وعده های مختلفی به خوانندگان داده بودم، و اینک از شما انتقاد دارم که کمی وقت شما دلیل موجه ای برای بد قولی من نمیتواند باشد و لذا از شما درخواست دارم که با مصاحبه های بیشتری موافقت کنید.
اشتباه نشود که تنها گرفتاریهای من نبوده بلکه مسافرتهای شما هم دراین تعلل، دخالت داشته، به هرحال شما سئوال بفرمایید که من در خدمتم.
سیما:
آنچه که در بخش
«فلسفه ما » جایش بسیار خالی است و مکرر از ناحیه بازدید کنندگان موردسئوال میشوم این است زیر بنای این فلسفه چیست؟ وچگونه شکل گرفته است وبازدید کننده اگر بخواهد فقط به یک قسمت مراجعه کند،وفلسفه شمارا،یکجا بیابد و بخواند، آنرانداریم، و لذا خواهشمندم فلسفه
و زیربنای این فکررا بیان بفرمایید.
دکترخرسند:
بله چشم، بیان نظریه و فلسفه یک موضوعی، بدون اشاره مختصر به تاریخچه تشکل آن تفکر، ناقص خواهد بود و لذا و بطور گذرا از تاریخچه نحوی پرورش این فکر می گویم وتفصیل کاملتر رایا درکتاب ویا درهمین سایت یادرهردو، به آینده واگذار میکنم.
با توجه به تجربه اتفاقی که در سن کودکی (9سالگی)برایم رخ داد(داستان کبوترها)
«تجربه تغذیه کبوترها لینک تفسیری (کلیک کنید)»
و سپس مشاهده عجز وناتوانی پیر مردها وپیرزنها وفرسودگی آنهاکه به دلیل طول زمان با آن روبرو میشوند ونیز مریضی های مردم درسنین مختلف، همه رابه نحوی با آن تجربه 9سالگی وتغذیه کبوترها، ربط میدادم وکم کم یک
شک بزرگ در نحوی تغذیه نوع بشر در من جمع میشد ومرا به مطالعه وتحقیق درآن سمت میکشاند تااینکه بدبختانه( یاشاید هم خوشبختانه)خودمن مریض شدم وبه بیماری کلیه مبتلا گشتم، ابتدا یک کلیه ولی بعد که به مداوا پرداختم هردوکلیه من بیمارشدند!!، وبتدریج هردو کلیه من فاسد شدند(ازسن 14سالگی) که همه دکترهای خرمشهر، آبادان، تهران، وانگلستان(درسن22سالگی)، پس از معاینات بسیار و عکس برداریهای فراوان والبته داروخواریهای همه بیمورد!! رای بر فاسد بودن هردو کلیه میدادند که کلیه چپ فوری و کلیه راست در آینده نزدیک فقط چندماهه به حدغیرقابل تحمل میرسد و باید که فوری جراحی شوم و کلیه چپ هرچه زودتر خارج گردد
عکس، کلیک کنید
خوب یادم می آید که درآستانه سفربه تهران، دوستان وفامیل بنا به اعتقاداتشان دربدرقه، ازمن حلالی می طلبیدندزیرا این سفر مرا،« سفرمرگ» میپنداشتند وامیدی به دیدارمجددمن نداشتند! چون شنیده بودند که دکترها اعلان خطر کرده بودند که هر لحظه امکان ازکارافتادن کامل کلیه ها میرودو من خواهم مردو شانس عمل جراحی هم ازدست میرود!
من نیز به همین باوررسیده بودم وقبل از ورود به تهران، به مشهد و به امام رضارفتم عکس، کلیک کنید
ودرتهران دوستانم خبر دادند که پروفسورجهرمی وپروفسوررفعت جراحان کلیه
واستادان معروف کلیه هستند وبویژه دومی درباره یکی ازدوستان نظرداده بود که کلیه هایش فاسداست وباید زودجراحی شودوآن مرحوم پشت گوش انداخت وهفته قبل ازورودمن به تهران فوت کرده بود(جوان24ساله) و همه مارامتاسف ساخته است!،
دوست دیگری من رابه میهمانی دعوت کردوبااینکه ازمن پذیرائی مفصلی هم نموده بودوتدارکات بسیاری چیده بود، ولی باصرار
More ادامه
"127- سفر مرگ و کشفی بزرگ (تاریخچه کشف غذادرمانی) "