نظرات/ ورود به مطب انترنتی/ 25-- قسمتی از فلسفه و نظریه درمانی ما ( پاسخ به نامه )
اصغر مزرعی_+_|July 23, 2009 06:13 AM

سن 55 دید دور ده دهم.عینک مطالعه 2 ماهه قبل گرفتم فشار چشم نرمال از نظر ازمایش خون همه نرمال مثل چربی و غیره.معتاد به چیزی نیستم.از نظر ظاهر و درون بدن بسیار سالم هستم.همه به تایید دکتر فقط موقع مطالعه بیشترو بعضی اوقات نگاه کردن تلویزیون چشام خسته میشن مثل خواب الودگی دوست دارم حد اقل 50 صفه کتاب بخوانم .با تشکر
--------------------------------------------------
سلام یاید که پیشگیری و درمان کنید، که با حدود ده روز کنترل غذائی و ورزشهای ساده و ویژه به این آرزو میرسید، درسایت ما طبق« روش ما » اقدام کن. موفق باشید خرسند



reza marzban|June 23, 2005 09:50 PM

با عرض سلام بر شما جناب آقای دکتر خرسند نحوه تماس با شما
-----------------------
آقا رضا جان نامه شمل ناقص رسیده و برای من نامفهوم است که درخواست شما چیست؟ و چه کمکی از من برایتان ساخته است ! لطفا مجددا مکانبه نمایید.
خرسند هلند.
-----------------------Reza Marzban wrote:
با درود بر شما جناب اقای دکتر خرسند عزیز
من رضا مرزبان 19 ساله از ایران استان لرستان شهرستان ازنا
حدود دو سال است که با علائم سر درد-خستگی زود هنگام در فعالیت های فکری-خستگی در ناحیه چشم-خواب الودگی و
در دو ماه اخیر حالت تهوع نیز به این علائم اضافه شده است
به پزشکان متعدد مغزواعصاب-چشمپزشک-روانپزشکوگوش و حلق وبینی مراجعه کرده ام
تنها به من گفته اند کی میگرن دارم
حالا روش درمانی شما برای میگرن چیست
اگر توضیحات من کافی نیست به من بگویید که چه نکاتی را باید اضافه کنم
با ارزوی موفقیت رضا مرزبان - از ازنا

/-------------------
با درود متقابل
نگرانی شما قابل درک است
برای شما یک نسخه درمانی نوشتم که در پرونده ویژه شما منعکس است و شما با بکار بردن کد مخصوص که در ایمیل دریافت میکنید وارد سایت من بشوید و در پنجره جستجوگر که زیرعکس من قرار گرفته است کد خود را بنویسید تا دسترسی به پرونده درمانی خود داشته باشید.
موفق باشید.
خرسند - هلند



اسماعیل هژبرنژاد - دانشگاه علوم پزشکی - بوشهر|December 27, 2004 03:55 PM

به نام خدا

با سلام و درود فراوان بر دانشمند بزرگ و عالیقدر ، کاشف و پدر علم سیستم خود درمانی بدن در جهان ، استاد گرانقدر جناب آقای دکتر خرسند
آقای دکتر ، یک هفته پیش پرسشنامه یکی از همکارانم به نام آقای محمود لطفی کارمند دانشگاه علوم پزشکی بوشهر که مبتلا به سرطان خون و استخوان بود را برایتان ایمیل کردم ، باورم نمی شد که پس از دریافت پرسشنامه با منزل وی تماس بگیرید و حدود نیم ساعت از آن طرف دنیا با وی صحبت کنید . و او را دلداری و امید دهید و به زندگی امیدوارش کنید . فردای آنروز که همکاران از تماس شما با آقای لطفی مطلع شدند ، همه شما را انسانی نمونه ، انسان دوست ، دلسوز ، وارسته ،کوچک نفس و... قلمداد می کردند .
درود بر شما از این همه بزرگ منشی.
فردای آنروز آقای لطفی باید به شیراز جهت شیمی درمانی عزیمت می کرد اوچندان امیدی به زنده ماندن با شیمی درمانی نداشت چرا که خود می دانست که سم به بدن وارد کردن باعث نجات جانش نخواهد شد . او تصمیم گرفت به شیراز نرود و به من اعلام کرد که می خواهم زیر نظر دکتر خرسند باشم و به توصیه های وی عمل کنم .
شما توصیه می کردید و او عمل می کرد و گزارش می داد و باز توصیه ...
الان که یک هفته از درمان آقای لطفی می گذرد و او روز به روز حالش بهتر می شود . او خود می گوید که شفا پیدا کرده ام. او میگوید زبانم قادر به تشکر ازآقای دکتر خرسند نیست .
فردا سه شنبه مورخ 8/10/83 پس از گذشت یک هفته از درمان باید به آزمایشگاه برود . من و همکارانم ( اعظم حمادی ، مسعود جمالی ، علیرضا سلطانیان و... ) و همسرم خانم شکوفه ( کیوانه ) جمالی که در اصل معرف شما به من بوده و خانواده آقای لطفی برای این روز لحظه شماری می کنیم .
ناگفته نماند که آقای لطفی چنانچه یک هفته از شیمی درمانی اش می گذشت توانایی حرکت نداشت او بی حال می شد و در بیمارستان بستری می شد ولی الان روزی 4 ساعت پیاده روی می کند . به دیدن همکاران ، دوستان و آشنایان می رود . روحیه اش عالی است .

درود خدا و رسولش بر شما باد .
ما منتظر پاسخ آزمایش او خواهیم بود . تا انشا الله جشنی بزرگ در دانشگاه راه اندازی کنیم که دنیا از این معجزه به حیرت در آید و انسان های روی کره زمین را خوشحال کند و شاهد کشفی بزرگ با تجربه ای عالی باشد . و ایرانیان به ایرانی بودن خود ببالند و افتخار کنند که ایرانی هستند .
با تمام وجود از شما و همکارانتان سپاسگزاری می کنم . توفیق روزافزون شما و پیشرفتتان را از خداوند خواستارم .
پیشاپیش فرا رسیدن سال 2005 میلادی را با کشف سیستم خود درمانی بدن توسط شما در رابطه با بیماری خانمانسوز و هولناک سرطان تبریک عرض می کنم .

بوشهر - اسماعیل هژبر نژاد کارمند دانشگاه علوم پزشکی 7/10/1383
ایمیل :e_hozhabr@yahoo.com



اسماعیل هژبرنژاد- دانشگاه علوم پزشکی - بوشهر|December 27, 2004 03:50 PM

به نام خدا

با سلام و درود فراوان بر دانشمند بزرگ و عالیقدر ، کاشف و پدر علم سیستم خود درمانی بدن در جهان ، استاد گرانقدر جناب آقای دکتر خرسند
آقای دکتر ، یک هفته پیش پرسشنامه یکی از همکارانم به نام آقای محمود لطفی کارمند دانشگاه علوم پزشکی بوشهر که مبتلا به سرطان خون و استخوان بود را برایتان ایمیل کردم ، باورم نمی شد که پس از دریافت پرسشنامه با منزل وی تماس بگیرید و حدود نیم ساعت از آن طرف دنیا با وی صحبت کنید . و او را دلداری و امید دهید و به زندگی امیدوارش کنید . فردای آنروز که همکاران از تماس شما با آقای لطفی مطلع شدند ، همه شما را انسانی نمونه ، انسان دوست ، دلسوز ، وارسته ،کوچک نفس و... قلمداد می کردند .
درود بر شما از این همه بزرگ منشی.
فردای آنروز آقای لطفی باید به شیراز جهت شیمی درمانی عزیمت می کرد اوچندان امیدی به زنده ماندن با شیمی درمانی نداشت چرا که خود می دانست که سم به بدن وارد کردن باعث نجات جانش نخواهد شد . او تصمیم گرفت به شیراز نرود و به من اعلام کرد که می خواهم زیر نظر دکتر خرسند باشم و به توصیه های وی عمل کنم .
شما توصیه می کردید و او عمل می کرد و گزارش می داد و باز توصیه ...
الان که یک هفته از درمان آقای لطفی می گذرد و او روز به روز حالش بهتر می شود . او خود می گوید که شفا پیدا کرده ام. او میگوید زبانم قادر به تشکر ازآقای دکتر خرسند نیست .
فردا سه شنبه مورخ 8/10/83 پس از گذشت یک هفته از درمان باید به آزمایشگاه برود . من و همکارانم ( اعظم حمادی ، مسعود جمالی ، علیرضا سلطانیان و... ) و همسرم خانم شکوفه ( کیوانه ) جمالی که در اصل معرف شما به من بوده و خانواده آقای لطفی برای این روز لحظه شماری می کنیم .
ناگفته نماند که آقای لطفی چنانچه یک هفته از شیمی درمانی اش می گذشت توانایی حرکت نداشت او بی حال می شد و در بیمارستان بستری می شد ولی الان روزی 4 ساعت پیاده روی می کند . به دیدن همکاران ، دوستان و آشنایان می رود . روحیه اش عالی است .

درود خدا و رسولش بر شما باد .
ما منتظر پاسخ آزمایش او خواهیم بود . تا انشا الله جشنی بزرگ در دانشگاه راه اندازی کنیم که دنیا از این معجزه به حیرت در آید و انسان های روی کره زمین را خوشحال کند و شاهد کشفی بزرگ با تجربه ای عالی باشد . و ایرانیان به ایرانی بودن خود ببالند و افتخار کنند که ایرانی هستند .
با تمام وجود از شما و همکارانتان سپاسگزاری می کنم . توفیق روزافزون شما و پیشرفتتان را از خداوند خواستارم .
پیشاپیش فرا رسیدن سال 2005 میلادی را با کشف سیستم خود درمانی بدن توسط شما در رابطه با بیماری خانمانسوز و هولناک سرطان تبریک عرض می کنم .

بوشهر - اسماعیل هژبر نژاد کارمند دانشگاه علوم پزشکی 7/10/1383
ایمیل :e_hozhabr@hotmail.com



مسعود|December 25, 2004 06:17 AM

سلام دکتر - شما نابغه اید



سیما - منشی مطب|December 24, 2004 11:56 AM

خدمت خانم پریچهر _ بوشهر

از نامه شما سپاسگزایم ، از داستان غم انگیز مادر عروس شما ، دل ما هم بدرد آمد انعکاس این داستانهای دلخراش راهی برای نجات دیگران خواهدشد که حتما هم هست و مردم در جستجوی راههای دیگر می افتند که شده است ، و تماس بیماران صعب العلاج به مطب انترنتی ما خیلی زیاد شده و ما را خوشحال میکند که بوسیله قدرت دهی به سیستم خود درمانی بدن مریض (کشف بی نظیر پرفسور خرسند)، عده زیادی از مرگ قطعی نجات می یابند.
از داستانهایی که میفرمایید در باره آقای دکتر خرسند و نتایج بکارگیری روش ایشان، بر سر زبانها در شهرها و مخصوصا بوشهر ، و درباره کشف و درمانهای غذایی پرفسورخرسند، ماهم مایلیم بشنویم من بدینوسیله از همه خوانندگان ارجمند سایت پرفسور خرسند تقاضادارم که داستانها و شنیدنی های خود را برای سایت ما بفرستند و نیز تجربه های تلخ درمانی که برای عزیزانشان رخ داده ، تا در معرض دید همه خوانندگان قرارش دهیم.

باشد تا از این راه ، ما و شما باتفاق یکدیگر، خدمتی به گسترش صحیح علم
درمانی نوع بشر در جهان کرده باشیم انشاالله .
با تشکر بسیار منشی مطب سیما



پریچهر - بوشهر|December 23, 2004 09:36 PM

جناب آقای دکتر خرسند استاد گرامی و محبوب

شما با اینکه در هلند تشریف دارید ، در بوشهر از خوش نامترین افراد شده اید که همه جا ذکر خیر شما میباشد و هرکسی که مریضی از فامیلهایش از طریق شما معالجه شده و یا درحال معالجه است شنیدنی های زیادی از انساندوستی شما و معجزاتی از راه و روش کشف شده شما تعریف میکند ، منهم همعقیده با آقای دکتر سنائی فرد که از امریکا برای سایت شما نوشتند ، میگویم که لازم است مردم و خوانندگان سایت خوب شما ،این داستانها که حداقل من در استان بوشهر مکرر میشنوم در سایت هم منعکس گردد .
من وقتی دیدگاه شما را در باره میکرب و ویروس وتومور خوندم و این جمله مهم شما که « بدن انسان فعالیت مضره ندارد که با دارو بجنگ آن برویم » و یا عمل شیمی درمانی را تایید نمی کنیدبیاد مادر دوستم که اخیرا عروس خانواده امان شده می افتم که چه زن نازنین و زیبایی بود و در سن 38 سالگی پس از اینکه تمام دار و ندار و ثروت آنها را گرفتند و قیمه قیمه اش کردند که از مرض (شاید خیالی سرطان)نجاتش بدهند ولی زیر خاکش کردند، نگران بود که سینه چپ او چرا باندازه یک تیله سفت میباشد به دکترمراجعه کرد (که ای کاش بقول شما مراجعه نمیکرد) و به ماماگرافی فرستادنش با هزینه هنگفت عمل جراحی روی سینه اش انجام دادند و سینه چپ آنرا بریدندو برداشتند تا از دست این هیولای( شاید واهی)سرطان نجاتش دهند که ندادند، ولی گفتند سرطان در همه جات پخش شده باید که شیمی درمانی بشی ، پولش را میگرفتند و ماهی یکبار شیمی درمانیش کردند ، فایده ای نداشت هفته ای یکبار شیمی درمانیش کردند باز فایده ای نداشت ، تاتومور سر پیدا کرد ، زن زیبا و خوشگل چندماه پیش محله ما ، بسرعت ضعیف و نحیف شده بود ، بخاطر این تومور سر تازه بوجود آمده هم این بیچاره میبایست هرروز در شیراز شیمی درمانی بشود و شد و مرد و من از خود سئوال میکنم اگر او هیچ اقدامی نمیکرد و به آن تیله سفت سینه توجه نمی نمود و این همه زجر نمیکشید و قیمه قیمه نمیشد آیا بهتر نبود؟ .

با تقدیم احترام پریچهر - بو شهر














مشخصات ضبط؟ Save?