که از دست بر بیاد برای سایت و دکتر کنم ... چهار ویژه بانوان -- وضعيت پريد ماهانه؟ : مرتب - دقیقا مرتب که نه ولی هر ماه پریود میشم .. مشکلی نیست از این بابت ... فقط آی بی اسم در طول پریود خیلی بیشتر میشه .. یعمی نفخم زیاد میشه - بطورخلاصه خواسته خود را از ما تکرار کنید(مشخص کنید). حدودا از بچگی یعنی 11 سالگی نفخ شدید پیدا کردم .. از اون روزی شروع شد که برای مسافرت به یه منطقه دیگه رفته بودیم ...تغییر آب و هوایی باعث اسهال شدیدم شد .. و تقریبا دیگه نفخ و دل درد برام موند .. البته هنوزم اسهال دارم .. تا چند سال خبر نداشتم از اینکه مریضم و فکر میکردم طبیعی هستش .. تا اینکه واقعا نفخ بهم فشار میاورد در طول دوران مدرسه و همش غایب بودم سر کلاسا .. بالاخره حدودا 18 سالم بود رفتم دکتر و آزمایشهای زیادی مثل کونولوسکوپی، آندوسکوپی، حرکت رودها، خون، سونوگرافی و خیلی آزمایشهای دیگه انجام دادم و پیش چندین تا پزشک و متخصص گوارش معروف و غیر معروف رفتم ولی همه میگفتن که چیزیت نیست و توی آزمایشهات چیزی معلوم نیست واین چیز هایی که تو میگی علائم آی بی اس یا همون سندروم روده ی تحریک پذیره ..همه به من پیشنهاد کردن که برم پیش دکتر روانپزشک تا بهم قرص بده و آرومتر بشم و استرسم کم بشه .. منم رفتم و کلی قرص بهم داد که همگی باعث میشدن بدنم شل بشه و خوابم بیاد و چون مصادف بود با کنکورم دیگه ادامه ندادم قرص ها رو .. و درکل همه ی قرص هایی که دکترا بهم دادن رو برای چند ماه امتحان میکردم اما میدیدم که اثری ندارن همه رو قطع میکردم .. شاید اثر قرص ها برای 1 ساعت بود بعدش دوباره فردای اون روز، روز از نو روزی از نو ... و درد و نفخ و این حرفا ..الان هم هنوز همونطوریم با اینکه قرص نمیخورم اما درد و نفخ خیلی اذیتم میکنه .. امیدوارم که به روش شما حالم خوب بشه چون واقعا خسته ام از همه چیز .....
==================
ازگزارشات مریض در زمان درمان به روش غذادرمانی
وضعیت:2011-10-01
((( *** این روزها ستاره جان، در خبرها آمده که سازنده کامپیوترهای اپل در امریکا در سن 54سالگی از بیماری آبی اس یا سندروم روده تجریک پذیر، فوت کرده یعنی این بیماری را درامریکاهم نمیتوانند خوب کنند و تو که الحمدالله با روش ما، خوب شدی پس آسون انرا از دست ندهیم موفق باشید ))) واقعا خدا رو شکر میکنم چون حالم خیلی بهتر شده نسبت به قبل. - دل درد اصلا ندارم
- اسهالم هم کاملا قطع شده. البته روز 25 ام یک بار اسهال داشتم اما خدا رو شکر فقط همون یه بار بود...
- خیلی خوشحالم که دیگه اسهال ندارم و معده ام الان به طور عادی کار میکنه ...
- دستشویی رفتنم در طول روز منظم شده یا صبح بعد از بیدار شدن از خواب میرم یا شب قبل از خواب
-و خوشبختانه بر خلاف قبل اصلا فشاری به روده هام وارد نمیشه که درد بگیرن.
- اما از نظر نفخ باید بگم هنوز مشکل دارم،
- البته نسبت به قبل نفخ من خیلی خوب و خیلی کمتر شده
- و در طول روز که بیرون از خونه و دانشگاه هستم خدا را شکر اصلا اذیتم نمیکنه
- نفخ اما شبا موقع خواب نفخ میکنم و همین خیلی اذیتم میکنه و ناراحتم از این بابت.
- در رابطه با پوست بدنم هم باید بگم که پوستم خیلی بهتر و باطراوت تر شده ..
- نرم شده طوری که اطرافیانم هم متوجه این تغییر شدن ...
- درکل خیلی راضی ام ...
-از شما هم بابت معرفی این روش خیلی ممنونم،
7- کنترل اعتبار خود :
فعلا شارژ پرونده ام صفر هست فردا یکشنبه در اولین فرصت پرداخت میکنم و گزارش رو میفرستم

از منشی: ========================
--* پرونده در نوبت بررسی قرار دارد.
--* بشما تبریک میگویم که موفق به اثبات برتری روش ما بر هر روش دیگری
گردیدید و بهتراست افرادی که مثل سابق شما اسیر این بیماری مرموز آی
بی اس » هستند را خوش خبر شوی و همه باهم ثواب ببریم، لطفا عکسی از
خود و شرحی از دوران بسیار سخت خود با این بیماری مرموز هم بنویسید و
خوشحالی حال فعلیتان را برای همه مجسم کنید تا در وبسایت ما درجش
کنیم، همانطور که خودت هم در آن روزهای سخت دوست داشتی کسی رهی مطمئن
پیش پای تو بگذارد.
برای ارسال عکس از این لینک استفاده کنید.
--*-*فرم ارسال مستقیم عکس

- * درجانمایش عکس تان

سیما
-وضعیت:2011-09-09
خدا رو شکر امروز نسبت به روزهای دیگه وضعیت معده ام بهتر بود، واصلا بیرون روی بیخودی نداشتم و نفخ هم اصلا نداشتم. برهکس گذشته دیگه احساس سنگینی و فشار روی روده هام هم دیگه ندارم. فقط بعدازظهر چون کمی ضعف کرده بودم کمی نفخ پیدا کردم که بعد از خوردن موز سریع برطرف شد و الان احساس خوبی دارم.

جنسيت : مرد- شغل : دبیر باز نشسته-قد: 167- وزن:70کيلوگرم-سن:63-استان فارس -معرف /علت مراجعه:از طریق وبلاگ عطاری آبا/برای درمان تومور مثانه
-ناراحتي هاي ديگر؟: همورویید-تنگی دریچه میترال -درد زانو-خشکی دهان وحلق در خواب- حساسيت غذايي؟دارم -حساسیت به بادمجان تخم مرغ گوشت گوسفند ماده خربزه ریحان - وضع پوست بدن؟ : بد - خشکی پوست- وضع ديد چشم؟ : با عينک خوب -
در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - سفکسیم 400هر 24ساعت 1عدد آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ 1-امروز 2- سفکسیم 3-عفونت ادراری 4- سوزش ادرار
هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - لیزر درمانی تومور مثانه هر سه ماه یک بار از سال 86
مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد .
تومر در سمت چپ مثانه نزدیک هالب بوده که که بعد از عمل بار دوم کاملا بهبود یافته ولی در سمت راست دوباره رشد داشته است و هربار به وسبله لیزر برداشته شده است در ضمن جداره مثانه شن ساز است اخرین بارکه عمل لیزر انجام شده 10/5/90بوده است
=========================
ازگزارشات و مکاتبات مریض همزمان با درمان
7-وضعیت(شرح تغییراتی که محسوس است):
- مزاج خوب کار میکند که قبلا نبود.:
- همورئید کمتر شده اما هنوز کاملا خوب نشده -حافظه ام بهتر شده به طوری که اشعاری که حفظ بودم و فراموش کرده بودم کم کم به ذهنم می اید و خدارا شکرازحالت فراموشی خارج شده است - خوشبختانه در ازمایش ادرارم خون مشاهده نشده - لیکن در سونوگرافی که خدمتتان امیل کردم سمت چپ مثانه تومور به اندازه یک میلی متر میباشد در کلیه سمت چپم یک شن 3میلی وجود دارددر کلیه سمت راست علاوه بر شن 5میلی کیستی هم وجود دارد . -وضعیت عمومی بدن خوب است -ورزش و کارهای روز مره طبق معمول انجام می شود -پوست بدنم خشک شده و کمی خارش دارد
04-09-2011 سئوال:
باسلام خدمت شما
اگر شخصی بیماری خاصی نداشته باشدنیز میتواند از روش شما برای پیشگیری از بیماریها استفاده کند وچه کاری باید انجام دهد.
-------------------------
--* سلام
بله این یک کار مهم و واجبی هم است زیرا پیشگیری همیشه ارزانتر و صحیح تر و بی دردسرتراز درمان مریضی ها میباشد و بر طول عمر افزوده میگردد.
اینگونه افراد، پرسشنامه ارسال میدارند و زیر نظرما یک دوره تصفیه خون و تقویت خون 15 روزه می بینند و سپس طبق برنامه اعضای
باشگاه سبز(پیروان طبیعت اینجارا کلیک کنید)
فقط ماهی یک هقته، دسته جمعی یا انفرادی که به « کنترل غذائی » بپردازند، کافی میباشد که تا آخر عمر مریض نشوید و پولی به دکتر و دوا و بیمارستان ندهید.
موفق باشید خرسند
===================< Br> ازگزارشات مریض در دوران غذادرمانی < Br> وضعیت:مورخه 14-09-2011=14شهریوذ1390
- خداراشکررنگ پوستم بهتر شده
-و 3بار در روز مزاجم کار میکند که قبلا کمتر کار میکرد
- هموروئیدم بهتر شده و تحلیل رفته
- از 70 به 66 رسیده روزی دو ساعت ورزش قیچی و دوچرخه را انجام میدهم خیلی خوب عرق میکنم آب هم زیاد میخورم
در ضمن از وزش زیاد کمردرد هم گرفتم ووقتی گرسنه میشوم عرقم میزند و بی حال و کسل می شوم، درکل احساس خیلی خوبی دارم

جنسيت : زن-شغل : bikar- قد: 1/63 - وزن : 55 کيلوگرم-سن: 41-goonbad ghaboos -fistoole anale فیستول آنال - مشکل مقعدی -gahi dochare sar dard hastam va tashkhise dr asab baraye elate an asabi shodan boode - sar dard dar hengame asabi boodan va kam khabi - kapsoole ciprofloxacin va ghorse mitronidazol va diclofenak baraye darmnae tarashohate fistool آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ hamin daroohaye zekr shode k hanooz dar hale masrafe an mibasham va dar mavaghe sar dard az ghorse advil ya estaminofen estefade mikonam - بطورخلاصه خواسته خود را از ما تکرار کنید(مشخص کنید). ba dashtan bavasir k salah dochare an hastam az parsal dochare dard shadid dar nahiye boodam k az emsal zayeee fistool ashkar shod k hamrah ba tarashohate cherki va khoonabe va suzesh mibashad
======================

از گزارشات مریض در طول غذادرمانی

گزارش مورخه 27-09-2011
وضعیت(شرح تغییراتی که محسوس است):
وضعیت اجابت مزاجم بهتر شده وترشح و سوزش هم در قسمت فیستول ندارم ولی هنوز فیستول وجود دارد اما کوچکتر شده است.
تا حالا 6 کیلو وزن کم کرده ام و اکثرا فشار خون پایین دارم
. کنترل اعتبارخود در پرونده:
امشب میخواستم حسابم رو شارژکنم ولی متاُسفانه سایت بانک باز نشد و موفق نشدم ولی فردا در اسرع وقت حسابم رو شارژ میکنم و اطلاعات آن را برای شما ارسال میکنم.
========================= 18-11-2011 25آبانماه 1390 برابر با 18-11-2011 سلام این مطلب را نوشتم برای گزارش به مردم. باسلام و خسته نباشی خدمت پروفسور و منشی عزیزو قدر دانی از زحمات بی شائبه انها گزارش من اینست که به همه جهانیان بگویم که درمان باروش « غذادرمانی» پرفسورخرسند که راه زنده خواری است، امکان پذیر است وصددرصد نتیجه میدهد من بیش از مدت 2سا ل بود که دچار بیماری فیستول آنال بودم ورنج میبردم در این مدت پیش جراهان زیادی رفتم همه دارو وپماد تجویز کردن اما هیچ نتیجه ای نگرفتم. دوباره امسال1390 عکس ام.ار.آی انجام دادم و به دکترای متعددی نشان دادم گفتن فیستول خفیفه باید عمل شوی منم با عمل مخالف بودم، چون سرگذشت آنهائی که عمل کرده بودند و نتیجه هم نگرفته بودند را میدانستم تصمیم گرفتم درمان خود را در راههای دیگر پیدا کنم و لذااز طریق جستجو در اینترنت به مطالعه پرداختم، تا اینکه من سایت آقای دکتر خرسند را دیدم و با مطالعه سرگذشت شفایافتگان آن سایت در دلم نور امیدی روشن شد. منهم خود را عضو خانواده غذادرمانی مطب انترنتی پرفسورخرسند کردم، و غذا درمانی از طریق اینترنت را شروع کردم درابتدا وضعییت من قبل از غذا درمانی خیلی حاد بود ترشح چرکی و خون و سوزش ازناحیه فیستول داشتم، شدت زیاد چرک و خون نگرانم کرده بود، و موضوع را درگزارش خدمت پرفسورخرسند عرض کردم، اماایشان با قاطعیت و خوشحالی فرمودند این حرمت خوب « سیستم خود درمانی بدن » تو است که با روش من بیدار و فعال شده و با قدرت تمام میخواهد ریشه بیماریت را از بدنت بیرون کند و بزودی درمان اساسی خواهید رسید، و واقعا هم چنین شد و اوج دفع خون و چرک چند ساعت بیشتر بطول نیانجامید که دیگر اثری از فیستول و آبسه و چرک و خون نماند و چقدر خوشحالم که تحت تاثیر دکترهای متخصصین قرارنگرفتم و خودم را دست دکترهای جراحان، ناقص نکردم الان خدا رو شکر بهترم ومن این درمان را همچنان ادامه میدهم تادر زمینه های مختلف هم نتیجه کامل را بگیرم واز زحمات پروفسور هم متشکرم امید وارم روزی برسد هیچ مریضی نداشته باشیم در دنیا وبنظر من زنده خواری بهتر از خوردن این داروهای شیمیایی و مضر است. با تقدیم بهترین احترامات به پیشگاه پرفسور خرسند و همکاران - فرشته پرونده 3039 ==================== --* با سپاس از نامه شما و احساس خوب شما، برودی از این نوشته شما همراه با عکس شما در صفحه اول سایت جهت گزارش به مردم درج میکنم. سیما مدیر مطب انترنتی - هلند

جنسيت : زن-شغل : فرهنگی-قد: 164 /وزن : 73 کيلوگرم-سن: 40 -تهران-درمان عفونت فیستول حاد و از بین بردن زائده ای در کنار آن-اضافه وزن- حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - روزی 4عدد مترونیدازول و 2 عدد سیپرو فلاکساسین آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ هر روز در حال مصرف هستم/مترونیدازول و سیپروفلاکساسین/به علت عفونت شدید فیستول مقعدی/اگر استفاده نکنم عفونتم به شدت زیاد میشود. هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - یکبار عمل آبسه-دو بار جراحی فیستول مقعدی مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . با سلام و درود,آقای دکتر خرسند از شما عاجزانه خواهشمندم محبت فرمایید برنامه ی غذایی را برایم تجویز کنید که در کوتاه ترین زمان عفونت فیستولم از بین برود و به زندگی عادی برگردم چون من معلم هستم و با این شرایط وحشتناک که پس از دوبار جراحی هنوز هم عفونت شدید و متعفن و خونریزی دارم,آمادگی لازم را جهت شروع سال تحصیلی جدید ندارم.بازهم از شما طلب یاری دارم-لطفا کمکم کنید.بهترینها را در این شبهای مبارک برای شما و خانواده تان خواستارم. بطورخلاصه خواسته خود را از ما تکرار کنید(مشخص کنید). در بهار 89 پس از جراحی آبسه,دچار فیستول شدم و متاسفانه با گذشت یک سال و نیم و دو بار جراحی بهبودی نیافته ام.
=======================
از گزارشات مریض در دوران درمان
گزارش مورخه 2011-09-03 /وضعیت:
شکر خدا حال عمومی ام نسبتا خوب است ولی کمی ضعف دارم,
احساس میکنم عفونت فیستولم یک کمی کم شده است و فکر میکنم با انجام توصیه های جناب عالی کمتر هم بشود. وزنم بحمدالله کم شده و احساس خوب و سبکی دارم
8/کنترل اعتبار خود در پرونده:
امروز 20هزار تومان به حساب ملی بانک شما
به شماره ی 6037991100283690 واریز نمودم.
9/طرح سوال:آقای دکتر عزیز می خواستم به عرض برسانم قرار است فردا به مدت 10 روز به مسافرت بروم,
آیا دستور معینی برای این سفر باید رعایت کنم؟
در ضمن خوراکی های مجازی که هیچ ضرری برایم نداشته باشند, کدامها هستند؟
چون واقعا هر چیزی را میخواهم بخورم,(حتی در اوج گرسنگی)ازترس برگشت مریضی و نمی خورم و نیخواهم روند خوب فعلیم که بکمک شما بدست آورده ام؛ تفییرکند.
ایا صیفی جات مثل هندوانه و خربزه ضرری ندارند؟ با تشکر از راهنماییها و محبتهای شما.
از خداوندبهترینها را برای شما خواستارم.
===========================

مستعار :فرزانه /ایران-تهران-/شغل : بیکار / شغل سرپرست: : کارمند/ قد: 164/ وزن : 69کيلوگرم/ ظ= 15 / سن: 26 - : مجرد معرف /علت مراجعه : از طریق عمه ام (کبری - - -) - درمان اگزما و ریزش مو/ ناراحتي هاي ديگر؟: درمان اگزماهای مزمن و ریزش شدید مو و اضافه وزن/ پياده روي (حداقل 2 کيلومتر)درچه مدت داريد؟ گهگاه(1تا3بار در ماه)/ وضع موي سر؟ : بد - ریزش شدید موی سر/در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - زینک پلاس ویتامین سی آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ 4ماه پیش - داروهایی برای رفع اگزماهای شدید روی انگشت اشاره و شصت هر دو دست و روی پاها-دوماه استفاده کردم فقط بهتر شد اما از بین نرفت و از ادامه خسته شدم دیگر استفاده نکردم اتفاق خاصی نیافتاد هنوز هم اگزما هست گاهی متورم میشود و گاهی بهتر میشود اما از بین نمیرود / هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - عمل زیبایی بینی یک سال پیش <> =================================== <> از گزارشات مریض در حین غذادرمانی < > --------------------------------- 16-11-2012 < > 7-وضعیت: - خدارا شکر از ابتدای « غذادرمانی » تا کنون مشکل خاصی نداشتم. - مثلا شکر خدا سردرد نداشتم. - و احساس ضعف بسیار کم داشتم. - که این حس ضعف بیشتر در پاهایم حس میکنم. < > ----------------------------------------- <>

جنسيت : مرد - شغل : بازنشسته- قد: 175 /وزن: 74کيلوگرم - سن: 60 -تهران-درمان بیماری سرطان خون مشکوک به AML-M4 - تحریکات پوستی به صورت کهیر -گاهی اوقات تحریک پوستی(کهیر) و خارش ظاهر می شود - مصرف گوشت قرمز(گاو گوسفند) دارید؟ هرگز(يعني معمولا نميخوريدودوست نداريد)-سردرد؟ بله - گهگاه به علت خستگی و در معرض آفتاب بودن -پوست بدن؟ : بد - خشکی پوست -و به چه علت بود؟ 1.در تاریخ 14/4/1390 2.سیپروفلوکساسین 3.به علت عفونت کلیه 4.خیر در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - پرهیز از گوشت قرمز و گنجاندن میوه و سبزیجات در سبد غذایی و استفاده از مکملهای غذایی گیاهی- مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . پرسشنامه بالا توسط فرزند بیمار پر شده است.در تاریخ 10/12/1389 بیماری پدر بنده AML-M4 تشخیص داده شد و نظر پزشک معالج شروع درمان با شیمی درمانی بود. اما پدر بنده هرگز شیمی درمانی نکرده و اقدام به مصرف مکملهای گیاهی کردند. نتیجه آزمایش در آن تاریخ : PLT:32000 WBC:2700 RBC:4.12 HGB:9.8نتیجه آزمایش در تاریخ 1/4/1390 در هنگام عفونت کیه PLT:23000 WBC:9100 RBC:4.1 HGB:9 (در این تاریخ 3 واحد پلاکت و 1 واحد خون تزیق وجود داشته)نتیجه آخرین آزمایش در تاریخ 12/5/1390: PLT:25000 WBC:2100 RBC 4.43 HGB:10لازم به ذکر از تاریخ تشخیص بیماری پدر بنده هیچ گونه دارویی به جز یک دوره 14 روزه سیپروفلوکساسین به علت عفونت کلیه مصرف نکرده اند.اولویت درخواست:1.گرفتن هرچه سریع تر برنامه غذایی2.راهنمایی در مورد چگونگی اجرای برنامه
========================
از گزاذرشات مریض در طول درمان

-وضعیت:2011-10-03
-کوفتگی بدن و ضعف کلا از بین رفته
- سرفه ام بهتر شده و کم سرفه می کنم
-کهیر بدنم و خارش هایم کلا از بین رفته
-احساس می کنم بدنم سبک شده
-کورک باسنم بهتر شده
-آفات دهانم خیلی خوب برطرف شد و درمان گردید
--------- 2011-09-18
وضعیت:5

من 5 روز است که روزی سه قاشق یا 3لقمه ممنوعه خواری می کنم و در کل به میل زیادی به خوردن غذاهای ممنوعه دارم مانند نان, برنج. پنیر. انواع خورشت ها.انواع گوشت. خوشبختانه در طول این 10 روز کسلی - کوفتگی بدن - ضعف نداشته ام و همچنین با کمال خوشحالی در طول این 10 روز خارش بدن و کهیر نداشته ام در طول این 10 روز سرفه می کنم ولی سرما نخورده ام و سینه ام هم درد نمی کند. چندین ماه قبل کورک بسیار بزرگی در باسنم داشتم که بعد از یک ماه که در روش شما بودم، بهبود پیدا کرد. الان دوباره عود کرده است وخیلی دردناک است و سر باز نمی کند. ولی درکل همچنین احساس سبکی بیشتری می کنم 8-کنترل اعتبارخود در پرونده:روز 4 شنبه میلغ 40 هزار تومان به حساب جناب عالی واریز خواهم کرد 2011-09-09 وضعیت:
در طول روز 10 لیوان آب نوشیدم و هر روز ورزش صبحگاهی داشتم رنگ پوستم روشن شده ولی قبل از رژیم اینجوری نبود در طول این 10 روز ضعف - کسلی - کوفتگی بدن داشتم قبل از رژیم ساق پایم دانه های قرمز رنگی می زد ولی حالا نمی زند. خارش و کهیر بدنم در طول این 10 روز کمتر شده. معمولا بین ساعات 8 تا 10 صبح بدنم کهیر می زند نواحی باسن + ران + ساق پایم و کمی روی بازوهایم: حالا حمام که میروم خوب می شود و کهیر بدنم از بین می رود.
شبها بعضی وقتها پشت کمرم کهیر می زند از ساعت 12 شب تا 8 صبح البته قبل از رژیم هم خارش بدن و کهیر بیشتر داشتم
با سلام 2011-09-02
سپاسگزار از رهنمودهای شما. عذر مرا به خاطر گزارش ناقص بپذیرید.
وضعیت:2011-09-03
پوست بدن به خصوص صورت روشن و شفافتر از سابق شده. بعضا اجساس کسلی و کوفتگی می کنم. مانند قبل از شروع غذادرمانی همچنان کهیر همراه با خارش در ناحیه پا ران و باسن دارم(بیشتر بین ساعات 8 تا 10صبح). گاهی بین ساعات 12 تا 8 صبح کهیر در ناحیه پشت کمر دارم. سابق جوشهای قرمز رنگ کوچکی در ناحیه زانو به پایین داشتم که بعد از شروع عذادرمانی خیلی کمتر شده. چند روزی است که چند آفت دهان داشتم. البته رو به بهبودی است. گاهی هم با چرخاندن گردن گوشهایم داغ می شوند که این حالت رو قبلا نداشتم.
با تشکر

جنسيت : زن - :شغل : کارمند بانک-سن: 28-قد: 160 / وزن : 63 کيلوگرم-تهران-معرف /علت مراجعه : یکی از آشنایان -درمان رماتیسم ناراحتي هاي ديگر؟: کهیر - البته به گفته دکترم منشا رماتیسم دارد- سابقه سرگيجه؟ بله - بعضی وقتها وضع پوست بدن؟ : - - بد نیست ولی خوبم نیست وضع موي سر؟ : - - ریزش مو دارم - در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - سیتریزن و هیدروکسی سولفات - پردنیزولون - فولیک اسید - روزی یک قرص -استومد هفته ای 1 قرص - ابترکس دو روز در هفته 6 قرص آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ داروهای فوق تقریبا هر روز - دردهای شدید-مثلا دستم درد می گیره طوری که حتی دستگیره درم نمی تونم بگیرم - مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . درمان رماتیسم - و کهیر که البته ممکن مربوط به همون رماتیسم باشه- بطورخلاصه خواسته خود را از ما تکرار کنید(مشخص کنید). 2 سال پیش در زمستان زمین گیر شدم ولی با دردهای خیلی بد نه می تونستم راه برم و نه می تونستم چیزی بخورم - کوچکترین استفاده از دست و پاهام با درد وحشتناک همراه بودالبته اون سال تو شمال بودم
============================
از گزارشات مریض در دوره غذادرمانی
=============
در چت: 09-09-2011
جناب پرفسور خیلی دوستان دارم،
امروز یک خبر خیلی خوب دارم
و آن اینکه دیگر حس نمیکنم پوستم کهیر داشته باشد همه جای بدنم با کمال تعجب خوب شده اند
اما فقط نمیدانم چرا وقتی درخانه هستم دوباره بعضی فسمتهای بدنم که درمعرض هوا است کمی پوستش تغییر حالت میدهد و
تا برون هستم و همه جای بدنم زیر پئشش است، خبری از درد و علامت کهیر پوستی نیست، جس میکنم بزودی خوب میشوم از شما خیلی ممنونم فعلا خودم را 80 درصد سالم می بینم خداراشکر
8-وضعیت:25-08-2011
امروز خوب بودم دارو هم مصرف نکردم
– ولی یک روز از کرم آرایشی استفاده کردم
- دردی ندارم و خوشبخانه بعضی وقتها طول می کشه تا دردام ظاهر بشن
بیش از 2 هفته کهیرام که هر روز باید سیتریزن بخاطرش می خوردم
الان 2 روز یا 3 روز در میان قرص می خوروم تا
اونجا که بتونم مقاومت می کنم در حالت کلی خوبم و راضی
فقط کهیرام اذیتم می کنه
– تغییری که در خودم می بینم لاغر شدنمه و تاخیر کهیرام که هردو رو دوست دارم

« بهترین درمان ونیزبهترین پیشگیری کلیه بیماریها،« نبازند » وکنترل تغذیه خوداز سموم است » از: فلسفه پرفسورخرسند (آنلاین در2008-07-19 23:45:53) گزارش درمان بیماری دردناک و مرموز فیستول شقاق معقدی و بواسیر از راه دور به روش پرفسورخرسند . . . . رضابیمارودردمندسابق / عزت، خواهر بزرگ رضا، ومعرفی کننده سایت . . ....

جنسيت : زن-قد: 160/وزن:72کيلوگرم - سن: 33 - تهران - ازطریق سرچ در کامپیوتر برای بیماری ام - درد در ناحیه زیر شکم + واشتهای زیاد که مایل هستم هم اش بخورم -ویک روز هم از صبح تکرر ادرار زیاد داشتم ناراحتي هاي ديگر؟: بعد از 9 سال ازدواج بچه دار نشدم وکلی درمان آی یو آی کردم هر دفعه جواب داده ولی افتاده و الا ن حدود 5/1 سال هست که دنبال دوا ودرمان نرفتم خسته شدم پریودم هم نامنظم است .الان هم حدود 20روز هست که عقب انداختم - سرگيجه؟ بله - یکدفعه برای عفونت گوش - برای گرمازدگی - 5/1پیش بود برای بارداری -آمپولهای HMG,+کلوموفین +متفورمین وداروهای دیگه برای بارداری - عمل جراحي داشته ايد؟ بله - برای از دست دادن 3انگشت دست چب دریکسالگی + عمل لاپاراسکوپی برای کیست تخمدان در 2سال پیش - وضعيت پريد ماهانه؟ : نامرتب - بعداز عمل لاپاراسکوپی نیز باز هم نامرتبه +قرص ضد بارداری هم که می خورم جواب عکس می دهد - چند شکم زايمان داشته ايد؟ هیچی
===========================
ازگزارشات مریض درهنگام درمان
25-09-2011 6-پاسخ به سئوال:
من بعد از چندین ماه که پریودم عقب افتاد ه بود، الان با کمال خوشحالی بدون اینکه آمپول بزنم پریود میشد، من همیشه با آمپول پریود می شدم پس حالا آیا امیدی است که من پرید های منظم داشته باشم؟ -و انشاالله از این طریق (روش شما) پچه دار هم شوم؟ -وضعیت:
وضعیت خوبی دارم برعکس گذشته، حالا درد در هیچ جای بدنم نیست، فقط بعضی اوقات که کارهای سخت میکنم درد در ناحیه کمر سمت چپ احساس می شه
8-کنترل اعتبارخود در پرونده: در طی فردا ویا پس فردا 50 هزار تومان شارژ می کنم 9- طرح سئوال:
آیا با این روش که در پیش گرفتم پری منظم میشود ویا روش دیگری را باید بکار ببرم - ملاحظات:
(دراین قسمت توضیح دهم که یکی دوروز من برنج 3قاشق ظهر خوردم ونان و پنیر شب می خوردم چون مهمان از شهرستان داشتم و از اقوام شوهر بود ونمی خواستم که بفهمند و چند روز هم هست که ورزش نکردم .حالا چه کار کنم ) وضعیت:2011-09-04
خداراشکر هم اکنون وضع خوابم خوب شده ،دیگه احساس ضعف خیلی کمتری دارم ودر واقع میشود گفت که دیگر ضعف ندارم - سستی در بدنم دیگر وجود ندارد.بیش از 8کیلو از گوشتهای مزاحم خودرا اب کرده ام احساس سبکی و خوبی دارم 8-کنترل اعتبارخود در پرونده: فردا اعتبار خود را 50هزار تومان اضافه میکنم
وضعیت:2011-08-11
پهلوهام خوب شدند، زیر چشمم گود رفته - صورتم لاغرشده -به مدت 2 روز سوزش ادرار داشتم خیلی آب خوردم امروز خوب شدم ، خیلی بهترم ،بدنم که درد میکرد خیلی بهترم

مستعار: مینو - استادیار دانشگاه - قد:**- وزن : ** کيلوگرم-سن: **استان:سیستان - معرف /علت مراجعه : شانسی و از طریق اینترنت، درمان تنبلی تخمدان و مشکلات پوستی (لکه ها، چروک های دور چشم و لاغری صورت) ناراحتي هاي ديگر؟:اختلالات قاعدگی- وضع موي سر؟: بد - کم پشت و سفید و دارای شوره - وضع ديد چشم؟ : با عينک خوب - یک سال پیش : قرص دیان مصرف کردم چون کیست داشتم - پوست صورت من خیلی زود داره پیر می شود . چروک های دور چشمام خیلی زیاد شده و به همین خاطر اصلا دوست ندارم بخندم چون چروک ها بیشتر معلوم میشه . پوست صورتم خیلی لک داره . منچهره زیبایی دارم اما این پوست خراب تمام اون زیبایی را از بین برده. پوست من اصلا شاداب نیست . من میدونم که اینها قسمتیش به خاطر مشکل قاعدگی است که هیچوقت منظم نبوده و با دارو هم نشده -چهار ویژه بانوان - وضعيت پريد ماهانه؟ : نامرتب - هر 3-4 ماه یا 5-6 ماه یک بار -
========================================
ازگزارشات مریض در حین غذادرمانی
-------------------------------21-05-2012
شرح حال
: با سلام
:
- { تغذیه ام} هنوز به همون سیستم ادامه میدم و دیگه بهش عادت کردم (تقریبا)،
-{ خداراشکر } وزنم یک و نیم کیلویی کم شده و احساس سبکی می کنم ،
- (خوشبختانه)پوستم روشن تر شده و تغیرش ملموس هست .
- البته هنوز گاهی جوش های ریز قرمز (برخی زیر پوستی) دارم که دیر از رو صورتم حذف میشن.
-برای مشکل مربوط به عفونت هم طبق دستور انجام دادم
- بعد از چند روز{ خوشبختانه } کامل برطرف شده .
-(برخلاف گذشته) خواب خوب و سنگینی دارم و کمتر خسته می شم.

خانم - مهندس شیمی- مجرد - 164-83کیلو-44ساله استان مرکزی- بیماری رحمی و فیبروم و خونریزی. ناراحتي هاي ديگر؟: بخاطر بیماری تیروئید 2 بار ید دریافت کرده ام و هنوز تحت نظر پزشک هستم و فعلا دارویی مصرف نمی کنم فقط هر 3 ماه یکبار آزمایش خون میدهم تا وضعیت پرکاری و کم کاری بررسی شود ...بیشتر اوقات وقتی گرسنه میشوم سردرد میگیرم سابقه سرگيجه؟ بله - خیلی کم وضع پوست بدن؟ : بد - پوستم چرب و یبزه است و پوست صورتم لکه های قهوه ای و پوست دستها نقطه های قرمز ریز دارد وضع موي سر؟ : خوب - موهایم نسبت به سالیان قبل خیلی کمتر شده است و درضمن نسبت به سن موهایم زود سفید شده و حالا هم موی سفید زیاددارم وضع ديد چشم؟ : خوب - تا 25 سالگی بعلت آستیگمات عینک میزدم و الان مشکل برطرف شده است کپسول مفنامیک اسید مصرف میکنم تا روزی 4 تا وقتی لکه بینی دارم آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ امروز صبح کپسول مفنامیک اسید مصرف کرده ام بعلت بیشتر شدن لکه بینی وقتی آن را قطع میکنم لکه بینی بیشتر میشود. در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - بعلت وزن زیاد سعی میکنم نان و پرنج و شیرینی کمتر مصرف کنم هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - در سن 5 سالگی لوزه هایم را عمل کرده و برداشته و در سال 89 هم فیبروم رحمی را برداشته ام . مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . سال 88 بعلت وجود داشتن توده ای بزرگ و سفت در زیر شکم و لکه بینی قبل و بعد از پریدی به دکتر زنان مراجعه کردم که با سونوگرافی معلوم شد که دوتا فیبرم بزرگ دارم که قرار شد تا اذیت نکرده اند به آنها کاری نداشته باشم .ولیکن در سال 89 با پریدی همراه خونریزی شدید و زیاد مواجه شدم که معمولا طولانی نبود ولی چون حجم خونی که دفع میشد بسیار زیاد بود برای جراحی و برداشتن فیبرم در تیر 89 اقدام کردم که بعد از عمل سر موقع پرید شدم ولی از پرید سوم مجددا خونریزی شروع شد که هر پریدی بیشتر شد تا اینکه از 10 آذر 89 خونریزی قطع نشد، به دکتر مراجعه کردم و مجددا سونوگرافی دادم که گفتند مشکل خاصی نداری و رحم لیومیوماتوز است که با قرص LD و کپسول ترنسید و پروفن نتوانستند خونریزی را کاملا قطع کنند گرچه حجم آن کمترشده بود . بنابراین دکتر برای درمان 6 عدد دیفرلین برای 6 ماه تجویز کرد که تا تاریخ 14/12/89 که سومین آمپول را گرفتم خبری از قطع کامل خونریزی نشد بنابراین روزی 4 تا ترنسید و 4 تا مفنامیک اسید هم خوردم در ضمن خونریزی معمولا با دفع لخته های بزرگ همراه می باشد خلاصه بعد از چند روز بعد از آمپول سوم میشه گفت خونریزی قطع شد که تا نوبت چهارم 12/1/1390 حدود زمانی که باید پرید میشدم دو روزی خونریزی همراه با دفع لخته های بزرگ داشتم و بعد از آمپول چهارم خونریزی قطع شد و گاه ترشخات رنگی و تیره داشتم تا در تاریخ 1/2/1390 که باز حدود زمان پریدی خونریزی معمولی با دفع لخته های کوچک شروع شد و متاسفانه تا 10/2/1390 که موقع گرفتن آمپول پنجم بود قطع نشد . بعد از آمپول پنجم خونریزی تا 2 روز قبل از آمپول ششم قطع بود گاه ترشحات بی رنگ و گاه رنگی داشتم دوباره ساعتی کمی خونریزی داشتم و بعد از گرفتن آمپول ششم در تاریخ 6/3/90 تا 16/3/90 خونریزی کاملا قطع شده بود که از 19/3/90 تا کنون ( 28/3/90 ) ترشحات رنگی و گاه کمی خون دفع میکنم که معمولا با کمردرد و گاه زیر شکم درد همراه است و هرگاه ترشحات بیشتر میشود به توصیه پزشک معالج تا روزی 4 تا مفنامیک اسید مصرف میکنم که ترشحات را کم میکند ... با این روند بیماری می ترسم مجبور به جراحی برای خروج رحم گردم ...در ضمن حدود 2 ماه است که زیر چشمانم ورم کرده مخصوصا صبحها و این ورم در زیر چشم چپم بیشتر است . آیا با روش شما میتوان این بیماری را از بین برد ؟ از راهنمائی شما بسیار ممنونم . چهار ویژه بانوان وضعيت پريد ماهانه؟ : نامرتب - قبلا مرتب بود ولی فعلا بعلت دریافت 6 عدد دیفرلین قاعدتا نباید تا چندین ماه پرید شوم ولیکن فعلا که ترشحات رنگی و گاه لکه بینی دارم
==========================
ازگزارشات مریض در دوره درمان به روش ما

گزارش 16-08-2011
واقعا من یک تشکر به شما بدهکار هستم بخاطر اینکه دراین مدت که زیر نظر شما هستم، توانسته ام حدود 13 کیلو وزن و گوشت بی خودی خودرا کم کنم ونیز خدارا شکر با این رژیم ریزش موهایم زیاد نشده است و الحمدالله لکه های صورتم کمرنگ شده است و لکه های روی دستانم تغییری نکرده اند. در ضمن قبلا موهایم دو روزه چرب میشد و اذیت بودم اما الان خشکتر شده اند و میتوانم 4 تا 5 روز هم حمام نروم و موهایم چرب نمی شود ... الان قادرم آب زیادی بخورم که قبلا نفخ میکردم و دراین مدت خیلی کم سردرد داشته ام

خانم - مترجم - 163-/64کیلو- قزوین - سنگینی سر و پلک های چشم و سینوزیت ناراحتي هاي ديگر؟: جمع شدن و سوزش و خستگی چشمها-خارش و عفونت واژن-خارش مقعد-ترشحات چرکی از حلق و بینی-حساسیت شدید در مقابل باد کولر-جوشهای چرکی بیشتر در قسمت فک پایین سمت راست صورت خونریزی زیاد در دوران پریود - احساس کسالت و خواب آلودگی در اکثر اوقات -آرتروز خفیف در زانو کتف ها و شدید تر در ناحیه کمر - واریس پا بیشنر در قسمت جلوی ناحیه ساق پای راست و کمی هم در قسمت بالای زانو ها ابتدای ران - سابقه سردرد؟ بله - در سن 18 سالگی مبتلا به سردرد و بیخوابی شدید در شبها شدم که میگرن نبود که بعد از گذشت یک سال با 11 ماه خام گیاه خواری بهبود پیدا کرد - آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ 3ماه پیش/ پریدوستیگمن یا مستینون / به علت سنگینی پلکها و سر که سرم را سنگین تر و حالت خواب آلودگی را شدید تر کرده بود به این خاطر بعد از اتمام 40 عدد دیگر مصرف نکردم و بخاطر چرکهای سینوس سالیان سال کپسول کو اموکسی کلاو 625 مصرف کرده ام و در حا ل حاضر برای تسکین سنگینی سر بعضی اوقات از کپسول مفنامیک اسید و برای تسکین حالت تب از استامینوفن ساده استفاده میکنم .ضمنا برای غضروف سازی کپسول پیاسکلدین 300 و ویتامین E مصرف میکنمروزانه مولتی ویتامین همراه با عصاره سبزیجات و میوه جات و انتی اکسیدان شرکت اینولنس امریکا و همینطور هر 2 روز در میان کپسول روغن ماهی غلیظ و مکمل گیاهی رفع افسردگی استفاده مینمایم هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - سزارین در به طریق بی حسی از نخاع در سی سالگی و عمل انحراف بینی در 34 سالگی و عمل اندوسکوپی سینوس در 37 سالگی مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . حدود 4 ماه پیش به دکتر مغز و اعصاب به دلیل سنگینی پلکها و سر مراجعه کردم و نتیجه MRI نشان داد که در 21 سال پیش که من به مدت یک ماه بینایی چشم راست را از دست داده بودم به علت MS خاموش بوده است و ضایعه ای در قسمت چپ مغز دیده شد ولی بقیه قسمتهای مغز و نخاع کاملا سالم است .الویت در خواست سنگینی پلکها و سر و سینوزیت است - به مدت 10 سال آیودی دارم و هم اکنون ترشحات واژن زیاد و حالت قارچی و خارش دارد
==================================
از گزارشات موقع درمان
وضعیت: 21-06-2011
شکر خدا امروز صبح یک ساعت و نیم زودتر از روز قبل براحتی و سرحال بیدار شدم در صورتی که قبلا بیدار شدن در ساعت 8 صبح همراه با کسالت و خواب آلودگی بود. از ساعت 11 تا 1 بعد از ظهر در حال تعلیم راننگی بودم در طول تعلیم بعضی اوقات احساس خستگی چشم داشتم ولی حال عمومی بدنم خوب بود . ساعت 4.5 بعد از ظهر پلک چپ کمی سنگین شده و حالت خواب آلودگی داشتم . امروز عصر بالای سرم سنگین شده و چشم راست تیر میکشد. با پوزش خارش مقعد 90% قطع شده و امروز با اولین روز پریود مصادف شده است . ورزش ها انجام شد دوش گرفتم و میخواهم ساعت 2 نیمه شب بخوابم .

آقا-معلم حق التدریس - 29ساله 170/61کیلو-استان خراسان-تاریخچه:/...من در ابتدا دچار ناراحتی اعصاب بودم و افکار وسواسی گناه داشتم و همان زمان دچار دیسک کمر L5_S1بالجینگ شدم در MRIنشان داده شدو پیش دکتر مغز و اعصاب برای این کار رفتم و یک دانه بزرگ در قسمت گیجگاه من بیرون همان روزهاامده بود که بمدت 10 روز ورم زیادی کرد و بعد با مصرف قرص ضد افسردگی فلاکسامین 1 هفته دچار سردرد از ناحیه پشت سرشدم و آزمایش خون گرفتم و فقط کلسترول را نشان دادو دکتر به من قرص لاغری داد(ونوستات )که حدودد 8 کیلو وزن کم کردم که بسیار سردردم را تشدید کرد و من دچار احساس گناه بیشتری می شدم که ازدو ماه سردرد داشتم که از سمت شقیقه حس کردم عضلات گیجگاهم صدای تق تق با سر و صدا می داد تا اینکه بی خواب هم کمک کم شدم که دکتر به من قرص کلرودیو پوکساید داد و من 10 روز خوردم و بعد ترک کردم و 3 شبانه روز را نخوابیدم . دیگر بعد از آن برنامه روحی و جسمی ام به شدت بهم خورد تا اینکه 3 ماهای را قرص خواب می خوردم و لی دیدم بدتر هست شاید 2 ساعت آن هم به زور می خوابیدم تا با یک متخصص هیپنوتیزم اشنا شدم او گفت همه قر صها را بگذار کنا آنها تو را بدتر می کند و من به حرف او گوش دادم و با خود هیپنوتیزم توانستم 9 ماهه هیچ قرصی نمی خورم . مخصوصا قر ص های اعصاب برای من نتیجه عکس می داد . او به من مراقبه و تمدد اعصاب را آموخت که تا 30درصدی آرامتر شدم بدون قرص از راه دور آن هم اینترنتی بود . ولی حالا همین بی خوابی و سردرد و کمردردو بوی بد دهان و سفیدی دهان من را اذیت می کند سابقه سردرد دارید؟ بله همیشه که وقتی می جوم عضلات گیجگاهی ام صدای تق تق می آید که می گویند عصبی هست و مشکل فک گیجگاهی هم فکر کنم دارم 25- سابقه سرگیچه دارید؟ گاهی . بخصوص وقتی ظهرها دراز می کشم و اصلا خوابم نمی برد- بود؟داروهای اعصاب ـخواب آور لورازپام 1 میلی گرم و فلو کستین 2 ماه خوردمو قبل تر آز ان آلو پرازو لام من را بدتر می کرد.و به چه علت بود؟ بی خوابی افسردگی و ناراحتی اعصاب ـ وسواس فکری (احساس گناه) در حال حاضر رژیم خاصی دارید؟ خیر . فقط صبح میوه و عسل می خورم و قبل از آن هم 5 لیوان آب متد آب درمانی ژاپنی را اجرا می کنم . یکی به من می گوید بیا آب درمانی درونی کن آی خوبه؟ داروهای اعصاب من را بدتر می کند و همه را 9 ماهه ترک کرده امو خوابم خیلی کمه 3 ساعت در شبانه روز و سردرد دائمی و بد ن دردی بخصوص کمردرد
==========================
وضعیت:2011-06-30
به نام خدا با سلام پرو فسور خرسند
احساس سبکی بیشتری دارم و 2 کیلو وزنم کم شده است و یبوست دیگر ندارم و زبانم قبلا بوی بد می داد حالا قدری بهتر شده است ولی پرز سفید در ته زبان هنوز دارم و قدری خشکی زبان که نسبت به قبل بهتر شده است و لی سر صبح بدتر ایت ولی کلا از قبل بهتر شده است و وضع معده ام بهتر است اما همچنان بی خوابی و سردرد را دارم به نام خدا با سلام پرو فسور خرسند من از نظر معده و رفع یبوست بهتر شده ام و احساس سبکی بیشتری نسبت به قبل میکنم ولی همچنان مشکل بی خوابی(3 ساعت درشبانه روز)وسردرد(500 روزه ام که از قبلا داشته ام و سردردذ تنشی واختلالات عضلات گیجگاهی دارم که هنگام خوردن یا استرس من بیشتر صدای تق می کند) و همچنین خشکی زبان و سفیدی زبان رادارم که خیلی کم زبانم بهتر شده نه خیلی و لی نسبت به قبل همچنان سردرد ی که همیشه داشته ام به همراه بی خوابی را دارم

آقا- کارمند - 42ساله 175 / 90 کیلو - خراسان جنوبی - از طریق سایت شما ودچار فیستول از ناحیه بغل معد شده ام وخون از داخل معد نمی آید ومدتی است چرک وعفونت همراه است واز دارو های خشک کننده میترئ=ومیندازول 250 وسفالکسین 500 استفاده کرده ام ولی خوب نشده ام وچرک کمتر شده وگاهی اوقا خون بر اثر فشار وارده می آید ناراحتي هاي ديگر؟: ناراحتی دیگری ندارم بجز همین فیستول که به دکتر مراجعه وبر اثر آبسه به فیستول تبدیل شده واز اوایل بر اثر زین دوچرخه منجر به این جاها کشیده شده لطفاً خواهشاً راهنمایی کنیید ودکتر جراح می گوید باید عمل جراحی شود ومن هم با تحقیقاتی که کرده ام عوارض زیادی دارد کپسول سفالکسین ومیتر میندازول مصرف کرده ام وتمام شده است وچرک محل ندارد وبر اثر فشار خون می آید وروی صندلی که نشسته ام وضمناً کارمند هم هستم واین احتیاج به استراحت دارد یا خیر - عمل جراحي داشته ايد؟ بله - آپاندیس عمل کرده ام
=============================
ازگزارشات مریض درحین درمان
وضعیت: 2011-06-23
خدمت شما عرض کنم که رژیم غذایی را رعایت نموده ام ورزش متناوب عصرها فیستول بند آمده و خوب شده بود، اما برخلاف توصیه شما، دوعدد سیب زمینی خوردم مرا یبوست گرفت وفشار روی مقعد آمد ودوباره شروع به عفونت کرد
وضعیت: 2011-06-013
وپایان گزارش روز دوم الان خدا را شکر عفونت نسبت به قبل کمتر شده وگاهی لکه های زرد رنگ روی دستمال کاغذی دیده می شود. =======================2011-06-23 سلام خدمت شما عرض کنم که رژیم غذای را رعایت نموده ام ورزش متناوب عصرها فیستول بند آمده و خوب شده بود، اما برخلاف توصیه شما، دوعدد سیب زمینی خوردم مرا یبوست گرفت وفشار روی مقعد آمد ودوباره شروع به عفونت کرد وباز از اول همان رژیم غذایی که فرموده بودید رعایت میکنم والان اندازه یک سوزن محل فیستول باز است و فیستول خوب نمی شود وبنده کارمند روز مزد هستم ودو ماه شده حقوق نگرفته ام انشائا-- تا حقوق حق الزحمه را پرداخت می کنم واز این به بعد چه دستور غذایی می فرمایید اجر شما با امام حسین ع ============================== --* بااینکه همیشه پرونده شما شارژ کافی نداشته، اما همیشه سرویس گرفته اید و حالا هم میگیرید درنوبت رسیدگی قرار دارد. سیما --------------------------------------

خانم-کارمند-160/82 سن-40ساله- ابهر-درمان زانودرد(پای چپ بعلت تصادف)- درمان سینوزیت - رفع اضافه وزن - ناراحتي هاي ديگر؟: رفع دردهای زیرشکمی(مثانه)- خشکی پوست مخصوصاصورت-پادرد شدید(حالت سرما)-کبد چرب - حساسيت غذايي؟ دارم - گوجه- بادام زمینی- سیب زمینی - آجیل - وقتی که عصبانی می شوم بدنم خارش شدید می گیرد -سابقه سرگيجه؟ بله - گاهی وقتها وضع پوست بدن؟ : خوب - وضع موي سر؟ : بد - ریزش مو و گاهی وقتها ابرو وضع ديد چشم؟ : خوب - نور خیلی اذیتم میکند-در سایه بهتر مبینم وضعيت دندانها؟ : همه اصلي و خوب - دندان سمت چپ بالایی آسیاب بعلت عفونت سینوس که عصب کشی شده آبسه میکند در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ خير - داروهای اعصاب را دیگر استفاده نمی کنم آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ آنتی بیوتیک در20/1/90 آنتی بیوتیک در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ خير - هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - عمل زیبایی زنان - سینوزیت - 18سال پیش مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . همیشه پاهایم تازانوسرد و مدام درد میکند0 زانوی پای چپم که تصادف کرده بودم و تاندوم پایم کش آمده بوددرحال حاضر وقتی تندراه می روم زانویم درمی رود چهار ویژه بانوان وضعيت پريد ماهانه؟ : نامرتب - زمانی که استرس و فشار کاری زیاد باشد گاهی وقتها 2بادر درماه چند شکم زايمان داشته ايد؟ 2زایمان - پسر

========================
گزارش مورخ 25-08-2011=03-06-1390
با سلام.از زحمات شما بسیار سپاسگزارم وزنم 70 کیلو شده.
طبق گفته های شما عمل کردم و همه مشکلاتم حل شده به زودی عکس می فرستم تا عضو باشگاه شوم. طبق محاسبات خودم بدهی ندارم لطف می کنید چک کنید تا مدیون نباشم. در ضمن معرف من همکارم خانم کاظمی به شماره پرونده 2217بودند که از ایشان هم بخاطر معرفی کردن شما متشکرم. ================================
از لطف شما سپاسگزاریم.
مطلب مفصلتری بفرستید تا تبدیل به مقاله گزارش به مردم کنم و با عکس درسایت بگذارم. به خانم کاظمی هم سلام مارا برسانید. تابلو شارژ و اعتبار شما با کلیک بر « خانه » که بالای کادر در همین زیر است هم میتوانید خودتان کنترل کنید. حتما عکس بفرستید. معمولا یک نسخه و توصیه پایانی هم خواهید گرفت که در اینده رعایت کنید که دیگر هرگز مریض نشوید. انشالله
سیما
11-07-2011 8-وضعیت:
الان پادرد ندارم که قبلا خیلی اذیتم میکرد. خوابم خوب شده و بی خوابیهای گذشته را ندارم. خدارا شکر پریودم هم منظم شده. احساس سبکی می کنم. زانوم هنوز درد داره.
8-وضعیت:26-06 -02011

تا کنون توانستم ده کیلو کم کنم. خوشبختانه ساق پام که درد داشت بهتر شده احساس خوب و سبکی می کنم.

:مستعار - رضا / :شغل : آزاد/ قد: 168 / وزن : 53 کيلوگرم z=-5 / سن: 45 / آذربايجان ـمعرف /علت مراجعه : از طريق جستجو در اينترنت با فلسفه شما آشنا شده و جهت درمان بيماري‌هاي ريوي و سينوزيت و فشارخون پايين و ضغف بدني جهت درمان به روش غذادرماني شما اقدام نمودم ناراحتي هاي ديگر؟: ـ دو سال پيش تابستان مقداري قند خون بنده بالا بوده و در همان زمان چربي خونم پايين آمده بود و فشار خون به زير 6 آمده بود و در حال حاضر فشار خون پايين دارم.ـ پس از مجروحيت در زمان جنگ حدود 23 سال پيش تا كنون از همان زمان وزن بنده از 74 كيلو به 53 كيلو رسيده و ديگر بالاتر نيامد.ـ سينوزيت حاد داشته و حدود 10 سال است كه به آن مبتلا هستم.ـ ريه‌هاي بنده در اثر نگهداري تعداد زيادي كبوتر در يك محيط بسته و بدون تهويه در اثر گردي كه از بدن كبوتران خارج ميشده، دچار آسم و عفونت شديد شده و اين موضوع حدود 10 سال است كه با بنده همراه ميباشد. البته اكنون نيز با كبوترها ارتباط زيادي دارم ولي در محيط باز است.ـ بعلت قطع دو عصب در سياتيك پاي چپ بنده كه در زمان جنگ در اثر مجروحيت ايجاد شده و پس از عمل جراحي و پس از آن با محدوديتي كه در حركت مچ پاي چپ داشته‌ام پس از گذشت سالها رباط پشت و بالاي پاشنه خشك شده و مشكل حركتي ايجاد ميكند.ـ نسبتاً در سال زياد به سرماخوردگي دچار ميشوم. وضع فشار خون؟ غیرعادی - اغلب پايين است و زير 9 ميباشد/ پياده روي (حداقل 2 کيلومتر)درچه مدت داريد؟ زياد(هرروز)/ مصرف سيگار؟ زياد(هرروز)/ مصرف انواع افيون؟ هرگز - سالي يكي دو سه بار ترياك بصورت كشيدن و تفنني مصرف ميشود ولي وابستگي ندارم. سابقه سردرد؟ بله - بنظر مي‌آيد كه در اثر سينوزيت باشد كه برخي مواقع تا زير پلكها درد ايجاد ميكند./ سابقه سرگيجه؟ بله - كم و فقط در مواقعي كه احساس ضعف شديد ميكنم. در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - فقط مصرف مسكن استامينوفن در مواقع سردرد دارم. آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ ديروز ـ مسكن ـ جهت سردرد ـ در مصرف نكردن آن مشكلي ندارم در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ خير - - هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - عمل عصب سياتيك و دو بار عمل فتخ راست شكم مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . بنده با تمام نيرو سعي در اجراي نسخه‌هاي شما خواهم نمود و انشاءالله به لطف خدا و زحمات شما دكتر عزيز درمان بيماريهاي بنده تحقق مي‌يابد. <> =============================== <> از پزارشات مریض در حین غذادرمانی <> ------------------------------------ 25-12-2012 <> 7-وضعیت: كلاً از روزهاي اول بهتر هستم و ريه‌ام بهتر مي‌باشد و مقداري سينوزيتم هم بهتر هست . كم كم حس بويايي‌‌ام بهتر مي شود ولي دائم گرسنه هستم و احساس ضعف دارم و ميل و اشتياق زيادي به خوردن غذاهاي قبلي در بنده ايجاد شده. در زمان حال مقداري تمركزم كم شده و فكرم كار نمي‌كند و شبها مقداري زمان مي‌برد تا خوابم ببرد. با تشكر از شما خدانگهدار <>---------------------------------- <>

9e8df27cb206136abfad77e857d1c42d.jpgآقا- بیکار-قد: 180/ وزن : 82 کيلوگرم -سن: 27- استان رضوی - معرف /علت مراجعه : تصادفا با سایت شما آشنا شدم. بالا بودن آنزیم های کبدی (alt=125 ,ast=78) بالا بودن اسید اوریک خونم = 8.2 و یه مقدار غلظت خون هم دارم. تریگلیسیرید خونمم بالاست=381 - مصرف سيگار؟ زياد(هرروز) مصرف الکل ؟ گهگاه(1تا3بار در ماه) -مصرف انواع افيون؟ هرگز چون الان حدود 2 هفته است که لب به مشروب و سیگار نزدم.- بنده از 3 ماه پیش با درد وبیشتر سوزش در استخوان ران پا و لگنم به دکتر مراجعه کردم. که متوجه نشدند از چی هست. شروع این درد از زانوهام بود که وقتی روی صندلی می شستم هر از چند گاهی باید بلند می شدم و راه می رفتم یاهمون طور نشسته زانوهامو بازو بست می کردم که دردش خوب شه. البته درد نبود به جور سوزش بود که زیادم اذیت نمی کرد. ولی خوب ,احساس خوبی هم نبود. تا اینکه زانو هام کم کم خوب شدن. ولی استخوان ران و لگنم بجاش شروع به سوزش و درد کرد. خیلی بیشتر اهساس سوزش بودتا درد.در طول این 3 ماه کم و بیش این ناراحتی با من بوده. یه شبم استخوان ران پای راستم خیلی سوزش داشت. الانم وقتی 4 زانو میشینم به مقدار درد و سوزش تو زانوهامو استخوان 2 تا ران پا و مفاصل لگنم دارم. واقعا نمیدونم از چبه این درد. اونطوریم نبوده که شدید باشه. ولی خودم احساس می کنم وقتی عصبی یا استرس دارم بیشتر میشه. خلاصه دکتر واسم آزمایش چکاپ کامل خون و سونو گرافی نوشت که همونایی که تو علت اصلی درمان نوشتم و نشون داد. البته سونو گرافی کامل شکمم همه طبیعی و نرمال بودن.هپاتیت هم منفی بود.
======================
ازگزارشات بیمار درحال درمان
وضعیت 10-08 -2011
سلام عرض می کنم آقای دکتر. نمیدونم چطور از شما تشکر کنم وقتی نتیجه آزمایشمو دیدم تعجب کردم و خیلی خوشحالم که تقریبا همه چیز نرمال شده.واقعا روش شما جواب داد.خدا عمرتون بده ان شاا... همیشه زنده باشید. حالا آزمایشمو براتون می نویسم.
total bilirubin=1
direct bilirubin=0.2
AST=22 ALT=42
ALP-Alkalin Phosphate=206
Triglycerides=177
RBC=5.2
.Hemoglobin=15.2
Uric Acid=6.7
HDL cholesterol=21
LDL cholesterol=80
Cholesterol / HDL=6.3
LDL/HDL=3.81

وضعیت
31-07-2011 آقای دکتر درد زانوهام و پاهام همه خوب شدند.
یعنی قبل رژیم هم خوب بود. با توجه به اینکه زمان تشکیل پرونده من 3ماه قبل از رژیمم بود و بیشتر دردها آن موقع بود که کم کم خوب شدند تا شروع رژیم خیلی خیلی کم بود که آن مقدار کم هم با رژیم شما خوب خوب شد. و دردی ندارم وممنونم از شما. هدف اصلی من از دستورات شما جسارتا نرمال شدن آنریمها و کبد چرب و پایین آمدن تریگلیسیرید و غلظت خونم است.
24-07-2011
8-شرح حال:
حالم خوب بود.
دیگه احساس گرسنگی خیلی کم می کنم.راحتتر شبها می خوابم.


خانم - 32ساله - شغل: روانشناس تربیتی - قد: 153 / وزن : 56 کيلوگرم - تهران - معرف /علت مراجعه : در سایتها در جستجوی علل کیستهای درموئید بودم که روش غذادرمانی نظرم را جلب کرد-برطرف شدن کیست و کم کاری تیروئیدو تنظیم فشار خون جهت باردار شدن ناراحتي هاي ديگر؟: با سلام -فکر کنم من برای خودم یک کلکسیون باشم.نفخ شدیدی دارم که حتی با خوردن آب هم ممکن است ایجاد شودبه طوری که انگار چند ماهه باردار هستم. کم کاری تیروئید که مدت چند سال است قرص لووتیروکسین سدیم مصرف می کنم که در حال حاضر9عدد در هفته می باشد البته مدتهای طولانی تنظیم نمی شدو در حال حاضر هم چون قصد بارداری دارم دز بیشتری داده اند که می گویند هنگام بارداری با ادرار دفع میشودبرای فشار خونم که بیشتر مینیمم بالایی داشت مدتی قرص پرانول و کاپتوپریل 25مصرف میکردم که خودم کنار گذاشتمش چون تنظیمی در کار نبود و فقط تعداد قرصها را بالا می بردند. کیست با ابعاد40*39 میلیمتر در تخمدان چپ که احتمال آندومتریوماو درموئیدرا دارد لکه بینی دارم و ترشحات مدام از واژن و پریودهای تقریبا نامنظم 3الی 4روزه ولی با دفع لخته. 9 سال است که ازدواج کرده ام و اکنون تمایل به باردار شدن ولی بیشتر دکترها نظر به برداشتن کیستم دارند که من اصلا تمایلی به جراحی ندارم هم اکنون از طب سنتی با خوردن انواع گیاهان و عرقها همراه با بادکش کردن ناحیه تخمدان سعی در برطرف کردن کیست برای آماده شدن بارداری دارم.همچنین کم پشتی موی سر و پرمویی زیاد و ضخیم بدن و زیر چانه و دوست دارم برای باردار شدن وزنی ایده آل نیز داشته باشم .با تشکر فراوان وضع فشار خون؟ غیرعادی - نوسان دارد مخصوصا می نیم مش بیشتر هنگام استرس ها بالا میرود - وضع موي سر؟ : بد - کم پشتی در جلوی سر و تاج سر - وضع ديد چشم؟ : با عينک خوب - فقط هنگام رانندگی در شب استفاده میکنم (کمی استیکمات )البته حدود 9 سال است عمل لیزیک کرده ام - در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - قرص لووتیروکسین سدیم 9 عدد در هفته و اسید فولیک هرروز و گیاهان وعرقیات دارویی گیاهی جهت کیست و نفخ هرروز لووتیروکسین حدود دو ماه مصرف نکردم که استخوانهای پا به شدت درد گرفت و کلسیم خونم به حد پایینی رسید در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - رژیم طب سنتی جهت تغییر مزاج و دفع کیست گوشت گاو(گوشتهای سرد)و ماست و چای و عدس و گشنیز و بادمجان نمی خورم درخواستم تنظیم بدنم برای باردار شدنم می باشد چون تمام مشکلات در حال حاضر بدنم برروی بارداری اثر منفی دارد.(کاهش وزن هم خیلی برایم مهم است چون حدود دو سال است کم شدن وزنم خیلی کند صورت میگیرد 46 کیلو بودم زمان مجردی و اکنون 56 و با تناسب قدم مخصوصا با این وزن در بارداری خودم را دوست ندارم)متشکرم
===========================
ازگزارشات مریض درحال درمان

وضعیت:2011-07-27
همچنان احساس خوب سبکی و آرامش همراه من است و خوشبختانه فشارم تنظیم شده اما چشمانم خیلی ضعیف شده واینبار نیز پریودی همراه با درد و خونریزی شدید دارم چند. روزی صبحها به پارک رفته و دویدم و از اینکه روش شما به من کمک کرد که بدن نرمی داشته باشم و توانم نیز افزایش یابد متشکرم.
8 -2011-07-18وضعیت:
خداراشکر فشارم تنظیم شده و احساس خوب سبکی دارم که خیلی خوشایند است.
شربت زعفرانی که فرمودید در روزهای گذشته خوردم حس آرامش خوبی برایم به همراه داشت به طوریکه شبها با آرامش و لذت بیشتری می خوابیدم.
هنوز در محل کیستم درد داشتم ، ترشحات زیادی در قسمت واژن هنوز دارم. وضعیت در 08-07-2011

احساس سبکی و آرامش دارم فشارم هم تنظیم شده و وزنم هم خوب در حال پایین آمدن است موهای بدنم هم خیلی نازک و نرم شده در محل کیستم هنوز احساس تیر کشیدن وجود دارد در این مدت تمرینات کششی نیز برای افزایش قد انجام دادم و امیدوارم افزایش پیدا کند 8-وضعیت:28-06-2011
خداراشکر احساس سبکی دارم وخوشبختانه به علت تنظیم فشارم آرامش دارم و راحت تنفس می کنم از پایین آمدن وزنم هم راضی هستم. حدود 4روز است که پهلوی سمت چپم هنگامی که خم می شوم و می خواهم صاف شوم درد دارد. یک تقلب هم انجام دادم خارج از دستورشما، یک بشقاب کوچک ماکارانی خوردم من عاشق ماکاراتی هستم. 9-کنترل اعتبارخود در پرونده:امشب واریزخواهم کرد. 10- طرح سئوال: آیا با برگشت به پخته خواری دوباره فشارم از تنظیم خارج نخواهد شد. یا وزنم بر نخواهد گشت و آیا نشانی از دفع کیستم در من دیده شده؟ -------------------- وضعیت: 2011-06-18 احساس سبکی میکنم احمدالله دیگه نفخ ندارم و فشار خونم هم تنظیم شده روی 8/12است ولی روز هشتم 7/11 بودو4روز اول خیلی با نشاط و پر انرژی بودم ولی اکنون کمی ضعیف شدم

پریسا - دانشجو * * * * * *
* * * * * *
* * * * * *
* * * * * *

wاطلاعاتی درباره « دیالیز »« کلیه های فاسد »« پیوند کلیه» e 27ساله- هردو کلیه ها صد در صد فاسد و مریض دیالیزی میباشد.
چگونه از ما مطلع شدید؟ از طریق یکی از بیماران شفا داده شده. دراینجا تاریخچه بیماریهای خودرا شرح دهید. من در سن تقریبا 18 سالگی دچار نارسایی مزمن کلیه شدم (crf) که اگه بخوام خلاصه کنم بدلیل تشخیص دیر هنگام در صورتی که کلیه سمت چپ 86% کارمیکرد از کار افتادند و من به جمع دیالیزی ها پیوستم.در دست راستم فیستول گذاشتند وحدود 3 سال دیالیز کردم .البته در اوایل بیماری به علت تازه کار بودن دکتر قسمت بخیه فیستول به مدت 2 هفته خون ریزی بسیار شدیدی کرد و بعد از 20 روز دچار ایست قلبی شدم .خلاصه به هر زحمتی که شده بیماری هایی از قبیل نارسایی قلبی عفونت ریه و ... را درمان کردم و بعد از 3 سال دیالیز پیوند کلیه کردم. همه چیز خوب پیش می رفت که از روی جهالت به این نتیجه رسیدم که با قرص خوردن نمی توانم کنار بیام . بعد از نخوردن قرص درگیری من با کلیه پیوندی شروع شد و پس از 4 سال کلنجار رفتن آن هم از کار افتاد. بعد از حدود 1 سال آن کلیه هم عفونت کرد و مجبور شدم که آن را در بیاورم . الان که در خدمت شما هستم قصد پیوند مجدد را داشتم که به علت کم خونی شدید که پانسایتوپنی تشخیص داده شد پیوندم به تاخیر افتاد. آخرین باری که آزمایش و سونو انجام دادم هم قلب هم طحالم گفتن بسیار بزرگ شده. درضمن من حدود11سالی هست که اصلا ادرار ندارم البنه حال عمومیم خدا رو شکر خوب است . این رو هم بگم که یک بنده خدایی بهم گفت واسه کم خونی شراب بخور که من هم خوردم و واقعا تاثیر مثبتی در رنگ پوست هموگلوبین و حال عمومی من داشت. می خواستم نظر دکتر رو هم در این مورد بدونم. ناراحنی های عمده خود را که در بالا هم شاید ذکر کرده باشید، در اینجا بترتیب اولویت، فقط نامشان ببرید. قلب و طحال بزرگ که اونم بدلیل کم خونی شدید است هموگلوبین من الان 6 است. ناراحتی های دیگر شما چیست؟دیگر چیز خاصی نیست یک رمز 4 یا 5رقمی به لاتین برای پرونده خودتعیین کنید =======================*****
ازگزارشات مریض درحال درمان به روش ما
وضعیت:2011-03-29:
از برادرم که پزشک عمومی است برای در مسیر قرار داشتن کلیه سوال کردم که گفت حین پیوند با لوله حالب کاری ندارندو کلیه در مسیر است و آن هم برای اطمینان بیشتر گویا از استادش سوال کرده است. وضعیت: نسبت به قبل از درمان حال عمومی بسیار خوبی دارم دیگر پرخاشگری نمی کنم . ما بین دیالیز ها اضافه وزن فقط نیم کیلو دارم ولی قبلا حداقل 2.5 کیلو بود. به گفته ی تمام خواهران و برادرانم رنگ پوستم بسیار خوب شده.قبل از درمان به هیچ وجه نمی توانستم پیاده روی کنم حتی مسیر های بسیار کوتاه رو با آژانس می رفتم ولی الان با اشتیاق فراوان و بدون خستگی پیاده راه میروم. فشارهایم اگر قرص مصرف نمی کردم بالای 16 بود ولی الان با ترک قرص بین 12 و 14 می باشد. فعلا تنها مشکل جدی من این است که شبها خوب نمی خوابم.این رو یادم رفت بگم بعضی مواقع دست و پاهام بی حس و سست میشه همین که به گلاب به روتون شکمم کار میکنه به قدری سبک می شم که انگار تازه از مادر متولد شدم. کنترل اعتبارخود در پرونده: تا 4 یا 5 روز دیگه می تونم واریز کنم؟الان دستم خیلی خالیه؟اگه می شه پروندم رو فعال کنین از خجالتتون در میام. طرح سئوال: 1_در حال حاظر که این گزارش را می نویسم خیلی خیلی تحریک می شوم که رژیم را بشکنم خیلی بهم فشار میاد دیگه سالاد آجیل و غیره جواب نمی دهد. 2_قبلا در حین دیالیز هر چی که دلم می خواست می توانستم بخورم چون تصفیه می شد می خواستم بدانم الان هم میتوانم در حین دیالیز هر چی خواستم بخورم؟ و سوال آخر این که قبل از درمان آب خیلی می خوردم ولی الان اصلا میل ندارم فقط بعد از ورزش با بی میلی یک لیوان می خورم چون ادرار هم ندارم. چی دستور می فرمایین شما؟ از این به گزارش هایم را هر 2 روز میفرستم که دقیق تر و کامل تر باشد. از زحمات شما دکتر دلسوز بسیار ممنونم مصطفی باقری ---------------------------------- سلام تغذیه خیلی خوب نمودید و نتیجه هم عالی گرفتید و تمام انچه را شکایت کردید نشانه های خوب بیدار و فعال شدن « سیستم خوددرمانی بدن » توست، قبلا اشتها به خوردن زیاد داشتی چون بدنت کثیف بوده و نیاز فوق العاده به کنترل بدن داشتی ودرنتیجه برای خوردن هم حریصتر میشدی اما حالا بدن تمیز است و درآرامش است و نیاز به تغذیه هم فروکش کرده است همه علامتهای خوب است و لذا از این به بعد برای بررسی آزمایش درصد بیدار شدن کلیه ها باید که اقدام کنید. این یک کار بزرگی است در تاریخ پزشکی دنیا که جوانی درحال دیالیز شدن و داردای دو کلیه فاسد، بکمک فقط غذا به حدی رسیده است که میخواهد همان کلیه های کهنه فاسد خودرا دوباره فعال و بیدار و درمان کند( انشالله). پس تالاش کنید و بگذارید از طریق کلیه ها واز راه طبیعی ادرار کنید لذا به همان کسانیکه دستگاه دیالیز را برشما نصب میکنند، مشورت کنید که راه برگشت به ادرار کردن از راه طبیعی را برایت فراهم کنند و از دستگاه دیالیز استفاده نکنی، ببینید چه جوابی میگیرید برایم بفرستید. راه تغذیه صحیح شما فعلا همین نسخه های « زنده خواری » است که در زیر نمونه هائی را میاورم وقتی انشالله از راه طبعی کلیه ها ادرار نمودید مثل دیگران و دو تا سه تا گزارش شمارا درآن وضع هم دیدم انوقت برای غذاهای ممنوعه ئی که درخواست دارید بهتر میتوانم تصمیم بگیرم. -* -* -* برای اینکه تحمل ت برای ادامه راه تا بیدار و فعال کردن هردو کلیه هایت و انشالله زندگی طبیعی چند راه وجود دارد. 1 - یا آب زیادتر بنوشید هر نیمساعت و حرکت بیشتر کنید و اگر لازم بود هرروز دیالیز شوید تا هرچه زودتر دفع ادرار از راه طبیعی کنید این کارها تحمل ترا بیشترمیکند و لطمه ئی هم بر روند درمانت نمیشود. 2- یا صبحانه را طبق معمول غذاهای سبک صبحانه بخورید مثل نان داغ که برشته نباشد همراه با مواد مجاز مثل خرما یا سبزی یا گردو و از این فبیل، که در این صورت نان فعلا غذای ممنوعه ایت برای تو و درنتیجه درمان تورا کمی عقب میندازد ولی در عوض تحمل تورا بیشتر میکند. 3- اگر غذای ممنوعه نا نتوانست تحمل ترا بالاتر ببرد و لذا چای ممنوعه را هم میل کنید که باعث شوند سموم بدن شما با سرعت خارج نشود و درنتیجه تحمل ترا بالاتر میبردولی درمان را هم کمی عقب بندازد و اشکالی هم ندارد. پس انشالله از حالا تا ده روز دیگر تکلیف کلیه هات و راه طبیعی ادرار کردن را تنظیم میکنید و ادامه میدهید و گزارش جامع میفرستید. موفق باشید - خرسند

غذادرمانی ابتکار بی نظیر پرفسور خرسند، در همه زمینه های بیماریها پاسخگو شده است گستردگی و تنوع درمانها، فلسفه ونظریه پرفسورخرسند را باثبات میرساند که تنها راه درمان

Click konid گزارش آزمایشگاه در بارهبدکاری کبد وازدیاد چربی آن

گزارش آزمایشگاه در باره سلامت کبد و نرمالی چربی آنClick konid
سلام
بدينوسيله گزارش درمان چربي كبدم را كه توسط روش جناب آقاي پروفسور خرسند انجام دادم را به همراه تصوير آزمايشهاي خون خدمتتان ارسال ميكنم. فقط خواهش مي‌كنم اسم مستعار سعيد را در مورد من بكار بريد و همچنين ساير مشخصاتم را محرمانه نگه داريد.
آدرس ايميل را هم mhyas2000@yahoo.com
براي گذاشتن در اختيار مردم در نظر بگيريد.
فعلاً تمايلي براي گذاشتن عكس خودم ندارم ، خواهشاً من را عفو بفرماييد. باتشكر سعید
متن گزارش
من سعيد هستم ، ساكن شاهين شهر اصفهان، حدود 3 سال پيش بطور اتفاقي كه آزمايش خون دادم متوجه بالا بودن يكي از آنزيمهاي كبدي
(S.G.P.T)
خودم شدم. اين مقداراولين بار در حدود 88 بود كه با مراجعه به يك متخصص،ايشان تشخيص كبد چرب را دادند و 100 عدد قرص متفورمين و 100 قرص ويتامين اي را تجويز كردند تا در طول 3 ماه مصرف كنم. پس از 3 ماه مصرف اين قرصها يك آزمايش مجدد دادم كه نتيجه نرمال شدن سطح اين آنزيم را نشان مي داد. اما متأسفانه 6 ماه بعد از قطع مصرف قرصها دوباره سطح آنزيم بالا رفته و دوباره مثل اول گرديدم. با وجوديكه پياده روي مي كردم و در خوراك هم زياده روي نمي كردم ولي در هر ازمايش باز مقدار اين آنزيم كمي بالا مي بود. با مراجعه مجدد به دكتر و انجام سونوگرافي در اوائل فروردين 89 وجود كبد چرب خفيف ثابت شد و نظر دكتر هم اين بود كه تاكنون علت خاصي براي كبد چرب غير الكلي كشف نگرديده و درمان قطعي خاصي براي آن وجود ندارد و چون چربي كبد من در حد خفيف است به من گفت كه خيلي نگران نباشم و فقط هر چند گاهي يك آزمايش بدهم تا مقدار آن پيش از حد زياد نشود. آخرين آزمايشي كه قبل از درمان انجام دادم در تاريخ دوم ديماه 89 بود كه مقدار آنزيم را در حد 62 نشان مي داد و عكس آن را ارسال مي كنم. تا اينكه با از طريق جستجوي اينترنت با سايت جناب پروفسور خرسند و روش درماني ايشان آشنا شدم و تشكيل پرونده اينترنتي دادم.خوشبختانه توانستم در كمتر از بيست روز و فقط در طي انجام سه نسخه پيشنهادي ايشان و همچنين با بكار بردن توصيه هاي ايشان و انجام ورزش، مشكل بالا بودن آنزيم
S.G.P.T

را حل كنم و در آزمايش خوني كه در همان آزمايشگاه در تاريخ 23 بهمن 89 انجام دادم متوجه شدم كه ميزان آنزيم به مقدار 39 كاهش پيدا كرده كه به محدوده نرمال آن رسيده است.
اسكن آزمايش دوم را هم در ضميمه برايتان ارسال مي كنم

نسیم انصاری از کرمانشاهان minashokry98@yahoo.com باز هم « خوراکی درمانی » به روش پرفسورخرسند، درمان بیماری لاعلاج « پلاکت خون » را عملی کرد و درمان را در این روش تایید مکرر کرد. ( سابقه )...

مستعار:کبی/ شغل:باز نشسته فرهنگی / قد: 161/ وزن: 81 کيلوگرم/سن: 55 / کرج / معرف /علت مراجعه : قبلا هم مریضتون بودم/ خونریزی از مقعد/ ناراحتي هاي ديگر؟: من چهار سال پیش بیمار شما بودم وخوب شدم ولی دوباره همون بیماریم برگشته خونریزی (ازپشت )اگر برایتان امکان دارد همان نسخه هارابرایم ارسال کنید تا همان روش را اجرا کنم اگر نه لطف کنید دوباره برایم نسخه ارسال کنید ضمنا امروز مبلغ 26000 تومان به حساب ریختم شماره ارجاع 032839580213 می باشد.به شماره حساب 0201060348002 از عابر بانک ببخشید/وضع فشار خون؟ غیرعادی - بعضی وقتها بالا می رفت که دکتر قرص والسارتان 40 راشبی یکی بخورم وقرص پروپرانول10 را یکی شب یکی صبح حساسيت غذايي؟ دارم - فقط به ریحان قرمز سردرد می گیرم وضع ديد چشم؟ : خوب - فقط از عینک پیر چشمی استفاده میکنم جهت مطالعه. وضعيت دندانها؟ : غيراصلي - تقریبا اکثرا پر هستند ویک عدد دندان روکش دارم ویک عدد دندان مصنوعی ثابت دارم درجلو. در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - قرص فشار وقرص والسا رتان. وپروپرانول 10. یکعدد قرص غضروف ساز کوسه ظهر ها ویکعدد قرص ویتامین ِd3 ویکعدد قرص اسپرین مصرف می کنم آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ هر روز دارو میخورم .داروهای فشار خون .پادرد. گرفتگی عروق اخه به تازگی تست قلب کردم وآنزیو سرپایی انجام دادم ودکتر فرمودند که گرفتگی عروق دارید ولی در حدی نیست که بالون بزنید فرمودند سه تا از رگهای فرعی رسوب کمی دارند ویکی از رکهای اصلی هم کمی گرفتگی دارد بستگی دارد کی به عمل برسد به من گفتند باید شدیدا رعایت غذایی داشته باشی .من حدود سه هفته است که فقط غذاهای آبپز وکم چربی ومیوه وسبزیجات می خورم ومعجون سیرولیمو را برای درمان قلب از اینترنت گرفتم ودرست کردم وامروز11 روزاست که روزی 30cc می خورم تا21 روزبخورم8روز استراحت بعد یک دوره 21 روزه. سالی یکبار تکرارشود. لطفا به من بگویید کار درستی می کنم یا نه .اگر تاثیر بدی روی خونریزی (ازپشت)می گذارد تا قطع کنم ممنونم. در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - بیشتر غذاهای ابپز و سبزیجات و میوه هاوتناقلات مثل بادام بدون نمک پسته فندق کشمش نخوچی بدون نمک هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - فقط سال 59 برای فرزند اولم سزارین شدم. مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . اول درمان خونریزی از پشت .دوم ناراحتی قلبی .سوم سنگینی پشت ساق پاهام ودردزانو البته الان کمی بهترم باتوجه به خوردن قرصهای غضروف سازولی بعضی وقتها اذیتم مخصوصا وقتی از نیمساعت بیشتر پیاده روی کنم.لطف کنید هرچه زودتر برایم نسخه ارسال کنید تا زودتر خوب بشم .ممنون از آقای دکتر و یسما خانم دعتون می کنم که انشاالله شما سالم باشید که مردم مریض را درمان کنید.قربانشما کبیچهار ویژه بانوان وضعيت پريد ماهانه؟ : - - 2 سال است که یائسه شدم چند شکم زايمان داشته ايد؟ سه شکم اولی سزارین دوتا بعدی طبیعی به ترتیب سال 59- 64-65 هم اکنون بچه شيرخواره داريد؟ چندماهه است؟ خیر ---------------------------------------------------- بطورخلاصه خواسته خود را از ما تکرار کنید(مشخص کنید). علائمی که درمن ظاهر شد. مثل خونریزی از پشت ابتدا به صورت لخته وبعدبه صورت رقیق تر-تنگی نفس برای قلبم- دردپا
=====================================
از گزارشات مریض در حین « غذادرمانی »
------------------------------------ 03-10-2012
سلام اقاي دكتر عزيز - مي خوام امروز ازتان تشكر كنم چرا كه بعد از 59 روز خونريزي و دفع چرک و عفونت، بالا خره با ادامه دقیق توصیه های شما، تمامی دفع شدند و قطع شد و من احساس خيلي خيلي خوبي دارم و اميد وارم كه ديگه ، این چنین بیماریم، بر نگردد. اینک اقاي دكتر عزيز من ضمن اينكه مي خواهم وزنم زياد نشه. ولي یک توصیه و راهنمائی از شما مي خواهم که غذاي بخته هم بخورم چون خسته شدم ولي نمي خواهم اصلا وزنم زيا د شود. منتظر نسخه اخر هستم .با تشكر به خانواده سلام فراوان برسان مي خواهم به تمام انسانهاي مريض بگویم براي يكبار هم كه شده روش دكتر خرسند را امتحان كنند وبعد، خواهند دید که به پزشكهاي ديگر نیازمند نمیشوند و مراجعه نخواهند کرد .چون من كوليت مزمن داشتم وبه لطف خدا وهمت اقاي دكتر خرسند خوب شدم وواقعامن به روش دكتر خرسند ايمان دارم و مطمن هستم كه هر بيماري رادرمان مي كند فقط كمي حوصله مي خواهد و بکار بردن دقیق توصیه ها. باز از اقاي دكتر نهايت تشكر را ميكنم وبرايش ارزوي سلامتي دارم . از سيما خانم مدير مطب تشكر فراوان مي كنم . به اميد اينكه همه بيماران مثل من خوب شوند ....خدا حافظ کبرا
=========================
--* با سپاس از گزارش خوب شما، بادریافت این « گزارش مردمی »شما، پرونده در نوبت « توصیه آخری و رایگان » قرار میگیرد. سیما

بازهم خبر درمان سرطان خون
درزیر کلیک کنید که بیشتربدانید
چندی قبل باخبرشدم که پرفسورخرسند که درحال چت کردن با مریضهای جدیدبودند که با قرارقبلی درچت حضور داشتند، سرگرم بودند که ناگهان مریض قدیمتر ماآقای حسنعلی نیستانی(پرونده شماره 1721HNB) هم وارد چت با ایشان شدند وخبر از درمان سرطان خونش که از نوع AML-M3 میداد که

2007-10-30 22:48:28
درمان بیماری خطرناک هیپاتیت
Hepatite B

درمان بیماری کمبود خون به روش پرفسورخرسند به روایت مریضHodaJavanmardi.JPG مریض و دکتر تا کنون بیش از 26گزارش وضع و توصیه جدید از طریق پرونده و به کمک انترنت رد و بدل نموده اند.

مکاتبه یک خواننده جستجوگر با یکی از مریض های پرفسورخرسند و پاسخ ایشان
انعکاس معجزه نسخه های غذادرمانی در سئوال و جوابهای دیگران
To: GhazaDarmani@khorsand.org
از:علی پیروزان
pirozaan@yahoo.com جناب آقای پرفسور خرسند
با صد درود و آرزوی عالمگیرشدن فلسفه بزرگ شما
من بدلیل بیماری خودم و خواهرم و یکی از دوستان دیگرکه به سرگیچه مزمن گرفتاریم، و سردرد و سرگیچه در ماها،به ماهی 20بار و هربار ساعتها و گاهی دو روز مدام هم میرسد، از آنجائیکه تا کنون به صدهاپزشک مراجعه کردیم و انواع آزمایشات

آقا- دانشجو-29ساله-184/94کیلو - استان تهران -معرف /علت مراجعه : دوستم-علت درمان بيماری هپاتیتB - من 10 روز است که خام گیاهخواری کامل کامل را از طریق کتاب آقای خدادای شروع کردم-10روز فقط وفقط گیاه فقط وفقط خام یعنی فرم زیر براساس 10 روز اخیر پرشده است ناراحتي هاي ديگر؟: من چشمم هم ضعیف است شماره7 آستیگمات نامنظم -البته 2ماه پیش یک تصادف کردم که باعث شد چند جای صورتم بخیه بخورد برای آن بخیه ها پماد ویتامین Aروی صورتم می مالم در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - در بالا هم گفتم 10 روز است طبق کتاب 15روز تاسلامتی آقای خدادای خام گیاهخواری 100% می کنم وروزی 6 ليوان آب هم تقريبا می خورم هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - 2 ماه پیش به خاطر تصادف روی چند جای صورتم بخیه شد مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . 4 ماه است فهمیدم هپاتیت Bدارم ولی دکتر گفت ظاهرا خیلی وقته گرفتم HBV CPIES/ml من 921/420است و HBV IU/ml من 158320 است که می گویند این دو عدد خیلی بالاستو(SGPT(ALTمن 43 است که می گویند بد نیست تو این 10 روزه الان مدفوعم کاملا سبز است ولی ادرارم هنوز زرد است خواهش می کنم برای درمان هپاتیت B من راهنمايي کنید چه بخورم وچه کار کنم
*******============
ازگزارشات مریض پس از اجرای نسخه های غذادرمانی
29-03-2011
وضعیت: قبلا گفتم احساس بي حالي دارم كه الان خوشبختانه آنرا هم ندام رنگ پوستم قبلا زرد شده بود كه الان الحمدالله بهتر است
آیا به این زودی آزمایش ویروس بدهم؟

Kolahdozan.jpg مستعار:آقای برکت /شغل : فرش فروش /قد: 154 / وزن : 80 کيلوگرم / ط=+36 / سن: 81 / - تجریش/ معرف /علت مراجعه : ایتنرنت- مهار رشد سلول های سرطانی ریه و استخوان ناراحتي هاي ديگر؟: بیماری قند خون.پوکی استخوان. بزرگی پروستات.متاستاز ریه و استخوان منشا آن شاید پروستات.وضع فشار خون؟ - - گاهی کم است مثلا 6 روی 8 ./ حساسيت غذايي؟ دارم - حدود 2 سال است که با خوردن ماهی حالت تهوع به بیمار دست می دهد.بیمار تحمل خوردن غذا و میوه های ترش راندارد. / پياده روي (حداقل 2 کيلومتر)درچه مدت داريد؟ هرگز /سیگار 35 سال پیش ترک شده است / سابقه سرگيجه؟ بله - گاهی / در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - هر روز .رپاگلیناید 1 میلی.اکسلون 1.5 .پیراستام 800 میلی. دیگوکسین 0.25 .آلوپورینول 100.سیتالوپرام 20 میلی.آتوراستاتین 10.امنیک 0.4 . فیناستراید5میلی.فلوتامید.ففول(قرص آهن). در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - کم شیرین و بدون چرب هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - سال 73 جراحی قلب باز داشته است. جراحی آب مروارید هر دو چشم در سال 85 مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . مهار پیشرفت متازستاز ریه و استخوان.قند خون با قرص و پرهیز غذایی نرمال است.مشکل ریه از 1 سال پیش بوجود آمد ولی حالا تشخیص متازستاز داده شده.بیمار به علت کهولت سن به تشخیص پزشک تحمل شیمی درمان راندارد و تنها برای کند کردن رشد سلولهای سرطانی در ستون فقرات توصیه به استفاده از رادیو درمانی شده است. البته این کار به علت ضعف بیمار و پایین بودن فشار خون هنوز انجام نشده است.

خانم - 56ساله - 163/69 کیلو-خانه دار- مشهد- معرف ازطریق دوستان- بیماری پوستی که از سال 1383یعنی از6سال پیش مبتلا هستم- فربهی - قبلا این داروهارا مصرف میکردم که نتیجه ئی هم نداشتند ./متو تروکسات5/2 قرصفولیک اسید قرصآمپول B3لوسیون بتامتازون - از سال 83 تا به کنون به بیماری پوست که در سر زانوهای پایم ،گوشها،پشت سر،آرنجنها،پشت پا،پشت بازو به صورت پوست و پوست و قرمز رنگ می شود که این بیماری همراه با خارش شدید می باشد./.بیماری=پزوریازیس با سلام و احترام فراوان خدمت پروفسور خرسند آزمایش و نسخه برایتان فرستادم آیا به دستتان رسید؟ یه سوال داشتم این که علت مریضی من چی هست؟ و آیا پس از درمان ممکن است دوباره شروع شود؟ چون دکترا گفتند به خاطر استرسه! خواستم بگم زخم هایم خیـلی خارش داره و از خشکی ترک میخوره و خونی میشه و رنگ آن با قبل بیشتر تغییر کرده و قرمز پر رنگ شده هست.غیر از چیز هایی که شما تجویز میکنید میتوانم غذا بخورم یا نه؟
===============================
ازگزارشات مریض در دوران درمان
====================12-12-20011
وضعيت:
- كمي از التهاب زخم هاي سرم كم شده ولي سطحش به همان اندازه است.
-ورزش هم متاسفانه نكردم.
-:ممنونم از اين كه نوشته بوديد امتياز كسب كرديم
- ولي من براي رضاي خدا ديگران رو با شما آشنا كردم تا اونها هم با اطمينان به درمانشون بپردازند و از داروخواری خطرناک پرهیز کنند و از وجود با بركت شما باخبرشده و بهره مند بشن.
-اين امتياز چي هست يعني چه كاري ميتونيم انجام بديم با اون؟
- از نظر روحي خيلي بهم ريخته ام يكمي اگه ممكنه بهم اميد بدين
- اگر در مورد بيماريم بيشتر بدونم شايد راحت تر دوره درمانم رو پشت سر بگذارم خيلي ازتون ممنونم.
============================

--* بادریافت این گزارش پرونده(درصورت شارژ کافی) درنوبت رسیدگی قرارمیگیرد.
--* ازطرف شما، عده ئی پرونده فعال پیش ما تشکیل دادند و لذا، طبق ماده 5صندوق همیاری، شماشامل دریافت امتیاز شدید، امتیاز هارا میتوانید یا در خواست کنید که درتابلو شارژ پرونده خود شما اضافه شود یا در شارژ کسی
دیگر اضافه کنیم. سیما

خانم-خانه دار-42ساله-150/56-استان تهران - از سایت های مربوط به طب قرآنی با سایت شما آشنا شدم-شقاق مقعد- کیست شکلاتی تخمدان -وچسبندگی رحم به لگن که درعمل لاپاراسکوپی برداشته شده واحتمال دوباره برگشت آن وجود دارد- هفت ماه هی می شود که ریزش پیدا کردم به علت غذا نخوردن وترس از رفتن به دستشوئی وضع ديد چشم؟ : خوب - پیر چشمی دارم یعنی نزدیک راتار می بینم مصرف دارد؟سه روز پیش داکسی ساکلین وپمادکلوتریمازول به علت اینکه بعد از پاک شدنم خونابه از بدنم ترشح می شد وهنگام نزدیکی درد داشتم دکتر علت راعفونت بعد از عمل می دانست - فعلا از غذا های ملین استفاده می کنم مثل پاچه یاسالادفصل بیشترگیاهی ولی نمی دانم چه چیز هایی باید بخورم هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - دو سال پیش عمل شقاق سه ماه پیش عمل لاپاراسکوپی همان طور که در بالا گفته شد مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . به علت غذا نخوردن ضعف بدنی پیدا کردم به علت درست غذا نخوردن اجابت مزاج درستی ندارم یکه روز چهار بار روز دیگر دو بار ویا بعضی اوقات به علت حجیم شدن مقعد ویادرست باز نشدن به هنگام مقعد باید یک ساعت دردستشویی بمانم از شما خواهش می کنم هر چه زودتر به من پاسخ دهیدبه خاطر اینکه هر بار پریود خون زیادی از من دفع می شود و ضعف زیادی مرا گرفته جوری که قادر به هیچ کاری نیستم متشکرم
**************
ازگزارشات بعد از شروع درمان:
2011-03-21 8-وضعیت: قبل از در مان درد و ضعف شدید در هنگام اجابت مزاج -لک دیدن بعد از پریود ودرد هنگام نزدیکی و ریزش شدید مو. بعد از در مان درد و سوزش در هنگام اجابت مزاج خیلی کم شده ریزش موکمتر شده بعد از پریود هنوز لک می بینم اما خیلی به ندرت وخیلی کم شده. 8-وضعیت:22-02-2011
قبل از درمان درد زیاد وسوزش در هنگام اجابت مزاج و ضعف بدنی که خوشبختانه حالا بعد از درمان درد و سوزش خیلی کم شده و خیلی بهترم 2-قبل از شروع غذادرمان، لک دیدن به صورت مخاط لزج قهوایی رنگ وخارج شدن خونابه حتی بعد از پاک شدن و نیز هنگام نزدیکی داشتم که حالا برطرف شده اند. 3-قبلا ریزش شدید مو داشتم که حالا بهترم -ریزش مو کمی بهتر شده جوشهای روی چانه ام بهتر شده

آقا معلم - 40ساله - 165/78 - درمان هموروييد بيماري به نام رضا-4سال شوره سر زياد - مشکل اصلی من همين مورد است 4سال رنج هموروييد وشقاق ويك بار هم عمل كرده ام ولي دوباره عود نموده است رنج هموروييد وشقاق ويك بار هم عمل كرده ام ولي دوباره عود نموده است - وضع چشم؟با عينک خوب - 1و1 آستيكمات هر دو چشم 4 - در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - ام جي ، منيزيم هيدركسايد،بيسموت،و.....ذر صورت عدم مصرف درد وخونريزي مقعدبعد ازاجابت مزاج -هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - جراحي هموروييد وشقاق که عود کرده
--*** پس از اجرای غذادرمانی
10-02-2011 -وضعیت: این چند روز هنگام اجابت مزاج یبوست وخونریزی ندارم

خانم-خانه دار-58ساله- اصفهان-معرف /علت مراجعه : از طریق اینترنت/ درمان قطعی آبسه و فیستول و میوم رحم، بی کنترلی در ادرار. ناراحتي هاي ديگر؟: پوکی استخوان وزدودن درد در ناحیه کتف و کمر و لگن و گوش درد البته نه داخل گوشم وضع فشار خون؟ غیرعادی - فشارم پایین ولی گاهی اوقات ضربان تند - سابقه سردرد؟ بله - وقتی از سر وصورت سرما بخورم و فشار عصبی زیاد داشته باشم که با یک استامینوفن برطرف میشود - سابقه سرگيجه؟ بله - وقتی از حالت نشسته بایستم ویا درحمام به همین حالت - در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - قرص خون رسانی به قلب قبل از ناشتا یک عدد و قبل از شام هم یک عدد آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ اول مهر دچار آبسه شدم وهمینطور آنتیبیوتیک مصرف کردم تا 27 آبان ماه که عمل فیستول انجام دادم - هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - سزارین کیست دهانه واژن وآفیستول مقعدی مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . اول فیستول برنگردد و میوم رحم که دارم تصمیم برا برداشتن رحم میگیرم چون فکر میکنم آبسه و درد کمر ولگن وبی کنترلی در ادرار ناشی از میوم میباشد

***** ازگزارشات مریض پس از اجرای نسخه های پرفسورخرسند
در04-04-2011 وضعیت:
دکتر خرسند عزیز درود بر شما وطبیعت همیشه زنده
دراین گزارش میخواهم از انچه دراثراجرای نسخه ها و توصیه های شما در این مدت نصیبم شده، شما و خوانندگان وبسایت خوب شمارا آگاه سازم.
ابتدا مروری میکنم بر وضعیت خودم قبل از آشنائی با شما:
59 ساله هستم ورزشکار بودم در سطخ قهرمانی وتا 55 سالگی براختی ورزش میکردم وناگهان تخت شرایطی ورزش را ترک کردم
تا یادارم همیشه با دکترو دارو و مشکلات بیماریهای مختلف دست به گریبان بودم -از دقیقا 4 سال بودم که درگیر بیماری قلبی-پوکی استخوان-چربی-گوش درد-درد مفاصل مخصوصا در ناحیه لگن-درد آزار دهنده کتف-مورمور شدن پا-سر درد -آبسه-عدم کنترل ادرار-استرس و اضطراب شدم
و هر روز جایم در مطبها-درمانگاهها-بیمارستانها-آزمایشگاه-رادیولوژی-سونوگرافی بود وانواع داروها ویتامینها را مصرف میکردم و بطور موقت تسکینم میداد ولی دوباره درد ها شروع می شدند، خسته شدم .
- به اینترنت پناه آوردم و در اینجا بود که باسایت شما آشنا شدم و اکنون مدت 26 روز است که بااجرای نسخه ها و توصیه های حضرتعالی، با طبیعت آشتی کرده و دوباره براین دنیای قشنگ لبخند زدم، و با زنده خواری روش شما،
خوشبختانه حالا دیگر نه تنها دارو و ویتامین مصرف نمیکنم بلکه دوباره با بدنی سالم و بدون هیچ ناراختی متولد شدم و آنچنان احساس نشاط و جوانی میکنم که اگر در شرایط خاص ایران نبودم مثل یک بچه در کوچه فوتبال بازی میکردم.
من سلامتیم را مدیون خرد و خلاقیت شما ونسخه ها و توصیه های پیگیرانه شما هستم ،و طبیعت همیشه زیبا هستم.
مهرناز نظری بیمار شفایافته روش شما. 16فروردین ماه 1390

19-03-2011 - وضعیت:
قبلا حتی بعد از عمل فیستول آنال دور مقعدم برجسته والتهاب وگاهی خارش پیدا میکرد، اکنون التهاب وخارش برطرف شده-درد کتفم که تا ساعد و مچم ادامه میداشت وفعالیت کتفم محدود شده بود، اکنون کاملا درد برطرف شده و فعالیت حرکتی کتفم بدون درد بیشتر شده
دردگوشم که از حدواندازه بیرون بود اکنون دیشب و پریشب از ناحیه داخل گوشم یک درد ساده مرموزی میگیره و ول میکنه
کنترل ادرار م که قبلا اصلا نداشتم اکنون خوب شده و کنترل دارم درد ناحیه لگن که داشتم و حرکت کردن را از من گرفته بود، اکنون ندارم فقط قسمت بالای باسن سمت راستم یه کم موقع آنهم ورزش کردن درد میگیره در رابطه با پوکی استخوانم که قبلا نمیتوانستم ورزشهای جهشی و تند انجام دهم اکنون به راحتی میتوانم از ناحیه کمر به پایین انجام دهم قبلا در حمام دچار کمبود اکسیژن میشدم، اکنون به لطف شما کمبود اکسیژن پیدا نمیکنم قبلا شبها هنگام خواب مور مور شدن کف پاهام به شدت اذیتم میکرد اکنون بهتر شده ام
با سپاس از شما

آقا - دبیر بازنشسته - 67ساله - 165/68 - استان مازندران - بوسیله دوستم از شما باخبر شدم و برای درمان سرطان انتهای مری به معده - کیست کلیه -فشارخون - مشکل شنوایی گوش وضع فشار خون؟ غیرعادی - در مواقعی که عصبانی می شوم بالا میرود گهگاهی البته الان قرص مصرف می کنم و مشکلی ندارم-اگر فشارم بالا باشدسرگیچه میگیرم- در هنگام تزریق سرم شیمی درمانی ریزش مو خیلی محسوس نبود - در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - 14 روز مصرف قرص زلودا و بعد از 10 روز استراحت آزمایش انجام می دهم و با توجه به جواب آزمایش بررسی های دیگر صورت میگیرد آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ به مدت 14 روز که روز 18 /10/89 آخرین روز مصرف بود/ قرص زلودا/به دلیل مهار و یا از بین بردن توده مری/ اگر مصرف نکنم که توده رشد میکن و غذاخوردن دچار مشکل میشوم. در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - استفاده از غذاهاو سبزیهای پختنی- گوشگوسفند پخته -و یا کباب جوجه و گوساله و خروس محلی / کم کردن نمک در وعده غذایی پرهیز از شیرینی و قند و هر چیز غیر طبیعی و آب میوه طبیعی هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - جراحی گوش - و شکاف مهده که هچگونه جراحی صورت نگرفت به دلیل متاستاز کبد مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . ابتدا روحیه خیلی خوبی ندارم و احساس خستگی میکنم و حالت تهوع نسبت به غذا دارم و قبل از غذا قرص متوکلوپرامید استفاده می کنم.ونمی خواهم وزنم خیلی کاهش پیدا کند و هموگلوبین خونم 8 است و ممکن است خطرناک باشد و مرا راهنمایی کنید تا بهتر شوم و مشکلم به خواست خدا با دستان شفا بخش شما حل شود با سپاس ------------
نویسنده پرسشنامه، دختر مریض میباشد man somay am 27sal - man hoteldari khondam somi1361salehi: alan hesabdari mikhonam somi1361salehi: va 2 terme dige tamome somi1361salehi: va shagel to hotel kar mikonam somi1361salehi: omadin iran hatman biya shomal ---------------------------------------------
بطورخلاصه خواسته خود را از ما تکرار کنید(مشخص کنید). بیماری من در قسمت کبد متاستاز کرده و همینطور در قسمت ریه که در قسمت ریه را رد میکنند زیرا به همان اندازه مانده نه بزرگ میشود و نه کوچک با مصرف دارو همانطور است توده مری من با تزریق سرم شیمی درمانی پشت سرهم خیلی کوچک میشود اما هرچند وقت یکبار تزریق را انجام میده با توجه به پایین بودن هموگلوبین و فرار است یک واحد خون بگیرم .کمکم کنید بازهم در نوبت دیگر این مطلب را فرستاده: 3) وزنش 68 کیلو می باشد که کاهش وزن دارد.اما در حال حاضربیماری اش اذیتش نمی کند و هیچ دردی ندارد و راحت غذا می خورد و صبحانه را با اشتها می خورد اما نهار و شام کم اشتها است و اکثر حالت تهوع دارد. گاهی هم استفراغ می کند.و قبل از غذا خوردن به او قرص متوکلوپرامید می دهیم و استفاده می کند و این موضوع خیلی رنجش می دهد. اما سرپا و مانند یک شخص سالم همه کارهایش را خودش انجام می دهد و در بهتر بودن حالش خیلی تلاش می کند و همه چیزش و جواب آزمایشاتش کاملا نرمال است و تنها هموگلوبینش پایین است و تعداد گلبول سفید در خون 6000 است که البته در تاریخ 7 /11/89 شیمی درمانی شد و الان در حال حاضر قرص مصرف می کند البته روزهای اول تا 4 روز قرص اذیتش می کند (منظور از اذیت که خیلی حال و حوصله ندارد و به نظر عصبانی میرسد و باید فضای آرامی را برایش فراهم نمود.)و فشار خون و ضربان قلبش هم خوب است و در حال حاضر روزی 1 تا 2 ساعت پیاده روی دارد و البته صبح ها قبل از صبحانه امپرازول مصرف می کند به خاطر سوزش معده و قرص فشار هم مصرف می کند و قرص آهن برای جبران در هموگلوبین خون و قرص راینیتدین آخر شب موقع خواب مصرف میکند و شربت ویتامینی sanostol را روزی 2 بار مصرف می کندو خوشبختانه بیماری قند خون ندارد و آلرزی نیز ندارد و تقریبا همه نوع غذا مصرف می کند به صورت پخته و آب پز . و یک مقدار مشکل شنوایی دارد و یک با معده باز شده اما جراحی صورت نگرفته به دلیل متاستاز در کبد که در هنگام جراحی متوجه شد و ایده دکتر بر این بود که باز نشود چون خیلی سریع همه بدن پخش می شود و اندازه تومور در انتهای مری به معده واقع شده 5cm است که در سیتی اسکن نشان داده نمی شود و کبد هم همینطور هر 3 ماه در میان سیتی اسکن می شود و هر یکماه در میان ازمایشات انجام می شود در حال حاضر وضع روحی و جسمی به ظاهر خوب است و پلاکت خونش هم خوب است اما تنها لاغر شدنش اورا نگران می کند و حالت افسردگی به خود می گیرد و البته با خوردن غذاهای که باعث رشد تومور مشود را حذف کردیم مثل نمک و شیرینی و لبنیات خصوصا شیر و کره و چربی و شکلات .و مواد غذایی آماده و کنسرو و کمپوت و.... و الا غذاهایی که باعث دفاع بدنش را زیاد می کند با گرفتن از اینترنت و مجلات پزشکی به او می دهیم . و لاغری اش بیشتر در قسمت های شانه و گردن و دست وپاست . البته یک روز در میان حمام می رود و دوش می گیرد. امیدوارم اطلاعات کامل باشد و اگر نیاز است آزمایشات و مواردی که لازم است اسکن شود خدمتتان سیما جان. از شما و آقای دکتر صمیمانه تشکر می کنم و اول توکل به خدا و بعد هم تچشم امید بسته ایم به دستان شفا بخش آقای دکتر خورسند.
==== * * * بعدازشروع درمان
اولین گزارش وضعیت : در طی این 2 روز هیچگونه حالت تهوع نداشتم و درد خاصی را هم احساس نکردم فقط یک مقدار در ناحیه معده درد خفیف که خیلی زیاد نبود احساس شد و احساس خوبی داشتم روز اول /اما روز دوم خسته شده بودم و دلم می خواست در کنارش غذا هم بخورم . و هیچگونه سردرد و سر گیجه هم نداشتم چون به غیر از سالاد و چیزهای خام بقیه را قبلا استفاده می کردم اما گرسنگی مرا از پای در می اورد

**خلاصه از پرسشنامه درخواست درمان به «روش پرفسورخرسند و خوراکی درمانی ایشان»: مرد - شغل آزاد - 179/62 - 33 ساله - معرف /علت مراجعه :از طریق دوستان - کلیه ه ام، 12 ساله که از سندرم نفروتیک رنج میبرم - وضع فشار خون؟ غیرعادی و بالا، بدون استفاده از دارو 20/14 (20روی14 میباشد) - سابقه سردرد؟ بله - فقط مواقعی که فشار خونم خیلی بالا میرود - حدود شش ماه پیش - انالاپریل پنج میلی گرم- به خاطر فشار خون - عدم مصرف باعث افزایش فشار خون میشود در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - تقریبا رزیم غذایی آقای جمشید خدادادی ودکتر جمشید خدادادی رو بصورت کلی رعایت میکنم هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ خير - مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . از12سال پیش با بیوبسی از کلیه هام سندرم نفروتیک تشخیص دادند. تحت مداوای دکتر بهروز برومند(رییس نفرولوزی ایران)داروهای پردنیزولون-انالاپریل-کلسیم کربنات-ب کمپلکس - اسیدفولیک حدود 6سال خوردم و 12بار سیکلوفسفامایت (هرماه یکبار)تزریق نمودم که نتیجه نگرفتم. یک بیوگرافی از بیماریم رو براتون تشریح کنم در سال 1377ه ش (21سالگی بنده) بعد از ورزش والیبال دچار ورم در صورت و پاهام شدم در بیمارستان هاشمی نزاد تهران بیوبسی از کلیه هام گرفتند و سندرم نفروتیک تشخیص دادند بلافاصله تحت درمان(بعبارتی مرگ تدریجی) دکتر بهروز برومند(رییس نفرولوزی ایران) قرار گرفتم داروی پردنیزولون و انالاپریل و کلسیم کربنات و اسیدفولیک و ب کمپلکس به مدت 6 سال خوردم ودر سال 1378 ماهانه یک عدد سیکلوفسفامایت تزریق کردم جمعا 12عدد. تا اینکه با رزیم جمشد خدادای(سال1383) و دکتر حسین روازاده (سال1387)آشنا شدم و فقط روزانه 10میلی گرم انالاپریل تا شش ماه اخیر(اوایل سال 1389) آنهم بخاطر فشار خون بالام(20/14) مصرف میکردم وبقیه داروها رو از سال 1383 نمی خورم.امیدوام با درمان بنده اینجانب رو که علاقه شدیدی به درمان بروش سنتی و غذادرمانی دارم را راهنمایی نمایید تا بتوانم بقیه عمرم را صرف سلامت انسانها و تمامی جاندارن نماییم با آرزوی موفقیت روزافزون شما و سپاس فراوان. خواهشمند است برای درمان کلیه هام و فشار خونم مرا راهنمایی فرمایید ******* ازگزارشات مریض 2011-03-15 8)وضعیت: با سلام وسپاس بیکران از الطاف الهی که به بنده نازنیش جناب آقای دکتر خرسند آموخت تا ما بندگانش از شر بیماری خلاص شده و از نعمت سلامت بهره مند شویم )با سلام حالم در طی این دو ماه خوب است. همچنان احساس سرحالی وسبکی میکنم. (وزنم هم بتدریج بالارقته و خدارا شکر به 61 کیلو رسیده است). عصرها روزانه یک کیلومتر پیاده روی وسپس یک کیلومتر میدوم که پس از ورزش بوی ماده شیمیایی در تنفسم احساس میکردم که حدود دو ساعت بعد از ورزش نیز احساس میکردم که اوایل شدت بوی ماده شیمیایی(داروهای گذشته) زیاد بود ولی بتدریج کمتر شد وامروز اصلا احساس نکردم (وخداراشکربرطرف شده). تا دو هفته قبل احساس قلقلک (بی دردی) در هر دو کلیه هام روزانه حدود شش ساعت ودر بعضی روزها کل روز داشتم ولی بتدریج کم شد و(خداراشکر)الان ندارم. تکرر ادرار شبانه ام از هفته گذشته از هر سه ساعت ( خوشبختانه) به هر پنج ساعت رسید یعنی شبها هر پنج ساعت ادرار میکنم که قبلا شبها هر سه ساعت ادرار میکردم(وشب اداری داشتم). رنگ پوستم نسبت به قبل از درمان بهتر شد(سبزه تر شد که رنگ اصلی پوستم سبزه است) . بعداز دوروز اجرای نسخه پرفسورخرسند: - جناب دکترخرسند، من احساس خیلی خوبی دارم، با تشکر فراوان از جنابعالی.بدان که باعث افتخار تمامی جهانیان بویزه ایرانیان هستی و خواهی بود. *****ازگزارش مریض در 22-01-2011 وضعیت: حالم بسیار خوب است که بسیار تشکر میکنم. شرایط کنونیم را نسبت به قبل از غذادرمانی ذکر میکنم: دیگر سردردهای هفتگی که بدلیل افزایش فشار خونم (21/14)ایجاد میشد و یکی دو روز در هفته من را شدیدا آزار میداد را ندارم. تکرر ادرارم بویزه در شبها کم شد. این هفته یک شب در میان تکرر ادرار داشتم یعنی یک شب 6 ساعت بدون داشتن ادرار راحت میخوابیدم ولی شب بعد هر دو ساعت ادرار میکردم. قبل غ درمانی بدلیل مصرف زیاد نمک طعام(نمک دریاچه ارومیه که از عطاریها تهیه میکردم) که به توصیه دکتر حسین روازاده (سایت ایشان WWW.Ravazadeh.Com) میخوردم زیاد تشنه میشدم وزیاد آب میخوردم درنتیجه ادرارم زیاد بود و با فشار دفع میشد ورنگش شفاف(حدود کد صفر)بود. ولی اکنون نمک نمیخورم و خیلی کم تشنه میشوم. ادرارم کم شده و با فشار معمولی دفع میشود تازه باید کمی فشار ارادی هم برای دفعش وارد کنم و رنگش هم در حد کد دو میباشد. قبلا با شروع احساس ادرار حداکثر باید ده دقیقه بعد ادرار میکردم وگرنه فشار زیادی را در مثانه هام تحمل میکردم ولی الان میتوانم تا نیم ساعت نیز ادرارم را نگه دارم(گرجند هیچ وقت ادرارم را نگه نمیدارم مگردرمواقع ناچاری). مقدار خواب شبانه روزیم از 8ساعت به 6 ساعت کاهش یافت ولی باز نسبت به قبل احساس سبکی و سرحالی و هوشیاری بیشتر میکنم. مدفوعم هم زیاد شده(تعدادومقدار) که روزی سه بار دفع دارم و مقدارش هم روز بروز زیاد میشود با خودم میگم نکنه بدنم دیگر غذاهای تکراری را خوب جذب نمیکنه؟ بوی مدفوعم چند روز اول خام خواری بدبو بود ولی الان کمتر شده است. تپش قلبم کمتر شده چون قبلا وقتی دستم را روی سینه هام میگذاشتم تپش قلبم زیاد بود ولی الان کم شده است. همچنان قلقلک در کلیه هایم را گاهگاهی دارم که خوشایند است. احساس بوی ماده شیمیایی(شبیه احساس بوی پس از تزریق سیکلوفسفامایت) روز به روز کمتر شد ودر روز آخر اصلا بویی احساس نکردم. گزارش مورخه 09-02-2011 وضعیت: با سلام وسپاس فراوان: حالم نسبت به قبل شروع رژیم کاملا متفاوت است خیلی سرحالتر وپرانرژی تر شدم که از این بابت از خداوند و جنابعالی کمال تشکر را دارم. - قبل شروع غذادرمانی آدم کاملا سرمایی بودم ولی اکنون زیاد سردم نمیشود. -قبل رژیم غذادرمانی رنگ پوستم زرد بود ولی الان خداراشکر کمی سبزه (که رنگ اصلی پوستم قبل بیماری سبزه بود) و پرخون شده ام که در کف دستهایم بیشتر محسوس است ولی نه به خوبی و رنگ پوست سالم قبل بیماریم یعنی 12 سال قبل. -طی 14 روز قبل بوی ماده شیمیایی (شبیه بوی داروی سیکلوفسفاماید) فقط دو بار آنهم بعد از حدود سه کیلومتر پیاده روی و ورزش بصورت خفیف احساس کردم. همچنین دو بار هم حالت قلقلک در کلیه هام حدود نیم ساعت داشتم. - یک عدد زگیل که دوسال بود در کف انگشت شصت دست چپ داشتم کوچک شده و محو شد. -سه شب قبل سرماخوردگی پیدا کردم که با آبریزش بینی (که با کمی خون همراه بود) و عطسه های مکرر همراه بود ولی بعد از 24 ساعت به حالت عادی برگشتم که نسبت به قبل مدت سرماخورگی کوتاه بود. - بیشترین مشکل من که از قبل هم بوده و حالا کمتر و بهترهم شده در حال حاضر تکرر ادرار درشب که باعث اختلال در خواب راحتم میشود وهمچنین فشار خون بالایم میباشد برای بنده که لیسانس رشته پیراپزشکی دارم و بواسطه نتایج خوب روش ما، علاقه شدید برای مطالعه و تحقیق در رشته غذادرمانی دارم در پایان ضمن تشکر فراوان از شما و همکاران عزیزتان خواهشمندم در شبکه های ماهواره ای فارسی پرمخاطب یا صدا وسیما جمهوری اسلامی ایران حضورا تشریف ببرید تا مردم ایران بویژه بیماران نیازمند با شیوه بسیار عالی و بی ضرر و کم هزینه درمان شما بیشترآشنا شوند با سپاس فراوان – کامبیز وضعيت در ارديبهشت 1390 8)خدا را شکر عالی هستم سرحال و پرانرژی.واقعا غذادرمانی شما معجزه میکند. می توانم صدها متر بدوم بدون اینکه کلیه هام درد کنه که قبل از غذادرمانی برام مقدور نبود.قوز پشتم با انجام ورزش بویژه ورزش سرخ از بین رفت. رنگ پوستم هم روشنتر وطبیعی تر شده واز زردی آن کاسته میشود.همچنان شبها هر سه ساعت تکرر ادرار دارم که تا حدودی در خواب راحت شبانه ام اختلال ایجاد میکنه. فشارخونم همچنان بالاست 9) +5 900125*jcv0*0094 در تاریخ 25فروردین 1390 مبلغ 40 هزار تومان واریز نمودم به شماره پیگیری 10)سوال: - خانواده ام که سالم هستند در سه روز خام خواری ماهانه چی بخورند؟ -خواهشمندم دانسته ها وتجارب خود را بصورت کتاب درآورید تا برای نسل های بعد بصورت گنجینه ای ارزشمند باقی بماند -ماه قبل آدرس سایت شما را به پرستاران بخش دیالیز بیمارستان مطهری شهرستان گنبدکاوس دادم ولی متاسفانه به بیماران نداده بودم درنتیجه 5شنبه گذشته مستقیما به خود بیماران دیالیزی دادم امیدوارم آنها نیز درمان شوند با سپاس فراوان-کامبیز وضعیت:17-06-2011 5) جناب اقای دکتر حالم روز به روز بهتر میشود و امروز نسبت به دیروز خیلی بهتر است . در ضمن به علت عدم دسترسی به اینترنت گزارشتان را امروز دیدم از این به بعد فشار خون را دقیق گزارش میدهم.

مرد - شغل : فیزیوتراپیست - 175/75 - 62ساله - برای درمان کمبود و کاهش پلاکت خون - واریس مری - بزرگی طحال - نارسایی جزیی کبد - بزرگی طحال - کاهش پلاکت (45000) - غرغر شکم بخصوص سمت چپ - افزایش قند خون - پیدا شدن دانه قرمز سوزنی روی شکم و سینه - تا سال1378 (11 سال پیش)هپاتیت B داشتم و از سال 1379 به بعد آنتی ژن منفی شد هم اکنون هپاتیت B ندارم - تالاسمی مینور نیز دارم - در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله ،قرص Propranol روزی یک قرص 10 میلی گرم - / قرص Propranol / تجویز دکتر جهت کاهش استرس / کمی دچار استرس می شوم **** در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ خير - نمک - چربی - قند کمتر مصرف می کنم هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ خير - مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . پای راستم کمی ورم دارد اما دردی ندارم1- پلاکت خونم بالا رود2- ورم پای راستم از بین برود3- غرغر شکمم از بین برود4- طحالم کوچک شود

, , , , , , , , , , , zamani532051@yahoo.com, kimiafalah@gmail.com, دیابت -کم خونی - لکه های پوستی - کم وزنی -بیماری قتد -خشکی دهان - هاله روی چشم - استرس

:مستعار فریبا/شغل : دبیر بازنشسته/ قد: 165 / وزن : 52 کيلوگرم ظ=-3 / میانه/معرف /علت مراجعه : توسط اقای محبی از زنجان-علت دیالیزی بودن ناراحتي هاي ديگر؟: 2بار عمل ترمیم و تعویض دریچه ی قلب/ آرزوم خلاصی از دیالیز/ با سر درد و استفراغ 10 سال پیش مدت دیالیز 6 سال علت عدم پیوند کلیه مثبت بودن پنل خون/ در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - وارفارین -دیگوکسین-والسارتان-کلسیم-ایپرکس وضع فشار خون؟ غیرعادی - به علت کار نکردن کلیه فشار خون تا 16 است حساسيت غذايي؟ دارم - پرهیز و رژیم غذایی بیماری قلبی و کلیوی دارم مصرف ميوه داريد؟ متوسط(1تا3باردرهفته) مصرف سبزي وسالاد داريد؟ متوسط(1تا3باردرهفته) مصرف گوشت قرمز(گاو گوسفند) دارید؟ گهگاه(1تا3بار در ماه) مصرف گوشت سفيد(مرغ وماهي) داريد؟ متوسط(1تا3باردرهفته) پياده روي (حداقل 2 کيلومتر)درچه مدت داريد؟ هرگز سابقه سردرد؟ بله - بعد از انجام دیالیز

- - لطفا اصل پرونده مرا فعلا محرمانه بگذارید و خلاصه انرا به این شرح درمعرض عموم بگذارید. و فقط با اسم مستعار زهرا ف یاد کنید خانم کارمند-24ساله وزن 96کیلو قد 161- قطع پرید و با مصرف دارو به پریدهای نامرتب تبدیل میشود-از 10 -11سالگی پرید شدم اوایل هر ماه دو بار میشدم ولی سینه نداشتم. با مرا جعه به دکتر برای تنظیم پریودهام تا مدتی منظم بود. اصولا به یاد ندارم که خیلی منظم بوده باشه یا عقب میرفت یا جلو. تا که 16 -17ساله بودم که بخاطر یک کیست کوچک به دکتر رفتم و تا 3-4 ماه دارو خوردم که بر طرف شد. گاهی هم که استرس داشتم دو هفته طول میکشید. سال بعد که کنکوری بودم از فروردین ماه تا شهریور پرید نشدم وشهریور ماه دوهفته طول کشید وبا مراجعه به دکتر برطرف شد. سال بعد هم(پشت کنکوری بودم) چند ماهی همین مشکل رو داشتم که به خودی خود برطرف شد. تو ماههایی که پرید نمیشدم فقط چند قطره خون میدیدم. سال بعدش که دانشگاه قبول شده بودم تابستانش کمردرد شدیدی داشتم به طوری که انجام ساده ترین کارام برام مشکل بود. با مراجعه به دکتر ارتوپد وانجام عکس اسکن وام آرآی دکتر گفت که مشکل من به صورت مادرزادیه وسمت چپ لگنم به اندازه ی سمت راست رشد نکرده. درضمن ام آرآی نشان داد که من یک کیست بزرگ دارم که مجبور به انجام آزمایشات وسونو شدم که به لطف خدا کیست بسیار کوچکی بود وبه زودی برطرف شد. اما دکترمعتقد بود که من هر 6 ماه یکبار سونو بدم. تقریبا یکسال ونیم بعد بود که من یک منظره دیدم به طوری که تمام بدنم میلرزیدوپرید بودم که پرید من تا چندماه به صورت لکه طول کشید و بعد که لکه ای ندیدم تا چند ماه پرید نشدم وبعد از چندماه با یک دلدرد بسیار شدید پرید شدم وماه بعد نشدم. به دکتر مراجعه کردم وگفت چون (تا اون موقع دکترمو عوض نکرده بودم) چون پریدهای من نامنظم نیست ممکنه که از تئرویدم باشه من آزمایش دادم ودر این زمینه مشکلی نداشتم. ولی کیستی به بزرگیه20میلیمتر داشتم که با تجویز دکتر تا 6ماه مارولون مصرف کردم. بعداز 6ماه فقط4میلیمتر کوچک شده بودودکتر معتقد به لاکراسکوپی شد که من انجام ندادم ومدام دکترمو عوض کردم توی این مدت کیست یا تغییر نمیکرد ویا کوچک وبزرگ میشد ومن ال دی مصرف میکردم وتازمانی که دارو مصرف میکردم پریدهای منظم وبدون درد داشتم. بهمن ماه گذشته سونوانجام دادم که نشاندهنده ی برطرف شدن کیست وتنبلی تخمدان بود. من که خیلی خسته وکلافه شده بودم دیگه به خوردن داروهام ادامه ندادم. ماه بعداز ترک دارو حدودا 10روز دیرتر پرید شدم که دردی نداشتم. حود 4ماه بعدش پرید بعدیم بودوماه بعدش سر موقع پرید شدم .واز آن موقع تاحالا که 4ماه گذشته پرید نشدم وزمانی که پرید نمیشم درزمان پریدیم فقط چندقطره میبینم. حدود دوهفته پیش بود که به دکترمراجعه کردم که 2تا آمپول پروژسترون تزریق کردم ولی پرید نشدم الآن هم فقط چند قطره دیدم. دارم دیونه میشم.خیلی کلافم وغالب شبها کابوس میبینم لطفا کمکم کنید.
===================*****
* ازگزارشات درزمان غذا درمانی: 20-03-31 in dovomin mahiye ke bedune daru period shodam.midunam ke zaban az tashakor zahamatet ghasere vali ba in vojud mamnunam .omidvaram ke sali por az salamati va movafaghiyat dashte bashi. . ---------------------- 12/10/1389 وضعیت: چندکیلو گوشتهای اضافیم را اب کردم- پوستم روشن تر شده وجای جوشها کمی کمتر ورشد موهای زاید صورتم کمی کمتر شده. احساس کسلیم درهفته ی قبل بیشتر بود ولی الان کمتره. پوستم روشنتر وشفاف تر شده وگاهی هم زیادی سفیداست. جوشها درصورتم کمترشده وجایشان کمی رفته. بعداز اصلاح کمتر جوش میزنم ورشد موهای زاید صورتم احساس میکنم کمی کمترشده *** گزارش 2011-01-10 16:39:45 امروز بهترین روزهای زندگی من است، خیلی به آینده و روش شما امیدوار شدم، امروز از سنوکرافی برگشتم و با ناباوری کیستم را درست کردید و در سنوگرافی جدید من کیست ندارم. تنبلی تخمدانم هم خیلی بهتر شده وشاید دیگر ندارم اصل سنوگرافی را خدمتتان میفرستم، من امید بچه دار شدن پیدا کردم. روی پوستم اصلا آثاری از جوش و کک ومک نمانده همه تمیز و جوان شدم. پرید هایم بی درد گشته. رنگ پوستم را همه تعریف میدهند که چه خوب شده، از همه مهمتر که میخواهم ازخوشحالی پردربیارم از بین رفتن موهای زائد در صورتم است که اگرهرروز اصلاح نمیکردم وحشتناک میشدم و حالا هفته هفته هم که نکنم باز مزاحمتی ندارد ممنونم، چشم گزارش به مردم هم بزودی تهیه میکنم. ****14-01-2011 این نامه را درجای عمومی درسایت گذاشته است که کپی انرا اینجا هم میگذارم منشی مطب: ""با عرض سلام ودرود فراوان بر پرفسور خرسند وهمکاران گرامیشان این روزها هر وقت تو آیینه خودم رو نگاه میکنم بی درنگ یاد دکترخرسند میافتم. قبل از اینکه با دکتر خرسندآشنا بشم و روش ایشان را بکار بگیرم، جوشهای صورت وموهای زائد زیر چونم وبالای لبم خیلی زیاد بودند و خیلی عذابم میدادن. با اینکه موهای سرم مشکی نیستن وهمچنین خیلی هم نرم هستند امااین موهازائددر صورت و چانه ام هم سیاه و هم ضخیم بودن. و مجبور بودم هرروز یا حداکثر یک روز در میان مجبور به گرفتنشون بودم . اما بعد از درمان و اجرای روش ایشان، و توی این چند روز با توصیه ی این دکتر توانا (که افتخار خداوند وبندههای اوست) تونستم از شرشون تا حد زیادی راحت بشم با وجود اینکه هنوز مدت درمانم کامل نشده ولی واقعا تا حد 90درصد از وجودشون راحت شدم دیگه غصه نیست چون زیر چونم دیگه خبری از اون موهای سیاه وزشت نیست. در ضمن من بعد از اصلاح صورت کلی جوش میزد که خوشبختانه دیگه از اونا هم خبری نیست. پس بیدلیل نیست که توی آیینه قبل از اینکه خودم رو ببینم دکترخرسند رو میبینم واز این بابت هم این زیبایی رو مدیون این دانشمند وافتخار ایران میدونم. نکته ی مهم تر اینه که من کیست تخمدان هم داشتم و در چند ازمایش قبل از شروع درمان، کیست های بزرگ نشان داده بود که ظاهرا اونم ازاقای دکتر خرسند تر سیده و خوشبختانه همه ناپدید شده و برطرف شده و از این بابت هم خیلی خیلی خوشحالم. من تنبلی تخمدان هم داشتم و ازمایشات قبل از درمان اندازه انرا بالای 14 نوشته اند که خوشبختانه در این مورد هم به زیر 12 تقلیل داده شده و گویا در این مورد هم من سالم شده ام خدارا شکر. در انتها توصیه میکنم اگه هر مشکلی دارین که زندگی رو براتون تیره تار کرده ونمیذاره که از زیباییهای زندگیون لذت ببرید حتما به دکترخرسند بگین چون ایشون میگن چطور برید به جنگ با بیماریها وبهتون قول میدم که از این نبرد پیروز برگردین وهمچنین خدای بزرگ رو شاکرم که ما رو از چنین توان وخردمندی محروم نفرمود. ارادتمند زهرا ============== خانم زهرای گرامی از نامه قشنگتان خیلی ممنونیم لطفا عکسی از خود هم بفرستید چون بزودی این نامه را درمحل گزارش به مردم و نیز در محل شفایافتگان هم جایش خواهم داد. سیما مدیر مطب خوراکی درمانی پرفسور خرسند - هلند ""

2290-As -شغل : مهندس ناظر- 41ساله -شاهین شهر - ترش كردن به هراه آروغ زدن زياد نفخ زياد معده و روده جديدا\" وقتي عصبي يا خيلي زياد خسته و يا كم خواب ميشوم روده ها شروع به درد كردن ميكنند بطوريكه دوطرف شكمم در قسمت پايين در محدوده روده ها خيلي درد ميكنند زيرا وقتي يبوست ميگيرم اين چنين دردها سراغم مياد/طي اندوسكوپي ها وكلونسكپي كه انجام دادم پزشك هاتشخيص عصبي بودن روده ها را دادند -هروقت كه حالت يبوست دارم سردرد به سراغم مياد - جديا\" وقتي معده ام خالي ميشود روده هايم شروع به درد كردن وسر درد هم ميگيرم كه پساز خوردن غذا درد ها كم ميشوند / در ضمن شغل من به صورت نوبتكار(يك هفته شبكار 12 ساعته ويك هفته صبحكار12ساعته) ميباشم
======================اخبار بعدی
==================================
ازگزارشات مریض در طول درمان
===========گزارش مورخه 07-112011
7-وضعیت(شرح تغییراتی که محسوس است):
7-1 خوشبختانه، خشك بودن پوست هر دو دستم كمتر شده
7-2--هنگام احساس وجود نفخ و یا وجود مدفع درد روده هایم خيلي كم شده و طوري كه امروز اصلا" درد نداشتم.
7-3- در ضمن هنگام ناراحت شدن ویا احساس خستگی و یا عصبی بودن درد در روده هایم خيلي كم احساس ميشد . 7-4-آروغ زدن ندارم
- و بوی بد دهان ازبین رفته و
-با این وضعیت احساس آرامش دارم -یعنی به راحتی میخوابم -و بعد از خواب عصر کمی سردرد داشتم
- ولی شب ها بعد از خواب مشکلی ندارم
==========================12-03-2011
سلام
من طبق دستورات جناب دکتر مدت 15 روز غذادرمانی را را انجام دادم ولی به دلیل موقعیت و مکانی شغلم دیگه ادامه ندادم
ولی این برایم خیلی موثر واقع شد و نزدیک به 80% بیماری ام خوب شد و از شما خیلی ممنونم و منتظر فرصت هستم که در اولین موقعیت دوباره با برقرای ارتباط با شما مجددا" این روش را ادامه دهم در ضمن من سایت شما را نزدیک به حدود 200 نفر معرفی کرده ام و به همه آنهایی که مشکل دارند معرفی میکنم متشکرم متشکرم خیلی خیلی
=======================15-11-2011
7-وضعیت:
7-0احساس شادابي ميكردم
7-1 خوشبختانه، خشك بودن پوست هر دو دستم محو شده
7-2--هنگام احساس وجود نفخ و یا وجود مدفع درد روده هایم خيلي كم شده
و فقط سمت راست روده هايم( روده سمت راست ناف درد داشت كه بعد از دفع مدفوع و نفخ معده درد نيز محو ميشد.
7-3- در ضمن هنگام ناراحت شدن ویا احساس خستگی و یا عصبی بودن درد در روده هایم خيلي كم احساس ميشد.
7-4- بعضي مواقع كه دفع مواد غذايي وسموم به كندي انجام ميشد(يعني مدفوع در روده ها سفت ميشدند) روده هايم درد داشتند .

7-5-آروغ زدن ندارم
- و بوی بد دهان ازبین رفته و
-با این وضعیت احساس آرامش دارم -یعنی به راحتی میخوابم وهنگام بيدار شدن خيلي راحتم
- و شب ها بعد از خواب مشکلی ندارم
=============================== 22-12-2011
-وضعیت:
- در این ایام که بیشتر سالاد و میوه جات زیاد و نان سبوس دار میل میکردم درد روده هایم خیلی خیلی کمتر شده
- وفقط گاهی وقتها شکمم خالی می شود کمی درد احساس می کنم که با خوردن نان سبوس دار درد برطرف می شود
- دیگ خداراشکر آروغ زدن ندارم
- و بوی بد دهان هم ازبین رفته و
-با این وضعیت احساس آرامش دارم
-یعنی به راحتی میخوابم وهنگام بيدار شدن خيلي راحتم
- و شب ها بعد از خواب مشکلی ندارم
* علی رغم مخالفت دیگران ولی با اراده محکم ادامه می دهم تا هر زمان که باشد .
متشکرم

جنسيت : زن- محصل 16 ساله - معرف عمه جان که تحت درمان شما بوده قبلا - - بیماری (اتو ایمیون )سندرم نفروتیک-گلوبولونفریت - اضافه وزن- در دو ماه اخیر نشانه هایی از دردهای شبه رماتیسمی در عضلات کف پا و انگشتان دست و کتف وجود داشته است.ریزش شدید مو -وضع فشار خون؟ غیرعادی و پائین - هنگام دفع پروتئین و استرس فشارم بالا میره.وضع پوست بدن؟ : بد - جوش صورت و گهگاه جوشهای پراکنده و درشت در پشت کتف و پشت پا به تعداد کم و پرمویی در صورت و بدن وضع موي سر؟ : بد - کم پشت شده بعد از شروع درمان با کورتون(پردنیزولون) و ساندیمون وضع ديد چشم؟ : با عينک خوب - آستیگمات0/25 - مصرف دارو داريد؟ بله - پردنیزولون یک روز در میان دوعدد صبحها پنج میلی -کلسیم dیک روز در میان -ویتامین d3هفته ای یک عدد-داروی تقویتی l-carnitina - درطول 4 سال اخیر به طور مرتب مصرف کردم پردنیزولون ولی ساندیمون (سیکلوسپرین)در ابتدای بیماری به مدت یک سال 125 میلی صبح و 125 میلی در شب مصرف میکردم که به تدریج قطع شد و بعد از دو سال مجددأ همان دارو به مدت هشت ماه مصرف و دوباره قطع شد. در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - کم نمک - مصرف کم سیب زمینی و نشاسته که برام خیلی سخته ولی سعی می کنم رعایت کنم. هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - در سن 6 سالگی لوزه سومم را عمل کردم.ویازده سالگی بیوپسی کلیه داشتم. مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . بعد از 4 سال درمان با داروهای شیمیایی چون نتیجه مثبتی عایدم نمی شد از طریق یکی از آشناها با دکتر حبان ارتباط برقرار نموده و داروهای هضم و جذب غذا و پاکسازی بدن و امگای 3 و 6 و 9 و داروی ضد استرس و اکسیدوکلسیم و ریجو(شفا از درون) به مدت 4 ماه مصرف نمودم. با وجود اینکه شرایط عمومی بدنم بسیار عالی بود ولی با شروع دردهای شبه رماتیسمی از ترس عوارض دارو درمان دکتر حبان را قطع نمودم. لازم به توضیح است که درمان به روش دکتر حبان بدون اطلاع پزشک معالجم بوده وبه علت فشار روحی که دارم با پزشک متخصص روانکاو مشاوره دارم و داروی ضد استرس مصرف می کنم که نامش در خاطرم نیست. چهار ویژه بانوان وضعيت پريد ماهانه؟: مرتب - قبلأ نا مرتب بود ولی با مصرف ویتامینd3 و داروهای دکتر حبان مرتب شد. در حال حاضر نگران گسترش بیماری به سایر اندامهایم میباشم و بیماریهای سختی که هنوز پزشکانم به ماهیت آن پی نبرده اند یکی از پزشکان توصیه به بیوپسی مجدد دارد.در طول 4 سال گذشته پدر و مادرم به هر شکل ممکن با روشهای متعارف و حتی غیر متعارف تمام تلاش خود را برای درمان من انجام داده اند بیش از این نمی خواهم باعث زجر و شکنجه آنها باشم
===============================

ازگزارشات مریض در دوره درمان به روش ما
گزارش مورخ : 17-08-2011
گوشتهای زائد و مزاحم را کم شدند و احساس سبکی و خوبی دارم، جوشهای صورتم برطرف شده و پوستم شاداب شده و رنگ لبهام روشن شده. و کلا خیلی خوبم.
=======================22-11-2011
وضعیت:
خوشبختانه نسبت به گذشته توان یادگیری و تمرکزم بسیار بالاتر رفته است. از نظر روحی و روانی شرایط خوبی پیدا کرده ام.
- مثل گذشته موقع خواب عرق نمی کنم و خواب راحتی دارم.و بعد از خواب هم سرحالم - احساس خستگی و کسالتم برطرف شده است. - خوشبختانه دفع پروتئین در بهترین شرایط هست و مقدار جزیی می باشد. -پردودم نسبت به قبل از شروع این رژیم بهتر شده و کمتر بصورت لخته ای می باشذ.. -پف صورتم کاملا برطرف شده -فعالیتم کمتر شده است. -ریزش موهام خیلی زیاد و نگران کننده می باشد و مصرف صابون زیتون دورو هم بی تاثیر بوده است. -آزمایشی که دادم خیلی بهتر شدم (آنتی فسفو لیپید از 58 به 17 رسیده،MCV از 70.2 به 72.3 رسیده-MCH :از 21.5 به 22.4 رسیده،MCHC: از 30.6 به 31.1 رسیده ،هموگلوبین از 10.9 به 11.0 افزایش پیدا کرده و مقدار کلسترول از 107 به 93 کاهش و تری گلیسیرید به 32 کاهش پیدا کرده که بسیار پایین می باشد.- -بعلت نگرانی از قطع دارو بخاطر داشتن کنکور همچنان دارو مصرف می کنم. 9- کنترل اعتبارخود: در تاریخ 1/9/90 مبلغ 30 هزارتومان از کارت شماره 8095 شعبه بانک ملت به حساب شماره 3690 در ساعت 10 شب واریز نمودم. =====================

e w سپاسگزار از پرفسور خرسند از:ناهید* * * * * * نام فامیل از طرف ما مخفی شده است » سلام باعرض سلام وخسته نباشيد خدمت پزشك محترم و عاليقدرپرفسور خرسند. متاسفانه درپي وقفه اي كه دردرمانم به وجود آمد وقبلا دليل ان را توضيح دادم ديگر قادر نيستم كه گزارش ارسال كنم. اماخودرا موظف ميدانم كه: اززحمات بي دريغ وخستگي ناپذير شما تشكرنمايم خوشبختانه درطول مدت درمان ازطريق غذادرماني ناراحتيهايي كه قبلا داشتم نظيرجوشهاي چركي صورت -گرگرفتگي و داغ شدن بدن -بوي بدن دهان وازهمه مهمترعفونت رحمي وترشحات بدبو كه سالهابودآزارام ميدادهمگي ازبين رفتندومن از اين بابت واقعا خوشحالم. براي درمان عفونت رحمي قبلا همه راههای دیگر را امتحان كردم اماهيچ فايده اي نداشت وعلايم درمان همگي موقت بود و بعد ازمدت كمي دوباره بيماري ازنو شدت مي گرفت واين روش شما، واقعا جالب بود كه بانرساندن غذا وترك كثافت خواري بدنم پاك پاك شد و این عفونت مزمن هم با روش شما بالاخره برطرف شد. ازطرفي من كه هميشه احساس پژمردگي وكسالت داشتم حالا ديگه خيلي شادم واحساس سبكي ميكنم موهاي سرم بدون استفاده از نرم كننده نرم وابريشمين و ناخنهايم خوشرنگ و شفاف شده وهمينطور ديگه دهانم بدبو نيست و من خيلي راضي و خوشحالم جوشهاي زشت وبي ريختي كه سالها عذابم ميداد وباعث شده بوداعتماد به نفسم راازدست بدهم همگي تحليل رفته و خوب شدم و پوستم شفاف شده واين براي من كه هرراهي را رفته بودم حتي ليزر درماني هم جواب نداده بود چيزي شبيه معجزه است كه ديگه ازآن جوشهاي آزاردهنده خبري نيست ومن وظيفه خود ميدانم كه باقراردادن تجربه هايم درسايت همه كساني كه همانند من نااميد بودندو نمي دانستند چكار كنند رو از اين طريق اميد ببخشم. البته همه اينها درگروي اين است كه دستورات پرفسور را درست انجام دهيد ووقتي كه سيستم خوددرماني بدن فعال شدو بدن پاك پاك شد باكمي ناپرهيزي هيچ اتفاق بدي نمي افته درپايان از پرفسور خرسند گرامي كه وقت گرانبهايشان را در اختيار نااميداني همچون من ميگذارند سپاسگذارم آرزوي طول عمر باعزت برايتان دارم. ناهيد * * * * نام فامیل از طرف ما مخفی میماند - 2079-Magnoliya 26.مهرماه 1391. بربا 17 /اکتبر.2012 سلام- لينك آن صفحه رانميدانم - تاريخ ارسال نامه ٣٠ سپتامبر ٢٠١٠ حك شده -عنوان نامه سپاسگزاراز پرفسورخرسند - ولينك پرونده ام magnoliya-2079 است - بازهم تشكراز پرفسورخرسند - باياري خداوندوكمك دكتر٢ماه بعدازاينكه سموم ازبدنم پاكسازي شد باردار شدم الان پرياي زيبا ١ سالشه وزنگيم شيرين ترازقبل شده - آرزوي سلامتي وطول عمربراي يكايك شمازحمت كشان عرصه علم وپزشكي علي الخصوص پرفسورخرسندعزيز رادارم نـاهـید ============================================= ناهید جان و عزیز و گرامی 2079-Magnoliya از نامه صمیمانه و اظهار قدردانی شما سپاسگزاریم، و اینکه با روشنفکری واقعگرا و با سخاوتمندی همه تجربیات خوب خودتان را در روش « غذادرمانی» پرفسورخرسند درراه گسترش این علم، بطورعلنی در اختیار عموم گذاشتید صیمیمانه تشکر میکنیم، ایگاش عکسی از گوینده این مطالب گهربار و علمی هم میفرستادید تا همه رادرصفحه اول قرارش دهیم. سیما مدیر تنهامطب انترنتی غذادرمانی جهان به روش پرفسورخرسند - هلند --------------------------------------- سلام از خبر و گزارش پایانی شما، و نیزاظهار لطف شما سپاسگزارم. دقت کنید که سلولهای تمیز شده شما، آنقدر قوی هستند که فورا زوائد و سموم غذاهای ممنوعه را درخود زندانی میکنند و البته خود هم موقت کم کار و معلول میشوند، تاباز فرصتی فراهم شود و خودرا دوباره تمیز کنند. و لذا بهتر است که تا مدتی مثلا حداقل ده روز فقط صبح ها و فقط صبحانه را ممنوعه خواری کنید و مثل دیگران تغذیه کنید و درسایر مواقع همچنان به روش ما تمیزخواری که یاد گرفته اید تغذیه کنیدتا به سلولها فرصت تمیز شدن دهی. موفق باشید - خرسند...

خانم-متاهل -سن: 37 - التهاب روده و استفاده از زالو برای درمان خواب رفتگی پاها و غلظت خون - چرب بودن مو و ریزش آن بدلیل کم کاری تیروئید- موهای زائد در چانه-ریزش اشک در موقع استفاده از لوازم آرایش ،در نور آفتاب، در سرماو...-گزگز کف پا-خواب رفتگی پاهاو دستها-دل درد خفیف بعد از بیرون روی- التهاب روده از 4ماه پیش تا کنون -کمر درد-اضافه وزن- تنبلی تخمدان-سابقه سرگيجه؟ بله-سابقه سردرد؟ بله - داروخوار سولفاسازین صبح و شب- رانیتیدین صبح و ظهر- و دو داروی دیگر برای التهاب روده که در خاطرم نیست -در سال 76 جراحی آپاندیس داشتم که بعدأ مشخص شد مشکلی نداشته و اشتباهأ جراحی شده است-من برای رفع غلظت خون برای هر پا 7 عدد زالو استفاده کرده ام در زمان استفاده که یک ساعت طول کشید من درد داشتم و با اینکه دو روز از آن میگذرد جای آن سیاه و سوزش دارد. ******************************************
ازگزارشات مریض پس از شروع غذادرمانی:
04-01-2011 وضعیت:
خدا را شکر خیلی خوبم .
آزمایشی را جدیدأ انجام دادم براتون می فرستم
قبلأ ترشحات سینه داشتم(با اینکه یک دختر 5 ساله دارم و شیردهی هم نداشتم) حالا همه برطرف شده و از جواب آزمایشم راضی هستم لطفأ شما هم ببینید و نظر خود را اعلام بفرمائید. ضمنأ آقای دکتر خارش سرم کم شده وزنم الحمدالله دوباره کم شده همه میگن خیلی خوش فرم شدم ومن هم میگم که رژیمی که از شما گرفتم باعث شده و اونها رو ترغیب می کنم برای لاغری و داشتن تن سالم از سایت شما دیدن کنن و پرسشنامه پر کنن. من که از علم و تکنیک شما راضی هستم انشاالله خدا از شما راضی باشد.متشکرم
**********مورخه:22-02-2011
بسم الله الرحمن الرحیم
با یاد و نام خدای مهربان، و با تقدیر و تشکر و سپاس از جناب آقای دکتر خرسند؛
شرمنده از این که نوشتن این مقاله با تأخیر مواجه شد، لطفأ با مطالعه این متن، در صورت نیاز به اصلاح، زحمت آن را بکشید و در دسترس عموم قرار دهید،
به مصداق حدیث شریف" من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق " وظیفه خود می دانم تا بدین وسیله اززحمات بیدریغ دکتر خرسند تشکرو قدردانی نمایم.
سلامتی تاجی است که انسانهای بیمار بر سر افراد سالم می بینند، در زمانهای گذشته که بیماری و درد تا این حد وجود نداشت انسانها رمز سلامتی و طول عمر خود را می دانستند، اما از آنجایی که انسان ذاتأ فراموشکار است راز سلامتی خود را به فراموشی سپرده است و از روی عادت به تغذیه با غذاهایی روی آورده است که جز بیماری و تضعیف سیستم دفاعی بدن هیچ مزیتی ندارد و در واقع آنچیزی که موجب رنج و درد و همینطور مرگ و میر ما انسانها میشود همین غذاهاست. چه تعداد دیگر از انسانها باید با رنج و درد بمیرند تا مردم از نگاه کردن به دکترها به عنوان" خدایان دانای همه چیز " دست بردارند و میزان شگفت انگیز جهل موجود را درک نمایند؟!!. در واقع سیستم دفاعی بدن ما توسط افزودنیهای خطرناک به نوشیدنی و غذا، کشاورزی شیمیایی، واکسیناسیون، تکنولوژی الکترومغناطیسی و مایکرویوی، داروهای کمپانی های داروسازی و استرس موجود در " زندگی مدرن " تضعیف میشود. و ما با مراجعه به بهترین دکترها و استفاده از داروهای شیمیایی و حتی گیاهی در صدد رفع مشکلمان هستیم و از روی نا آگاهی وخو گرفتن با این نوع غذاها به این روش خود همچنان ادامه می دهیم، و به این موضوع واقف نیستیم یا اهمیت نمی دهیم که پیشگیری مقدم بر درمان است و بهترین و مؤثرترین کار، تغییر شیوه غذا خوردن، روی آوردن به خوردن میوه و سبزیجات و دوری کردن از هر گونه خوردنی های پخته شده و به اصطلاح دکتر خرسند غذاهای مرده و بسته بندی شده، کنسرو شده و مخصوصأ فراوری شده است. این وظیفه ماست که وقتی با روش غذا درمانی به سلامتی دست یافته ایم اولأ باید شکرگزار خداوندی باشیم که شخصی چون دکتر خرسند را پیش روی ما قرار داد، و در ثانی باید اخلاقأ به سلامتی دیگران نیز که هم نوعمان هستند بیندیشیم و تا حد امکان این روش را پیشنهاد داده و تجربیاتمان را در اختیار مردم قرار دهیم، دکتر خرسند یک دکتر واقعی ست، کسی که بدنبال کشف کردن حقیقت برای مصلحت بیمارانش میباشد و از پذیرش طوطی وار دیدگاه رسمی، اینکه دکترها چگونه باید عمل یا فکر کنند، امتناع میورزد و خوشا به سعادت دکترخرسند که سعادت دنیا وآخرت را دارند و همواره افراد به تمام معنا سالم ، دعاگوی ایشانند و این والاترین و با ارزشترین چیز در زندگی است. اینجانب یکی از بیماران درمان شده به روش پرفسور خرسند هستم.
از خیلی وقتها پیش مشکل آی بی اس داشتم، و با هر گونه استرسی بدتر میشد و عود میکرد. با این مشکل (به مصرف انواع و اقسام داروها) خو گرفته بودم. تا اینکه در اول خرداد ماه 1389 به دنبال یک استرس شدید و خوردن غذای رستوران دچار التهاب شدید روده شدم، به گونه ای که با خوردن یک جرعه آب دچار دل پیچه و دل درد شدیدی می شدم از ترسم راضی نبودم غذا بخورم و به حدی غذا می خوردم که توان داشته باشم، آن هم با ترس، تا مبادا دوباره دل پیچه شروع شود به دکترهای متعددی مراجعه کردم، انواع آزمایشها را دادم، داروهایی تجویز می کردند که به سختی از شرکتهای داروسازی تهیه می کردم و متحمل هزینه های زیادی شدم.
دیگر هزینه برایم اهمیت نداشت فقط سلامتی برایم مهمتر از هر چیز بود درمدت 4 ماه انواع داروها را امتحان کردم. با هر نسخه ای داروها را عوض می کردم تا شاید موفق به مهار این مشکل شوم. دیگر خسته شده بودم.
از طرفی خواب رفتگی شدید پا اذیتم می کرد حتی دو هفته تمام، هر دو تا پا دچار گرفتگی شدید شد و در بستر افتادم حتی قادر نبودم از رختخواب بلند شوم تا اینکه با مصرف مسکنهای شدید تا حدودی آرام شد. ولی خواب رفتگی و گزگز کف پاهایم همچنان ادامه داشت بعد از 7 سال، به طب سنتی وزالو درمانی روی آوردم با انداختن زالو به تعداد 14 زالو برروی پاها راضی شدم. تا چند روز جای نیش زالو، درد داشت به اینترنت مراجعه کردم تا چاره ای برای این درد بیابم، خوشبختانه با سایت غذا درمانی دکتر خرسند آشنا شدم و به این سایت مراجعه کردم، پرسشنامه را پر کردم، حتی سایت را کامل مطالعه نکردم و در این مدت به سیما خانم اذیت می کردم و هر چیز را سوال می کردم، از خوشحالی با خواهرم تماس گرفتم و گفتم این سایت را پیدا کرده ام و میخواهم با این روش درمان شوم. اما خواهرم مرا از پیگیری این روش منع کرد و گفت به این سایتها اعتماد نکن شاید تله ای برای گرفتن پول باشد، از این حرف او ناامید شدم، مدتی به این روش فکر می کردم و دائم وارد سایت می شدم تا اطلاعات بیشتری بدست بیاورم، فلسفه و روش دکتررا می خواندم و به سلامتی شفا یافتگان فکر می کردم و حتی به سه نفر از آنها ایمیل زدم تا اطلاعات بیشتری در این زمینه به من بدهند هر روز ایمیل خود را چک می کردم ولی از جواب آنها خبری نشد، با هر کسی در میان می گذاشتم کسی در این مورد چیزی نشنیده بود، وقتی موضوع را به همسرم گفتم نظرشان این بود که با این روش تو چیزی را از دست نمی دهی نه دارویی وجود دارد نه چیز ناشناخته و غیر قابل قبولی، پس درمان را شروع کن. به خدا توکل کردم و درمان را شروع کردم با اینکه همسرم در روزهای اولیه درمان از روش من در تغذیه اعتراض هم میکرد اما بعد از گذشت یک هفته که سلامتی خود را بدست آوردم نه تنها اعتراض نمی کرد بلکه مشوق من شده بود و می خواست ادامه دهم، من با التهاب روده از خوردن میوه و سبزی منع شده بودم و صبحها 4 عدد قرص، ظهرها 5 عدد قرص و شبها نیز 4عدد قرص مصرف می کردم، وقتی درمان به روش دکتر خرسند شروع شد همان روز اول از من خواسته شده بود داروها را کنار بگذارم روز اول با ترسی تمام، قرصها را نخوردم. روز دوم یک عدد قرص رانی تیدین مصرف کردم و بعد از آن به هیچ دارویی لب نزدم و حتی خوردن میوه و سبزی را شروع کردم بدون اینکه مشکلی پیش بیاید، و اضافه وزنی که بعد از زایمان داشتم برطرف شد و به هیکلی متناسب بدل شد بطوری که تمام آشنایان و دوستان از این روش و از این اراده من در تعجب هستن و همه در تلاشند با این روش به وزن ایده آل برسند و دائم سراغ دکتر خرسند را از من می گیرند و من با خشنودی و رضایت آدرس سایت را در اختیار آنها قرار می دهم و حتی کمردرد و پشت دردی که داشتم تمامأ برطرف شد و با رضایت از این روش به خواهر و مادرم نیز نتیجه را گفتم، آنها نیز خوشحال شدند و مادرم که از فشارخون رنج می برد و دربیمارستان ودر بخش icu نیز بستری می شد و افزایش وزن و پا درد داشت و در فصل زمستان سینه پهلو می کرد، برای او نیز پرسشنامه را پرکردم و درمان را شروع نمود. خدا را شکر مادرم نیز از این روش راضی است و تمام مشکلاتش برطرف شده، وزن کم کرده و خیلی بهتر و ورزیده تر از قبل شده وهمیشه دعاگوی من است که این روش درمانی را به او پیشنهاد دادم و من هم به او می گویم: اول خدا، بعد هم دکتر خرسند، من کاره ای نیستم. و باز هم خدا را شاکرم و برای آقای دکترو منشی زحمت کش آقای دکتر(سیما خانم) سلامتی و طول عمر باعزت آرزو میکنم و در همین جا اعلام میکنم حاضرم هرگونه کمک و اطلاعاتی که لازم هست تا مردم با این روش درمان شوند در اختیار این عزیزان قرار دهم تا شاید گوشه ای از زحمات آقای دکتر را جبران کرده باشم.
با سپاس یکی از شفا یافتگانleyla:


Martein - آقا - 37ساله - ساکن( Cendana KL- MY) - فیستول و شقاق -فشار خون بالا دارم که با قرص کنترل میکنم ولی طی یکی دو ماه گذشته دکترم توصیه کرده که بصورت آزمایشی مصرف دارو را برای یک هفته قطع کنم تا مشخص شود آیا هنوز به این ناراحتی دچارم یا نه -4 سال پیش عمل لیزیک چشم داشته ام - داروی کنترل فشار خون روزی یک عدد Micardis Telmisartan 40 mg هر روزه داروی فشار خون جدیدا\" داروی کنترل ریزش موی Propecia نیز روزی یک عدد مصرف میکنم - من حدودا\" بیش از 10 سال است که از مشکل فیستول رنج میبرم بارها تا آستانه عمل جراحی رفته ام ولیکن فقط به دلیل مشکلات احتمالی پس از عمل از آن چشم پوشی کرده ام. مجرای مقعد بسیار تنگ گردیده و گاها\" از حفره ایجاد شده در کنار مقعد خونریزی دارم. دفع مدفوع بسیار دردآور بوده و بالای حفره ایجاد شده در کنار مقعد همیشه متورم بوده و ترشح عفونت دارم
================ ***** ***** ===================
ازگزارشات پس از شروع درمان مورخه 06-10-2010 . وضعیت : در موقع دفع درد کمتری نسبت به شروع درمان دارم واحساس میکنم یکی از زخمها کمی بهبود یافته ولی زائده ای که از مقعد بیرون آمده هنوز موقع دفع اذیت میکند. شبها به نسبت راحت تر می خوابم رنگ ادرارم کماکان بیرنگ یا زرد کمرنگ می باشد. هنوز عفونت دارم و برآمدگی فیستول هم همچنان مشهود می باشد.

از:رویا حکیم دخترخاله «لیلای نازنین»
ASHK865-.jpg
ماهمه گریان عاقبت «لیلای نازنین» هستیم فقط خدا بداد مابرسد

سلام
من تازه با این وبسایت خوب شما آشنا شدم و ایکاش سالها پیش از وجود این روش درمانی بدون دارو مطلع میگشتم، تا اینهمه خسارات مالی و نقص عضو و خطر مرگ به این وضع برایمان پیش نمیامد. این خاطرات

Sat, April 17, 2010 4:58:22 PM From:leyla Sent: Sat, April 17, 2010 4:58:22 PM Subject: salam عکس فقط جنبه تزئینی دارد...

کبی-کرج...

AliA.Rezvani.JPG سلام دکتر خرسند عزیز نمیدانم چگونه سپاس و تشکر قلبیم را تقدیمتان کنم، سالیان دراز در بیماری و رنج بودم و هیچ دوا و دکتر نتوانست کمکی به درمانم کند، ولی در روش ابتکاری و ساده و عملی شما، در ظرف مدتی کوتاه درمان شدم واقعا باورم نمیشه امروز در حالی این مطلب را می نویسم که پس از مدتها خوشحالم و هیچ دردی ذهنم را خراش نمی دهد کم کم زندگی رنگ زیبایش را از دست می داد که شما را یافتم ونمی دانی که از این اتفاق چقدر خوشحالم شما را بهترین دوست می دانم زیرا که دوباره اتاق تاریکم را با پنجره امید روشن کردید ودیدم که آفتاب همیشه زیباست و تنها ما ئیم که گاهی ذهن زخمیمان تحمل ریبائیش را ندارد امیدوارم همیشه خندان باشید و توانای خدمت به مردم ایران و جهان. علی اکبر رضوانی - بجنورد - از استان خراسان

  قبل از درمان - از پرسشنامه مریض 2641ZRF-Saba «صبا» دخترخانم 20ساله : از فارس (صبا ) heaven144623@yahoo.com ( در 4 سالگی به دلیلل یک زخم کوچک بین واژن و رکتوم، مادرم به پزشک مراجعه کرده دکتر جراح گفت مهم نیست این شقاق است که در بزرگسالی بهبود پیدا میکند تا اینکه در سن15 سالگی به دلیل خونریزی از معقدم، خودم متوجه شدم به پزشک مراجعه کردم که ملین تجویز کرد مصرف کردم تاثیری نداشت و تا به امروز احساس میکنم بزرگتر شده خیای نگرانم کرده، جوری که بر اثر کاری سنگین از مقعدم بیرون میاید و بعد تا چند روز خونریزی دارم در ضمن یبوست اصلا ندارم ) جناب پرفسورخرسند من دارم از رنج میمیرم چون خجالت میکشم دائم این نقطه بدنم را به این دکترو ان دکترنشان دهم و داروهایی بدهند که در این مدت 16سال نتوانستند درمانم کنند التماس دارم مرا کمک کنید --------------------------...

e w 2006-06-18 22:01:24پیام پرفسورخرسندبرمردم زنجان سپاس بیکران من بر مردم خوب و مهربان و قدرشناس زنجان که اقامتی دلپذیر و فراموش نشدنی در زنجان برایم فراهم نمودند، و یک لحظه مرا تنها نگذاشتند و ضمن دید و بازدید های گروهی و دسته جمعی، همه آثارباستانی و جالب شهر رابصورت هیئتی بازدید کردیم و دررستورانهای مدرن پذیرائی شدیم و گلها و کادوها و فرش ابریشم و تابلونقاشی و کارهای دستی و سنتی را پیش کش ما کردند، در دانشکده پژوهشی و علمی زنجان، رئیس محترم دانشکده(قبل از سخنرانی من) خطاب به استادان و دانشجویان و کارکنانی که در سالن دانشکده جمع شده بودند، ضمن بیان خوشحالی مردم زنجان از حضورما دربین آنها فرمودند اگر صدها گاو و شتر در پیش پای این استاد محترم قربانی کنیم هنوز حق مطلب را آنطور که باید ادا نکرده ایم. امید است درفرصتی مناسب امکان پاسخگوئی به این همه محبت ومیهمانوازیشان،توفیق یابم،و بازهم سپاسگزاری خویش راازمیهمانوازی این مردم خوب بیان دارم. ارادتمند حسین خرسند توجه - - توجه متوجه شدیم که ایمیل های زیادی بدلیل پر بودن INBOX ما بدست ما نرسیده است , کسانی که ایمیلی فرستاده اند که جوابی از جانب ما دریافت نکرده اند لطفا ایمیل خود را مجددا بفرستند. با سپاس سیما مدیر اینترنتی عکس شماره یک زنجان عکس شماره دو زنجان عکس شماره سه زنجان عکس شماره چهارزنجان عکس شماره پنج زنجان عکس شماره شش زنجان عکس شماره هفت زنجان عکس شماره هشت زنجان عکس شماره نه زنجان عکس شماره ده زنجان . باز هم عکس و خبر میرسد و درج میگردد مخصوصاعکس ها و خبرهای مربوط به سخنرانی پرفسورخرسند دردانشکده پژوهشی و علمی زنجان بزودی درج میگردد. طبق خبرهای دریافتی اولیه یرفسور خرسند از روز ینجشنبه با قطار وارد زنجان شدند و عده کثیری از بیماران شفایافته با دسته های گل از ایشان استقبال نمودند که شرح کامل گزارش سفر و عکسهای مربوطه بزودی درج میگردد برخي تصاوير كه در بخش شفايافتگان زنجاني توضيح بيشتري است                       زنجان شهربرگزیدگان خدا، در تدارک استقبال از پژوهشگر ایرانی میباشد شهر برگزیدگان سلام استاد خرسند پژوهشگر ايراني مقيم هلند دوهفته پيش براي پاره اي از كارها وارد تهران شدند وپس از تهران و شيراز در شهرجنوبي و در بوشهر ميباشند كه چون عزيزان ما در زنجان از اين سفر آگاه شده اند دعوت مكرر خود را تلفني هم تكراروپيگيري نمودند و بالاخره مقررشدقبل از بازگشت به هلند ايشان و هيئت همراه وارد شهر زنجان هم بشوند و دوروزي از مريضان سابق و دوستان فعلي خود ديداري حضوري هم داشته باشند لذا چنانچه درنوبت پاسخ و توصيه هاي درماني مريضاني كه پرونده فعال درماني دارند وقفه اي موقت پيش آمد از پيش پوزش ميخواهيم. ادامه توچه: چون برخی عزیزان اطلاعات دقیقتری را میخواهند باید گفت که ما...

MardNig.bmp مهندس محمدرضارضائی سير بيماري ايشان به شرح زير است:
تشخيص داده شد و با توجه به سن ايشان AML-M4-5ابتدا بيماري ايشان مشكوك به سرطان خون (54 سال) امكان شيمي درماني شديد وجود نداشت و يك بار شيمي درماني خفيف انجام شد كه باعث كم خوني بيمارگرديد و يك بار خون و پلاكت تزريق شد
و بعد از آن غذا درماني راپیش شما شروع کرد و شكر خدا موثر واقع شد.


ew (از پرونده 3337 ) w مورد دیگری از ترمیم بکارت« سـرگذشـت ریـحـانـه » نامه دختری که از خوشحالی در آسمانها پرواز میکند بیماری ها: بکارت، افسردگی،خودارضائی، لرزش دست، ریزش مو، کم سوئی چشم، عفونت تناسلی،بی حوصلگی، فراموشی، چاقی، نوامیدی،احساس پوچی، کینه و نفرت و حسد و ناسپاسی، تنفر، تمایل شدید به خودکشی، گریه دائمی، همه مزمن16ساله با عرض سلام و ادب خدمت آقای پروفسور خرسند من این متن را از صمیم قلبم برای سپاسگزاری از استاد بزرگوارم به این عزیز تقدیم میدارم به نام یکتای بی همتا خدای بزرگم هم اکنون که این متن را می نگارم تو سلامتی ام را با دستهای توانای پزشکم به من ارزانی داشته ای من هیچ گاه باور نمیکردم که روزی دستانم را به دستان کسی گره بزنی که نجات بخش زندگی ام باشد و حالا به شکرانه آن هر روز مینویسم هر انچه را که بر من گذشته است تا یادم بماند که . . . . . . . . . . . دنباله / پرواز /hana_b2013@yahoo.com * بازگشت به نرخ و تعرفه گذشتهپرفسور خرسند که در سفرایران تشریف دارند و گرانیها را متوجه شدند فرمودند نرخ خدمات ما تغییر نکند و به همان روال سابق و ارزان بماند و برگشت اضافه پرداختها به مریضان هم صورت گیرد(توضیح) Hana hana_b2013@ymail.com...

:مستعار محمد پارسا/:شغل : کودک / سن: 3 سال/قد: 95cm/ وزن : 14/500g کيلوگرم - تهران - معرف /علت مراجعه : از طریق اشنائی با خانواده ( عسل ) امیری و علت مراجعه داشتن دقیقا\" سـرطان همان بیماری که عسل نیز داشته است ناراحتي هاي ديگر؟: ناراحتی بغیر از ضعیفی شدید بدلیل یکسال شیمی

درمانی و در حال حاضر تب داشتن ( حد اقل یکبار در روز)و درد در
ناحیه قوزک پا (گهگاه)و بی اشتهائی و عصبی بودن که ناشی از عوارض دارو است ./ مصرف سبزي وسالاد داريد؟ گهگاه(1تا3بار در ماه) مصرف گوشت قرمز(گاو گوسفند) دارید؟ زياد(هرروز)/ مصرف گوشت قرمز(گاو گوسفند) دارید؟ زياد(هرروز)/وضع موي سر؟ : - - بدلیل شیمی درمانی کاملا ریخته است / وضعيت دندانها؟ : وضعیت خوبی ندارد / در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله / آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ درحال حاضر چندین نوع داروی انتی بیوتیک قوی بنام zyvoxid-ENFUZYON Sobusyonu و colomycin-ingection-colistimethate sodium و Tobramycine -75mg/1.5ml وداروی ضد قارچ بنام (آمفوتریسین B ) هر 6 ساعت و هیدروکرتیزون- نورماسالین - دیفن هیدرامین را بدلیل داشتن عفونت در بدن و بواسطه شیمی درمانی و شاید اصل خود مریضی که وجود لکه های متاستاز در قسمت تحتانی ریه است تجویز شده که مورد استفاده قرار گرفته است / هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - شیمی درمانی مکرر/ جراحی برداشتن کلیه سمت راست در یکسال قبل (تومور ویلمز) / مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . پیرو تماسهای تلفنی با جناب آقای دکتر خرسند با توجه باینکه یکسال از شروع شیمی درمانی گذشته و ریه بیمار نیز درگیر بیماری سرطان شده و یکدوره شیمی درمانی قوی ریه نیز انجام گردیده است و نه تنها بهبودی حاصل نشده بلکه بیماری پیشرفت کرده است و بدلیل عفونت ناشی از داروها در حال حاضر بیمار تبدار میباشد و علیرقم تجویذ داروهای مختلف که در بالا ذکر گردید تب کاملا\" برطرف نشده است بنابراین تصمیم به قطع کامل این نوع درمان داریم و خواهشمندیم هر چه زودتر با روش غذادرمانی خود مارا یاری نمائید تا انشاالله بیمار ما شفا یابد .
=============================================
از گزارشـات مریض در حین « غذادرمانی »
------------------------------ 09-12-2012
[خــداراشــکر] تا این ساعت تب و استفراق وهیچ نوع عارضه پوستی نداشته فقط نزدیک ظهراحساس درد در ساق پای راست داشته و [ الحمدالله}رنگ لبهاش قرمز شده ساعت 20.45 کد ادرار 1 و [ خوشـبختانه ] کاملا سر حاله
------------------------------------ 15-12-2012
8-وضعیت:
- /خدارا صد هزار مرتبه شـکر، اقای دکتر بینهایت دوستتان دارم محمد
پارسا الحمد لله خوب وسر حال وکلی ورج وورجه میکند وبازی - و
ولی این تنقلات را کم میخورد وما با کلی دوز وکلک وکادو خریدن از طرف شما چون شما را خیلی دوست دارد مجبور به خوردنش میکنیم.
- و هنوز احساس درد در ساق پا را دارد .
------------------------------- 21-12-2012
8
-وضعیت:
- خوشبختانه رنگ پوست ولبها شفافتر شده
- سرحال وشاد میباشد الحمدلله
9-کنترل اعتبارخود در پرونده:
- امروز هم 100هزارتومان دیگر به حساب بانکی جنابعالی واریز کردم
------------------------------------ 04-01-2002
8-وضعیت:

- به یاری خدا وجناب دکتر سر حال ومیزان وشاد هست
- واز روزی که توصیه آخرشمارا اجرا کردیم، دیگر پاهایش درد نمیکند
- شکر خدا موهایش هم بسرعت در امده الحمدلله
-------------------------

AsalAmiri.jpg مستعار: کودک: عسل/سن: 5 سال/ قد: 94 / وزن : 16 کيلوگرم/شغل سرپرست: آزاد/تهرانپارس/معرف /علت مراجعه : از طریق خانواده یکی از بیمارانتان(ملیکا-5ساله از از کرج)/برای درمان سرطان، که خیلی راضی هستند/ وضع موي سر؟ : بد - به علت شیمی درمانی موی سرش ریخته است/ در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - تحت شیمی درمانی میباشد/ سه روز پیش یعنی 1391.5.21 / شیمی درمانی (vp16) (IF) (CARBO) / به علت تشخیص متاستاس انجام شده/هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - تخلیه کلیه سمت راست و تومور / قرار دادن پورت برای انجام شیمی درمانی/ مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . تشخیص اولیه تومور ویلمز بوده و جراحی شده و کلیه سمت راست و تومور را تخلیه کردند.بعد از 1 سال و 3 ماه شیمی درمانی و 6 جلسه رادیوتراپی اقدام به قطع درمان شده اما تشخیص مجدد متاستاس در ریه داده شد.بعد از 3 جلسه شیمی درمانی و انجام سی تی اسکن دوم متاستاس مشکوک اعلام شده و انجام شیمی درمانی با دوز بالا تجویز شده.
میخوام اگه میشه جواب سی تی اسکن رو سریعا براتون بفرستیم/دختر من
هیچ مشکلی نداشت و همیشه سرحال و خندان بازی میکرد / تااینکه/دختر من بر
اثر ضربه در بازی پهلوی سمت راستش ورم کرد و پس از مراجعه به بیمارستان متوجه شدیم که توموری در کلیه سمت راستش هست و سپس مراحل درمان
در بیمارستان محک شروع شد.... به این وضع که شرح دادم رسیدیم
========================================= 30-08-2012
از گزارشات مریض در حال درمان به روش غذادرمانی
--------------------------------------------02-09-2012

7-وضعیت:
- خدارو شکر دخترم عسل بعد از 1 سال و نیم حالا که از خواب بیدار میشه برخلاف گذشته، حالا لبهاش قرمزه،
-انرژیش زیاد تره،
-بعداز شیمی درمانی هولناک گذشته در روش غدادرمانی شماموهاش جوونه زده،
-با روش شما، خیلی خوب کنار اومده و با نشاطه،
-سرفه هاش الحمدلله بهتر شده،
-گلوش اما خلط داره،امروز صبح که از خواب بیدار شد گفت گلوش درد میکنه.
--------------------------- 2012-10-06
7-وضعیت:
امروز جواب ازمایش عسل رو گرفتیم و خداروشکر گفتند بدنش پاکه،تمام وضعیت جسمانی اش هم عالیه
.
------------------------------------17-10-2012
7-وضعیت:
- خدارو هزاران بار شکر عسل بسیار شاداب و سرحال شده،رنگ چشماش و صورتش خیلی خوب شده

-----------------------25-12-2012

7-وضعیت:
- الحمدلله رشد موی عسل خیلی خوب شده
- خوشبختانه پوست و رنگ و روش عالیه.
- خداراشکر انرژی خیلی زیادی هم داره.
- اما اشتهاش به میوه کم شده و با زور می خوره.
- خیلی اصرار و میل به غذاهای ممنوعه داره
- با اینکه تهدیدش میکنیم که اگه غذا بخوری
- دوباره بیمارستان رفتن شروع میشه.
------------------------ --12-2012

جنسيت : مرد-شغل : مهندس نفت-قد: 178/وزن : 90کیلوگرم- سن: 32 - نشاني* : تهران -علت مراجعه: در اينترنت- بيماري هپاتيت ب دارم كه هميشه خسته ام و بي حال- ناراحتي هاي ديگر؟: واريكوسل داشتم كه جراحي كردم و سيونزيت و آلرژي درام - وضع فشار خون؟ هميشه عادي - حساسيت غذايي؟ دارم - به آمپرازول كه داروي معده هست حساسيت دارم - سابقه سردرد؟ بله - سردرد ناشي از سيونزيت - پياده روي (حداقل 2 کيلومتر)درچه مدت داريد؟ هرگز- به چه علت بود؟- امروز اگر مصرف نكنم خارش چشم و كيپ شدن دماغ مصرف سيگار؟ هرگز مصرف الکل ؟ گهگاه(1تا3بار در ماه-مصرف دارو داريد؟ بله - سيترزن روزانه يك عدد صبح آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ امروز اگر مصرف نكنم خارش چشم و كيپ شدن دماغ - هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - واريكوسل مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . من میخواهم به خستگي ناشي از اين بيماري غلبه كنم
===============================
از گزارشات مریض در زمان غذادمانی
گزارش وضعیت در 31-10-2011
(در حال حاضر عين گزارش قبلي خوب هستم
- كمي به دليل اينكه هوا سرد شده سر درد دارم - و سينوسهام مرتب چرك مي كنند در حالي كه شتشو و بخور را مرتب دارم. - اما نسبت به روزهاي قبل سبك تر شده ام. - تحرك بيشتري دارم -و نيز شادابي من بيشتر شده است. اما طلايي ترين روزهاي اين دوره سه روز بعد از شروع درمانم بود.پ - خواب من نرمال شده - در مجموع از گذشته چالاك تر شده ام و خوشحالم): ============
وضعیت:15-10-2011
-(نسبت به هفته گذشته يك كيلو لاغر شدم. - احساس سبكي مي كنم. - الحمدالله دماي بدنم نرمال شده است در حالي كه قبلا تب داشتم. - در خصوص سينوسهام مرتب شستوش مي دم و بخور هم مي دهم. - شكم و پهلوهاي من كاملا خوب جمع شده است. - اما در روزهاي اوليه خيلي احساس سبكي و شادابي بيشتري نسبت به الان داشتم. - فكر مي كنم كلا نبايستي خوراكي ديگري بجز زنده خواري انجام مي دادم. - اما با توجه به اينكه در محل كار هستم اين سبك خوردن كمي برايم سخت شده ): - رنگ پوست من شفاف شده و خوشحالم كه اين تغييرات را در خودم مي بينم. - من با توجه به اينكه چايي نمي خورم مدام سر درد دارم.
وضعیت26-09-2011
- خوشبختانه نسب به گذشته احساس سبكي دارم.
- خوابم بهتر شده است.
- چالاك تر شده ام.
- چربي اطراف كمرم آب شده
-اما معده من هميشه ورم دارد و شكمم باد دارد.
-اطراف لبم كبودي كمتر شده است و پوستم شفاف.
- در مورد سيوزيتم طبق دستور شما روزي يك بار با استفاده از سرنگ آب را در سوراخ بيني پمپ كرده و دوش آب گرم ميگيرم.
- بخور بابونه هم با توجه به اينكه در ماموريت بودم دو بار بيشتر نتوانستم انجام دهم.
- اما خارش چشم من و اارژي كماكان ادامه دارد.
به محض كوچكترين باد دماغم كيپ مي شود.
کنترل اعتبارخود در پرونده: شارژ دارم و امروز بعد از ظهر 50 تومان ديگر شارژ خواهم كرد.

طرح سوال: در صورتي كه اين متد درماني را ادامه دهم آيا باز هم صلاح مي دانيد مجددا براي خيلي بهتر شدنم تحت نظر شما نسخه ديگري شروع كنم؟ با سپاس .
دوستدار شما
-------------
گزارش مورخه 18-09-2011 -وضعیت: الحمد الله بهتر هستم. خارش چشم من كمتر شده است. در دست و پا احساس خنكي مي كنم. خدارا شکر که خواب من تا حد بسيار زيادي نرمال شده. و وزن من 5 كيلو كاهش داشته اما كمتر از اين نشده است. در خصوص سينوزيتم هم مدام دارم كار شستشو را انجام و دوش اب گرم مي گيرم. اما هر صبح در داخل بيني من ترشحات وجود دارد. رنگ پوست من خوب و سفيد شده و تا حدوي شاداب شده است. گزارش مورخ 10-09-2011
8-وضعیت: در حال حاضر خارش چشم من كم شده است. نسبت به گذشته سبكتر شده ام . اما در روزهاي هفتم و هشتم و نهم رژيم احساس سبكي و شادابي بيشتري مي كردم. خستگي مفرطي كه در وجود بنده بود الان تا 50 تا 60 درصد كاهش يافته است. رنگ پوست من نسبت به گذشته روشنتر شده است. ولي در اطراف لبم هنوز كبودي وجود دارد. البته هواي تهران آلوده هست و من احساس مي كنم اگر به نسبت به روزهاي قبل كمي كسل ترم به دليل آلودگي هواست. سردرد من كاهش يافته است . اما مدام احساس گرسنگي مي كنم. 9-کنترل اعتبارخود در پرونده: فعلا شارژ دارم و به محض دريافت پاسخ از آن مقام نسبت به شارژ مجدد اقدام خواهم نمود من اين راهي را كه رفتم برايم سخت بود. اما در آينده دوست دارم با طرح مشكلم به مردم كه الحمد الله كمتر شده تا حصول نتيجه صد در صدي ادامه دهم. دوستدار متد شما شده و آنرا به دوستانم توصيه مي نمايم ==========================

مستعار زينب /شغل : دانشجو /قد: 162 / وزن : 56 کيلوگرم /ز=4 سن=26 ايلام/ معرف /علت مراجعه : ازطريق اينترنت/درمان اي بي اس كه روده هايم رادرگيركرده حالت يبوست ونفخ زياد بخصوص درمواقع استرس/ ناراحتي هاي ديگر؟: چشم هايم حالت خستگي داردانحراف ياكشيدگي سياهي چشم ياقرنيه هردوچشم نميتوانم مستقيم نگاه كنم وخيلي به چشمهافشارمياورم كه حالت درامدگي دارن /گلويم چركي است مخصوصا صبح كه از خواب بيدار ميشوم /وقتي يبوست ميشوم بوي بد دهان دارم /طرف راست پشتم درد ميگيرد /داخل مدفوع حالت بلغمي ميبينم كه وقتي قرص مترونيدازول ميخورم ياسيپروفلوكساسين ميخورم هميبوست برطرف ميشه هم اين حالت بلغمي /زود عصباني ميشم بدنم عرق ميكند صورتم قرمز ميشود/درمواقع استرس صداودستهاوپاهايم ميلرزدنميتوانم اين حالتهارا كنترل كنم /دروجودم احساس ترس دارم هميشه/لبم مواقع عصبانيت واسترس كبودميشود /وقتي درس يخونم بخصوص مواقع امتحانات يبوست شديد همراه با نفخ زياد وكاهش وزن دارم/شبها هنگام خواب خيلي نفخ دارم وبيشتربيشترازلحاظ روحي ناراحت ميشوم ميخواهم هرطوري كه شده از شراين نفخ براي هميشه راحت بشم/باتشكر/حساسيت غذايي؟ دارم - به غذاهاي كنسروي اره دارم/وقتي سالادياسبزي وميوه ميخورم نفخم زياد ميشود ولي يبوست رابرطرف ميكند/ سابقه سردرد؟ بله - وقتي يبوست ميشم يا ناراحت ميشم بعضي مواقع درمسافرت هم سرم درد ميگيرد سابقه سرگيجه؟ بله - وقتي يبوست ميشم /وقتي درس ميخونم
وضع پوست بدن؟ : بد - جوش وكك مك كمي چروك بودن پوست صورت
مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . اول از همه ميخوام رودهايم سالم سالم شوندويبوست ونفخم از بين برود
ارامشم درزندگي بيشتر شود.يك چيزي ميگم شايد خيلي به اين بيماري من ربط داشته باشد من سال 65 كه بدنيا مي ايم همزمان پدرم درعمليات جنگي زخمي ميشودواورا به بيمارستان ثهران منتقل ميكنند مادرم ميگويد همش با
ناراحتي بمن شير داده است وحتي در دوران كودكي دردهاي شكمي داشته ام ولي نه يبوست ونفخ ولي اين 8 سال است كه يبوست دارم وتقريبا هميشه نفخ داشته ام چند سالي شديدشده است/2سالي ازشهرستان محل تولدم كه منطقه
سردسيروكوهستاني بودوابش خيلي بد بود به منطقه گرمسيركه اب مصرفيش خيلي خوب هست هجرت كردايم از اون موقع خيلي بهتر شدم ولي نه زياد
==================================
از گزارشات مریض در حین « غذادرمانی»
---------------------------------- 11-10-2012
سلام خسته نباشي.
- بنده يكي ازعلاقه مندان روش دكتر خرسند هستم
- در حال حاضرهم طول درمانو باروش ايشان طي ميكنم
- خيلي حالم بهتر شده ميخواهم بعد از اتمام طول درمانم يكي از دانشجوهاي دكتر شوم
- الان درحال تحصيل در مقطع كارشناسي ارشدهستم ميخواستم بپرسم
- به چه قسمتهايي از كامپيوتر براي استفاده از ان نياز هست تا براي يادگيري بهتر با اينترنت به كلاس كامپيوتر بروم تابراي ثبت نام در اين رشته دكتر خرسند امادگي بيشتري داشته باشم.
--------------------------------------

مستعار حسین - شغل : آزاد - قد: 158/ وزن : 70 کيلوگرم - سن: 58 - ایران زنجان - معرف /علت مراجعه : سرج در کوکل - درمان بیماری کراتین بالای کلیه - ناراحتي هاي ديگر؟: بدلبل بالا بودن کراتین کلیه طی یک ماه اخیر بالاجبار از دیالیز برای دفع سموم استفاده شده که علت اصلی آن را سابقه داشتن دیابت نوع 2 تشخیص داده اند - وضع فشار خون؟ هميشه عادي - معمولا بین 10 تا 12 بوده - حساسيت غذايي؟ ندارم - اما به دلیل وجود دیابت و مشکل کلیه از خوردن بعضی غذاها و میوه ها محروم می باشد - سابقه سرگيجه؟ بله - گهگاه بعد از مشکل کلبه به وجود آمده وضع پوست بدن؟ : خوب - در طی بک ماه کاهش وزن به مقدار 13 کیلو بوده به همین دلیل تغییراتی در پوست شده ولی بیماری پوستی ندارد وضع موي سر؟ : خوب - در طی بک ماه کاهش وزن به مقدار 13 کیلو گرم بوده به همین دلیل تغییراتی در ظاهر مو شده ديد چشم؟ : با عينک خوب - وضعيت دندانها؟ : غيراصلي - در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - furosemid 40- metoral50-v هر 12 ساعت از هرکدام یک عدد - newbet0.5- plavix75- ASA80-فولیک اسید - B6-هر 24 ساعت یک عدد آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ در حال حاضر تمامی داروهای فوق الذکر بنا به تجویز پزشک معالج استغاده می شود و هر هفته سه نوبت و هر نوبت به مدت چهار ساعت دیالیز می شود در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - کم چرب و کم نمک قبل از دیالیز به هیچ وجه حبوبات و گوشت استفاده نمی شود بعد از دیالیز گوشت ازاد و میوه 2 عدد متوسط اسفاده میشود حبوبات اصلا اسفاده نمی شود هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ بله - به دلیل داشتن کیست هداتیک .طی سه نوبت جراحی سنگین روی کبد و جگر انجام شده است که تقریبا 2 الی 3 عدد کیست مرده هم داخل قفسه سینه و کبد باقی است مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . طی تماس تلفنی با جناب آقای دکتر و شرح حال بیمار به طور مفصل و ارسال ابمیل به شخص ایشان به دلیل وضعیت بحرانی بیمار در نهایت توصیه دکتر بر آن شد که با توافق بیمار و آگاهی از روش دکتر پرسش نامه از طرف بیمار تکمیل شده و با توافق بیمار روش درمان جناب دکتر از طرف بیمار انجام شود. بطورخلاصه خواسته خود را از ما تکرار کنید(مشخص کنید). طی 2 ماه اخیر دچار درد در ناحیه قفسه سینه وناتوانی حرکت پا و �
=================================
ازگزارشات مریض در دوران درمان
---------------------------------14-07-2012
7-وضعیت:

- خدارا شکر تنگی نفس قطع شده
- خوشبختانه راحت پیاده روی می کنم
- احساس سبکی دارم
10- ملاحظات:سلام
جناب دکتر خورسند من با مریض دیالیزی فعلی شما، خانم زهرا خواجو تلفنی صبحت کردم - اظهارات ایشان هم مثل گفته های شما بود - حاشان خوب است و یکی از بیماران دیالیز ی شماست - ولی می گفتن که هنوز در مورد کلیه های خود مشکل حل نشده و همچنان دیالیز می شود. - می خواهم بدانم ایا زهرا خواجو و بیمارانی مثل ایشان آیا این امکان برایشان وجود دارد که کلیه های خود شان مثل قبل کار کند و دیگر نیازی به پیوند و دیالیز شدن نداشته باشد مشکل اصلی من هم همین است نمی خواهم کلیه دیگری به من پیوند بزنند بلکه خواهان بدست آوردن کلیه خودم هستم باتشکر از شما خواهشمندم پاسخ سوالم را بدهید. باتقدیم این گزارش، و اطلاع رسانی از وضعم، تقاضای مشاوره و توصیه برای ادامه راه را دارم.
--------------------14/07/2012
سلام
کاش همه بدنها یک جور بودند و میگفتم میشه یا نمیشه اما یک جور نیستند و طول مدت درمان هم یک جور نیست
همین اندازه که از قبل از « غذا درمانی » توانسته بهتر بشود، پس حتما در ادامه راه هم بهتر از این خواهد شد
او الان دارو نمیخورد که قبلا مصرف میکرد،او الان درد و مشکلی ندارد که قبلا بسیار زیاد داشت، او الان از خانه اش بیرون میرود و مهمانی میرود و مهمانی میدهد، که قبلا این امکان را هم نداشت و حال و دماغش را نداشت که به چنین روزی فکر کند
او الان روحیه دارد واز زندگی ش لذت میبرد که قبلا نداشت و راه حلی هم برای خود نمیشناخت و فقط با خدا حرف مکیزد و دعا میکرد، او الان وزن خوب کم کرده است، که قبلا در اثربی حرکتی و بدغذائی و داروخواری بسیار سنگین وزن پراز « سم » و «عفونت» بود که حال حرکت و صحبت کردن نداشت،
اما الان آن کثافات و سم و عفونت را در روش من دفع کرده و خوشحال و پرانرژی به مهمانی میرود و روجیه دارد
او الان کمتر از قبل به دیالیز نیاز دارد، که قبلا بسیار زیادتر میشد پس میشه امیدوار بود که جرئیت کند و یک روز هم فطعش کند او الان آب می نوشد، او الان هندوانه و همه چیزهای آبکی هم میخورد که قبلا به او تاکید میکردند که نخورد تا وضعش بدتر نشود ولی میخورد و وضعش در روش من بهتر هم شده.
هیچکدام از این ها را قبلا نداشت.
بیشتر از این نمیتوانم نظری بدهم توکل به خدا.
میتوانی نظر دکتر مبهوتی را هم بپرسید اگر میخواهید بیشتر تحقیق کنید ایمیل او در سایت و در مقاله خودش هست او مریض 5سال پیش من بوده موفق باشید خرسند

-----------------------------------28/07/2012
7-وضعیت:
- من 6 روز متوالي حجم ادرار خود را در ليوان هاي يک بار مصرف اندازه گيري کردم. روز اول 2 ليوان- روز دوم 5/1 ليوان -روز سوم 5/1 ليوان- روز سوم 5/3 ليوان- روز چهارم2 ليوان.
هفته اي سه مرتبه دياليز مي شوم روز هاي يکشنبه- سه شنبه و پنج شنبه و درهر جلسه 4 ساعت که جمعا در طول روز 12 ساعت دياليز مي شوم که اين هفته 8 ساعت دياليز شدم و روز سه شنبه را طبق فرمايشات شما که گفته بوديد دياليز را کمتر کنم دياليز نشدم، و حالم هم خوب بود.
اصلا قرص مصرف نمي کنم.
هر روز پياده روي و دوچرخه سواري مي کنم و کارهاي روزمره خود را انجام مي دهم خريد مي کنم مهماني مي روم رانندگي مي کنم و...
همه غذا هايي که در نسخه پيشنهاد داده بوديد را مصرف مي کنم حجم مدفوع بالاست ولي ادار کم است.
-------------------------------25-09-2012
7-وضعیت: سلام
آقاي دكتر من هيچ گونه ناراحتي احساس نمي كنم فقط خيلي گرسنه مي شوم و
ضعف مي كنم 5 روز متوالي ادرارم را اندازه گرفته ام روز اول 7 ليوان روز دوم 6 ليوان روز سوم 5/4 ليوان روز چهارم 5/3 ليوان و روز پنجم 4
ليوان.
که بسیار عادی بنظر میایم و تا به اين تاريخ 27 روز است دياليز نمي شوم

---------------------------------10-10-2012
خبر درمان بیمار دیالیزی
7-وضعیت:
سلام آقای دکتر 4 روز متوالی ادرارم را اندازه گیری کردم روز اول 4.5 لیوان روز دوم 7.5 لیوان روز سوم 5.5 لیوان روز چهارم 5 لیوان.
هر روز پیاده روی می کنم و فعالیت بدنیم زیاد تر از قبل است حالم خیلی خوب است آزمایش دادم و کراتینم 7.3 است
اما بر عکس آزمایش نسبت به زمانی که این کراتین را داشتم و دیالیز می شدم حالم بهتر است امروز هوس خوردن نان را کردم و فقط یک کف دست خوردم و هوس غذاهای پخته را می کنم.
----------------------------------- 01-11-2012
««« اعلان شفا بیمار دیالیزی »»» 7-وضعیت: با سلام و خسته نباشید آقای دکتر من ادرار 8 روزم را اندازه گیری کردم - روز اول 7.5 لیوان - روز دوم 6.5 لیوان - روز سوم 6 لیوان - روز چهارم 7.5 لیوان - روز پنجم 7 لیوان - روز ششم 6 لیوان - روز هفتم 9 لیوان و - روز هشتم 7.5 لیوان. - در طول این مدت از هر غذایی روزها نه فقط یک قاشق مصرف کرده ام - اما چون نمی دانستم که دقیقا چه غذایی با چه ماده ی غذایی باید - مصرف کنم فقط از هر غذا یک قاشق مصرف کردم و حالم روز به روز بهتر می شود و --* اصلا نشانه ی بیماری در خود نمی بینم گاهی وقت ها حتی فراموش میکنم که بیمار هستم هر روز پیاده روی و رانندگی می کنم و حتی چندین بار به تنهایی و با ماشین شخصی خود به مسافرت هم رفته ام و تمام مسیر را خودم رانندگی می کنم و دیگر نیازی به معرفی برای مرکز دیالیز به شهر هایی که مسافرت می کنم ندارم. حتی در باغ خود باغبانی هم می کنم و این کارها را به راحتی مثل زمانی که سالم بودم و هیچ گونه بیماری نداشتم انجام می دهم. اوایل خیلی سرگیجه داشتم در حال حاضر اصلا سرگیجه هم ندارم و حالم کاملا خوب است. تاریخچه بیماری با سلام و عرض ادب خدمت آقای دکتر خرسند من دقیقا از سال 86 و با مراجعه به پزشک، ابتدا متوجه شدم که بیماری دیابت دارم( علت اصلی آن هم این بود که ) این در حالی بود که چند روزی چشمانم تار می دید و چند بار به چشم پزشک مراجعه کردم و شماره عینکم را عوض می کردند ولی همان روز با عینک خوب می دیدم اما چند روز بعد با همان عینک هم نمی توانستم ببینم تا اینکه چشم پزشک مرا به دکتر دیگری ارجاع داد و من متوجه شدم که دیابت دارم. - در ضمن دکتر به من گفتند که کلیه هایم کم کار شده است ولی اصلا راهنمایی نکردند که برای این مشکل چه کار باید بکنم، - کسی مثل من که شغلش این نیست و اطلاعاتی راجب بیماری ها ندارد طبیعی است که شاید هیچ گاه نام خیلی از بیماری ها به گوشش هم نخرده است برایم توضیح ندادند که باید برای این مشکل تحت نطر متخصص کلیه باشم. - بااینکه مرتب دارو های دیابت را مصرف می کردم ولی هر روز کراتینم بالا می رفت و بدتر میشدم وو خودم خبر نداشتم و بعد از اولین باری که دکتر به من گفتند که کلیه ام کم کار است بعد از آن حرفی از بالا بودن کراتین برایم نزدند در ان سالها کراتینم 2.2 یا 3 یا 4 بود اینها را بعد از اینکه کارم به دیالیز کشید و فهمیدم کراتین چیست و چقدر در بدن نقش مهمی ایفا می کند با نگاه کردن به آزمایش های سال های قبل دانستم. جالب اینجا بود که بر اثر ضربه ای که به پایم اصابت کرده بود 2 سال بعد از تشخیص دیابت و زمانی که کراتینم 4 بود و قند خونم بالا بود پایم را عمل کردند اصولا مریضی با این وضعیت را هیچ گاه جراحی نمی کنند من نمی دانم چرا حتی در بیمارستان هم به من اطلاع ندادند که کلیه هایم در خطر است و اصلا کم کاری کلیه یعنی چه؟ و باید چه کار کنم؟ و با آن وضعیت و قند بالا مرا عمل کردند. چند سال با این وضعیت سپری شد تا اینکه فروردین 91 حالم بدتر شد سرگیجه ی شدید داشتم و فشاری را بر روی قفسه ی سینه حس می کردم بعد از مراجعه به بیمارستان متوجه شدند که کراتینم 10 است مرا 4 روز در تحت مراقبت های ویژه قرار دادند و بعد از 4 روز نه فقط بهبودی حاصل نشد بلکه کراتینم 15 بود و بعد از آن دیالیز را شروع کردم درطول این مدت هر روز 25 عدد قرص مصرف می کردم و با رژیم بیماران دیالیزی پیش می رفتم هر روز حالم بد تر و بدتر می شد نمی توانستم قبول کنم که بیمار هستم همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد و در عرض چند روز من به جمع کسانی که دیالیز می شدند پیوستم و به من گفتند که کلیه هایم فاسد شده و باید به فکر پیوند کلیه باشم در طول این مدت سر گیجه داشتم و نمی توانستم روی پای خود بایستم و سریع سرم گیج می رفت و بعد از راه رفتن مسافت کوتاهی خسته می شدم و دچار تنگی نفس بودم و روحیه ام را کاملا از دست داده بودم و تصور می کردم که هیچ گاه درمان نخواهم شد. یک ماهی از اوج بیماریم می گذشت که دخترم با مراجعه به اینترنت و تحقیق راجب بیماران دیالیزی به اتفاق با سایت آقای دکتر خرسند روبرو شده بود و بعد از در میان گذاشتن موضوع با من تصمیم گرفتم که با متد دکتر خرسند پیش روم در ابتدا تمایلی به اجرای نسخه های آقای دکتر خرسند نداشتم بعلاوه بعد از ایمیل هاییی که به ایشان ارسال کرده بودم و فرمودند که با توجه به وضعیتی که دارم، 3 بار به خاطر کیست هیداتیک عمل شده بودم، بواسیر داشتم، سنگ در کیسه صفرا، و از پنج جای شکم فتق داشتم و بیمار دیابتی بودم با این اوضاع فرمودند که تحملش برایم سخت است و امیدم را از دست دادم ولی به اصرار خانواده و با کمک آنها تصمیمم برای این کار جدی شد، بعد از دریافت نسخه های پرفسور خرسند، دقیق به آنها عمل می کردم بعد از مدتی قرص هایم را کنار گذاشتم و مصرف نکردم و تصمیم گرفتم که ساعت های دیالیزم را کمتر کنم هر بار 1 ساعت از دیالیزم را کمتر می کردم و حتی بعضی هفته ها یک روزم را کم می کردم با این منوال ادامه دادم ، بعد از مدتی بواسیرم شدت گرفت و هر روز لاغرتر می شدم و این مرا نگران می کرد و درد شدیدی را تحمل می کردم به خاطر اینکه دیالیزی بودم نمی توانستم هر دارویی را مصرف کنم و بواسیرم شدید بود و به من پیشنهاد عمل دادند ولی به خاطر اینکه دیالیزی بودم از این کار منصرف شدند بعد از در میان گذاشتن این مطلب با آقای دکتر خرسند و انجام نسخه های ایشان کم کم حالم بهتر شد تا اینکه آن درد ها از بین رفت بعد از آن مدت هر روز پیاده روی می رم کوه نوردی می کنم رانندگی، باغبانی می کنم و در حال حاضر نزدیک به چهار ماه است که اصلا هیچ دارویی مصرف نکرده ام و از 2ماه هم بیشتر است که دیالیز نمی شوم قبلا برای رفتن به مسافرت استرس رفتن به مرکز دیالیز به شهر دیگر را داشتم ولی حالا به راحتی مسافرت می کنم خودم رانندگی می کنم و نیازی به دیالیز ندارم دیگر تنگی نفس ندارم و سرم گیج نمی رود و همه ی اینها را اول مدیون خداوند و بعد آقای دکتر خرسند هستم که با راهنمایی هایشان امیدی را در دلم زنده کردند و از زحماتشان کمال تشکر را دارم. < > -------------------------------- 04-11-2012 < > ***************************** توجه: میدانم درمان شده اید و به این پرونده ات ممکن است سر نزنید اما بدانید که به تلفنی که در پرونده دارید به زنجان هم زنگ زدیم گویا دختر خانمتون پاسخ دادند و پیغام گذاشتیم. ما کتابهائی در دست تهیه داریم از جمله در مورد بیماری کلیه و دیالیزیها مثل وضع سابق شما که حالا با روش ما درمان شده اید و شفا یافتید اما ملیونها نفر در دنیا هنوز گرفتارند و به دستگاههای دیالیزی وصلند و زجر میکشند. آقا حسین خان شیراله تاران، بزودی ممکن است شمارا بخرج دولت هلند یا سوئد یا امریکا دعوت کنیم که در آنجا در کنار پرفسورخرسند باشید و از درمانت سخن بگوئی و اطلاعات خودرا مطرح کنید ، لطفا چندین عکس از دوران بیماری خود مخصوصا زیر دستگاه دیالیز تهیه کن و دوحالت مریضی و سلامت را باهم لازم داریم. یعنی اگر عکس از دیالیز شدن ندارید بروید در مرکز دیالیز همانجا مثل گذشته بنشینید و چند تا عکس بگیرید، و نیز چند تا عکس درکنار خانواده و درحال رانندگی و هرچند تا عکس از گذشته که اذیت بودید و هرچقدر آزمایش و سنوگرافی که از گذشته و حال داری همه را نگهداری کنید و برای ما هم از طریق کامپیوتر بفرستید، چون باید اول کتابچه شما و چند نفر دیگر را که درمان کرده ایم درست کنیم و بفرستیم و سپس که دعوت کردند همه شماهارا هم به اروپا یا امریکا بیاوریم، لطفا زودتر انجام دهید. این ویدئو که در زیر است با فیلتر شکن باز کن و ببین -* یو تیوب و اظهارات متخصص دیالیزی که فعلا راه دیگری برای درمان نمیدانیم. اما ما میدانیم http://www.youtube.com/watch?v=t5s4HI_oggw منتظر عکسها و خبرها از شما هستم. سیما. < > ****************************************** < > <> -------------------------------- ------------ 04-12-2012 < > 7-وضعیت: با سلام و خسته نباشید - آقای دکتر خرسند، خداراشــکر در حال حاضر حالم خیلی خوب است و احساس نمی کنم که زمانی بیمار بودم و آنهم بیمار کلیه خراب دیالیزی، چون همه چیزم به لطف شما، طبیعی و خوب شده است. - من آدرس ایمیلتان را به افرادی که شبیه به خودم هستند یا بیماران دیگر دادم و خیلی هم خوشحال شدند، ولی نتوانستند با شما ارتباط برقرار کنند و هر بار در جواب سوال من گفتند که رفتن به سایت و ارتباط سخت است و سـر در نمیاورند، حتی آدرس سایت شما را به مرکز سرطانی ها هم دادم امیدوارم با این کار بتوان بسیاری از افراد را از بیماری های خطرناک نجات داد و از نسخه های واقعا معجزه آسای شما ، همه بهره مند شــوند. با تشکرات فراوان از زحمات بی دریغ شما - طرح سئوال: من مه به لطف شما الان ماهها است که طبیعی شده ام ولی هنوز فیستول مربوط به سابق برای دیالیز شدن، در دست چپم به خاطر دیالیز دارم من که دیگه نیازی به دیالیز ندارم آیا نباید آن را از دستم خارج کنم؟ در ضمن من گاهی وقت هااز توئصیه های شما دور میشوم و از هر غذایی یکی دو قاشق میخوردم آیا در روند درمان اختلال ایجاد می کند؟ 10- ملاحظات: عکس ها و آزمایشات را به ایمیلتان ارسال کردم. باتقدیم این گزارش، و اطلاع رسانی از وضعم، تقاضای مشاوره و توصیه برای ادامه راه را دارم و پوزش میخواهم که دیر فرستادم . //////////////////////////////////////////////// ســلام آقا شیرالله خیلی از طرف شما به ما مراجعه کردند و راه را بالاخره پیدا کردند چون نیاز دارند و نیز از طرف مرکز دیالیزی زنجان هم عده ئی آمده اند و درحال درمان هستند، دعــای همه بدرقه شما و ماست همیشه ** نه نباید در ممنوعه خواری افراط کنی بلکه طبق آخرین نسخه من عمل کن و همه چیز بخورید اما روی قاعده و فاصله مه در نسخه برایت گذاشته ام از عکسها و ازمایشاتی که فرستادی در همه جا برای آگاهی نیازمندان استفاده خواهیم کرد
----------------------------- 27-01-2013
7-وضعیت: پس از 40 روز بیخبری گزارش دادند که
- خدارا شکر هیچ مشکلی ندارم

نوجوان 13ساله آقا- 160/48 - کانادا- - معرف I found you from your web site- the reason Chronic Kidney disease - small kidneys - در حال حاضر مصرف دارو داريد؟ بله - active Vitamin D, calcium carbonate as phosphate binder, Iron, sodium bicarbonate pills, EPO آخرين بار که دارو مصرف کرديد کي بود ؟ چه داروهايي بود؟ و به چه علت بود؟ I need to take them with my food to control my blood phosphate and acidosis and anemia .I started taking those medications 3 months ago when I diagnosed for CKD در حال حاضر رژيم خاصي داريد؟ بله - low sodium, low potasium and low phosphate diet هيچگونه عمل جراحي داشته ايد؟ - - مطلبي که لازم ميدانيد اضافه کنيد :بنويسيد . I want to experience live /raw diet to manage my CKD as soon as possible. my phosphate level and uric acid are still high, I am not on dialysis and I do not want to get to that point as much as possible.
============================
ازگزارشات پس از درمان غذادرمانی به روش پرفسورخرسند
29-08-2011گزارش تلفنی:

سلام من مادرآریا هستم از کانادا
میخواهم که یک آزمایش کراتینی در روز شنبه از آریا بگیرم، فعلا حالش از همه نظر خیلی خوب است، دیگر هیچگونه لکه ئی روی پوستش نیست ، چندوقت پیش فشارش افتاده بود. لطفا دستوری بنویسید تا قبل از آزمایش اجرا کنیم
07-07-2011
گزارش تلفنی از کانادا
شرمنده ما تیپ کردنمان با کامپیوترخیلی مشکل است وخیل وقت مارا میگیرد و باز هم همه مطلب نوشته نمیشوند، اجازه میخواهم تلفنی مزاحمتان شوم. دیروز ادار 1.5لیترزرد روشن - کد1 وزن 41کیلو - اصلا تب نداشت 37بود دفع ادرار عالی فشارخون عالی بسیارعلاقمند است که فقط زنده خواری کند. هندوانه زیاد میخورد و دوست دارد مکرر هندوانه بخورد بخورد. خداراشکر حال عمومیش خیلی خوب است جنب و جوش اوزیاد است همیشه دوست داره زنده خواری کند و گاهی مرتب هنودوانه میخوره و لذت میبره نگرانیم که لاغر شود ولی الان خداراشکرخیلی حالش بهتر از قبل است البته هرگز راضی نیستیم که برای چاقترشدنش، غذاهائی بدهیم که دوباره آن روزهای وحشناک نیماریس باز گردد. و اصلا به سمت دکتر و دوا و بیمارستان نخواهیم رفت که درآنجا وضع ایشان را بدتر کرده بودند و بهمین دلیل در انترنت دنبال راههای دیگر بودیم که خداوند یاری کرد و با شما آشنا شدیم و الان خدارا شکر هیچونه علائم بیماری در ایشان نمی بینیم. لطفا مارا راهنمائی فرمائید، صلاح میدانید اورا چاقتر بخواهیم؟. تلفنی مادر و پدر آریا از کانادا 26-06-2011
گزارش تلفنی از کانادا
سلام من مادر آریا هستم که از کانادا تلفن میکنم، ببخشید که هنوز دسترسیم به کامپیوتر کم است و درآینده حتما گزارش جامعی میفرستم. فعلا حال آریا بسیار خوب است و خدارا شکر خودش هم با ما همکاری خوب دارد و اصلا بهانه غذاهای پخته را مثل سابق ندارد. تخلیه ادراش هم خوب است و مقدارآن هم طبیعی میباشد. قبلا بدنش بسیار خارش داشت و همه جای پوستش را میخاراند ولی الحمدالله الان اصلا اینکار را نمیکند و ما خیلی خوشحالیم. قبلا از بس داروهای دکترهای کانادائی را مصرف کرده بود هم حالش بدتر شده بود و هم ادرارش پراز کف بود ولی الان درادرارش اصلا کف نیست و بسیار یکنواخت و زرد کم رنگ است. مشکل بزرگی که مرا ناراحت میکند و نمیدانیم چگونه از دست این بیمارستانهای کانادا و آن دکترهایشان خودمان را قایم کنیم چون مکرر به ما نامه مینویسند و تقریبا مارا تهدید میکنند که بچه را ببریم اونجا و ما نمیخواهیم اینکاررا بکنیم چون زیر دست اونها میدانیم که بدتر مریض میشود چون روش شمارا بلد نیستند و بچه ما تلف میشود هرروز به ما نامه مینویسند و ما میگوئیم در مسافرت هستیم و خودرا نشان نمیدهیم، شما میگوئید با اینها چکار کنیم؟. الان پسر من 47کیلو وزن دارد و بسیار شاداب و خوشحال است اما قبلا 60کیلو وزن داشتند آیا این افت وزن ناراحت کننده نیست و ما نگران نباشیم؟. لطفا در گزارش تلقنی قبلی من یک جمله مرا بردارید اما من انرا هزاربار دیگر تلفنی بشما میگم اما در سایت ننویسید. نسخه قبلی باز نمیشود لطفا انرا کنترل کنید تا باز شود. در ضمن من چندین بار تلفنی ازتون نسخه گرفتم تراخدا مرا شارژ کنید و فراموشتان نشود. این مطالب خوبی را که تلفنی به من فرمودید لطفا در پرونده بنویسید تا شوهرم هم بخوانند .
بازهم تشکر میکنم
مادر آریا
------------------------
04-06-2011 من مادر آریا هستم از کانادا تلفن میکنم، امروز من خیلی خوشحالم زنگ زدم که از شما تشکر کنم که کلیه های پسرم را نجات دادید امروز آزمایش نشان داد که کراتینی اش 70 تا پائین آمده ودیگر نیاز به دیالیز هم ندارد و کلیه ها شروع کردن به دوباره کار کردن شما در بدن پسرم معجزه درست کردید من دسترسی به کامپیوتر ندارد که کامل گزارش بدهم، امروز به ایران هم خبر میدهم و از همانجا به حساب بانک ملی شما باز هم واریز کنند واقعا ممنون هستم، ببخشید که من مکرر تلفن میکنم و نسخه تلفنی میگیرم ترا خدا بابت این نسخه های تلفنی مرا شارژ کنید که مدیون نباشم، باز هم ممنون

مستعار: زهره/شغل : فرهنگي /قد: 165 / وزن : 45 کيلوگرم/سن: 22 / - مشهد وضع ديد چشم؟ : بد - چشم چپم تنبلي دارد/تا يك ماهه اخير قرص و پمادهايي كه براي دستم تجويز شده بود مصرف میکردم/ وضعيت پريد ماهانه؟ : نامرتب - چند ماهه اخير تقريبا مرتب شده يعني به تاريخ 8هر ماه تا12 / برگشت ناخن هام و پوست شدن آنها سوزش شديد و مراجعه به پزشك سلام آقاي دكتر خواستم يك سوال ازتون بپرسم من الان مطلع شدم كه برادر يكي از همكارام كه به تازگي فوت كرده است بيماري سودا داشته با اين تفاوت كه زخم هاي اون روي سر و گوشش بوده روزي كه فوت كرده سرش 3 برابر شده و باعث فوتش شده است. آيا بيماري سودا اينقدر خطرناك است كه باعث مرگ بيمار ميشود آقاي دكتر من خيلي نگرانم و از اين موضوع ميترسم خواهش ميكنم كمكم كنيد تا از اين نگراني و بيشتر ترسي كه وارد وجود من شده رهايي يابم. خواهش ميكنم من نميخوام اينجوري بميرم. -----------------------zohrerahmavar.1369@gmail.com سلام این موضوع عزیزم در مورد شما هرگز رخ نخواهد داد درسته که بیماری خطرناکی است و کشنده اما شما با اولین روز اجرای نسخه من، از خطر درآمدی و دیگر بیماری در شما رشد نخواهد کرد، و برعکس بسمت درمان پیش میروید، بشرط اینکه با جدیت توصه هارا دقیق پیگیری و اجرا کنید . موفق باشید خرسند

4 2 3
Kamar/KamarBasen /basan-kamar /moch -saghe-pa/مستعارآقای MGH602005/:شغل : كارمند / قد: 179 - وزن : 87 کيلوگرم 18+=ط / سن: 31 - مشهد- معرف /علت مراجعه : ازطريق جستجو در اينترنت / بدنم از سال 1379 درگير بيماري پسوريازيس است و در اين مدت خيلي از روش هاي درماني شيميايي و دارويي و سنتي رو دنبال كردم و همگي هم فقط بصورت موقت تاثير داشتندو واقعا در حال حاضر از هرچي درمان خسته شدم.ودر حال حاضر هيچگونه دارويي مصرف نميكنم و ضايعاتم روز به روز بيشتر ميشوند/ ناراحتي هاي ديگر؟: فكر ميكنم بواصيل هم داشته باشم ولي هيچگونه درماني انجام نداده ام/ سابقه سردرد؟ بله - در صورتيكه بدنم خسته باشه و با استراحت خوب ميشوم/ وضع پوست بدن؟ : بد - روي كليه قسمتها بدنم ازجمله پيشاني-سر- كمر-پشت-شكم - پهلو ها - دست و پا ضايعات پسوريازيس دارم و هر روز هم شديد ترميشود/
===============================================
از گزارشات مریض در حین « غذادرمانی » ----------------------------------------- 27-01-2013 <
7-وضعیت: - جناب پرفسور خرسند بايد عرض كنم كه خدارو شكر در اين تقريبا 20 روز از نظر وضعيت گوارشي احساس ميكنم سيستمم خيلي سبك شده . - از نظر رنگ و روم هم همونطور كه دورو بريا اذعان ميكنن ميگن با اينكه خودم رنگ پوستم روشن ولي خيلي پوستم شفاف شده خودم هم احساس سبكي ميكنم. - ضايعات روي پوستم تغيير كرده اند ولي قسمت هاي مختلف بطور متفاوت تغير ميكنند. - در كل احساس ميكنم سرعت رشد پوسته نسبت به قبل كمتر شده نه كه در كل از بين رفته باشند نه ولي كمتر شده اندو بهتر از قبل است. - ضايعات روي پام الان با اينكه ضايعات بزرگتر شده اند ولي پوسته يا ندارند و يا خيلي كم دارند. - روي شكم و كمر و پشتم هنوز ضايعات با پوسته باز شدتشون كمتر از قبل است و بهتر از قبل است ولي به كمي پام نيستندکه پام خیلی خوبتره
--------------------------------

---------------------------